زبان نیا-هندواروپایی

زبان پوروا هندواروپایی[۱] (به انگلیسی: Proto-Indo-European) یا نیا- هندواروپایی، نیای زبان‌های هندواروپایی است که، هندواروپاییان اولیه با آن صحبت می‌کردند. هر چند از پذیرش وجود این زبان در میان زبان‌شناسان یک سده می‌گذرد، اما در جزئیات آن اختلاف است.

زبان‌های هندواروپایی از پُرگویش‌ترین زبان‌های دنیا هستند. قریب به سه میلیارد نفر، به ۱۳۰ زبان از این خانوادهٔ زبانی سخن می‌گویند، که گسترهٔ آن از هیتی گرفته تا انگلیسی، از زبان‌های لاتین و رومی گرفته تا فارسی و هندی می‌رسد.

در مورد خاستگاه خانوادهٔ زبانی هندو-اروپایی دو فرضیهٔ رقیب وجود دارد. دیدگاه مرسوم که ریشهٔ این خانوادهٔ زبانی را به ۶٬۰۰۰ سال پیش و استپ‌های پونتیک را فرض می‌کند. دیدگاه دیگر ادعا می‌کند ریشهٔ این خانوادهٔ زبانی به ۸٬۰۰۰ تا ۹٬۵۰۰ سال پیش و به منطقهٔ آناتولی تعلق دارد که با گسترش کشاورزی این زبان نیز در گسترش یافت.[۲]

برخی از پژوهشگران براین باورند که پراکنده شدن این زبان در طی هزارهٔ سوم پیش از میلاد توسط مردمان کوچ‌گردِ کورگان رُخ داده‌است. دیگران با اشاره به مهاجرت‌های نخستین، این نظریه را مطرح می‌کنند که مردم برزگر و کشاورز بسیار زودتر (پیرامون ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد) پراکنده شده‌اند که به «موج پیشروی»[واژه‌نامه ۱] معروف است.

یافته‌های ژنتیک نظریهٔ سومی را مطرح می‌کنند که به گونه‌ای آمیخته‌ای از دو نظریهٔ فوق است. زمانی که مردم برزگر آناتولی را ترک کردند، برخی از آنها بسوی شمال مهاجرت کرده و فرهنگ کورگان را پدیدآوردند، که متعاقباً در سطح استپ‌ها پراکنده شده‌است. صرفنظر از یورش این قبایل به سرزمین‌های دیگر، پیشروی و گسترش زبان‌های نیا-هندواروپایی یک روند صلح‌آمیز بوده که از طریق تماس فرهنگ‌ها همچون بازرگانی صورت گرفته‌است.

IE expansion
نقشهٔ مهاجرت‌های هندواروپائیان در حدود شش تا سه هزار سال پیش از دیدگاه مُدل کورگان (Kurgan)

جستارهای وابسته

واژه‌نامه

  1. Wave of Advance

منابع

  1. http://dictionary.obspm.fr/?formSearchTextfield=Proto&formSubmit=Search&showAll=1
  2. http://www.sciencemag.org/content/337/6097/957.abstract?sid=192102e8-a5bc-4744-ac5a-5500338ab381
ارمنی کلاسیک

ارمنی کلاسیک (به ارمنی: գրաբար grabar) یا ارمنی باستان قدیمی‌ترین فرم زبان ارمنی است. نخستین متن مکتوب به این زبان مربوط به سدهٔ پنجم پیش از میلاد است. بسیاری از نسخه‌های قدیمی یونانی، فارسی، عبری، سریانی، و لاتین فقط ترجمهٔ ارمنی‌شان باقی‌مانده است. این زبان همچنین برای مطالعهٔ زبان نیا-هندواروپایی اهمیت دارد، چون بسیاری از ویژگی‌های این زبان را حفظ کرده‌است.

اروپای دوران نوسنگی

اروپای دوران نوسنگی (انگلیسی: Neolithic Europe) به دورهٔ زمانی گفته می‌شود که فناوری‌های دوره نوسنگی در گسترهٔ جغرافیای اروپا حاضر بود. آغاز و پایان این دوره در مناطق مختلف اروپا با یکدیگر متفاوت است و گاه با دوره‌های میان‌سنگی و عصر برنز هم‌پوشانی دارد، ولی به طور کلی طول تاریخی این دوران را از حدود سال ۰۷۰۰۰ ۷۰۰۰ (پ.م) با وقوع انقلاب نوسنگی و پایان دوره میان‌سنگی تا حدود سال ۰۱۷۰۰ ۱۷۰۰ (پ.م) و آغاز عصر برنز در اروپا تعریف می‌کنند.

