زبان عربی

زبان عَرَبی (به عربی: اللغة العربیة)، یکی از پرگویش‌ترین زبان‌های جهان، بزرگ‌ترین عضو از شاخه زبان‌های سامی (آفریقایی–آسیایی) است و با زبان‌های عبری و آرامی هم‌خانواده‌است. زبان عربی یکی از شش زبان رسمی سازمان ملل متحد است. این زبان ردار بود و آثار علمی، ادبی و مذهبی فراوانی به این زبان نوشته می‌شد. تأثیر عربی بر زبان‌های دیگر جهان اسلام مانند اردو، و زبان‌های گوناگون خانوادهٔ ترکی چشمگیر است.

عربی
(به عربی: اللغة العربیة)  
Arabic albayancalligraphy 
تلفظ: [al:uʁʌtul‿ʕʌrabij:atu]
گویشگاه‌ها: جهان عرب
شمار گویشوران: ۲۹۵ میلیون (۲۰۱۰ میلادی)
خانواده: زبان‌های آفریقایی-آسیایی
زبان‌های سامی (آفریقایی–آسیایی)
زبان‌های سامی مرکزی
   عربی
(به عربی: اللغة العربیة)
 
زبان رسمی
زبان رسمی در:  الجزایر
 بحرین
 کومور
 چاد
 جیبوتی
 مصر
 اریتره
 عراق
 اردن
 کویت
 لبنان
 لیبی
 موریتانی
 مراکش
 عمان
 فلسطین
 قطر
 عربستان سعودی
 سومالی
 سودان
 سوریه
 تونس
 امارات متحده عربی
 صحرای غربی
 یمن
مرجع رسمی:
کد زبان
ISO 639-1: ar
ISO 639-2: ara
ISO 639-3: ara 
Dispersión lengua árabe

شمار گویشوران

شمار کسانی که عربی را همچون زبان مادری به کار می‌برند از ۱۷۴ تا ۴۴۲ میلیون تن گفته شده‌است. عربی زبان رسمی ۲۵ کشور است که کل جمعیت آن‌ها نیز براساس آمار سیا ۳۲۹ میلیون تن است.[۱] باید توجه داشت که زبان مادری نیمی از جمعیت کشورهای عربی شمال آفریقا مانند مراکش و الجزایر زبان آمازیغی است و در قانون اساسی جدید این دو کشور زبان آمازیغی به عنوان زبان رسمی در کنار فرانسه و عربی به رسمیت شناخته شده‌است.

ویژگی‌ها

کاربری (صرف) فعل در این زبان به دو زمان گذشته (ماضی) و حال (مضارع) است که با کمک صیغه مضارع صیغه‌های آینده (مستقبل) هم ساخته می‌شود؛ و هر کدام از این دسته‌ها چهارده صیغه است. زبان عربی به دلیل قالب‌ها و حالات صرفی و نحوی و داشتن مذکر و مؤنث و سایر قواعد دستوجری یکی از سخت‌ترین زبان‌های دنیا به ویژه برای سخن گفتن است. ازآنجاکه زبان انگلیسی این پیچیدگی‌ها را ندارد و با دانستن تنها ۵۰۰ واژه می‌توان نیازهای روزانه را با آن بیشتر، در بیشتر کشورهای عربی فرانسه و انگلیسی زبان رایج است. در حوزهٔ کشورهای عربی خلیج فارس عملاً زبان کار زبان انگلیسی است.[۲]

این زبان را «لغة الضاد» نیز می‌نامند، زیرا تنها زبانی است که دارای ضاد می‌باشد و ضاد که حرفی است که سخت‌ترین شیوه کاربرد را دارد؛ به جز زبان آلبانیایی که پس از پذیرش اسلام و ورود زبان عربی، حرف ضاد وارد آن شد.

گویش‌ها و لهجه‌ها

Flag of the Arab League
پرچم اتحادیه عرب، برای زبان عربی به‌کار می‌رود.

چارچوبٔ جغرافیایی را که گویشوران زبان عربی در آن پیشینه‌اند را جهان عرب می‌نامند که شامل بیش از ۲۰ کشور می‌شود که از خاورمیانه آغاز شده و تا شمال باختری آفریقای ادامه می‌یابد.

