پادشاهی اورشلیم

پادشاهی لاتینی اورشلیم نام دولتی بود که پس از نخستین جنگ صلیبی در ۱۰۹۹ میلادی در جنوب شامات بنیاد نهاده‌شد. کیش رسمی این دولت مسیحیت کاتولیک بود. پادشاهی اورشلیم دو سده دوام آورد و سرانجام در ۱۲۹۱ میلادی، واپسین دارایی آنان یعنی شهر عکا به دست ممالیک افتاد و بدین‌سان این دولت هم از میان رفت.

پادشاهی لاتینی اورشلیم
Regnum Hierosolimitanum (لاتین)
Roiaume de Jherusalem (فرانسوی قدیمی)
Regno di Gerusalemme (ایتالیایی )
Βασίλειον τῶν Ἱεροσολύμων (یونانی باستان)

 

۱۰۹۹–۱۲۹۱
 

Flag نشان نظامی
پرچم نشان نظامی
Location of Jerusalem
پادشاهی اورشلیم و همسایگانش در ۱۱۳۵ میلادی.
پایتخت اورشلیم (۱۰۹۹–۱۱۸۷)
صور (۱۱۸۷–۱۱۹۱)
عکا (۱۱۹۱–۱۲۲۹)
اورشلیم (۱۲۲۹–۱۲۴۴)
عکا (۱۲۴۴–۱۲۹۱)
زبان‌(ها) لاتین، فرانسوی باستان، ایتالیایی (همچنین عربی و یونانی)
دین کلیسای کاتولیک (رسمی)، ارتدکسی یونانی، ارتدکسی سوری، اسلام، یهودیت
دولت پادشاهی
پادشاه
 - ۱۱۰۰–۱۱۱۸ بالدوین یکم
 - ۱۱۱۸–۱۱۳۱ بالدوین دوم
 - ۱۱۳۱–۱۱۵۲ ملیساند
- با فولک ۱۱۳۱–۱۱۴۳
 - ۱۱۴۳-۱۱۵۲-۱۱۶۲ بالدوین سوم
 - ۱۱۶۲–۱۱۷۴ آموری یکم
 - ۱۱۷۴–۱۱۸۵ بالدوین چهارم
قانونگذار اوت کور
دوره تاریخی قرون وسطای میانه
 - نخستین جنگ صلیبی ۱۰۹۹
 - دومین جنگ صلیبی ۱۱۴۵
 - محاصره اورشلیم (۱۱۸۷ میلادی) ۱۱۸۷
 - سومین جنگ صلیبی ۱۱۸۹
 - پیمان رمله ۱۱۹۱
 - محاصره عکا (۱۲۹۱ میلادی) ۱۲۹۱
امروزه بخشی از  مصر
 اسرائیل
 اردن
 لبنان
 فلسطین
 سوریه

پیش‌زمینه

نخستین جنگ‌صلیبی

س از جنگ ملازگرد، سلجوقیان در سال ۱۰۷۱ م به اوج قدرت خود رسیدند، اما پس از مرگ آلب‌ارسلان و ملکشاه در سال ۱۰۹۲ م اوضاع رو به آشفتگی رفت و ترکان سلجوقی درگیر جنگی داخلی شدند که منجر به تقسیم حکومت و امپراتوری سلجوقی شد.[۱][۲][۳] در این زمان عراق صحنه آشوب‌ها و انقلاب‌هایی بود که به وسیلهٔ اعراب و ترک‌ها رهبری می‌شد. اما در شام، تتش[۴] در سال ۱۰۹۵ م درگذشت و پسرانش رضوان، حاکم حلب،[۵] و دقاق، حاکم دمشق، پس از کوشش‌های فراوان بر اوضاع مسلط شدند. اورشلیم به حکومت ارتقیان انتقال یافت. طرابلس زیر سلطه شیعیان بنی عمار بود. فاطمیان مصر با استفاده از این آشفتگی به گسترش اراضی خویش در فلسطین پرداختند و اورشلیم را تسخیر کردند و موصل در زیر فرمان کربغا قرارداشت.[۶]

