مقدونیه باستان

مقدونیه باستان سرزمینی در شمال شبه جزیره یونان در بالکان متشکل از دو بخش مقدونیه بالا و مقدونیه پایین و به پایتختی پلا بود. مردمان این سرزمین را بیشتر دامداران تشکیل می‌دادند. نژاد آن‌ها غیریونانی و ترکیبی از نژاد تراکی و مدیترانه و زبانشان نزدیک به زبان یونانی بود که از زمان اسکندر مقدونی کاملاً با زبان یونانی (آتیکی) یکی شد.[۲]

در سده ششم و پنجم پیش از میلاد، مقدونیه پادشاهی مستقل خود را داشت که بر خلاف آتن و اسپارت در یونان، همپیمان هخامنشیان بود. این اتحاد به اندازه‌ای بود که اسکندر، پادشاه مقدونیه در آنزمان، نقش سفیر ایران را در یونان ایفا می‌کرد. در سده چهارم پیش از میلاد مسیح، فیلیپ مقدونی سرزمین مقدونیه در شمال یونان را به زیر سلطه گرفت و با تأسیس یک ارتش نیرومند با سپاهیان فالانژ و آوردن فیلسوفان بزرگی چون ارسطو به آنجا، برای کشور خود به پایتختی پلا آوازه‌ای فراهم کرد. با اینحال اقدامات به موقع پادشاه هخامنشی، اردشیر سوم، مانع از توسعه طلبی او شد. با مرگ شاهنشاه ایران، فیلیپ به شهرهای یونانی یورش برده و برخی از آنان را مجبور به اطاعت از خود کرد. او از ضعف سیاسی ایران پس از اردشیر سوم بهره‌برداری کرده و تلاش کرد با شعار آزادسازی شهرهای یونانی از یوغ ایرانیان، پشتیبانی یونانیان را بدست آورد؛ که در همین زمان در یک مراسم جشن در یونان (احتمالاً با توطئه همسرش المپیا و پسرش اسکندر) به طرز مرموزی کشته شد. پس از او پسرش اسکندر مقدونی، کارهای ناتمام پدر را تکمیل کرده و چیرگی مقدونیان بر همه یونان اروپایی را محقق کرد. برخی شهرهای یونانی از ترس به مقدونیان پیوستند و بسیاری جنگیده و شکست خوردند. مثلاً شهر تبس پس از شکست از اسکندر، به‌طور کامل به اسارت و بردگی گرفته شد؛ و آنگاه اسکندر در ۳۳۶ پیش از میلاد به داریوش سوم، واپسین شاهنشاه هخامنشیان، اعلام جنگ کرد. او پس از شش سال جنگ، موفق به فتح امپراتوری ایران شد.[۳] با درگذشت او در ۳۲۲ پ. م قلمرو جهانی اش میان سه سردار او تقسیم شد. در این زمان مقدونیه به زیر کنترل آنتیگونس رفت. پس از چندی شهرهای یونانی بر مقدونیان شوریده و یک به یک مستقل شدند.

در میانه سده دوم پیش از میلاد، رمی‌ها با حمله به مقدونیه و شکست دادن فیلیپ پنجم، این کشور را به همراه شهرهای یونانی، به زیر پرچم خود کشیدند. از آنزمان برای حدود شش سده، این سرزمین در دست رمی‌ها بود تا اینکه در سده پنجم میلادی با تجزیه شدن امپراتوری رم، مقدونیه به یکی از بخش‌های امپراتوری بیزانس به پایتختی کنستانتینوپول تبدیل شد.[۴]

