عصر برنز

عصر برنز یا عصر مفرغ دوره‌ای در تاریخ پیشرفت بشری است که در روند آن انسان‌ها بیشتر به فلزکاری دست زدند و از شیوه‌هایی برای گداختن مس و قلع و فرایند آلیاژسازی آن و قالب‌ریزی برنز بهره بردند. عصر برنز بخشی از سامانه سه‌دوره‌ای در زمان پیش از تاریخ جامعه انسانی‌است. دو دوره پیش و پس این دوره در سامانه یادشده عصر سنگ و عصر آهن می‌باشند. در سامانه یاد شده عصر برنز پس از دوره نوسنگی آغاز می‌گردد؛ ولی در بیشتر بخش‌های آفریقا که زیر صحرا جای گرفته‌اند پس از دوره نوسنگی یکراست عصر آهن آغاز می‌گردد.

تقسیم‌بندی سه‌گانه اعصار
عصر تاریخی
دوره لاتن   نیاتاریخی
دوره هالشتات
عصر آهن
  پسین  
میانه
پیشین
عصر برنز
دوران نوسنگی عصر مس  
نوسنگی با سفال پیشاتاریخ
نوسنگی پیش از سفال ب
نوسنگی پیش از سفال آ
میان‌سنگی میان‌سنگی
پارینه‌سنگی پسین
میانه
پیشین
عصر سنگ
Metallurgical diffusion
توزیع متالورژی در اروپا و آسیای صغیر

خاستگاه

بر سر اینکه خاستگاه اولیه برنز کجا بوده‌است بحث است. اما برنزِ قلعی در چندجای مستقل از یکدیگر ساخته می‌شده‌است. کهن‌ترین جایی که در آن برنز یافت شده‌است ایران و کشور کنونی عراق می‌باشند و در هزاره چهارم پیش از میلاد؛ ولی شواهدی مبنی بر بهره‌گیری از برنز در تایلند در هزاره پنجم پیش از میلاد هم به دست آمده‌است. برنزهای آرسنیکی در هزاره سوم پیش از میلاد مسیح در آناتولی و قفقاز ساخته‌می‌شد. برخی پژوهشگران برنزهای ساخته‌شده در شمال قفقاز و وابسته به فرهنگ مایکوپ را از نیمه هزاره چهارم پیش از میلاد می‌دانند که این‌گونه می‌توان این‌ها را کهنترین برنزهای ساخته‌شده در جهان دانست؛ ولی دیگر پژوهشگران این برنزها را ساخته‌شده در نیمه هزاره سوم می‌دانند.

عصر برنز در خاور نزدیک باستان

عصر برنز در خاور نزدیک به سه پاره بخش می‌شود:

Elam cool

جام نقره‌ای هزاره سوم پیش از میلاد، مرودشت، فارس . با کتیبه خطی ایلامی.

هر یک از دوره‌های یاد شده خود می‌تواند به زیررده‌هایی بخش‌شوند، برای نمونه EB I، EB II, EB III .متالورژی در آغاز در آناتولی در ترکیه کنونی شکل گرفت. سرزمین کوهستانی آناتولی از دید معادن کانی‌های قلع و مس پربار است. مس همچنین در قبرس، مصر، بیابان نقب (در فلسطین) و ایران در کناره خلیج فارس استخراج می‌شد. در آن زمان مس با آرسنیک آمیخته می‌شد و هنوز هم این فرایند در آناتولی پایدار است. از راه دریا مس را به مصر باستان و میانرودان نیز می‌بردند.

عصر برنز اولین شواهد شهری‌سازی به سوی سازمان‌دهی دولت شهرها و اختراع نوشتن شد(دوره اوروک در هزاره پنجم پیش از میلاد). در عصر برنز میانه سیاست جابه‌جایی مردمان سبب تغییر نقشه خاور نزدیک گردید (آموری‌ها، هیتی‌ها، هوری‌ها، هیکسوس‌ها و شاید بنی‌اسرائیل). دوره برنز پایانی صحنه جنگ قدرت میان پادشاهی‌های نیرومند و خراجگزاران‌شان بود (مصر باستان، آشور، هیتی‌ها و میتانی). تماس گسترده‌ای با تمدن اژه‌ای پدید آمد که در این میان داد و ستد مس نقش مهمی بازی می‌کرد. این دوره با واژگونی گسترده‌ای که اثر بسیاری بر خاورمیانه و مدیترانه شرقی گذاشت به پایان رسید. با به پایان رسیدن این دوره عصر آهن در ۱۲۰۰ پیش از میلاد مسیح در آناتولی آغاز شد، جایی که پیش از آن آخرین دوران عصر برنز را پشت سر گذاشته‌بود. جابجایی به عصر آهن سبب تحول‌های گسترده‌ای در خاورمیانه بود.

عصر مفرغ

Bronze lorestan female figure
آدمک مفرغی

عصر مفرغ دومین قسمت از عصر فلزات است که پس از دوره مس قرار می‌گیرد. این تقسیم‌بندی به این جهت است که مصنوعات فلزی این دوره از زندگی بشر بیشتر ترکیبی از مس و قلع است به‌طوری‌که کاوش‌های دیرین‌شناسی نشان داده ساکنان ایران از پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح نیز آلیاژ مفرغ را می‌شناخته‌اند و از آن برای ساختن مصنوعات فلزی خود استفاده می‌کرده‌اند و مصنوعات مفرغی نیز که در سایر نقاط دنیا ضمن حفاری‌ها به دست آمده قدیمی تر از این تاریخ نیست؛ بنابراین می‌توانیم شروع دوره مفرغ را از پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح که شروع دوره آهن است بدانیم. همان‌طور که گفته شد مفرغ ترکیبی است از مس و قلع به رنگ‌های مختلف سرخ، سرخ کم رنگ و نارنجی، که زودتر از مس ذوب می‌شود و در مجسمه‌سازی و ساختن ادوات دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نحوه ساخت مفرغ

مفرغ یک آلیاژ است. آلیاژ یعنی مخلوطی از چند فلز. فلز اصلی تشکیل دهندهٔ مفرغ، مس است. برای ساختن مفرغ، معمولاً مس را با قلع، با نسبت شش به یک یا چهار به یک مخلوط می‌کنند.