امپراتور بیزانس، الکسیوس یکم، که نگران پیشروی سلجوقیان به سمت غرب تا نیقیه در پی شکست در نبرد ملازگرد بود، در مارس ۱۰۹۵ م فرستادگانی را به شورای پیاچنزا فرستاد، تا علیه ترکان از پاپ درخواست یاری کند. اوربان شاید به امیدِ از بین رفتن انشقاق چهل‌ساله بین کلیسای ارتدوکس و کاتولیک و برقرار شدن دوبارهٔ وحدت دینی در سراسر اروپا، به این درخواست پاسخ مثبت داد.[۷] الکسیوس و اوربان، پیش از این و در سال ۱۰۸۹ م تماس‌های نزدیکی با یکدیگر برقرار کرده بودند و آشکارا در مورد موضوع یکپارچگی کلیسای مسیحی به گفتگو پرداخته بودند که نشانه‌های قابل توجهی از همکاری میان قسطنطنیه و رم در سال‌های پیش از آغاز جنگ صلیبی وجود داشته‌است.[۸] در ژوئیهٔ ۱۰۹۵ م، پاپ به زادگاه خود در فرانسه رفته تا به جمع‌آوری نیرو برای این اردوکشی مشغول شود. اوج سفر او در شورای کلرمونت و در ماه نوامبر رخ داد؛ جایی که او موعظه‌ای شورانگیز را برای تعداد زیادی شنونده از طبقهٔ اشراف و روحانیون ایراد کرد.[۹] جمعیت مشتاق حاضر پس از سخنرانی و در پاسخ به پاپ، فریاد دئوس وولت (خدا [این را] می‌خواهد) سردادند.[۱۰] و تاریخ ۱۵ اوت ۱۰۹۶ م، مصادف با روز عروج مریم را برای عزیمت به سوی نخستین جنگ صلیبی قرار داد.[۱۱]

چهار سپاه اصلی از صلیبی‌ها در زمان مشخص شده به وسیلهٔ پاپ در اوت ۱۰۹۶ م، اروپا را ترک کردند. آن‌ها مسیرهای مختلفی را به سوی قسطنطنیه برگزیدند و در بیرون از دیوارهای شهر و در میان نوامبر ۱۰۹۶ م تا آوریل ۱۰۹۷ م گرد هم‌آمدند؛ اوگ ورماندو نخستین کسی بود که به آنجا رسید و پس از او گادفری، ریموند و بوهموند نیز از راه رسیدند.[۱۲]

سپاه صلیبی‌ها در طول نیمه نخست سال ۱۰۹۷ م، به آسیای کوچک منتقل شده و الکسیوس نیز دو تن از ژنرال‌هایش به نام‌های مانوئل بوتومیتس و تاتیسیوس را نیز برای یاری صلیبی‌ها فرستاد. نخستین هدف لشکرکشی آنان نیقیه بود. نیقیه که در گذشته شهری مهم در قلمرو فرمانروایی امپراتوری بیزانس محسوب می‌شد، در آن هنگام بدل به پایتخت سلطنت سلجوقی روم و فرمانروایی قلج ارسلان یکم شده بود. او که قدرت این سپاه تازهٔ صلیبی را دست‌کم گرفته‌بود در آن هنگام با رها کردن خانواده و خزانه‌اش در شهر، برای جنگ با دانشمندیان به آناتولی مرکزی لشکرکشی کرده‌بود.[۱۳]

پیرو این رویداد و به محض ورود صلیبی‌ها به پشت دیوارهای شهر، این شهر در محاصره‌ای نسبتاً طولانی قرار گرفت.[۱۴] در نهایت پادگان تُرک‌های شهر در ۱۸ ژوئن تسلیم شده[۱۵] و شهر در دست نیروهای بیزانسی قرار گرفت، و این رویداد سرچشمهٔ آغاز درگیری‌های صلیبی‌ها و امپراتوری بیزانس شد. پرچم‌های امپراتوری بیزانس بر دیوارها و برج‌های شهر برافراشته شدند و صلیبی‌ها از غارت شهر و حتی ورود به آن، جز در دسته‌های کوچک و همراه با محافظ منع شدند. گرچه این اتفاق مطابق با سیاست سوگند وفاداری صلیبی‌ها به الکسیوس و امپراتوری روی داده‌بود اما امپراتور با بخشش هدایای خوراکی به سپاه صلیبی‌ها و نیز هدایایی گرانبها از گنجینهٔ قلج ارسلان به سران صلیبی، آنان را از خود خشنود کرد.[۱۶]

Byzantium after the First crusade-fa
مسیر نخستین جنگ صلیبی از میان آسیا

در پایان ماه ژوئن، صلیبی‌ها از میان آناتولی به حرکتشان ادامه دادند. آنان توسط تعدادی از سربازان بیزانسی به فرماندهی تاتیسوس همراهی می‌شدند، و همچنان به این امید دل بسته بودند که امپراتور الکسیوس، تمام سپاه بیزانس را پس از آنان بسوی‌شان خواهد فرستاد. صلیبی‌ها سپاهشان را برای کنترل راحت‌تر به دو دسته تقسیم کردند؛ یک گروه به فرماندهی نورمن‌ها، و دیگری به فرماندهی فرانسوی‌ها.[۱۷] دو گروه از پیش تعیین کرده بودند که در دورلیوم به یکدیگر ملحق شوند، اما در یکم ژوئیه و در نزدیکی دورلیوم با سپاه ارسلان روبرو شدند و در نبردی که روی داد، توانستند نیروهای او را از میان بردارند.[۱۸][۱۹]