بازسازی زبان‌شناختی

بازسازی زبان‌شناختی ساخت ویژگی‌های یک زبان تأیید نشده قدیمی از یک یا چند زبان مشخص است. دو روش بازسازی زبان‌شناسی وجود دارد:

بازسازی درونی از بی‌قاعدگی‌های یک زبان برای برون‌یابی گام‌های نخست آن زبان که تنها بر پایه شواهد بدست آمده از آن زبان است.

بازسازی مقایسه‌ای که معمولاً منظور از آن تنها «بازسازی» است. این روش بر پایه ساخت ویژگی‌های یک زبان قدیمی با مقایسه دو یا چند زبان است که به یک خانواده زبانی وابسته هستند. زبانی که با این روش ساخته می‌شود بیشتر به «نیا-زبان» شناخته می‌شود. یعنی نیای همه زبان‌ها در یک خانواده زبانی. نمونه‌های این زبان زبان نیا-هندواروپایی و زبان نیا-دراویدی هستند.

در بازسازی زبان‌شناختی، معمولاً واژه بازسازی‌شده (نیاواژه) را با یک ستاره (*) از واژه‌های یافت‌شده در متون جدا می‌کنند.

به هر یک از «نوادگان» مستند (یافت‌شده در متون) از یک واژهٔ اصلی کهن یک بازتاب از آن نیاواژه می‌گویند. بنابر این، بازتاب‌های مختلف یک نیاواژه با هم هم‌ریشه هستند.

بخش‌بندی ستم-کنتوم

بخش‌بندی زبانی سَتِم-کِنتوم (centum-satem) یکی از انواع بخش‌بندی زبان‌های هندواروپایی و بر اساس سیر تکاملی سه ردیف همخوان پشتی بازسازی‌شدهٔ زبان نیا-هندواروپایی است:

دو واژهٔ «ستم» و «کنتوم» به‌ترتیب برگرفته از واژه‌های اوستایی 𐬯𐬀𐬙𐬆𐬨 satəm و لاتین centum (هردو به معنی «صد») هستند، که مثال‌هایی استاندارد از این دو مسیر تکاملی‌اند.

زبان‌های دستهٔ ستم اینهایند: زبان‌های هندوایرانی، ارمنی، بالتیک، اسلاوی و آلبانیایی. همچنین گمان می‌رود که زبان‌های نابودشده‌ای که سندی دربارهٔ وابستگی آنها به این دو دسته ندارند مانند داسی و تراسی نیز از دستهٔ ستم بوده‌باشند. در این گروه همخوان‌های ملازی و لبی و ملازی در زبان نیاهندواروپایی ادغام شده و به همخوان‌های ملازی توسعه داده شده‌است و همچنین همخوان‌های کامی به صفیری دگرش یافته‌اند.

زبان‌های دستهٔ کنتوم یا نا-سَتِم دیگر گویش‌های زبان‌های هندواروپایی را دربرمی‌گیرد. در این گروه ما شاهد آمیزش در همخوان‌های ملازی و کامی نیاهندواروپایی به ملازی با تغییر آواهای جداگانه‌ایم. این تغییر آوایی پیش از تغییر آوا در زبان‌های ستم رخ‌داده‌است. این گروه دربرگیرندهٔ زبان‌های ایتالیک، سلتیک، ژرمنی و هلنی می‌شود. شاید گروه کوچکی از زبان‌های نابودشده چون زبان مقدونی باستان، ونتیک و به احتمال ایلیریایی هم به این خانواده تعلق داشته‌اند.

حالت مفعولی

حالت مفعولی یا حالت رایی در زبان‌شناسی، حالتِ دستوریِ مفعولِ صریحِ فعل متعدی است.

حالت مفعولی در زبان نیا-هندواروپایی وجود داشته است و امروزه در برخی زبان‌های هندواروپایی (مانند لاتین، سانسکریت، یونانی، آلمانی، لهستانی، رومانیایی، روسی، و اوکراینی)، در زبان‌های آلتایی، و در زبان‌های سامی (آفریقایی–آسیایی) (مانند زبان عبری و عربی کلاسیک) وجود دارد.

دین نیاهندواروپایی

دین نیاهندواروپایی مجموعه اعتقادات نیاهندواروپاییان است. اگرچه شواهد مستقیمی از وجود چنین دینی در دست نیست، پژوهشگران با بررسی اشتراکات اعتقادی، اسطوره‌شناسی و خداشناسی ملل هندواروپایی‌زبانان به بازسازی آن دست یازیده‌اند. مهمترین نظریه‌ای که در این‌باره و با مقایسه اساطیر حاصل‌شده، نظریه سه‌شخصیت ژرژ دومزیل است.