مفرغ در ایران

Elam cool
لیوان نقره ای مربوط به 3000سال قبل از میلاد در مرودشت فارس

ایران دارای پیشینه بسیار طولانی در امر ذوب سنگ معدن و استخراج فلز مس می‌باشد، آثار بدست آمده از تپه قبرستان دشت قزوین متعلق به نیمه دوم هزاره پنجم پیش از میلاد، روستاهای سنگتراشان و سرسرآب(سرخده علیا) در خرم آبادلرستان، تپه علی کش در دهلران، تپه سیلک، تل ابلیس در بخش مرکزی رشته کوه‌های کرمان و کاوش‌های بمپور و شهداد گویای این مطلب است. فلز کاران قدیمی به مرور در جهت بهره‌گیری از عناصر و ترکیب آنها، به ماده‌ای محکم تر از آلیاژ مس و قلع دست یافتند که اصطلاحاً مفرغ نامیده می‌شود. بدین ترتیب مفرغ به صورت یکی از برجسته‌ترین صنایع فلات ایران درآمد. عصر مفرغ در ایران به سه دوره فرعی تقسیم می‌شود که عبارتند از:

  • عصر مفرغ قدیم از ۲۰۰۰ – ۳۰۰۰ پیش از میلاد
  • عصر مفرغ میانه از ۱۶۰۰ – ۲۰۰۰ پیش از میلاد
  • عصر مفرغ جدید از ۱۲۰۰ – ۱۶۰۰ پیش از میلاد

مفرغهای لرستان

یکی از مناطق شاخص ایران در زمینه صنعت مفرغ، ناحیه لرستان است. لرستان در مرکز نوار غربی ایران و از مجموعه دره‌های تنگ و باریک و کوه‌های مرتفع تشکیل شده‌است. شواهد موجود اشاره به فلزکاری لرستان از هزاره چهارم پیش از میلاد دارد. مجموعه اشیای فلزی منسوب به لرستان از نیمه قرن گذشته توسط محققین و پژوهشگران مختلف بسیار مورد توجه قرار گرفته و زینت بخش اکثر موزه‌های بزرگ جهان می‌باشد. پژوهشگران، هنر مفرغ کاری لرستان را نتیجه کارهای ساده‌ای می‌دانند که بیان‌کننده چندین قرن انقلاب مادی ملتی کشاورز و جنگجو است. این هنر در هزاره چهارم قبل از میلاد به اوج خود رسید. اهمیت هنر مفرغ کاری لرستان، انتقال هنر و سنن اجدادی، انتقال مفاهیم و موضوعات مشترک مذهبی و بیان قانون مندی‌هایی است که برای همه اقوام سوارکار، جنگاور و کشاورز دنیای قدیم، به نحوی تحسین‌انگیز، دل‌نشین، پسندیده و ستودنی بوده‌است. اشیاء، وسایل و ابزار به جا مانده از هنرمندان خردمند زاگرس، بسیار و بی‌شمار است که از آن‌ها می‌توان به جنگ‌افزارها شامل خنجر، شمشیر، گرز و … ساز و برگ سوارکاری، وسایل زینتی و انواع ظروف و وسایل پذیرایی مخصوص اشاره کرد.

معادن مس و قلع در ایران باستان

کوه‌های سهند نزدیک تبریز و حوالی قره داغ، دامنه‌های جنوبی زاگرس نزدیک استرآباد و شاهرود، انارک دراصفهان، رباط الک آباد در نزدیکی مشهد، لرستان و اطراف همدان و در حوالی دریای مازندران معادن سنگ قلع و مس فراوانی وجود داشته‌است. در ارتباط با فلز وارداتی می‌توان به این مسئله استناد کرد که در اوایل هزاره دوم پیش از میلاد تجارت فلز از آناتولی شرقی به آشور وجود داشته و فلز به صورت غنائم جنگی به وسیله حکام آشوری منتقل می‌شده‌است.

پایگاه‌های باستان‌شناسی ایران و سرزمین‌های پیرامون آن از عصر برنز

عصر برنز در افغانستان

(۴۰۰۰–۱۵۰۰ پیش از میلاد)

Afgh02-02-02
تندیس‌های ایزدبانوان مادر از مُندیگَک (چپ) و تپهٔ دِه‌مُراسی (راست)، گِل پُخته، ولایت قندهار، هزارهٔ سوم پیش از میلاد.
AncientLapisLazuli
سنگ لاجوَرد (لاتین: Lapis lazuli) نوعی سنگ قیمتی آبی‌رنگ است که بخاطر رنگ آبی سیر آن، و قابلیت پودر شدن و کنده‌کاری روی آن از هزاران سال پیش در جهان خواهان زیادی داشته‌است. پژوهش‌ها نشان داده که که لاجورد استخراج‌شده از معدن سَرِ سنگ، در اعماق کوه‌های هندوکش در افغانستان تنها منبع شناخته‌شدهٔ لاجورد در دنیای باستان بوده‌است. وجود این سنگ در جواهرات فراعنهٔ مصر باستان، هنر خاور نزدیک باستان و تا هنر رنسانسِ ایتالیا نشان می‌دهد که هزاران سال پیش، در عصر برنز سنگ لاجورد از افغانستان به سرزمین‌های میان‌رودان، مصر و مدیترانه تجارت می‌شده‌است.[۴]
سمت چپ، بالا: نمونه‌ای از سنگ لاجوَرد.
سمت چپ، پایین: لاجورد بکار رفته در یکی از زیورآلات توت‌عنخ‌آمون، یکی از فراعنهٔ مقتدر مصر باستان، ۱۳۵۲–۱۳۶۱ پیش از میلاد.
سمت راست: لاجوَردِ بکار رفته در «قوچ در یک بیشه»، بدست‌آمده از مقبره‌های شاهی شهر باستانی اور، میان‌رودان (بین‌النهرین) باستان، عراق امروزی، ۲۵۰۰–۲۶۰۰ پیش از میلاد.