حرکت صلیبی‌ها از میان آناتولی گریزناپذیر بود، اما از آنجاکه ارسلان هر آنچه در پشت سر حرکت سپاهش قرار داشت را سوزانده و نابود کرده بود، این سفر بسیار سخت و طاقت‌فرسا می‌نمود. این رویداد در میانهٔ تابستان بود و در نتیجه تعداد زیادی از افراد و اسب‌های صلیبی‌ها که آب و غذای کمی به همراه داشتند، کشته شدند.[۲۰] مسیحیان محلی نیز در بین راه برخی مواقع به آنان غذا و پول، هدیه می‌کردند. صلیبی‌ها نیز هر زمانی که فرصتی بدست می‌آوردند، دست به چپاول و غارت می‌زدند. هریک از فرماندهان درگیری و بحث را پیرامون رهبری کل گروه شروع کرده‌بود، گرچه هیچ‌یک از آنان از قدرت کافی برای این کار بهره‌مند نبود، و تنها آدهمار به عنوان رهبری معنوی سپاه به رسمیت شناخته شده‌بود. پس از گذشتن از میان دروازه‌های کلیکیه، بالدوین بوین بر سرزمین ارمنی‌ها در پیرامون فرات متمرکز شد. او تصمیم گرفت ملکی را برای خود در سرزمین مقدس تصرف کند و در ابتدای سال ۱۰۹۸ م، او به عنوان جانشین توروس حاکم ادسا برگزیده شد. توروس در میان رعایای ارمنی به دليل داشتن مذهب ارتدوکس یونانی محبوبیتی نداشت. پس از چندی توروس، در پی شورشی که احتمالاً با تحریک بالدوین روی داده بود، کشته‌شد. در مارس ۱۰۹۸ م، بالدوین به عنوان حاکم جدید انتخاب شد و کنت‌نشین ادسا را به عنوان نخستین دولت صلیبی ایجاد کرد.[۲۱][۲۲]

بوهموند به کمک یک نگهبان ارمنی تازه مسلمان به نام فیروز توانست برجی را تسخیر کرده و در نتیجه، در ۳ ماه ژوئن صلیبیون وارد انطاکیه شدند و بسیاری از ساکنان مسلمان آن را قتل‌عام کردند.[۲۳][۲۴] پس از تسخیر شهر، شوالیه‌ها و سربازان دون‌پایه‌تر به‌طور فزاینده‌ای بی‌قراری می‌کردند و خواستار ادامهٔ حرکت به سوی اورشلیم بودند و رهبرانشان را مجبور به پذیرش این کار كردند. سراجام در آغاز سال ۱۰۹۹ م، صلیبیون با برگزیدن بوهموند به عنوان نخستین شاهزاده انطاکیه، راهپیمایی به سوی اورشلیم را دوباره آغاز کردند.[۲۵]

در جریان پیشروی به سوی اورشلیم در ساحل مدیترانه، صلیبیون به دلیل صلح‌جویی حاکمان محلی و آمادگیشان برای تهیه آذوقه و تجهیزات مورد نیاز صلیبیون، با مقاومت کمی روبرو شدند و تنها مجبور به محاصرهٔ عرقا گشتند که آن را نیز نیمه کاره رها کرده و به ادامهٔ مسیر پرداختند.[۲۶]

افتخارالدوله، فرماندار فاطمی اورشلیم، که از رسیدن صلیبیون آگاه شد، همهٔ ساکنان مسیحی اورشلیم را از شهر اخراج کرد تا احتمال سقوط شهر را به‌خاطر خیانت داخلی کاهش دهد؛ همچنین او بسیاری از چاه‌های اطراف بیرون شهر را نیز مسموم كرد.[یادداشت ۱] هنگامی که صلیبیون در ۷ ژوئن به اورشلیم رسیدند، تنها چند سال بود که فاطمیان این شهر را از سلجوقیان بازپس‌گرفته بودند. بسیاری از صلیبیون پس از دیدن شهر و به پایان رسیدن سفر بسیار طولانیشان گریستند.[۲۷]