زبان عربی شمار فراوانی از گویش‌ها و لهجه‌های گوناگون را دربرمی‌گیرد که به‌طور کلی به سه بخش تقسیم می‌شود:

  • عربی کلاسیک یا قرآنی (به عربی: اللغة العربیة الفصحی)
  • عربی استاندارد یا شیوا یا کتابی
  • عربی گفتاری یا دارجة (به عربی: اللهجة العامیة)

در کشورهای عربی لهجه استاندارد برای آموزش در آموزشگاه‌ها و نوشتن کتاب و روزنامه به کار برده می‌شود.

اما هر بخشی از جهان عرب، گویش محلی ویژه خود را دارد که گاه تفاوت‌های میان آن‌ها به اندازه‌ای است که عرب‌ها مجبور به سخنوری به عربی کتابی یا انگلیسی یا زبان واسط دیگری با هم می‌شوند. دلیل شمار فراوان گویش‌ها و لهجه‌ها در زبان عربی را تأثیر زبان‌های پیشین موجود در آن بخش‌ها پیش از چیرگی زبان عربی بر آن منطقه‌ها دانسته‌اند. در حالت کلی عربی گفتاری را به دو بخش خاورمیانه‌ای و باختری تقسیم می‌کنند اما به‌طور دقیق‌تر عربی دارای ۴ گویش زیر است که هر کدام خود دارای لهجه‌های فراوانی است.

از این میان عربی مصری به عنوان گویش گفتاری زبان دوم مشترک میان همه عرب‌زبانان به کار می‌رود؛ و دلیل آن وجود انبوه فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی و منابع عربی به این گویش است.

تفاوت لهجه‌ها در گویش‌های روزانه زبان عربی در واژگان، دستورزبان و شیوهٔ آوایش واژه‌ها به چشم می‌خورد.

بیشترین تفاوت‌ها بین گویش‌های غرب و شرق کشورهای عرب زبان وجود دارد؛ برای نمونه (کویتی و مراکشی)

در تفاوت‌های مربوط به چگونگی آوایِش می‌توان به چگونگی آوایِش حرف /ق/ اشاره نمود که در لهجه بادیه‌نشینان و عراقی‌ها /گ/، در لهجه مصری و سوریه /ء/ و در لهجه فلسطینی /ک/ تلفظ می‌شود. یا چگونگی تلفظ /ج/ که در لهجه مصری /گ/ آوایِش می‌شود مانند الجمهوریة => الگمهوریة و در لهجه لبنانی و لهجه بعضی از عرب‌های خوزستان ایران به ویژه برخی از قبیله‌های «سواری، حیدری» این حرف نزدیک به /ژ/ آوایِش می‌گردد.

زبان‌های رایج غیرعربی در کشورهای عربی

از ۲۲ کشور عربی، ۸ کشور بیش از یک زبان رسمی (علاوه بر عربی) دارند و ۱۹ کشور هم علاوه بر زبان‌های رسمی، زبان‌های مهم و پر گویش دیگری هم دارند.