فرهنگ عصر بُرُنز (عصر مِفرَغ) اولیه در شمال و شرق افغانستان ظهور کرد. در عصر برنز سه تمدن باختر-مرو (که گاه 'تمدن آمودریا' نامیده می‌شود)، درهٔ سِند و جیرُفت (تمدنی نیاعیلامی) در افغانستان تأثیرگذار بودند.[۵] (نقشهٔ فوق را ببینید). نخستین شواهد واقعی شهری‌سازی در تپهٔ دِه‌مُراسی (پشتو: دِه‌مُراسی غوندَی) و مُندیگک (در نزدیکی قندهار امروزی) پدیدار گشت، که پایتخت‌های محلی تمدن دره سند بودند. اقتصاد بر اساس گندم، جو، دامداری و معدن‌کاری استوار بود. سنگ لاجوَرد (لاتین: Lapis lazuli) که در گورهای پادشاهان اور در جنوب عراق، پیرامون ۲۵۰۰–۲۶۰۰ پیش از میلاد، بکار رفته بود از بدخشان در شمال‌شرق افغانستان در همان دوره استخراج شده بود. همچنین شبکهٔ راه زمینی بازرگانی دوربردی با میان‌رودان (بین‌النهرین) و مصر ایجاد شده بود. با اینکه بسیاری از آثار ساحه‌های چون دشت دَشلی به غارت رفته، آثار بسیار زیاد دیگری نیز کشف شده، و آثار بیشتری انتظار می‌رود در این ساحه‌ها پیدا شوند. در طی جستجوهای باستان‌شناسان برای یافتن تمدن، آن‌ها در مُندیگک (در نزدیکی قندهار امروزی) شواهدی از یک شهر واقعی پیدا کردند، و شواهدی از بناها و اشیایی که شهرهای واقعی برجای می‌مانند: بناهای مذهبی و آثار هنری حجاری‌شده و نقاشی‌شده. در مندیگک، باستان‌شناسان بنای ستون‌دار بزرگی متعلق به هزارهٔ سوم پیش از میلاد کشف کردند که درگاهش با خط سرخ ترسیم شده بود، و احتمالاً برای اهداف مذهبی بنا شده بود. در تپهٔ دِه‌مُراسی، باستان‌شناسان مجموعه‌ای از یک زیارتگاه را پیدا کردند که حاوی اشیایی بود متعلق به مراسم مذهبی همچون شاخ‌های بُز، یک کاسه، مُهر مِسی، لولهٔ مسی توخالی، جام کوچکی از سنگ مرمر، و یک تندیس سفال‌گری‌شده و کنده‌کاری‌شده از یک ایزدبانوی مادر و تندیسی که نشانهٔ فراوانی بوده و مشابه تندیس‌هایی بود که در مندیگک نیز یافت شده بودند. عاقبت تپهٔ دِه‌مُراسی در حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد متروکه شد، شاید به دلیل تغییر مسیر رودخانه به‌سوی غرب که تپهٔ دِه‌مُراسی آنجا بنا شده بود. مندیگک برای ۵۰۰ سال دیگر نیز دوام پیدا کرد. دو هجوم پیاپی قومی کوچ‌نشین از سوی شمال باشندگان این ساحه‌ها را بعد از ۲۰۰۰ سال زیست مداومشان در این شهر مجبور به ترک آن شدند. زمانیکه باستان‌شناسان در افغانستان تمدن‌های باستانی را در مندیگک و دِه‌مُراسی کاوش می‌کردند، نزدیک به سه هزار کیلومتر آنطرفتر در غرب، در شهر باستانی اور در جنوب عراق، یک تیم دیگر از باستان‌شناسان زمانی که جواهر و آثار کشف‌شدهٔ دیگر یافت‌شده از مقبره‌های شاهی (حدود ۲۴۰۰ پیش از میلاد) را مطالعه می‌کردند، به آثار چشمگیر دیگری برخوردند. بیش از بیست هزار مُهره‌های ساخته‌شده از سنگ لاجوَرد از مقبره‌های شاهی بیرون کشیده شده بودند که همگی دقیقاً ترکیب معدنی یکسانی داشتند؛ بدین معنا که همگی از یک معدن استخراج شده بودند. در واقع، پس از بررسی‌های گسترده، به این نتیجه رسیدند که تقریباً هر یک از این لاجوردهای به‌کاررفته در جواهرات شاهانِ خاور نزدیک باستان - که هزاران کیلو سنگ لاجوَرد بود - همگی از یک رشته‌کوه آمده بودند، معدن سرِ سنگ در اعماق هندوکش افغانستان.

انتقال این همه سنگ لاجورد از افغانستان تا میان‌رودان (بین‌النهرین)، و حتی تا مصر (جایی که این سنگ آبی‌رنگ به عنوان اوج مُد انگاشته می‌شد)، و حمل اجناس قیمتی از آنطرف (همچون طلا، مس، سنگ‌های قیمتی، چوب و حیوانات غیر بومی) بدون تدارکات لجستیکی پیشرفته و مجموعه‌ای از امکانات و تأسیسات بین راهی امکان نداشت. همان‌طور که شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد، تمدن دوران هزارهٔ چهارم و سوم پیش از میلاد هیچ خلأئی را در پهناوری دنیای ارتباطی و تجاری که میان‌رودان را با هند و چین وصل می‌کرده، باقی نگذاشته‌است. در ۴۰۰۰ پیش از میلاد، شکل‌های اولیه از زندگی شهری با فرهنگ‌های خاص در بازه‌های زمانی منظم رونق پیدا کرد، که نمونهٔ آن جاپاهای سنگی، در سرتاسر آسیای میانه است؛ بنابراین لاجوَردی که از معادن سرِ سنگ در افغانستان به شهرهای بزرگی چون اور در ۲۴۰۰ پیش از میلاد می‌رسید و در امتداد راه‌های تجاری حمل می‌شد، مبادلهٔ آن هزاران سال پیش از آن فعال بوده‌است. برعکس تمدن‌های میان‌رودان (بین‌النهرین)، مصر یا درهٔ سند، در تمدن‌های آسیای میانه، رودهای برتری برای تمرکز دادنِ مردم، منابع و مبادلات در مسیر کوه تا اقیانوس وجود نداشت. با این وجود، آمیزشی بزرگ از مردمان متنوع و جوامع مستقل در این سرزمین‌های دورافتاده برخاستند - یک شهرنشینی ناپیوسته که در آن کمبود آب و شرایط اقلیمی سخت معمول بوده‌است.

عصر برنز جدید، تمدن باختر-مرو (تمدن آمودریا) و مهاجرت آریایی‌ها

بعد از ۲۴۰۰ پیش از میلاد، رشد جوامع شهرنشین در آسیای میانه به‌شدت به چالش کشیده شد. در طی یک مدت‌زمان ۳۰۰ ساله، هیچ‌کدام از مراکز عمده‌ای که در نیمهٔ اول هزارهٔ سوم پیش از میلاد به وجود آمده بودند، دیگر دارای سکنه نبودند. دلایل دقیق برای این «فروپاشی مدنی» همچنان یک راز مانده‌است. با اینحال در اواخر هزارهٔ سوم پیش از میلاد، در شمال افغانستان و جنوب ترکمنستان و ازبکستان، مجموعه‌ای از وقایع منجر به ظهور شهرها و زیستگاه‌هایی شد که از آن پس می‌رفت تا تأثیر عمده‌ای برجای بگذارد.