محاصره اورشلیم

صلیبیون هنگامی که به حومهٔ اورشلیم رسیدند با منطقه‌ای خشک و بدون گیاه و خالی از منابع آب و غذا مواجه شدند. در این مکان، هیچ دورنمایی برای رسیدن نیروی‌امدادی وجود نداشت و حتی بیم حملهٔ قریب‌الوقوع حاکمان محلی فاطمی نیز می‌رفت. هیچ امیدی به تلاش برای محاصره کردن شهر مانند آنچه در انطاکیه روی داده‌بود، وجود نداشت و صلیبیون از جنگجویان، پشتیبانی، آذوقه و زمان کافی برخوردار نبودند. در مقابل، آن‌ها تصمیم گرفتند تا مستقیماً به شهر یورش ببرند.[۲۸] صلیبیون دارای انتخاب‌های محدوی بودند زیرا برطبق تخمین‌ها از نیروی آنان، تنها ۱۲٬۰۰۰ نفر شامل ۱۵۰۰ سواره‌نظام باقی‌مانده بود.[۲۹] گادفری و تنکرد، در شمال شهر اردوگاهی ساخته بودند، ریموند اردوگاه خود را در جنوب شهر برپا کرد. علاوه بر این، نیروهای پروانسی نیز در ۱۳ ژوئن و در نخستین حمله شرکت نکردند. این اختلافات در میان سپاه صلیبیون به وحدت عمل آنان صدمه می‌زد. در نخستین حمله که احتمالاً بیشتر برای گمانه‌زنی از میزان توان استحکامات صورت پذیرفت، صلیبیون پس از رخنه کردن به دیوار بیرونی، در نفوذ به دیوار درونی شهر ناکام ماندند.[۳۰]

در جلسهٔ پس از شکست نخستین حمله در بین رهبران مختلف صلیبیون برسر لزوم هماهنگی بیشتر در حملات آینده توافق شد. در ۱۷ ژوئن، گروهی از دریانوردان جنوایی تحت فرمانِ برادران امبریاکو وارد بندر یافا شده و سپاه‌صلیبی را با مهندسین ماهر و به احتمال زیاد با قطعات الوارهای چوب کشتی‌هایشان برای ساختن برج‌ها و ابزارآلات محاصره تجهیز کردند.[۳۱] در همین هنگام کشیشی به نام پیتر دزیدریوس مدعی شد که اسقف آدهمار را در خواب دیده‌است. او همگان را به سه روز روزه گرفتن و سپس با طواف دیوارهای اورشلیم با پای برهنه واداشت و گفت که پس از آن، همانند اتفاقی که در داستانی در کتاب مقدس که در مورد محاصره اریحا بوسیلهٔ یوشع روی داده‌بود، شهر سقوط خواهد کرد.[۳۲] پس از سه روز روزه در ۸ ژوئیه، صلیبیون مراسم طواف دسته‌جمعی را به همان صورت که دزیدریوس به آنان آموخته بود، اجرا نموده و مراسم در کوه زیتون و با موعظهٔ پیتر راهب پایان یافت؛[۳۳] و اندکی پس از این ماجرا، گروه‌های گوناگون صلیبی که با یکدیگر اختلافات شدید داشتند، پیمان به ایجاد روابط حسنه و کنار گذاشتن اختلافات بستند. خبرهای حرکت و خروج سپاه کمکی فاطمیان از مصر، به سپاه صلیبیون نیز انگیزه‌ای بسیار قوی برای حمله‌ای دیگر به شهر داد.[۳۴]

حملهٔ نهایی به اورشلیم در ۱۳ ژوئیه آغاز شد؛ نیروهای ریموند به دروازه جنوبی حمله کرده و در همان هنگام، گروه‌های دیگر به دیوار شمالی حمله نمودند. در ابتدا پروانسی‌ها در دروازه جنوبی پیشرفت کمی داشتند، اما وضعیت نیروها در دیوار شمالی در حالت بهتری قرار داشت؛ آنان آرام ولی به صورت پیوسته در حال از میان برداشتن مدافعان شدند. در روز ۱۵ ژوئیه، یورش نهایی در هر دو سمت شهر آغاز شد و در نهایت استحکامات لایهٔ درونی دیوار شمالی، تسخیر گشت. هراس به وجود آمده ناشی از این رویداد در مدافعان، آنان را بر آن داشت تا دیوارهای شهر را در هر دو سوی شهر رها کنند و در نهایت به صلیبیون اجازه دهند که وارد شهر شوند.[۳۵][۳۶]