ردیف نام کشور زبان رسمی دیگر سایر زبان‌های مهم رایج
آفریقا
۱ الجزایر زبان بربری (زبان آمازیغی) زبان فرانسوی در تجارت و آموزش
۲ مراکش زبان بربری (زبان آمازیغی) زبان فرانسوی در اسناد دولتی
۳ لیبی - زبان بربری (زبان آمازیغی)
۴ تونس - زبان بربری (زبان آمازیغی)، زبان فرانسوی در تجارت و آموزش
۵ مصر - زبان قبطی (زبان مذهبی مسیحیان)، زبان دومری، زبان نوبی (زبان قدیم مردم حبشه)
۶ سومالی زبان سومالیایی -
۷ جیبوتی زبان فرانسوی زبان سومالیایی و زبان عفار به عنوان زبان‌های ملی
۸ سودان زبان انگلیسی زبان نوبی (زبان قدیم مردم حبشه)، زبان فور در دارفور، زبان دومری توسط کولی‌ها، زبان قبطی (زبان مذهبی مسیحیان)
۹ موریتانی - زبان پولار، زبان سونینکه و زبان ولوف به عنوان زبان‌های ملی، زبان فرانسوی
۱۰ قمر زبان فرانسوی، زبان قمری -
آسیا
۱۱ عراق زبان کردی زبان ترکی، زبان آشوری، زبان فارسی، زبان ارمنی
۱۲ عربستان - زبان اردو (کارگران پاکستانی)، زبان روهینگیا (کارگران بنگلادشی)، زبان تاگالوگ (کارگران فیلیپینی)
۱۳ یمن - زبان مهری، زبان سوکوتری، زبان انگلیسی
۱۴ عمان - زبان بلوچی، زبان هندی، زبان اردو، زبان کمزاری، زبان شهری (زبان جبالی)
۱۵ امارات زبان انگلیسی زبان اردو، زبان هندی و زبان فارسی به عنوان زبان‌های ملی
۱۶ قطر - زبان انگلیسی (زبان تأیید شده)، زبان اردو، زبان هندی
۱۷ بحرین - زبان اردو، زبان فارسی
۱۸ کویت - زبان انگلیسی (در تجارت)، زبان فارسی (عجم‌های کویت)، زبان اردو
۱۹ سوریه - زبان کردی، زبان ارمنی، زبان ترکی، زبان آشوری
۲۰ اردن - زبان ارمنی، زبان چرکسی
۲۱ لبنان - زبان ارمنی، زبان فرانسوی
۲۲ فلسطین - -
کل ۲۲ ۸ کشور ۱۹ کشور

تأثیر زبان‌های دیگر بر زبان عربی

از این میان می‌توان به تأثیر زبان‌های فارسی، عبری، اکدی و رومی بر آن اشاره کرد، حتی در نوشتار قرآن چنین واژه‌هایی یافت می‌شوند هر چند که زبان عربی بنا بر ویژگی نهادین خود که واژه‌ها در آن گردانِش (صرف) می‌شوند چهره وام‌واژه‌ها را چنان دگرگون می‌نماید که شناسایی ریشه آن بسیار دشوار می‌گردد. برای نمونه واژه عربی «جلاب» بر وزن «فعال» برگرفته از واژه فارسی «گلاب» است[۳]

تأثیر ایران بر تاریخ زبان عربی

در زمان‌های پیش از اسلام زبان عربی به دو شاخه عربی جنوبی و عربی شمالی بخش‌بندی می‌گردید. عربی جنوبی در سرزمین یمن کنونی به کار می‌رفت و برای با مصریان باستان و تمدن فنیقی قرار گرفته بود. زبان عربی امروزی بر پایه تدوین زبان اولیه عربی به دیبا ایرانیان در زمان ساسانیان بوده که صرف و نحو آرایش واژگان برای زبان عربی ایجاد شد و از حالت اولیه آن بیرون آمد. این زبان با پیدایش اسلام و زبان عربی قرآنی که نزدیکی بسیاری به زبان شکل یافته عربی داشت با گذشت زمان فراگیر شد و امروزه به عنوان زبان عربی کلاسیک در همه جای عرب زبان پراکنده شده.