شمار زیادی از مهاجمان و مهاجران کوچ‌نشین، مردمان دامدار بدون شهر که سوار بر اسب یا با ارابه سفر می‌کردند، و از قبل بنام آریایی‌ها (برگرفته از واژهٔ سانسکریت، به معنای «مردمان نجیب و شریف») شناخته می‌شدند، از منطقهٔ دریای مازندران به‌سوی جنوب مهاجرت کرده و از آمودریا (Oxus) گذشته و طی اوایل هزارهٔ دوم (حدود ۱۷۰۰ پیش از میلاد) وارد افغانستان امروزی شدند. هیچ گونه آثار هم‌عصر با سفر آریایی‌ها یافت نشده‌است. اما نظر به افسانه‌ها، آریایی‌ها هم‌زمان با مهاجرتشان سروده‌هایی سروده‌اند که دهان به دهان از یک نسل از موبدان (روحانیون) به نسلی دیگر منتقل می‌شده تا اینکه در حدود ۱۲۰۰ پیش از میلاد، زمانی که این سروده‌ها در مجموعه‌ای چند جلدی جمع‌آوری شد که بنام ریگ‌وِدا (۱۱۰۰–۱۷۰۰ ق. م) مشهور است. این نوشته‌ها، راجع به قومی هستند، که قرن‌ها پیش از آن، از هندوکش برخاسته و در ۱۵۰۰ پیش از میلاد از رود کوبها، یا رود کابل، گذشتند و بدین‌ترتیب تقریباً می‌توان سفر این کوچ‌نشینان را که وسعت آسیای میانه را پشت سر می‌گذاشتند، تجسم کرد.

اقوام آریایی از آسیای میانه ('مهاجرت آریایی‌ها') به شمال و غرب افغانستان رسیدند؛ برخی از آن‌ها در این مناطق مستقر شدند و بقیه بطرف شرق بسوی شمال هند و غرب بسوی فلات ایران رهسپار شدند. شواهد نخستین زیستگاه کوچ‌نشینان عصر آهن در آق‌کُپرُک ۴ (Aq Kupruk IV) یافت شده‌است. مردمان آریایی به شکل قبیله‌های کوچک در مناطق شرقی فلات ایران (شامل افغانستان امروزی)، در مغرب فلات پامیر و در شمال کوه‌های هندوکش می‌زیستند. اینان زبان و آداب و رسوم مشترکی داشتند. در دوران باستان، اقوام هندی و ایرانی (آنان که به زبان‌های هندوایرانی سخن می‌گفتند) خود را «آریایی» می‌نامیدند. نمونهٔ این اشاره‌ها را می‌توان در اوستا، سنگ‌نبشته‌های هخامنشی و متن‌های کهن هندو (مانند ریگ‌ودا) دید.[۶]

با رشد و رونق کشتزارها و روستاها مردمان ساکن جلگه‌های حاصلخیز پیرامون هندوکُش به‌تدریج شیوه‌های ابتدائی آبیاری را ابداع کردند که به آن‌ها اجازه می‌داد تا به کشت غلات در دشت‌های شمالی افغانستان روی آورند. این مناطق شمالی همان سرزمین باختر است که بعدها در نوشته‌های غربی بنام «باکتریا» (Bactria) یاد می‌شود. در سرزمین باختر مجموعه‌ای از واحه‌های مصنوعی دلتامانند توسط سیستم‌های گسترده آبیاری در ۴۰۰۰ سال پیش پدید آمد. باشندگان این آبادی‌ها زیستگاهایشان را در برابر مهاجمان مستحکم می‌کردند. شیوهٔ معماری که امروزه هنوز در شمال افغانستان مورد استفاده‌است. می‌نماید که فرهنگ این مردمان باشنده در واحه‌ها با فرهنگ همسایگان میان‌رودانیشان (بین‌النهرین) مشترکاتی داشته، از قبیل: صنعتگری هنرمندانه، وجود طبقهٔ نخبگان و رسوم همگانی پیچیده. با این وجود، به دلیل فقدان خط و نوشتار در این تمدن، نام بومی تمدن آن‌ها مشخص نیست. محققان امروزه این تمدن گمنام را «مجموعهٔ باستان‌شناسیِ بلخ-مرو» (BMAC)، یا «تمدن آمودریا» (Oxus Civilization) می‌نامند. مدرک علمی بر موجودیت تمدنی پیشرفته در شمال افغانستان با قدمتی در حدود ۱۸۰۰–۲۱۰۰ پیش از میلاد از حفریات در بیشتر از دوازده ساحهٔ باستان‌شناسی در طی دههٔ هفتاد میلادی در BMAC بدست آمد. گنجینهٔ تپه فُلول در شمال افغانستان آثار به جای مانده از این تمدن است و نشان می‌دهد که مردم افغانستان در عصر برنز در تجارت جهانی آن زمان سهیم بودند.[۷]

آثار بدست آمده از عصر بُرُنز در افغانستان (۱۵۰۰–۴۰۰۰ پیش از میلاد) در اکرم‌قلعه (در ولایت هلمند)، علی‌آباد (در ولایت کُندوزآق‌کُپرُک (در ولایت بلخ)، اَرَنجی (در ولایت جوزجان)، اَیَتان‌تپه (در ولایت سمنگان)، باد سه‌غوندَی (در ولایت قندهار)، باغِ پول‌غوندی (در ولایت قندهار)، بَرَگ‌توت (در ولایت فراه)، باسیز (در ولایت کُندوز)، بوئینه‌قره (در ولایت بلخ)، چادُرتپه (در ولایت بلخ)، چارسنگ‌تپه (در ولایت قندهار)، چولِ آبدان (در ولایت کُندوز)، دَم (در ولایت نیمروز)، درهٔ کور (در ولایت بدخشاندَشلی ۱ (در ولایت جوزجان)، دشلی ۳ (در ولایت جوزجان)، دشلی شرقی (در ولایت جوزجان)، دشلی جنوبی (در ولایت جوزجان)، تپهٔ دِه‌مُراسی (در ولایت قندهار)، ده نو (در ولایت سمنگان)، فرخ‌آباد (در ولایت بلخ)، گردان‌ریگ (در ولایت نیمروز)، هیردای‌تپه (در ولایت فاریاب)، قندهار، خوش‌بای (در ولایت تخارخوش‌تپه (تپه فُلول) (در ولایت بغلان)، کهنه قلعه طالقان (در ولایت تخار)، لَیرو (در ولایت زابل)، مُندیگَک (در ولایت قندهار)، مُندی‌حصار (در ولایت قندهار)، قونسای (در ولایت کُندوز)، قورغان‌تپه (در ولایت تخار)، سعید قلعه‌تپه (در ولایت قندهار)، سسماق (در ولایت تخار)، شهر صفا (در ولایت زابل)، شیرآباد (در ولایت سمنگان)، شورتوغَی (در ولایت تخار)، سیاه‌ریگان (در ولایت سمنگان)، اِسپیروَن (در ولایت قندهار)، تیکَر (در ولایت فاریاب) و اورته‌بُز (در ولایت تخار) یافت شده‌اند. (نقشهٔ بالا را ببینید)[۸]

عصر برنز در هند

CiviltàValleIndoMappa
گسترهٔ تمدن درهٔ سند
(فرهنگ دراویدی)

آغاز عصر برنز در شبه‌قاره هند هم‌زمان با آغاز تمدن دره سند در ۳۳۰۰ (پیش از میلاد) می‌باشد. باشندگان دره سند به شیوه‌هایی پیشرفته در متالورژی و فرآوری مس، برنز، قلع و سرب دست‌یافته‌بودند.