1099 Siege of Jerusalem
محاصره اورشلیم، تصویر شده در نسخه‌ای خطی از قرون وسطی

پس از حمله موفقیت‌آمیز به دیوار شمالی، مدافعان درحالی که توسط تنکرد و مردانش تعقیب می‌شدند، به سمت حرم شریف فرار کردند. پیش از آنکه مدافعان بتوانند منطقه را تسخیر کنند و سنگر بگیرند، مردان تنکرد به آنجا حمله، و بسیاری از مدافعان را سلاخی کردند و بازماندگان نیز در مسجد الاقصی پناه گرفتند. تنکرد کشتار را متوقف کرد و اعلام کرد، کسانی که در مسجد هستند مورد حمایت او و در امان خواهند بود. هنگامی که مدافعان دیوار جنوبی، دربارهٔ رویداد سقوط دیوار شمالی شنیدند، به سمت ارگ گریخته و اجازه دادند تا ریموند و پروانسی‌ها نیز وارد شهر شوند. افتخارالدوله، فرمانده پادگان شهر، در پی قراردادی با ریموند، ارگ را در قبال حفظ جان خود و محافظانش تسلیم او کرد و در عوض با امنیت و درپناه سپاه ریموند، به اشکلون رفت.[۳۷]

گزارش‌های شاهدان عینی در میان سپاه صلیبیون، تأییدکنندهٔ درستی رویداد کشتار فجیع و بسیار بزرگ پس از محاصره است. با این وجود، برخی از مورخان گفته‌اند که مقیاس این کشتار در منابع قرون وسطایی، بیش از حد بزرگنمایی شده‌است.[۳۸][۳۹]

کشتار در ادامهٔ روز نیز ادامه یافت. تمام مسلمانان کشته شده و یهودیانی که در کنیسه جامع پناه گرفته بودند، بوسیلهٔ صلیبیون و همراه با کنیسه‌شان به آتش کشیده شدند. روز بعد، زندانیان تنکرد در مسجد الاقصی نیز کشته شدند. با این وجود، واضح است که برخی از مسلمانان و یهودیان این شهر از این کشتار، جان سالم به در برده یا فرار کردند یا برای دریافت خون‌بها به اسارت درامدند.[۴۰] جمعیت مسیحی شرقی این شهر، پیش از محاصره توسط فرماندار شهر اخراج شده بودند و بدین ترتیب از این کشتار جان سالم بدر بردند.[۴۱]

برپایی پادشاهی اورشلیم

Crusader Graffiti in the Church of the holy supulchure Jerusalem Victor 2011 -1-21
نوشته‌ای مربوط به صلیبیون در کلیسای مقبره مقدس، اورشلیم

در ۲۲ ژوئیه شورایی در کلیسای مقبره مقدس برپا شد تا پادشاهی برای پادشاهی تازه ایجاد شدهٔ اورشیلم برگزیند. ریموند تولوز در ابتدا شاید برای نشان دادن تقوایش، پادشاه شدن را نپذیرفت، اما احتمالاً امیدوار بود که دیگر نجیب‌زادگان بر انتخاب او در هر صورتی پافشاری بورزند.[۴۲] گادفری که پس از اعمال ریموند در محاصرهٔ انطاکیه محبوبیت بیشتری بدست آورده بود، جایگاه پادشاهی اورشلیم را پذیرفت اما عنوان پادشاه را برای خودش نپذیرفت. ریموند که از این ماجرا خشمگین شده‌بود، سپاهش را از شهر به مقصد حومه شهر خارج نمود.[۴۳]

ماهیت و معنی دقیق عنوان گادفری مورد بحث و اختلاف دیدگاه‌ها است. اگرچه به صورت گسترده‌ای ادعا شده که وی عنوان آدوکاتوس سانتی سپولکری[یادداشت ۲] («حامی» یا «مدافع» مقبره مقدس) را برگزیده‌است، اما این عنوان تنها در نوشته‌هایی که خود گادفری نویسندهٔ آن‌ها نبوده، موجود است. به جای آن، گادفری خودش را به طرز ابهام‌برانگیزی پرینچپس[یادداشت ۳] یا به طرز ساده‌ای دوکس[یادداشت ۴] از لورن سفلی می‌نامیده‌است. طبق گفتهٔ ویلیام صوری در اواخر سده دوازدهم میلادی، گادفری در آن هنگام جنگجویی افسانه‌ای در اورشلیم صلیبی محسوب می‌شد؛ او از برسر گذاشتن «تاج طلایی» در مکانی که مسیح «تاجی از خار» برسر داشت، خودداری کرد.[۴۴] رابرت راهب، تنها رویدادنگار دوره جنگ‌های صلیبی است که نوشته‌است گادفری عنوان «پادشاه» را برگزیده است.[۴۵][۴۶]