از زبان فارسی

زبان عربی قالبی و اشتقاقی است، بدین معنی که عرب‌زبانان از الگوهای افعال، تفعیل، مفاعله، استفعال و… بهره می‌برند و با ریختن ریشه واژه در این قالب‌ها که «باب» نامیده می‌شوند، واژه می‌سازند. در عربی همین روش را برای ریشه‌های واژه‌های پارسی هم به کار می‌برند. برای نمونه از واژه پارسی زمان، مشتق‌هایی مانند ازمنه، مزمن و زمن ساخته شده‌است که شناسایی ریشه آن را دشوار می‌کند.[۴] نمونه دیگر واژه پارسی" کادیک" به صورت قاضی و سایر مشتقات آن مانند قضاوت و مقتضی و … [۵] نمونه‌ای دیگر واژه «مورَخ» به معنی تعیین زمان رویدادها است و در قرآن و عربی پیش از اسلام نبوده و ریشه عربی ندارد. فیروزآبادی درالقاموس المحیط آن را بر گرفته از ماه رخ دانسته‌است اما برخی از زبانشناسان معاصر آن را اسم فاعل از تاریخ می‌دانند و خود تاریخ را عربی شده از" تاریک" می‌دانند. زیرا سخن از گذشته‌ها در تاریکی و ابهام قرار دارد. در گاهنامه "الدراساتُ الأدبیّة» بهار و تابستان ۱۳۴۳. نویسنده دیدگاه‌های مختلف را در این خصوص آورده و نظر حمزه اصفهانی را در مورد عربی شده از "ماه رخ" یا "تاریک" را بررسی نموده‌است. و نتیجه‌گیری نموده که عربی شده از تاریک بیشتر محتمل است و به منطق نزدیک تر است.[۵][۶] عرب‌ها شمار زیادی از واژه‌های فارسی را برابر گویش خود دگرگون کردند و شماری از همین واژه‌ها به‌وسیلهٔ ایشان و کارگزاران ایرانیِ آن‌ها به پارسی وارد شد. چند نمونه از این گروه واژه‌های «فیل»، «فردوس»، «ابریق»، «قهستان» و «کنز» هستند که به ترتیب از واژه‌های پارسی «پیل»، «پردیس»، «آبریز»، «کوهستان» و «گنج» ساخته شده‌اند. عربی‌سازی شمار دیگری از واژه‌های پارسی و راه یافتن آن‌ها به پارسی از الگوی پیچیده‌تری پیروی می‌کند.[۷] یک نمونه واژهٔ «جنحه» است که در پارسی کنونی کاربرد حقوقی دارد. این واژه از مفرد کردن واژهٔ «جُناح» ساخته شده‌است، اما «جناح» خود عربی شدهٔ واژهٔ پارسی «گناه» است.[۸] واژگانی مانند «پهلوان» (پهلوان) و «مهرجان» (بر گرفته از مهرگان که برای هرگونه جشن بکار می‌رود) در عربی نیز برگرفته از واژگان فارسی هستند[۵] واژه‌هایی مانند برنامه (برنامج)، فیروز، تنور، خندق، قناة، قلعة (کلات)، منجنیق، اسفناج، دیوان، برزخ، بلبل، حنا، یاسمین، سرو، عدس، شهی، آجر، گچ (به عربی جص)، خنجر (برگرفته از واژه خونگر)، طربوش (بر گرفته از سرپوش) از پارسی گرفته شده‌اند در قرآن نیز واژگان پارسی فراوانی راه یافته‌است.[۹] که از این دید پر نفوذترین زبان بر ادبیات قرآنی انگاشته می‌شود: دین، سراج (برگرفته از چراغ)، جند، سجیل (بر گرفته از سنگ گل)، نمارق (جمع واژه نرمک ایرانی به معنی بالش)، وزیر (از وَچیر پهلوی)، مسک (از مشک پهلوی)، عفریت (از آفرید).[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴] از دیگر واژه‌هایی که از پارسی به عربی رفته‌اند می‌توان به: هندسه (برگرفته از اندازه / هَنداچک)، محراب (برگرفته از مهراب) و مسجد (برگرفته از مَزگت) اشاره کرد.[۱۵]

از زبان‌های دیگر

در زبان عربی واژگان بسیار زیادی وجود دارد که به آن‌ها معرّبات یعنی عربی شده می‌گویند. ریشه بسیاری از معرّبات هنوز ناشناخته‌است سازمان استانداردسازی عربی کوشش فراوانی کرده تا ریشه این‌گونه واژگان شناسایی شود اما برای اینکه در عربی‌سازی معمولاً واژگان بیگانه به‌طور کامل برهم ریخته می‌شود نمی‌توان به سادگی این‌گونه معرّبات را ریشه یابی نمودگفته می‌شود حدود ۵ هزار واژه معرّب از واژگان رایج در زبان پارسی به زبان عربی راه یافته‌است. واژگانی مانند جص - مجصص و مشتقات آن (از گچ) و اساطیر و اسطوره از stori لاتین و خارطة و خوارط از carta و منهی عنه و نهی از نه no فارسی و سانسکریت.[۱۶] واژه «کتاب» ریشه اکدی دارد و همراه با قرآن به عربی اندر آمده‌است[۱۷] و.[۱۸] در دو سده گذشته نیز واژگان فراوانی از زبان‌های اروپایی به عربی راه یافته‌اند. برای نمونه «تکنولوژی» که گفته می‌شود «التکنولوجیه» یا در سیاست (مانند: الإمبریالیة، الإیدیولوجیا…)، یا هنر و ادبیات (مانند: رومانسیة، خارطة از کارتوگرافی Carta- باکلوریا(Bachelor)-ماجستر(Master)- فلسفه، فلم (فیلم)، سیناریو (سناریو)...) یا صنعت و تکنولوژی (مانند: باص، رادیو، اوراش/ ورشه(Workshop) - تلیفون، تلفزیون، Technic- تقنی -. کمبیوتر…). در کتاب «الکلمات الفارسیه فی المعاجم العربیه» حدود ۳ هزار کلمه عربی که از زبان پارسی به عربی راه یافته اندرا به همراه توضیحات برای هر واژه آورده‌است. قبلاً نیز جوالیقی ۸۳۸ کلمه و در کتاب المنجد ۳۲۱ کلمه و ادی شیر، در کتاب واژه‌های پارسی عربی شده، ۱۰۷۴ واژه پارسی را توضیح داده‌است.[۱۹]