عصر برنز در آسیای خاوری

چین

اثرهای برنزی ساخته‌شده در چین وابسته به فرهنگ ماجی‌یائو(۳۱۰۰-۲۷۰۰ (پیش از میلاد)) از دل خاک بیرون کشیده شده‌است. با این همه آغاز عصر برنز را در چین از ۲۱۰۰ (پیش از میلاد) هم‌زمان با دودمان شیا می‌دانند.

آسیای جنوب شرقی

اثرهای برنزی به دست‌آمده از بان‌چیانگ در تایلند را وابسته به ۲۱۰۰ (پیش از میلاد) می‌دانند.

شبه‌جزیره کره

در شبه‌جزیره کره در میانه دوره سفال‌گری مومون رفته‌رفته از برنز در ساخت ابزار سود برده شده‌است (تاریخ گمانه‌زنی‌شده:۷۰۰ تا ۶۰۰ پیش از میلاد).

عصر برنز در کرانه دریای اژه

Minoan copper ingot from Zakros, Crete
شمش‌های برنزی یافت شده در کرت

عصر برنز شبکه بازرگانی دور بردی را فراهم‌آورده بود. این شبکه قلع و زغال چوب را به قبرس می‌فرستاد، درآنجا مس استخراج می‌شد و با گداختن آن به کمک زغال چوب و آلیاژسازی با قلع برنز به دست می‌آمد.

عصر برنز در اروپا

اروپای مرکزی

Bronze age weapons Romania
جنگ‌افزار و زیورهایی از عصر برنز

عصر برنز در اروپای مرکزی در فرهنگ اونه‌تیس در ۱۸۰۰ پیش از میلاد تا ۱۶۰۰ پیش از میلاد بود، این فرهنگ خود به زیرشاخه‌هایی تقسیم می‌شد. در عصر برنز میانی در ۱۶۰۰ تا ۱۲۰۰ پیش از میلاد، فرهنگ تومولوس جایگزین فرهنگ پیشین شد و ویژگی این فرهنگ در به خاک‌سپاری مردگان بود. در شرق عصر برنز هم‌زمان با فرهنگ ماکو در مجارستان بود که فرهنگ یادشده در آینده جای خود را به فرهنگ‌های اوتومانی و گیولاوارساند داد.

عصر برنز پایانی همدوره با فرهنگ سفال‌میدانی در سال‌های ۱۳۰۰ پیش از میلاد تا ۷۰۰ (پیش از میلاد و دارای ویژگی سوزاندن مرده‌ها است. این دربرگیرنده فرهنگ لوزاتیایی در شرق آلمان و لهستان دربازهٔ زمانی ۱۳۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد می‌باشد. این فرهنگ تا عصر آهن پایدار بود. عصر برنز میانی در اروپای مرکزی جای خود را به عصر آهن داد.

اروپای شمالی

در شمال آلمان، دانمارک، سوئد و نروژ در عصر برنز اثرهای برجسته و زیبایی ساخته شدند. برخی زبان‌شناسان بر این باورند که زبان نیاهندواروپایی در نزدیک ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد در جایی که درآینده نیاکان ژرمن‌زبانان ساکن شدند پدید آمد.

بریتانیا و ایرلند

برای بریتانیا عصر برنز در بازه سال‌های ۲۱۰۰ تا ۷۰۰ پیش از میلاد طرح می‌شود. در این زمان مردمانی از اروپا به این جزیره کوچ کردند. پژوهش‌های پیشرفته تازه بر روی پیکرهایی که در نزدیکی استون‌هنج یافت شده‌اند نشان داد که دست کم کوچندگانی از سوئیس کنونی در میان آن‌ها بوده‌اند. تغییرات رفتاری و فرهنگی میان مردمان سفال‌جامی با مردمان دوره نوسنگی آشکار است. در ایرلند عصر برنز از نزدیک به ۲۰۰۰ پیش از میلاد آغاز می‌گردد و آن زمانی است که برنز برای ساخت تبرهای پهنی از گونه بولی‌بگ ساخته‌شد. دوره پیش از این دوره را عصر مس می‌دانند که نشانه‌های آن ساخت ابزار مسی مانند تبرهای پهن، خنجر، تبرزین و درفش می‌باشد.

قاره آمریکا

منطقه آند

عصر برنز در آند، آمریکای جنوبی از سال ۹۰۰ پیش از میلاد آغاز می‌شود. در این زمان هنرمندان فرهنگ چاوین آموختند که چگونه آلیاژ برنز را به دست آورند. نخستین ساخته‌های آن‌ها نیز ابزاری چون تبر، خنجر و ابزارهای کشاورزی بود.

پانویس

  1. Early Bronze Age
  2. Middle Bronze Age
  3. Late Bronze Age
  4. Sarah Stone, 'LAPIS LAZULI in pursuit of a celestial stone', EAST and WEST PUBLISHING LTD, London, 2010, ISBN 978-1-907318-03-0, pp. 10, 11, 13, 15, 17, 19, 20, 82.
  5. Ball, W. , 'The Monuments of Afghanistan' 2008, pp. 45-50
  6. [دانشنامهٔ ایرانیکا، سرواژهٔ "ARYANS"، نوشتهٔ رودیگر اشمیت (R. Schmitt)]
  7. Hiebert, F. , Cambon, P. , ۲۰۰۸, AFGHANISTAN Hidden Treasures from the National Museum, Kabul, page 58, Washington, National Geographic, ISBN 978-1-4262-0295-7
  8. Achaeological Gazetteer of Afghanistan, Volume II, Warwick BALL, Editions Recherche Sur les Civilisations, Paris, 1982, ISBN 2-86538-040-8

منابع

آرگوس (یونان)

شهر آرگوس در استان پلپونز در کشور یونان واقع شده است که دارای جمعیت ۲۵٬۵۲۹ نفر می‌باشد.

اروپای دوران نوسنگی

اروپای دوران نوسنگی (انگلیسی: Neolithic Europe) به دورهٔ زمانی گفته می‌شود که فناوری‌های دوره نوسنگی در گسترهٔ جغرافیای اروپا حاضر بود. آغاز و پایان این دوره در مناطق مختلف اروپا با یکدیگر متفاوت است و گاه با دوره‌های میان‌سنگی و عصر برنز هم‌پوشانی دارد، ولی به طور کلی طول تاریخی این دوران را از حدود سال ۰۷۰۰۰ ۷۰۰۰ (پ.م) با وقوع انقلاب نوسنگی و پایان دوره میان‌سنگی تا حدود سال ۰۱۷۰۰ ۱۷۰۰ (پ.م) و آغاز عصر برنز در اروپا تعریف می‌کنند.