یادداشت

  1. Madden, Thomas F. The New Concise History of the Crusades page 33 (Rowman & Littlefield Pub. , Inc. , 2005). The تاریخچهٔ سوری ۱۲۳۴ یکی از منابعی است که ادعا کرده‌است که همهٔ مسیحیان اورشلیم پیش از رسیدن سپاه صلیبیون از شهر تبعید شده بودند. «نخستین و دومین جنگ صلیبی از تاریخ‌نگار ناشناس اهل سوریه» Trans. A.S. Tritton. Journal of the Royal Asiatic Society, 1933, p. 73. این امر برای جلوگیری از همکاری آن‌ها با صلیبیون صورت گرفت.
  2. Advocatus Sancti Sepulchri
  3. princeps
  4. dux

پانویس

  1. صفوی، جنگ‌های صلیبی، ۱۳.
  2. بازورث، سلجوقیان، ۸۴–۸۳.
  3. لسترنج، جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی، ۱۴۹.
  4. بازورث، سلجوقیان، ۱۱۳–۱۱۲.
  5. صفوی، جنگ‌های صلیبی، ۱۰۳.
  6. صفوی، جنگ‌های صلیبی، ۵۱.
  7. Asbridge، The First Crusade: A New History، ۱۵.
  8. Frankopan، The First Crusade: The Call from the East، ۱۹–۲۳.
  9. Asbridge، The First Crusade: A New History، ۳۲.
  10. Tyerman، God's War: A New History of the Crusades، ۶۵.
  11. Asbridge، The First Crusade: A New History، ۷۸–۸۲.
  12. Asbridge، The First Crusade: A New History، ۱۰۳–۱۰۵.
  13. Asbridge، The First Crusade: A New History، ۱۱۷–۱۲۰.
  14. Asbridge، The First Crusade: A New History، ۱۲۴–۱۲۶.
  15. Asbridge، The First Crusade: A New History، ۱۲۶–۱۳۰.
  16. کاشف، تاریخ جنگهای صلیبی، ۲۳۹–۲۴۰.
  17. Asbridge، The First Crusade: A New History، ۱۳۲–۱۳۴.
  18. Asbridge، The First Crusade: A New History، ۱۳۵.
  19. Asbridge، The First Crusade: A New History، ۱۳۵–۱۳۷.
  20. Asbridge، The First Crusade: A New History، ۱۳۸–۱۳۹.
  21. Hindley، A Brief History of the Crusades: Islam and Christianity in the Struggle for World Supremacy، ۳۷.
  22. Runciman، The First Crusade، ۱۴۹.
  23. کاشف، تاریخ جنگهای صلیبی، ۳۰۵–۳۰۹.
  24. Runciman، The First Crusade، ۲۳۱.
  25. Neveux، The Normans، ۱۸۶–۱۸۸.
  26. Tyerman، God's War: A New History of the Crusades، ۱۵۰.
  27. Tyerman، God's War: A New History of the Crusades، ۱۵۳–۱۵۷.
  28. Tyerman، God's War: A New History of the Crusades، ۱۵۳–۱۵۷.
  29. Konstam، Historical Atlas of the Crusades، ۱۳۳.
  30. Tyerman، God's War: A New History of the Crusades، ۱۵۳–۱۵۷.
  31. Tyerman، God's War: A New History of the Crusades، ۱۵۳–۱۵۷.
  32. Tyerman، God's War: A New History of the Crusades، ۱۵۳–۱۵۷.
  33. Runciman، The First Crusade، ۲۸۴.
  34. Tyerman، God's War: A New History of the Crusades، ۱۵۳–۱۵۷.
  35. Tyerman، God's War: A New History of the Crusades، ۱۵۷–۱۵۹.
  36. Harris، Byzantium and the Crusades، 54.
  37. Tyerman، God's War: A New History of the Crusades، ۱۵۷–۱۵۹.
  38. Tyerman، God's War: A New History of the Crusades، ۱۵۷–۱۵۹.
  39. Madden، New Concise History of the Crusades، ۳۴.
  40. Tyerman، God's War: A New History of the Crusades، ۱۵۷–۱۵۹.
  41. Tyerman، God's War: A New History of the Crusades، ۱۵۷–۱۵۹.
  42. Tyerman، God's War: A New History of the Crusades، ۱۵۹–۱۶۰.
  43. کاشف، تاریخ جنگهای صلیبی، ۳۸۴.
  44. William of Tyre, Book 9, Chapter 9.
  45. Riley-Smith (1979), "The Title of Godfrey of Bouillon", Bulletin of the Institute of Historical Research 52, pp. 83–86.
  46. Murray, Alan V. (1990), "The Title of Godfrey of Bouillon as Ruler of Jerusalem", Collegium Medievale 3, pp. 163–178.
ارواد

ارواد (به عربی: أرواد) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در شهرستان طرطوس واقع شده‌است.