دستور زبان

صفت (و موصوف) و مضاف (و مضافٌ‌الیه: تعلق یک چیز به چیز دیگر که هر دو اسم باشند) در زبان عربی مشابه زبان انگلیسی و البته گاهی زبان فارسی تاجیکی است یعنی صفت پیش از موصوف (البته در زبان انگلیسی از یک حرف اس اضافه نیز استفاده می‌شود) بر عکس زبان فارسی. صرف فعل در زبان عربی دو نوع ثلاثی و رباعی دارد برای افعالی مانند ذهب و زلزل که هر یک به دو دسته صرف ساده ماضی و مضارع و صرف مزید (موارد خاص مانند امر کردن مطاوعه) ماضی و مضارع تقسیم می‌شود. همچنین باب‌های (وزن‌های) خاصی مانند باب مکان سَجَدَ (مَفعِل:مسجد) و باب زمان نیز دارد. افعال برخی صحیح و برخی معتل (دارای حروف صدادار عله الف، ی یا و) هستند و بر اساس اینکه محل حرف عله در کجای واژه فعل باشد معتل العین یا معتل الام خوانده می‌شود مانند قول و صرف این‌گونه افعال زمانی که دو حرف صدادار کنار هم بیایند متفاوت است مثلاً قال به جای قَوَلَ و بسته به شرایط ممکن است کسره و حرف عله به حرف صدادار ی و فتحه و حرف عله به حرف صدادار آ و ضمه به او تبدیل شوند و گاهی حرف عله ساکن شود یا حذف شود مانند وجد و یجد یا تجعید.