اریحا

اَریحا یا جریکو (در عربی: أریحا، در عبری: יְרִיחוֹ) نام شهری واقع در کرانهٔ باختری رود اردن در مناطق خودگردان فلسطیناست.

نام اریحا بیش از ۷۰ بار در عهد عتیق ذکر شده‌است. در کتاب مقدس عبری اریحا به عنوان «شهر درختهای خرما» توصیف شده‌است.

بررسی‌های باستان‌شناسی نشان داده شده‌است که قدمت این شهر به حدود ۹۰۰۰ سال قبل از میلاد می‌رسد و به احتمال زیاد نخستین سکونت‌گاه شهری تاریخ بوده‌است. جریکو در واقع مجموعهٔ بیش از بیست شهر جریکو است که هر کدام روی خرابه‌های پیشینیان خود ساخته شده‌اند و نخستین آن‌ها در دوران نوسنگی پیش‌ازسفال الف ایجاد شده‌است.

الخلیل

الخلیل یا حبرون (به عربی: الخلیل) (به عبری: חברון) بزرگترین شهر در کرانه باختری رود اردن در منطقه حبرون (محافظة الخلیل) در ۳۰ کیلومتری جنوب اورشلیم قرار گرفته‌است و توسط دولت خودگردان فلسطین اداره می‌شود.

ام‌المره

ام‌المره (به عربی: أم المرة) یک محوطه باستانی و روستا در سوریه است که در استان حلب واقع شده‌است.

برنز

برنز یا مِفرَغ (به انگلیسی: Bronze) آلیاژی است از مس و قلع که با آن ابزارهای مختلف و مجسمه را تهیه می‌کنند. برنز قدیمی‌ترین آلیاژی است که انسان آن را تهیه کرده‌است، زیرا در معادن مس معمولاً فلز مس به‌طور طبیعی با قلع به صورت یک آلیاژ طبیعی وجود دارد به همین دلیل معمولاً نخستین ابزارهای مصنوعی فلزی که در قدیم توسط بشر ساخته شده غالباً از برنز است.

تمدن آمودریا

تمدن آمودریا (به انگلیسی: Oxus Civilization) یا مجموعهٔ باستان‌شناسی باختر-مرو (به انگلیسی: Bactria–Margiana Archaeological Complex یا بطور اختصار BMAC) عنوانی است که به تمدن عصر برنز در آسیای میانه می‌دهند، و بیشینهٔ آن به پیرامون ۲۲۰۰ پیش از میلاد تا ۱۷۰۰ پیش از میلاد می‌رسد و در حوزه‌های ترکمنستان، شمال افغانستان و ایران، جنوب ازبکستان و غرب تاجیکستان، و مرکز آن در شمال آمودریا (لاتین: Oxus) واقع بوده‌است. پایگاه‌های (ساحات) باستان‌شناسی متعلق به این تمدن در سال ۱۹۷۶ میلادی توسط باستان‌شناس اهل شوروی پیشین ویکتور ساریانیدی (Viktor Sarianidi) کشف و نامگذاری شد. باختر (بلخ امروزی) (به یونانی: Bactria)، سرزمینی باستانی در شمال افغانستان امروزی بوده، و مرو (به یونانی: Margiana)، استانی (ساتراپی) از شاهنشاهی هخامنشیان بوده، که امروزه در ترکمنستان واقع است.

در حدود ۱٬۳۵۰ پیش از میلاد، مهاجرت قبایل ایرانی به سمت غرب از مجموعهٔ باستان‌شناسی باختر-مرو (تمدن آمودریا) به فلات و مناطق غربی ایران امروزی آغاز گردید.

تمدن دره سند

تمدن درهٔ سِند (به انگلیسی: Indus Civilization) (دوران اوج: ۲۶۰۰–۱۹۰۰ پیش از میلاد) تمدنی باستانی بوده‌است که از بستر رود سند برخاست. از اواخر قرن نوزدهم تا امروز، باستان شناسان نشان داده‌اند که در هزاره سوم پیش از میلاد، در دو شهر بزرگ موهنجو-درو در ایالت لارکانه، در پاکستان کنونی و هَرَپا در کنار رود راوی، در ایالت ملتان پنجاب، در پاکستان تمدن درخشانی وجود داشته‌است که کم‌کم در تمامی آن مناطق و بخش‌های دیگر هند مثلاً در دشت میان دوآب، یعنی دو رود گنگ و جَمُنا و در شهر بزرگ کئوشامبی(Kaushambi) تأثیر فراوان داشته‌است.تمدن دره سند به عنوان یکی از بزرگترین شگفتی‌های معماری جهان، که در زمان اوج خود به تمدن هاراپان (Harappan Civilization) شهرت داشته، در زمرهٔ اولین سکونتگاه‌های شهری بزرگ در کل قاره‌ها بوده‌است. در واقع نخستین نشانه‌های گذار از جماعت کشاورزی به اجتماعات شهری در این منطقه دیده شده‌است. این دوره را «مرحلهٔ نخست هاراپایی» نامیده‌اند که از حدود ۳۵۰۰ پیش از میلاد آغاز شد و تا ۲۶۰۰ پیش از میلاد ادامه یافت. پس از آن شاهد بلوغ تمدن هاراپا بوده‌ایم که تا ۱۹۰۰ پیش از میلاد ادامه داشته‌است.امروزه مشخص شده‌است که تمدن هاراپا ریشه در فرهنگ بلوچستان عصر نوسنگی دارد و دست کم تا زمان بلوغ کامل این تمدن هیچ تأثیر بیگانه ای را نمی‌توان در آن مشاهده کرد.تمدن دره سند، واقع شده در پاکستان امروزی، در ۴۵۰۰ سال پیش رونق و پیشرفت خود را داشت که پس از آن فراموش شد و تا سال ۱۹۲۰ که خرابه‌هایش در کاوش‌های باستان‌شناسی کشف شد، فقط در افسانه‌های محلی موجودیت خود را حفظ کرده بود. بازمانده‌هایی از این تمدن در افغانستان، ترکمنستان و ایران نیز حفاری و کاوش شده‌است.

سنگ‌ردیف

سنگ‌ردیف (انگلیسی: Stone row) یک سازماندهی خطی از خرسنگ‌های سنگ‌افراشت است که به فواصل منظم در راستای یک محور جای گرفته‌اند و قدمت آنها معمولاً به اواخر دوران نوسنگی یا اوایل عصر برنز می‌رسد. سنگ‌ردیف‌ها ممکن است مستقل یا جزئی از یک گروه باشند.