مقدونیه سرزمینی کوهستانی در شمال شبه‌جزیره یونان است. مردمان آن با اینکه از نظر نژادی یونانی به‌شمار نمی‌آمدند، ولی زیر تأثیر همسایه خود، از زبان و فرهنگ و دین یونانی بهره می‌گرفتند. از زمان داریوش بزرگ که برخورد میان هخامنشیان و اروپا آغاز شد، مقدونیه همواره هم‌پیمان ایران بود و در هیچ‌کدام از جنگ‌های موسوم به پارسی، شرکت نکرد و دشمن آتن بود. به گونه‌ای که تمیستوکِلِس پس از برکناری از آتن به مقدونیه گریخت. در دوران اردشیر یکم و سپس داریوش دوم که جنگ‌های پلوپونِزی میان اتحادیه دلوس به رهبری آتن و اتحادیه لاکه‌دمونی به رهبری اسپارت آغاز شد و حدود ۳۰ سال به درازا انجامید، مقدونیه هم‌پیمان اسپارت و نزدیک به ایران بود، بنابراین در یک جمله، در همه سده پنجم پ. م که آتن و ایران به دشمنی با هم می‌پرداختند، مقدونیه همسوی ایران بود. در دوران اردشیر دوم مقدونیه کشوری بی‌خطر بود و زمانی‌که سرانجام پیمان سرشناس به صلح شاهانه برپا شد، مقدونیه نیز از دوستان ایران بود. این کشور وارون آتن دموکراتیک و اسپارت اولیگارشیک، سیستم پادشاهی داشت. هم‌زمان با روی کار آمدن اردشیر سوم، در مقدونیه، پادشاهی به نام فیلیپ بر سر کار آمد که انقلابی در زمینه نظامی انجام داد و توانست برای نخستین بار ارتشی منظم و قدرتمند در مقدونیه برپا کند.

او سپس به سرزمین‌های شمالی و شرقی خود یورش برده و آن‌ها را به زیر کنترل خود گرفت. از ۳۵۹ تا ۳۴۶ پ. م، او ۱۳ سال را به جنگ برای سرکوبی آزادی شهرهای یونان پرداخت تا توانست کنترل اتحادیه آمفیکتون را به دست بگیرد. آتن و اسپارت سال‌ها بود که توان جنگی خود را از دست داده بودند. همین باعث شد تا به اردشیر سوم پیغام دادند که حاضر به تمدید قرارداد صلح شاهانه اردشیر دوم هستند تا شاه نوین به آنان کمک کند. در این زمان اردشیر سوم سخت درگیر جنگ فینیقیه و مصر بود. پیروزی‌های پرشتاب و رفتارهای تلافی‌جویانه شاه در این کشورها، فیلیپ را به شدت ترساند. پس او با شتاب هیئتی با هدایای فراوان به همراه ساتراپ فراری ایرانی ارته‌باز را به شوش فرستاد. کارهای فیلیپ در اینجا پایان نیافت و یک یونانی به نام هِرمیاس که خواستار تشکیل یک پادشاهی فراگیر در همه سرزمین‌های یونانی‌نشین به رهبری فیلیپ شده بود را به چهارمیخ کشید و خبر آن را در همه جا پخش کرد تا هیچ‌کس نگران مقدونیه نشود. یونانی دیگری که چنین اندیشه‌ای در سر داشت ارسطو فیلسوف سرشناس آتنی بود. او شاگرد افلاتون بوده و با مرگ افلاتون که هم‌زمان با پایان آزادی یونان، ارسطو بزرگترین فیلسوف به‌شمار می‌آمد. فیلیپ، ارسطو را به مقدونیه آورد تا هم به مردم بی‌سواد و کم‌تمدن مقدونیه که به اقرار خود اسکندر جز پرورش گوسفند کاری بلد نبودند دانش بیاموزد و هم روحیه ناسیونالیستی آنان را بالا برد. اعدام هرمیاس باعث ترس ارسطو گردید. پس او فرار را بر قرار ترجیح داده و به آتن بازگشت.

در آذرماه سال ۲۲۱ از پادشاهی اردشیر سوم، وزیر دربار باگواس شاه را با سم از میان برد. دلیل این کار چندان روشن نیست. شاید او مقام خود را در خطر می‌دید یا او به آرزوی همه بزرگان پارسی برای کنار رفتن شاهی خونریز و سختگیر به نام اردشیر سوم جامه عمل پوشاند. پس از درگذشت شاه، مخالفان او برای انتقام از خون‌هایی که ریخته بود، همه فرزندان او را کشتند. نخست ارشک خردسال را به جای پدر گذاردند ولی او نیز به زودی کشته شد. دو سال جنگ و خون‌ریزی تاسف‌بار که همه آبرو و اعتبار شاهی را از میان برد باعث شد تا هیچ فرزندی از اردشیر سوم، برجای نماند. با کشته شدن ارشک پسر اردشیر سوم امکان به ارث رسیدن شاهی از اردشیر دوم یا سوم وجود نداشت. چنان قحطی رخ داده بود که بزرگان پارس ناچار یک بازمانده هخامنشی از نسل داریوش دوم به نام ارتشته یا کودمان که در ارمنستان فرمان می‌راند را به پارس آورده و بر سرش دیهیم شاهی نهادند.[۵]