جستارهای وابسته

پانویس‌ها و منابع

  1. سه فهرست، اثنولوگ، انکارتا، "Languages spoken by more than 10 million people", Microsoft Encatra, 2006 Retrieved on 2007-02-18.
  2. دکتر محمد عجم (۸ دی ۱۳۸۵). [[۱] بحران هویت در حاشیهٔ جنوبی خلیج فارس «بحران هویت در حاشیهٔ جنوبی خلیج فارس»] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک). همشهری. دریافت‌شده در ۳۰ آذر ۱۳۹۱.
  3. آذرتاش آذرنوش (۱۳۵۴راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان تازی (پیش از اسلام)، انتشارات دانشگاه تهران
  4. علوی مقدم، سید محمد: زبان و ادبیات پارسی: «وجود چند واژه بیگانه به زبان فارسی گزندی وارد نمی‌سازد». در: گاهنامه «حافظ»، نیمه دوم مرداد ۱۳۸۵ - شماره ۳۳. (از صفحه ۴۶ تا ۴۹).
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ محمدعلی امام شوشتری (۱۳۴۷فرهنگ واژه‌های فارسی در زبان عربی، انتشارات انجمن آثار ملی
  6. اطلاع بیشتر نگاه شود الدراساتُ الأدبیّة» بهار و تابستان ۱۳۴۳ - شماره ۲۱ و ۲۲ صفحه ۲۹ تا۳۶ پایگاه مجلات تخصصی نور. [۲]
  7. دکترمحمد عجم (۴ مهر ۱۳۸۶). «اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی». همشهری آنلاین. دریافت‌شده در ۵ دی ۱۳۹۰.
  8. المطران أَدَّی شِیر (۱۹۸۷الألفاظ الفارسیة المعربة، طبعة دارالعرب للبستانی القاهرة الطبعة الثانیة
  9. دکترمحمد عجم (۲۴ خرداد ۱۳۸۶). «آیا در قرآن کلمات غیر عربی وجود دارد». سایت آفتاب. دریافت‌شده در ۵ دی ۱۳۹۰.
  10. محمد التونجی (۱۹۹۸معجم المعربات الفارسیة: منذ بواکیر العصر الحاضر، مکتبة لبنان ناشرون، بیروت
  11. جلال الدین السیوطی (برگردان محمدجعفر اسلامی)؛ (۱۳۶۲ریشه یابی واژه‌ها در قرآن، شرکت سهامی انتشار
  12. آرتور جفری (برگردان فریدون بدره‌ای) (۱۳۸۸واژه‌های دخیل در قرآن مجید، توس
  13. حبیب‌الله نوبخت (۱۳۵۳دیوان دین در تفسیر قرآن مبین، چاپخانه وزارت اطلاعات و جهانگردی
  14. جلال الدین السیوطی (۱۹۹۹المهذب فیما وقع فی القرآن من المعرب، مکتبة مشکاة الاسلامیة
  15. أبو منصور الجوالیقی (۱۹۶۹المعرب من الکلام الأعجمی علی حروف المعجم، طبعة القاهرة
  16. و تأثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات شبه قاره هند [۳] حوزه هنری دکترعجم
  17. حلام الجیلالی (۲۰۰۳الأثیل والدخیل فی معاجمنا العربیة، مکتبة علوم اللغة العربیة؛ طَبعَةُ دارِ ابنِ حَزمٍ
  18. شهاب الدین أحمد الخفاجی (۱۳۸۳ ه‍. قشفاء الغلیل فیما فی کلام العرب من الدخیل، طبعة المطبعة الوهبیة مصر کاراکتر zero width joiner character در |تاریخ= در موقعیت 7 (کمک); تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  19. تأثیر زبان فارسی بر زبان عربی [۴] روزنامه همشهری
  • حجازی، محمود فهمی، «زبان‌شناسی عربی: درآمدی تاریخی - تطبیقی در پرتو فرهنگ و زبانهای سامی»، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها، شرکت به‌نشر، ۱۳۷۹.

الگو:کد زبان‌های معرفی‌شده در ایزو ۶۳۹–۳ که حرف اول عنوان بین‌المللی آن‌ها حرف A است

ادبیات عربی

ادبیات عربی (ادب عربی) به متون نظم و نثری و عامیانه‌ای گفته می‌شود که به زبان عربی نگاشته یا سروده شده‌باشد.

پیش از اسلام ادبیات عربی عمدتاً منحصر به اشعار قبیله‌ای بود که نوشته نمی‌شد و سینه به سینه نقل می‌شد و این نشانگر خصوصیات خاص اعراب در قدرت خارق العادهٔ حافظه بود.

بسیاری از آثار منظوم و منثور ایرانیان از اعراب تأثیر گرفته است. اعراب در تاریخ فرهنگ و ادب ید طولانی داشته‌اند تا آنجایی که در عصر جاهلی و قبل از ورود اسلام، معلقات سبع سروده شد و اکنون به تمام زبان‌های دنیا ترجمه شده‌است.

برخی از محققان معتقدند ادبیات عرب قبل از تأثیر ایرانیان، ساده، جامد و خشک بود ولی با نفوذ ادبیات ایرانی، معانی مضامین و بدایع فارسی را به خود گرفت. بسیاری از شاعران پارسی‌نژاد به زبان عربی شعر سروده و مایه ادبی ایران را به زبان جدید منتقل کردند.

ادلب

اِدلِب (به عربی: إدلب) یکی از شهرهای کشور سوریه و مرکز استان ادلب است. این شهر در شمال باختری سوریه و در ۶۰ کیلومتری شهر حلب واقع شده‌است.

شهر ادلب از دیدگاه تاریخی اهمیت دارد و در این منطقه، شمار زیادی «شهرهای مرده» و تپه‌های باستانی وجود دارد. شهر باستانی ابلا که زمانی پایتخت یک پادشاهی نیرومند بود نیز در این منطقه واقع شده‌است.