سکا، ریف دمشق

سکا (به عربی: سکا) یک روستا در سوریه است که در استان ریف دمشق واقع شده‌است. سکا ۱٬۵۲۰ نفر جمعیت دارد.

شهرستان ساموخ

ساموخ (به ترکی آذری:Samux) نام بخشی است در شمال جمهوری آذربایجان. این بخش با گرجستان هم مرز می‌باشد. وسعت این بخش ۱۲۱۰ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۴۹٬۵۴۳ نفر است.

نام ساموخ از زبان آلبانیایی قفقاز گرفته شده و به معنای «جنگل شکارگاه» است.

مرکز این بخش، روستای نبی‌آقالی است. در پیرامون این روستا، گورهای باستانی عصر برنز دیده می‌شود.

فرهنگ سیکلادی

تمدن سیکلادی (که همچنین به عنوان فرهنگ سیکلادی یا دوره سیکلادی شناخته می‌شود ) یک دوره و فرهنگ در جزایر سیکلدیز و سرزمین یونان در اوایل عصر برنز است که حدود ۳۲۰۰ تا ۲۰۰۰ قبل از میلاد به طول می‌انجامد.فرهنگ و تمددن سیکلادی همراه با دو تمدن مینوسی و فرهنگ هلاسی در یونان از سه فرهنگ اصلی اژه محسوب می‌شوند که دائم بر روی هم تأثیر می‌گذاشتند.

فرهنگ گورالواری

فرهنگ گوراَلواری یا فرهنگ اسروبنا(به روسی: Сру́бная культу́ра)، فرهنگی‌است مربوط به عصر برنز پسین و بازهٔ زمانی سده‌های ۱۶ تا نهم پیش از میلاد مسیح. گور-الواری جانشین فرهنگ‌های گورچالی و پولتاوکا بود.

فرهنگ گورالواری در امتداد کرانهٔ شمالی دریای سیاه، از خاور دنیپر بر امتداد شمالی قفقاز تا دریای خزر گسترده‌بود و در امتداد چپ ولگا تا رود اورال کشید ه شده و با فرهنگ آندرونوو پیوند داشت.

فرهنگ گور-الواری یا اسروبنا نام خود را وام‌دار واژهٔ روسی اسروب به معنای چهارچوب ساخته شده با الوار چوباست که اشاره به ساختمان گورهای آن با الوار دارد. در این گورها اعضای بدن حیوانات نیز همراه با پیکر انسان به خاک سپرده می‌شد.

اقتصاد این فرهنگ از راه‌های کشاورزی و دام‌داری فراهم می‌آمده‌است. می‌نماید اینجا خاستگاه کیمری‌ها بوده‌باشد.

در هزاره یکم پیش از میلاد سکایان و سرمتی‌ها در اینجا می‌زیستند و در هزاره یکم پس از میلاد خزرها و قپچاق‌ها بر این سرزمین چیره گشتند.

معماری عصر برنز در ایران

در حدود ۳٬۴۰۰–۳٬۳۰۰ سال پیش از میلاد (در عصر برنز) شهرهایی بازرگانی در ایران برآمدند که احتمالاً در شبکهٔ فرهنگی مشترکی (موسوم به حوزهٔ فرهنگ آغازایلامی) با هم پیوند داشته‌اند.

بزرگترین این شهرها ملیان (انشان) بوده‌است که در اواسط عصر برنز دور آن دیوار دفاعی عظیمی کشیده بودند.

شوشِ آغازایلامی نیز از شهرهای مهم این حوزهٔ فرهنگی در جنوب غربی ایران بود که امروزه اثری از معماری آن نمانده‌است.

گودین‌تپه هم در این زمان حصاری بیضوی شکل داشت و الگوهای معماری آن در این دوره مشابه الگوهای معماری شهرهای جنوب غربی ایران بود.

در این دوران در تپه یحیی در جنوب شرقی ایران ساختمانی بزرگ برای بازرگانان غیربومی ساخته شد.

در همین منطقه شهر سوخته شهری عظیم با بافتی پیچیده بود که به حوزه‌های کارکردی مختلف تقسیم می‌شد.

در عصر برنز در تپهٔ جنوبی سیلک در فلات مرکزی ایران محله‌هایی با خانه‌های مسکونی و کوچه‌هایی در اطراف خانه‌ها ایجاد شده که با خانه‌های روستایی امروزی اطراف کاشان سنخیّت دارد.

در همین دوران یک سوم فضاهای شهری تپه حصار به فعالیت‌های تولیدی اختصاص داشته و ظاهراً مردمان آن ثروتی قابل توجه اندوخته بوده‌اند.

در فلات شمالی ایران هم در تورنگ تپه سازهٔ خشتی بزرگی ساخته شده بوده که با زیگورات بزرگ اور-نامو هماوردی می‌کرده‌است.

همزمان با گسترش حوزهٔ فرهنگی آغازایلامی، شمال غربی ایران حوزه‌ای فرهنگی تشکیل می‌داد که از بقیهٔ ایران متمایز بود و به فرهنگ یانیق‌تپه (کورا-ارس ۱) موسوم است. در شمال دریاچهٔ ارومیه سکونت‌گاه‌ها به الگوی تثبیت‌شده آناتولی و قفقاز جنوبی (خانه‌های گرد از جنس خشت خام) نزدیکند. از سکونت‌گاه‌های جنوب دریاچهٔ ارومیه به علت کاوش‌های محدود الگویی در دست نیست.

با آغاز دوران ایلام کهن در جنوب غربی ایران، شوش به شهری در قامت شهرهای میانرودان تبدیل شد.

فرمانروایی ایلامی نیز کاخ و آرامگاهی در هفت‌تپه ساخت

و در گودین‌تپه در زاگرس مرکزی معابر شهری کوچکی ساخته شد که برخی ارابه‌رو بودند و در دو طرف آن‌ها مغازه یا کارگاه‌هایی قرار داشت.

در اواخر عصر برنز شهرهای ایران به‌تدریج دچار زوال شدند. سه-چهار قرن بعدتر مهاجرت‌هایی به فلات ایران صورت گرفت و

سبب تغییراتی در فرهنگ مادی این منطقه شد که مبدأ عصر آهن در ایران است.

نیاایلامی

نیاایلامی یا آغازایلامی (به انگلیسی: Proto-Elamite) دوره‌ای از تاریخ ایلام در بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۲۷۰۰ پیش از میلاد است.کهن‌ترین دبیرهٔ ایلامی که نیاایلامی نام‌گرفته، نخستین بار به سال ۳۱۰۰ پیش از میلاد در شهر شوش، پایتخت ایلامیان، در جنوب غرب ایران بکار گرفته شد. گویا دبیرهٔ نیاایلامی از خط میخی سومری یا دبیرهٔ باستانی سومری گسترش‌یافته باشد.