شاید بتوان گفت دستاورد اردشیر سوم این بود که امپراتوری را به شکل واحد نگهداشت تا به‌طور کامل به دیگران ارث برسد. درحالیکه اگر او نبود، امپراتوری تکه‌تکه می‌شد و گرفتن آن برای جهانگیر بعدی کاری بود تقریباً محال. هرچند شاید با شیوه‌ای درست می‌شد، ولی همچنان بر ایران فرمانروایی کرد.

Macedonia
Μακεδονία

۸۰۸–۱۶۸ پ.م.
 

 

 

خورشید ورجینا Macedon

خورشید ورجینا

Location of Macedon
پادشاهی مقدونیه در سال ۳۳۶ پ.م.
پایتخت Aigai
(۸۰۸–۳۹۹ پ. م)
پلا[۱]
(۳۹۹–۱۶۷ پ. م)
زبان‌(ها) Ancient Macedonian,
Attic Greek, یونانی کوینه
دین Greek Polytheism
دولت اشراف‌سالاری پادشاهی
King
 - ۸۰۸–۷۷۸ پ.م. Caranus (first)
 - ۱۷۹–۱۶۸ پ.م. Perseus (last)
قانونگذار Synedrion
دوره تاریخی اروپای دوران قدیم
 - Founded by Karanus ۸۰۸ پ.م.
 - Rise of Macedon ۳۵۹–۳۳۶ پ.م.
 - Conquest of Persia ۳۳۵–۳۲۳ پ.م.
 - Partition of Babylon ۳۲۳ پ.م.
 - Wars of the Diadochi ۳۲۲–۲۷۵ پ.م.
 - Battle of Pydna ۱۶۸ پ.م.
مساحت
 - ۳۲۳ پ.م. ۵۲۰۰۰۰۰کیلومترمربع (۲٬۰۰۷٬۷۳۱مایل‌مربع)
یکای پول تترادراخما

منابع

  1. Roisman & Worthington 2010, Chapter 5: Johannes Engels, "Macedonians and Greeks", p. 92.
  2. Macedonia
  3. Macedonia
  4. Macedonia
  5. اطلاعات عمومی معین (چاپ پنجم ۱۳۸۲ ه‍. ش) ص۲۶۶

پیوند به بیرون

آرکلیوس یکم مقدونی

آرکلیوس یکم مقدونی (یونانی: Ἀρχέλαος Α΄؛ درگذشته ۳۹۹ قبل از میلاد) پادشاه مقدونیه باستان از ۴۱۳ تا ۳۹۹ قبل از میلاد بود.

وی یک حاکم توانا و صاحب نفوذ بود و به دلیل تغییرات فراوانی که در ادارات دولتی، نظامی و تجاری ایجاد کرده بود شناخته میشد.

آنتیپاتر

آنتیپاتر (به یونانی: Ἀντίπατρος) سردار مقدونی و از حامیان فیلیپ دوم مقدونیه و اسکندر کبیر بود. در سال ۳۲۰ پیش از میلاد، او نایب‌السلطنهٔ سرتاسر امپراتوری اسکندر شد. آنتیپاتر پسر یکی از نجیب‌زادگان مقدونی به نام یولاس بود و خانواده‌اش از خویشاوندان دور دودمان آرگئاد به شمار می‌آمدند. آنتیپاتر اصالتاً اهل شهر مقدونی پالیورا بود و برادری به کاساندر داشت. آنتیپاتر ده فرزند از زنانی نامعلوم داشت: فیلا، ائورودیکه، و نیکایا دخترانش بودند و یولاس، کاساندر، پلئیستارخوس، فیلیپ، نیکانور، الکسارخوس، و تریپارادئیسوس پسرانش بودند.