بالدوین چهارم

بالدوین چهارم (به انگلیسی: Baldwin IV of Jerusalem)، ملقب به مجذوم، یکی از شاهان پادشاهی اورشلیم بین سالهای ۱۱۷۴ تا ۱۱۸۵ میلادی بود و سرانجام در اثر بیمار جذام درگذشت و خواهرزاده‌اش، بالدوین پنجم به قدرت رسید.[۱]

حیفا

حیفا (به عبری: חֵיפָה) بزرگ‌ترین شهر در شمال اسرائیل، مرکز استان حیفا و سومین شهر بزرگ اسرائیل است. شهر حیفا از یک سوی در کرانه دریای مدیترانه و از سوی دیگر در دامنه کوه کرمل واقع شده‌است.

دولت‌های صلیبیون

پایگاه‌های صلیبیون (انگلیسی: Crusader states) یا ایالات جنگ‌های صلیبی، و با نام شناخته شدهٔ دیگر از جمله صلیبی‌نشین عنوان تعدادی از شهرک‌های منطقهٔ آناتولی، یونان و سرزمین مقدس و در غرب بالتیک است که توسط کشورهای اروپای غربی در قرن ۱۲ تا ۱۳ میلادی و در قالب جامعهٔ فئودالی تأسیس گردید. این نام همچنین با اشاره به دیگر دستاوردهای ارضی که اغلب کوچک و کوتاه مدت بودند ساخته شد. در دوران قرون وسطی از طرف کلیسا و مسیحیت به عنوان عامل بازدارنده‌ای علیه پاگان‌ها ، مسلمانان و سایر دشمنان مسیحیت استفاده میشود

رمله (شهر)

رمله (به عبری: רמלה) (به عربی: الرَّملة) شهری در فلسطین اشغالی در سال ۷۱۶م به فرمان هفتمین خلیفه اموی، سلیمان بن عبدالملک به‌عنوان پایتخت اداری فلسطین ساخته شد.از آثار مهم تاریخی شهر رمله می‌توان به مسجد سفید در شهر رمله اشاره کرد که ساخت آن به دوران حکومت امویان برمی‌گردد.

صفد

صفد (در عبری: צפת) نام شهری در استان شمالی اسرائیل است که جمعیت آن در سال ۲۰۰۶ ۲۸٬۱۰۰ نفر و مساحت آن ۲۹٬۲۴۸ کیلومتر مربع بوده‌است.

صفد یکی از چهار شهر مقدس یهود محسوب می‌شود و در کنار شهرهای قدس(اورشلیم)، الخلیل (حبرون) و طبریه، محل سکونت بسیاری از دانشمندان مذهبی یهودی بوده‌است. در سده‌های ۱۶ و ۱۷ میلادی، شمار زیادی از یهودیانی که از انکیزیسیون اسپانیا گریخته بودند، در این شهر ساکن گردیدند.

طبریه

طَبَریه (در عبری: טבריה) نام شهری در استان شمالی اسرائیل است که جمعیت آن در سال ۲۰۰۶ ۴۰٬۱۰۰ نفر و مساحت آن ۱۰٫۸۷۲ کیلومتر مربع است.

طبریه مرکز تمدن یهود و یکی از چهار شهر مقدس یهود به‌شمار می‌آید و در کنار شهرهای اورشلیم، صفاد و حبرون، محل سکونت بسیاری از دانشمندان مذهبی یهودی بوده‌است. آرامگاه چند تن از مقدسین یهود در حومه شهر طبریه قرار گرفته و از نظر تاریخی دارای اهمیت زیادی است.

طرطوس

طَرطوس شهر و بندری در جنوب‌غربی سوریه، بر ساحل دریای مدیترانه است. از کهن‌شهرهایی است که به دستور امپراتور کنستانتین در سال ۳۴۶ بازسازی شد و در دورهٔ رومیان و بیزانسی‌ها شکوفا گشت.

این شهر با ۹۳ هزار نفر جمعیت مرکز استان طرطوس و بزرگ‌ترین شهر این استان است.

طرطوس پس از لاذقیه دومین بندر بزرگ در کرانه‌های سوریه است و شهری است تجاری و گردشگری.

بیشتر مردم طرطوس عرب‌های مدیترانهٔ خاوری هستند ولی در حدود ۳ هزار یونانی‌تبار نیز در شهرک حمیدیه در جنوب طرطوس زندگی می‌کنند.

از زمان آغاز جنگ در عراق، چند هزار مهاجر عراقی نیز به طرطوس آمده‌اند.جزیره اَرواد که تنها جزیره مسکونی سوریه است در چند کیلومتری کرانهٔ طرطوس واقع شده‌است.