زبان لاتین

لاتین زبانی کلاسیک است که در اصل در لاتیوم، بخشی از ایتالیا، بدان صحبت می‌شد.

زبان نیا-ایتالی

زبان نیا-ایتالی نیای خانواده زبان‌های ایتالی است. مهم‌ترین زبان خانواده ایتالی زبان لاتین و زیر مجموعه های آن تحت نام خانواده زبان‌های رومی‌تبار است.

مدرک نوشتاری مستقیمی از این زبان به دست نیامده است اما از طریق زبان‌شناسی تطبیقی تا حدودی بازسازی شده است.

زبان نیا-ایتالی خود از زبان نیا-هندواروپایی مشتق شده است.

زبان نیاایرانی

زبان نیاایرانی (به انگلیسی: Proto-Iranian یا Proto-Iranic)، نیازبان بازسازی‌شدهٔ شاخهٔ زبان‌های ایرانی خانوادهٔ زبان‌های هندواروپایی است، و بدین روی، نیایِ زبان‌های ایرانی همچون فارسی، سغدی، زازاکی، مازندرانی، کردی، آسی و غیره است. تصور می‌شود که نیاایرانیان مفروض، در آغاز هزارهٔ دوم پیش از میلاد زندگی می‌کرده‌اند، و معمولاً به حوزه‌های باستانیِ نیاهندوایرانیان و آندرونوو یا برخی تمدن‌های فلات ایران مرتبط می‌شوند.

نیاایرانی یک زبان سَتِم ناشی از زبان نیاهندوایرانی بوده، که خود نیاهندوایرانی نیز از زبان نیا-هندواروپایی بوده‌است. این زبان ظاهراً کمتر از یک هزاره از زبان اوستایی، و کمتر از دو هزاره از زبان نیا-هندواروپایی فاصلهٔ نسل داشته‌است.

فرضیه آناتولیایی

فرضیهٔ آناتولیایی (به انگلیسی: Anatolian hypothesis) فرضیه‌ای‌ است که طی آن آناتولی دوران نوسنگی (Neolithic Anatolia) را به عنوان خاستگاه نیاهندواروپاییان مطرح می‌کند. این فرضیه نخستین بار از سوی کالین رنفریو (Colin Renfrew) در ۱۹۸۷ میلادی پیش کشیده‌شد. تصویری که رنفرو از هندواروپائیان ارائه می‌دهد، کاملاً با توصیف گیمبوتاموس که فرضیۀ کورگان را پیشنهاد کرده بود، متفاوت است. او آن‌ها را جنگجویانی شبه بیابانگرد نمی‌داند، بلکه قومی صلح طلب و کشاورزانی یک جانشین معرفی می‌کند که در آناتولی ساکن بودند. این فرضیه با روند گسترش کشاورزی از دید باستان‌شناختی هم تطابق دارد. برپایهٔ این فرضیه گویشوران زبان نیا-هندواروپایی طی انقلاب نوسنگی در سده‌های هفتم و ششم پیش از میلاد از آناتولی و از طریق گسترش تدریجی شیوه‌های کشاورزی پراکنده شدند. رنفریو بیان می‌کند که گسترش زبان‌های هندواروپایی به هند در ادامهٔ تکامل تدریجی و پیشروی مردمان هندواروپایی که ساکن استپ‌های روسیه بوده اند، است . این فرضیه نسبت به رقیبش - فرضیه کورگان- هواداران بیشتری به ویژه در میان آکادمیسین‌ها دارد.

رنفرو در مواجهه با نقدهایی که با نظریه اش انجام گرفته بود، تغییراتی را در پیش فرض‌های خود به وجود آورد. او در پژوهش‌های جدیدترش، کهن‌ترین اقوام هندواروپایی را با منطقهٔ بالکان-دانوب و ناحیهٔ شمالی پونتیک مرتبط می‌داند و در واقع بخش‌های شرقی تر آناتولی را نیز در نظریه اش جای می‌دهد.اگر فرضیه آناتولیایی مورد قبول باشد، آنگاه زبان هیتیایی (زبان مردم امپراطوری هیتی) را می‌توان یکی از نخستین زبان‌های منشعب شده از زبان‌های هندواروپایی دانست.در سال ۲۰۰۳ میلادی بر روی ۸۷ زبان و ۲۴۴۹ آیتم واژگانی واکاوی‌ای انجام شد تا تاریخ انشقاق زبان نخستین مشخص شود. نتیجه زمانی پیرامون ۷۸۰۰ تا ۹۸۰۰ سال پیش را مشخص کرد از نظر زمانی با فرضیه آناتولیایی مطابقت دارد.