دبیرهٔ نیاایلامی دارای ۱۰۰۰ نشانه است و به‌نظر می‌رسد که باید بخشی از آن واژه‌نگار باشد. این دبیره هنوز رمزگشایی نشده‌است، و زبانی را که نمایش می‌دهد هنوز ناشناخته است.

نیاهندواروپاییان

نیاهندواروپایی نامی‌است برانگاشته برای گویشوران زبان نیا-هندواروپایی، مردمانی که در روزگار پیشاتاریخ در اوراسیا می‌زیسته‌اند. آگاهی ما از این مردمان مبتنی بر بازسازی زبانی و داده‌های باستان‌شناختی است. نیاهندواروپاییان نیاکان هندواروپاییان بوده‌اند. زمان زندگی این مردمان به دوران نوسنگی متاخر یا حدود هزاره چهارم پیش از میلاد بازمی‌گردد. اینان به‌احتمال در استپ‌های کاسپی-پونتیک در اروپای شرقی می‌زیسته‌اند. در هزارهٔ دوم پیش از میلاد شاخه‌هایی از این مردمان به مناطق دیگر اوراسیا راهی شدند، از جمله در آناتولی (هیتی‌ها، اژه‌ای‌ها و تمدن میسنی و شماری دیگری هم رهسپار اروپای غربی، جنوب سیبری و آسیای میانه شدند.

بسیاری از پژوهشگران در گذشته نیاهندواروپایی‌ها و آریایی‌ها را یکی می‌انگاشتند.

کلاه زرین

کلاه زرین بلند مخروطی‌شکل -که ساخت آنها را میان سال‌های ۱۴۰۰ تا ۸۰۰ (پیش از میلاد) می‌دانند- در مرکز اروپا یافت‌شده‌اند. یکی از آنها در ۱۸۳۵ در نزدیکی شیف‌فرشتات، نزدیک اشپایر در کشور آلمان مربوط به ۱۴۰۰تا ۱۳۰۰ پیش از میلاد؛ یک نمونه پاره‌پاره در ۱۸۴۴ در نزدیکی آونتون نزدیک پواتیه؛ دیگری در اتسلسدورف در نزدیکی نورنبرگ در ۱۹۵۳ و مربوط به ۱۰۰۰-۹۰۰ پیش از میلاد یافت‌شدند. چهارمی را آشکار نیست در کجا یافته‌اند، شاید در شوابن آلمان یا سویس پیداشده‌باشد. این کلاه را ۱۹۹۶ موزه ملی برلین خریداری کرد و تاریخ ساخت آن به ۱۰۰۰-۸۰۰ پیش از زایش عیسا بازمی‌گردد. بلندترین آن‌ها نمونه اتسلسدورف است که ۹۰ سانتیمتر درازا دارد.

این کلاه‌های زرین با فرهنگ نیا-سِلتی زمین‌های حاوی خاکستردان که مربوط به عصر برنز است∗ همپیوندند. نزدیکی میان شیوه ساخت و نشان‌پردازی این کلاه‌ها نشان از هستی یک فرهنگ به‌هم‌پیوسته در خاور فرانسه و جنوب و باختر آلمان در عصر برنز را می‌دهد. یک نمونه سینه‌ای سنجش‌پذیر با این کلاه‌ها در مولد، فلنتشایر در شمال ویلز یافت‌شده‌است.

در ۱۹۹۹ درنمایشگاهی به نام خدایان و قهرمانان عصر برنز:اروپا در زمان ادیسه بن این کلاه‌ها را کنار هم گذاردند.

کنار صندل

کنار صندل یک مکان باستان‌شناسی مربوط به عصر برنز است که در جنوب جیرفت استان کرمان قرار دارد.

آنجا دو تپه وجود دارد:تپه کنار صندل الف و تپه کنار صندل ب که چند کیلومتر با هم فاصله دارند و ارتفاع‌شان به ترتیب ۱۳ و ۲۱ متر است. در تپه کنار صندل ب، یک برج دو طبقه با پایه نزدیک به ۱۳٫۵ هکتار پیدا شد. همین‌طور کتیبه‌ها و الواحی با خطی ناشناخته پیدا شده‌است.این مکان با تمدن فرضی جیرفت مربوط است، تمدنی که مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد بود و براساس کارهای دستی بدست آمده در سال ۲۰۰۱ وجود آن تأیید شده‌است. وجود تمدن جیرفت به علت حدس و گمان در مورد وجود اجسام باستانی و پیدا نشدن آنها و احتمال جعل اسناد به شدت مورد انتقاد قرار گرفته بود. بنابراین کاوش کنار صندل در کشف آثار باستانی در این زمینه مهم است.

یوسف مجیدزاده، رئیس تیم حفاری باستان‌شناسی در کنار صندل که پس از مصادره سال ۲۰۰۱شروع به کار کرد، این مکان را به عنوان «تمدن مستقل عصر برنز با معماری و زبان خودش» می‌داند. مجیدزاده می‌گوید اینجا ممکن است بقایای پادشاهی گمشده آراتا باشد. کاوشگران دیگر مثل (دنیل تی. پوت و پایوتر اشتاین کلر) آنجا را به شهر گمنام پرشی مربوط دانسته‌اند.

گورستان بردبل

گورستان بردبل مربوط به عصر مفرغ - عصر آهن است و در شهرستان ایلام، بخش مرکزی، دهستان پاکل، روستای چنارباشی واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۲۹۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

پایگاه‌های باستان‌شناسی افغانستان (دوران پیشاتاریخ)
عصر سنگ
عصر بُرُنز
(۴۰۰۰-۱۵۰۰ پیش از میلاد)
عصر آهن
(۱۵۰۰-۷۰۰ پیش از میلاد)
تمدن‌های عصر برنز
ناحیه مدیترانه ( ۳۳۰۰ تا ۱۲۰۰ پ م.)
بین النهرین (۳۳۰۰ تا ۱۲۰۰ پ م.)
ایران، قفقاز، آسیای مرکزی و آسیای جنوبی (۳۳۰۰ تا ۱۲۰۰ پ م.)
آسیای شرقی و آسیای جنوب شرقی(از ۲۹۰۰ (پیش از میلاد) تا ۱(میلاد) )
اروپا(۲۹۰۰ تا ۵۰۰ پ م.)
آفریقا(از ۲۳۰۰ پ م.)
قاره آمریکا(از ۱۰۰ تا ۱۵۰۰میلادی)
اروپای پیشاتاریخ
اروپای دوران قدیم
سده‌های میانه
اروپای مدرن ابتدایی
دوران مدرن
دوران معاصر

به زبان‌های دیگر

This page is based on a Wikipedia article written by authors (here).
Text is available under the CC BY-SA 3.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.