طرطوس هوایی معتدل و بارش زیاد دارد. نمناکی هوا در تابستان گاه به ۸۰ درصد می‌رسد.

محاصره اورشلیم (۱۱۸۷)

محاصره اورشلیم (انگلیسی: Siege of Jerusalem)، نبردی است در سال ۱۱۸۷ میلادی بین ایوبیان به فرماندهی صلاح‌الدین و پادشاهی اورشلیم به فرماندهی بالین ابلین در شهر اورشلیم که بعد پیروزی مسلمانان در نبرد حطین، اتفاق افتاد. طی این نبرد، سرانجام بالین شهر را تسلیم صلاح‌الدین نمود و خود به همراه سایر مسیحیان عازم صور شدند.

محاصره صور (۱۱۸۷)

محاصره صور (انگلیسی: Siege of Tyre)، نبردی است در سال ۱۱۸۷ بین نیروهای صلیبی و صلاح‌الدین در صور که پس از محاصره چند ماهه شهر، سرانجام صلیبیون پیروز شدند.

محاصره کرک

محاصره کرک (انگلیسی: Siege of Kerak)، نبردی است در سال ۱۱۸۳ بین صلاح‌الدین و نیروهای صلیبی در نزدیکی قلعه کرک که با پیروزی صلیبیون همراه بود.

نبرد فوله

نبرد فوله (به لاتین: Battle of Al-Fule)، نبردی است در سال ۱۱۸۳ بین گی لوزینیان و صلاح‌الدین ایوبی که در آخر بی‌نتیجه ماند.

نبرد مرج عیون

نبرد مرج عیون (به لاتین: Battle of Marj Ayyun) نبردی است بین ایوبیان و صلیبیون در سال ۱۱۷۹ که با پیروزی صلاح‌الدین همراه بود و بالدوین چهارم شکست خورد.

نبرد مونتگیسارد

نبرد مونتگیسارد (انگلیسی: Battle of Montgisard)، نبردی است در ۲۵ نوامبر ۱۱۷۷ بین نیروهای صلیبی به رهبری بالدوین چهارم و ایوبیان به رهبری صلاح‌الدین ایوبی که با پیروزی قاطع صلیبیون همراه بود.

نبرد کریسون

نبرد کریسون (انگلیسی: Battle of Cresson)، نبردی کوچک در ۱ مه ۱۱۸۷ در نزدیکی ناصره که با شکست قاطع و سنگین نیروهای صلیبی همراه بود و منتج به نبرد بزرگ حطین در ماه‌های بعد از این جنگ شد.

نبرد کوکب هوا

نبرد کوکب هوا (به لاتین: Battle of Belvoir Castle)، نبردی است در سال ۱۱۸۲ بین صلاح‌الدین و بالدوین چهارم که در آخر منجر به قرارداد ترک مخاصمه به مدتی مشخص بین مسلمانان و صلیبیون شد.

نبرد یافا (۱۱۹۲)

نبرد یافا (۱۱۹۱) در طول جنگ‌های صلیبی به عنوان یکی از مبارزات بین صلاح‌الدین ایوبی و ریچارد یکم (انگلستان) (ریچارد شیردل) رخ داد. این نبرد آخرین نبرد در جنگ سوم صلیبی بود و پس از آن ریچارد و صلاح‌الدین قادر به مذاکره برای آتش‌بس شدند. اگرچه صلیبیون اورشلیم را در دست داشتند.

کنت‌نشین ادسا

کنت‌نشین ادسا یکی از دولت‌های صلیبیون در سدهٔ ۱۲ میلادی بود. مرکز این حکومت در شهر ادسا (امروزه شانلی‌اورفه، ترکیه) قرار داشت.

کنت‌نشین طرابلس

کنت‌نشین تریپولی (به لاتین: County of Tripoli) که مسلمین به آن کنت‌نشین طرابلس می‌گفتند، یکی از پایگاه‌های صلیبیون و آخرین سنگرگاه صلیبیون در دوران جنگ های صلیبی بود که در سرزمین شام تأسیس شد، موقعیت این کنت‌نشین در فلسطین است که در خاورمیانه واقع شده‌است.

پادشاهان پادشاهی اورشلیم
شام
یونان لاتین
جنگ‌های صلیبی شمالی
قلمروهای قرون وسطی
تاریخ قرون وسطی
از واحد سیاسی کنونی
سرزمین‌های قرون وسطی
نبردها
افراد
حکومت‌ها
حوادث وابسته
طرفین درگیر
فرماندهان
نیروها
اتفاقات وابسته
تأثیرات

به زبان‌های دیگر

This page is based on a Wikipedia article written by authors (here).
Text is available under the CC BY-SA 3.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.