آنتیپاتر دوم مقدونی

آنتیپاتر یا آنتیپاتروس دوم مقدونی (به یونانی: Ἀντίπατρος Β' ὁ Μακεδών) پادشاه مقدونیه به‌طور مشترک با برادرش اسکندر پنجم از ۲۹۷ تا ۲۹۴ پیش از میلاد بود.

آنتیگون یکم

آنتیگون یکم ملقب به مونوفتالموس یا یک‌چشم (به یونانیΑντίγονος ο Μονόφθαλμος؛ ۳۸۲–۳۰۱ پیش از میلاد) نجیب‌زاده و جنگ‌سالار مقدونی بود. او در روزگار اسکندر مقدونی یکی از ساتراپ‌های او بود. پس از مرگ اسکندر و با گذر از جنگ‌های میان سردارانش در سال ۳۰۶ پیش از میلاد او خود را شاه خواند و خاندان آنتیگونی را بنیاد نهاد.

او در نبرد ایپسوس بر اثر برخورد یک زوبین بدو کشته شد.

خاندانش پس از او بیشتر بر مقدونیه کنترل داشتند.

ائومنس

ائومنس (زبان یونانی: Εὐμένης؛ ۳۶۲–۳۱۶ پیش از میلاد) ژنرال و دانشمند یونانی است. او در جنگ‌های دیادوخوی به عنوان مدافع دودمان سلطنتی آرگئاد مقدونیه باستان شرکت داشت و سرانجام به دست آنتیگون یکم کشته شد.

ارسطو

اَرَسطو یا ارسطاطالیس (; زبان یونانی: Ἀριστοτέλης، تلفظ [aristotélɛ:s]، Aristotélēs؛ تلفظ: آریستوتِلِس، زادهٔ ۳۸۴ ق.م. -درگذشتهٔ ۳۲۲ ق. م) از فیلسوفان یونان باستان بود. او یکی از مهم‌ترین فیلسوفان غربی به حساب می‌آید. در هجده سالگی به آکادمی افلاطون راه یافت و به مدت بیست سال در مکتب افلاطون کسب دانش کرد، وی به سرعت چنان پیشرفتی در علوم نظری کرد که افلاطون به وی لقب عقل داد. او به مدت ۴ سال، آموزگار اسکندر مقدونی بود. نوشته‌های او در زمینه‌ها و رشته‌های گوناگون از جمله فیزیک، متافیزیک، شعر، ادبیات، زیست‌شناسی، منطق، علم بیان، سیاست، دولت و اخلاق بوده‌اند. ارسطو به همراه سقراط و افلاطون از تأثیر گذارترین و بزرگترین فیلسوفان یونان باستان بوده‌است، بدین سبب ارسطو لقب معلم اول را داراست. ارسطو فلسفه را با عنوان «دانش هستی» تعریف می‌کرد.

اریستوبولوس

اریستوبولوس وقایع‌نگار اسکندر است که در لشکرکشی‌های اسکندر ملتزم رکاب او بود و بعد مشاهدات و خاطرات خود را به صورت کتابی درآورد که از میان رفته‌است ولی بعدها نویسندگان اسکندری مانند آریان و دیودوروس در تحریر زندگی نامهٔ اسکندر و شرح پیروزی‌های او از کتاب او سودها برده‌اند و احتمال زیاد می‌رود که روایت استرابو دربارهٔ سرزمین هند بر مبنای گزارش‌های اریستوبولوس بوده‌است. توصیف او از گورهای شاهی هخامنشی و کتیبهٔ آرامگاه کوروش بزرگ توسط استرابو نقل شده‌است.

استراتیگوس

استراتیگوس (به یونانی: στρατηγός، PL στρατηγοί؛ یونانی محلی: στραταγός، stratagos؛ به معنای واقعی کلمه "رهبر ارتش")؛ و در لغت کلی یونان به معنی "نظامی" است.

همچنین این اصطلاح در عصر هلنی و امپراتوری بیزانس روم برای توصیف یک فرماندار نظامی مورد استفاده قرار گرفت. در ارتش یونان مدرن بالاترین رتبه برای افسر است.

اسکندر پنجم مقدونی

اسکندر پنجم مقدونی یا الکساندر پنجم مقدونی (به یونانی: Ἀλέξανδρος Ε' ὁ Μακεδών) پادشاه مقدونیه به‌طور مشترک با برادرش آنتیپاتر دوم از ۲۹۷ تا ۲۹۴ پیش از میلاد بود.