استان حماه

استان حَمات (به عربی: محافظة حماة) یکی از استان‌های کشور سوریه است.

بخش (تقسیمات کشوری)

بَخش، در تقسیمات کشوریِ ایران و گروهی از دیگر کشورهای جهان، به واحدی گفته می‌شود کوچک‌تر از شهرستان و بزرگ‌تر از دهستان.

هر استان در ایران به چندین شهرستان، و هر شهرستان به چندین بخش تقسیم می‌شود. بخش‌ها نیز، به نوبهٔ خود، به دهستان‌های چندی تقسیم می‌شوند.

به ادارهٔ مسئولِ امور یک بخش، بخشداری گفته می‌شود. رئیس یک بخش از هر شهرستان نیز بخشدار نام دارد.

بخش‌های خودمختار اسپانیا

بخش خودمختار نخستین تقسیم بندی در پادشاهی اسپانیا است که بنابر قانون اساسی اسپانیا ایجاد شده‌است. ماده دوم از قانون اساسی اسپانیا خودگردانی را حق «گروه‌های قومی و بخش‌های مختلف» می‌داند و بر «اتحاد پایان‌ناپذیر ملت اسپانیا» تاکید می‌کند.

هم‌اکنون اسپانیا ۱۷ بخش خودمختار و ۲ شهر خودمختار دارد.

بیروت

بِیْروت (عربی: بيروت‎؛ آوایش: بَیْروت، فرانسوی: Beyrouth) بزرگترین شهر و پایتخت لبنان، از بندرهای برجستهٔ شرق دریای مدیترانه است که در شبه جزیره‌ای از کوه‌پایه‌های لبنان در میانگاه کشور جای گرفته. بیروت از مراکز مهم فرهنگی در شرق جهان عربی است، شهری کهن و باستانی است که نامش در لوحه‌های عمارنه یاد شده و از سدهٔ پنجم پیش از میلاد سکونت‌پذیر است.

بیروت، مرکز بازرگانی برجستهٔ فینیقی‌ها بوده‌است. در دوران باستان، در عصر امپراتوری‌های سلوکیان، رومیان و بیزانس شکوفا شد و رشد یافت. ۶۲۵ فتح اسلامی به آن درآمد، در ۱۱۱۰ در جنگ‌های صلیبی سقوط کرد و به سال ۱۲۹۱ در گسترهٔ پادشاهی اورشلیم جای گرفت. در هنگام فرمانروایی عثمانی، دُروزی‌ها بر آن چیره بودند. از ۱۸۳۲ تا ۱۸۴۱ در فرمان خاندان محمد علی (محمدعلی و ابراهیم پاشا) بود و بازسازی شد. از ۱۹۱۸ تا ۱۹۴۴، زیر سرپرستی فرانسه اداره می‌شد و پس از پایان جنگ جهانی دوم و استقلال لبنان، برنامه‌های نوسازی و آبادانی بیروت انجام گرفت. در پی جنگ داخلی لبنان (۱۹۷۵-۱۹۹۰) بسیاری از زیرساخت‌ها و سازه‌های آن ویران گشت و از برجستگی‌اش در شاخه‌های گوناگون کاسته شد. در۱۹۸۲ به محاصرهٔ اسرائیل درآمد. در سال ۱۹۹۰ درگیری‌ها در بیروت پایان یافت و بخش‌بندی شهر به شرقی-غربی برچیده گشت. در دهه ۱۹۹۰، برنامه‌های بازسازی و نوین‌سازی بیروت از سوی دولت رفیق حریری انجام پذیرفت و در سال ۲۰۰۵، نیروهای سوریه از چیرگی بر لبنان و بیروت درآمدند.منطقهٔ کلان بیروت، دربرگیرندهٔ شهر و حومهٔ آن در سال ۲۰۱۲، ۲٬۰۶۳٬۳۶۳ نفر جمعیّت داشت. نخستین اشاراتِ تاریخی به این منطقه، در نامه‌های تل العمارنه از مصر باستان پیدا شده که مربوط به سدهٔ ۱۵ پیش از میلاد است. از آن تاریخ، بیروت سکونت پذیر بوده‌است و از فرهنگ‌های گوناگون اثرهای مهم بر جای دارد.