فرضیه کورگان

فرضیهٔ کورگان (به انگلیسی: Kurgan hypothesis) یکی از فرضیه‌ها در باب خاستگاه نیاهندواروپاییان است. این فرضیه گرچه در میان فرضیه‌های موجود در این زمینه محبوب‌ترین و پذیرفته‌شده‌ترین است، ولی هنوز هم دربارهٔ آن اختلاف نظرهایی هست. برپایهٔ این فرضیه، صاحبان فرهنگ کورگان در استپ‌های پونتیک، همانا گویشوران زبان نیا-هندواروپایی بوده‌اند.

نخستین‌بار ماریا گیمبوتاس (Marija Gimbutas) در دههٔ ۱۹۵۰ میلادی، این فرضیه را پیش نهاد. او موطن هندواروپائیان را استپ های اورال/ولگا (Uralic/Volgan steppe) معرفی نمود. وی نظریه خود را با توجه به فرهنگی باستان شناختی که اون آنرا فرهنگ کورگان (در زبان اسلاوی و ترکی به معنای تپه) می نامید، مطرح کرد. نشانه ی بارز این فرهنگ، نوع خاصی از تپه های تدفین بود که در سرتاسر منطقه کشف شده بودند. وی به این باور اعتقاد داشت که هندواروپائیان جنگجویانی سوارکار بودند که در جنگ ها از سلاح هایی بُرنده استفاده می کردند. آنان نخستین کسانی بودند که اسب ها را رام کرده و از این توانایی خود برای تحمیل فرهنگشان بر همسایگان خود در اروپای باستان استفاده میکردند. گیمبوتاس بر این باوربود که کوچ نیاهندواروپاییان به سوی اروپا، فرهنگ باستانی اروپا را از زن‌سالاری به سوی پدرسالاری سوق داده‌است. جی پی مالری -که در کل، فرضیهٔ کورگان مورد پذیرش اوست- این نظر را قبول ندارد و آن را ناشی از تصور غلط از تاریخ اروپا می‌داند.

فهرست واژگان فارسی در زبان‌های دیگر

فهرستی از وام‌واژه‌ها از زبان فارسی که در سایر زبان‌ها به کار رفته یا می‌رود. زبان فارسی در زمرهٔ زبان‌های هندواروپایی قرار دارد و بسیاری از واژه‌های فارسی مدرن از زبان نیا-هندواروپایی نشأت گرفته‌اند. زبان فارسی برای ساختن واژه‌های جدید از ریشهٔ کلمات، به صورت گسترده، از روش‌های واژه‌سازی مانند اشتقاق وندها و ترکیب‌ها استفاده می‌کند. همچنین، زبان فارسی ارتباط قابل توجهی با زبان‌های دیگر داشته که باعث ورود کلمه‌های دخیل بسیاری به این زبان شده‌است.här

مانیا (اساطیر)

مانیا یا مانئا در اساطیر رومی و اتروسکی، ایزدبانوی مرگ بود. او، همراه با مانتوس، بر عالم اموات حکومت می‌کرد. گفته می‌شد که او مادر ارواح، موجودات مافوق طبیعی، و همینطور ارواح شب به حساب می‌آید، همانطور که لاریز و مانیز نیز، چنین نقشی را در عالم ارواح و مردگان ایفا می‌کردند. هر دو شکل یونانی و لاتین کلمه مانیا از زبان نیا-هندواروپایی (پیش-هندواروپایی) مشتق شده‌است. بخش اول این کلمه از لغت «مِن»، به معنای حافظه و فکر کردن گرفته شده [که همین بخش در ترکیب نام منروا، دیگر ایزدبانوی اتروسکی نیز به کار رفته‌است.]. این واژه با کلمه «مِنوس» در زبان یونان باستان (که به معنای زندگی، و قدرت است) و با کلمه اوستایی «ماینیو» (به معنای «روح»)، قرابت واژگانی دارد.از میان خدایان اتروسکی، مانتوس و مانیا، شهریار و شهبانوی زیرزمینی، از همه هراس انگیزتر بودند و هریک گروهی از شیاطین بالدار را، در پی اجرای احکام خویش می‌فرستادند.

نودستوریان

نودستوریان (neogrammarians) پیروان مکتبی از زبان‌شناسی تاریخی ـ تطبیقی در سدهٔ نوزدهم بودند که تغییر زبان را فرایندی منظم می‌دانستند و معتقد بودند قواعد آوایی هیچ استثنایی ندارند و تمامی تغییرات زبانی برپایه قواعد قابل توضیح هستند.