دودمان آرگید

دودمان آرگید (یونانی: Ἀργεάδαι) یک دودمان پادشاهی یونانی دوری بود که از ۷۰۰ تا ۳۱۰ پیش از میلاد، بر مقدونیه حکومت کرد. مطابق افسانه‌ها، نسل آرگیدها به آرگوس می‌رسید. مشهورترین اعضای این خاندان فیلیپ دوم و اسکندر مقدونی بودند.

دودمان آرگید از زمان فتح ایران به دست اسکندر تا ۳۱۰ یا ۳۰۹ میلادی جهان ایرانی را تحت حاکمیت خود داشت و به دلیل ازدواج اسکندر با شاهدخت‌های ایرانی، آخرین اعضای این دودمان تباری نیمه ایرانی-نیمه یونانی داشتند.

دودمان آنتیگونی

دودمان آنتیگونی(به یونانی: Δυναστεία των Αντιγονιδών) فرزندان آنتیگون یکم -از سرداران اسکندر مقدونی- بودند که بر بخشی از متصرفات اسکندر فرمان می راندند. دودمان آنتیگونی یکی از چهار دودمان بنیادنهاده شده به دست سرداران اسکندر بود. سه دودمان دیگر سلوکیان، دودمان بطلمیوسی و دودمان آتالی بودند.

آنتیگون یکم بر بسیاری از سرزمین‌های زیر فرمان دودمان آنتیپاتری در مقدونیه، و نیز بیشتر آسیای کوچک و شمال سوریه فرمان می‌راند. او کوشید تا سراسر قلمرو اسکندر را از آن خود کند، ولی در ۳۰۱ پیش از میلاد در نبرد ایپسوس شکست‌خورد و جان‌باخت. پسر او دمیتریوس یکم چند سال پس از آن کوشید مقدونیه را بگشاید، ولی راه به جایی نبرد، شکست خورد و در زندان درگذشت. پس از یک دورهٔ فترت آنتیگون دوم توانست خاندانش را بر عمدهٔ مقدونیه و دولت‌شهرهای یونانی در ۲۷۶ پیش از میلاد چیره‌سازد.

واپسین پادشاه این خاندان پرسئوس مقدونی بود که تاب ایستادگی در برابر پیشروی روم را نیاورد و در ۱۶۸ پیش از میلاد در نبرد پیدنا شکست‌خورد و دودمانش از میان رفت.

دیادوخوی

دیادوخوی (به یونانی: Διάδοχοι؛ به معنای جانشینان) دسته‌ای از سرداران و خویشان و دوستان اسکندر کبیر بودند که پس از مرگ او در سال ۳۲۳ پیش از میلاد برای در دست گرفتن کنترل امپراتوری او به جنگ با یکدیگر پرداختند. مهم‌ترین آن‌ها آنتیپاتر و پسرش کاساندر، پردیکاس، آنتیگونوس یکم، بطلمیوس یکم، سلوکوس یکم و لوسیماخوس بودند. بروز جنگ‌های دیادوخوی آغاز پرتلاطم عصر هلنیستی محسوب می‌شوند.

فیلیپ مقدونی

فیلیپ دوم مقدونی پدر اسکندر مقدونی است. وی در آغاز قدرت موفق شد دشمنان خود را شکست دهد و به‌خصوص با شکست دادن ایلیریها بر اهمیت قدرت وی افزوده شد. برای تسلط بر شهرهای مقدونیه مردمان متنفذ را رشوت می‌داد و با پول میان دشمنان نفاق می‌افکند. معروف است که یکی از متنفذان قلعه‌ها گفته بود قلعهٔ ما به قدری محکم است که تصرف آن ممکن نیست، فیلیپ گفته بود «آیا دیوار آن به قدری بلند است که طلا هم نمی‌تواند به شهر راه یابد؟».

در سال ۳۳۶ پیش از میلاد فیلیپ دوم مقدونی ترور می‌شود و پادشاهی اسکندر مقدونی آغاز می‌گردد.

لوسیماخوس

لوسیماخوس (به یونانی: Λυσίμαχος؛ حدود ۳۶۰ – ۲۸۱ پیش از میلاد) افسری مقدونی و از جانشینان اسکندر کبیر بود. او در سال ۳۰۶ پیش از میلاد شاه تراکیه، آسیای صغیر، و مقدونیه شد.

مقدونیه (روم)

استان رومی مقدونیه (لاتین:Provincia Macedoniae، یونانی:παρχία Μακεδονίας) نام بخشی از امپراتوری روم بود که پس از شکست آندریکوس مقدونی واپسین شاه مقدونیه باستان در پیرامون ۱۴۶ پیش از میلاد بنیاد نهاده‌شد. استان مقدونیه دربرگیرندهٔ کشور پیشین مقدونیه، تسالی، اپیروس و بخش‌هایی از ایلیریا، پئونی و تراکیه بود.

هلانیکوس میتیلنی

هلانیک یا هلانیکوس میتیلنی (Hellanikus of Mytilene) یا هلانیک لسبوسی (Hellanicos of Lesbos) (شهر میتیلن در جزیرۀ لسبوس واقع شده‌است)، تاریخ‌نویس و جغرافیدان باستان که در سال ۴۹۰ پیش از میلاد در میتیلن در جزیرۀ یونانی نشین لسبوس متولد شد و گفته می‌شود که تا سن ۸۵ سالگی زندگی کرده‌است. حدود ۳۰ اثر را به وی نسبت می‌دهند. او از جملۀ تاریخ نگاران و نویسندگانی است که بین اساطیر یونانی و تاریخ یونان تفاوت قائل شده‌اند.

پردیکاس

پردیکاس (به یونانی: Περδίκκας، Perdikkas؛ درگذشتهٔ ۳۲۰ یا ۳۲۱ پیش از میلاد) یکی از سرداران اسکندر مقدونی بود. پس از مرگ اسکندر در ۳۲۳ پیش از میلاد او نیابت سلطنت بر تمامی امپراطوری اسکندر را عهده‌دار شد.

پدر او بر اساس گفته آریان اورونتس بود.

کاساندر

کاساندر (به یونانی: Κάσσανδρος Ἀντιπάτρου؛ حدود ۳۵۰ – ۲۹۷ پیش از میلاد) از شاهان هلنی مقدونیه باستان (۳۰۵ تا ۲۹۷ پیش از میلاد)، پسر آنتیپاتر، و بنیان‌گذار دودمان آنتیپاتری بود. او هم‌نام عمویش، کاساندر، بود.

کالیستنس

کالیستنس یا کالیستن دوران زندگی بین سال‌های ۳۶۰ تا ۳۲۸ پیش از میلاد خواهر زادهٔ ارسطو فیلسوف نامی یونان بود. در سفر جنگی اسکندر مقدونی به ایران عده‌ای از دانشمندان مختلف و وقایع‌نگاران همواره با او بودند. یکی از آنان فیلسوفی دانشمند به نام کالیستنس بود. کالیستنس از ابتدای سفر اسکندر به ایران همراه او نبود. اسکندر قاصدی نزد ارسطو فرستاد که او یا یکی از شاگردانش برای حل مشکلاتی که دارد نزد وی بیاید. ارسطو نیامد و خواهرزاده‌اش کالیستنس را فرستاد.کالیستنس تاریخی باب فتوحات اسکندر نگاشته بود اما چون پادشاه متکبر مقدونی داعیهٔ الوهیت داشت و می‌خواست مقدونی‌ها وی را بپرستند و کالیستنس با این داعیه جداً مخالفت کرد، در نتیجه به امر اسکندر کشته شد یا به قولی در زندان درگذشت. پس از مرگ این فیلسوف نامی تاریخ وی نیز از میان رفت. توقیف و قتل کالیستنس بعدها ارسطو را نیز از اسکندر مأیوس و ناراضی کرد. این ماجرا در اوقات اقامت سپاه اسکندر در سغد اسکندر را در نزد سربازان یونانی تا حد زیادی منفور ساخت.

مناطق و ایالت‌های باستانی در تاریخ سرزمین شام
عصر برنز
عصر آهن
اروپای دوران قدیم

به زبان‌های دیگر

This page is based on a Wikipedia article written by authors (here).
Text is available under the CC BY-SA 3.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.