آنان بر این باور بودند که تغییرات آوایی اتفاقی و تصادفی نیست بلکه برای هر تغییری علت و توضیحی می‌توان یافت. آن‌ها با این کار محدودیت‌های سنگینی برای انواع ریشه‌شناسی‌ها وضع کردند.

نودستوریان هم‌چنین اصرار می‌ورزیدند که باید به زبان‌ها و گویش‌های زندهٔ معاصر بیشتر پرداخت، و کمتر به بازسازی زبان‌های آغازین و هم‌چون زبان نیا-هندواروپایی پرداخت.

نودستوریان زبان‌شناسی تاریخی رایج را به اندازه کافی علمی ندانسته و عامدانه کوشیدند تا از آن بگسلند. اغلب پیروان مکتب نودستوری، آلمانی بودند (برای نمونه آوگوست لسکین و کارل بروگمان). در انگلستان رایت، در فرانسه آنتوان میه، در امریکا بوآس، ساپیر و بلومفیلد از پروردگان این مکتب به شمار می‌روند.

نودستوریان نظریاتی چون «روح ملت» را رد می‌کردند و نظریهٔ «زبان به منزلهٔ یک اندامواره» را کنار نهادند و به جای آن، نظریه‌ای را پیش نهادند که می‌گوید زبان در اذهان فرد فرد سخنگویان آن جای دارد.

نیاهندواروپاییان

نیاهندواروپایی نامی‌است برانگاشته برای گویشوران زبان نیا-هندواروپایی، مردمانی که در روزگار پیشاتاریخ در اوراسیا می‌زیسته‌اند. آگاهی ما از این مردمان مبتنی بر بازسازی زبانی و داده‌های باستان‌شناختی است. نیاهندواروپاییان نیاکان هندواروپاییان بوده‌اند. زمان زندگی این مردمان به دوران نوسنگی متاخر یا حدود هزاره چهارم پیش از میلاد بازمی‌گردد. اینان به‌احتمال در استپ‌های کاسپی-پونتیک در اروپای شرقی می‌زیسته‌اند. در هزارهٔ دوم پیش از میلاد شاخه‌هایی از این مردمان به مناطق دیگر اوراسیا راهی شدند، از جمله در آناتولی (هیتی‌ها، اژه‌ای‌ها و تمدن میسنی و شماری دیگری هم رهسپار اروپای غربی، جنوب سیبری و آسیای میانه شدند.

بسیاری از پژوهشگران در گذشته نیاهندواروپایی‌ها و آریایی‌ها را یکی می‌انگاشتند.

واژگان فارسی

زبان فارسی در زمرهٔ زبان‌های هندواروپایی قرار دارد و بسیاری از واژه‌های فارسی مدرن از زبان نیا-هندواروپایی نشأت گرفته‌اند. زبان فارسی برای ساختن واژه‌های جدید از ریشهٔ کلمات، به صورت گسترده، از روش‌های واژه‌سازی مانند اشتقاق وندها و ترکیب‌ها استفاده می‌کند. همچنین، زبان فارسی ارتباط قابل توجهی با زبان‌های دیگر داشته که باعث ورود کلمه‌های دخیل بسیاری به این زبان شده‌است.

کارل ورنر

کارل ورنر (به انگلیسی: Karl Verner) (۱۸۴۶ تا ۱۸۹۶ میلادی) زبان‌شناسی دانمارکی بود که پژوهش‌هایِ یاکوب گریم را پیگیری کرد. وی که پس از پایانِ تحصیل در دانشگاه کپنهاگ، در دانشگاه هاله-ویتنبرگ در خاورِ آلمان به کتاب‌داری پرداخته بود، با زبانشناسانِ مکتبِ نودستوریان گفتمانِ تنگانگ داشت.

ورنر در سالِ ۱۸۷۵ پژوهش‌هایش در زمینه‌یِ واک‌دار کردنِ همخوان‌هایِ سایشی در برساختنِ تک‌واژها در زبان‌هایِ ژرمنی منتشر کرد و ریشه‌یِ آن‌ها را در زبان نیا-هندواروپایی دانست. این قانون‌مندی «دستورِ ورنر» نام گرفته است.

هندواروپایی‌ها
شاخه‌های زبانی
مردمان
زبان اولیه
باستان‌شناسی
مطالعات

به زبان‌های دیگر

This page is based on a Wikipedia article written by authors (here).
Text is available under the CC BY-SA 3.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.