روستا

در مورد روستا و دِه تعاریف متعدد و زیادی گفته شده، ده یا روستا که در کتاب‌های نشر قدیم به صورت دیه هم دیده می‌شود، در پارسی میانه، ده (Deh) در پارسی باستان (Dahya) به معنی سرزمین و در اوستا به شکل دخیو (Daxya) آمده‌است. در ایران، ده از قدیمی‌ترین زمان یک واحد اجتماعی و تشکیلاتی و جایی بوده‌است که در آن گروه‌هایی از مردم روستایی برای همکاری در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی گرد هم تجمع یافته‌اند. ده اساس زندگی اجتماعی ایران را تشکیل می‌دهد و اهمیت آن به اعتبار اینکه یک واحد تشکیلاتی در زندگی روستایی است، در سراسر قرون وسطی و از آن پس تا به امروز برقرار بوده‌است.

سامرا

سامِرا (به عربی: سامَرّاء) (دگرگون‌شده ی: سُرِّ مَن رَأیٰ؛ به معنای: شاد شود هر که آن را بدید) شهری در میانهٔ عراق، در استان صلاح‌الدین؛ در کرانهٔ دجله، ۱۲۵ کیلومتری شمال بغداد جای گرفته‌است. در سال ۸۳۶م به دستور خلیفهٔ عباسی معتصم بالله بنیان نهاده اشت تا به‌جای بغداد پایتخت شود.مسجد جامع سامرا و مسجد و حرم عسکریین دو بنای مشهور سامرا است.

سامرا بین مسلمانان شیعه اهمیت مذهبی دارد. این شهر یکی از شهرهای مذهبی عراق به‌شمار می‌رود، مدفن دو تن از امامان شیعه حسن عسکری و علی نقی در آنجا قرار دارد. علاوه بر اینکه مقبرهٔ دو تن از امامان شیعه آنجاست، شیعیان معتقدند که مهدی موعود نیز در این شهر زاده شده‌است. . مسجد جامع سامرا یکی از بناهای مهم این شهر می‌باشد که منارهٔ آن شهرت ویژه‌ای دارد.

شرکت شهردار

شرکت شهردار (به انگلیسی: Municipal corporation) یک اصطلاح حقوقی برای یک مقام محلی است که شامل شهرها، شهرستان‌ها، شهرک‌ها، Township‌ها، Charter township‌ها، روستاها و Borough‌ها می‌شود؛ ولی لزوماً محدود به این موارد نیست.

شهر بازاری

شهر بازاری (به آلمانی: Minderstadt) یک اصطلاح حقوقی است که حق یک شهر برای داشتن بازار را می‌رساند و منشاء این اصطلاح در دوران قرون وسطی در اروپا می‌باشد هنگامی که برخی شهرها در اروپا حق داشتن بازار و داد و ستد را داشتند که آن‌ها را از شهرهای عادی و روستاها جدا می‌کرد. هم‌اکنون شهرهایی در اروپا به عنوان شهر بازاری شناخته می‌شوند که ممکن است بازار هم نداشته باشند، اما حق احداث آن را دارا هستند.

شهرستان‌های مجارستان

مجارستان از نظر اداری به ۱۹ شهرستان (مجاری: megye) و شهر پایتخت (مجاری: főváros) بوداپست تقسیم می‌شود. این شهرستان‌ها نیز به ۱۷۴ بخش (مجاری: járás) تقسیم می‌شوند. بوداپست نیز به ۲۳ بخش تقسیم می‌شود.

۲۳ شهر با اختیارات در سطح شهرستان وجود دارد که گاهی شهرستان‌های شهری خوانده می‌شوند. مسئولان محلی این شهرها دارای اختیارات بیشتری هستند، ولی واحد سرزمینی مستقل نیستند.

فهرست شهرهای الجزایر

فهرست شهرهای الجزایر

منطقه اختصاصی سرخپوستی

منطقه اختصاصی سرخپوستی یا رزرویشن سرخپوستی (انگلیسی: Indian reservation) تخصیص مدیریت یک سرزمین به یک قبیلهٔ سرخپوست تحت نظارت دفتر امور سرخپوستان ایالات متحده به طور قانونی است، به جای این که دولت‌های ایالتی ایالات متحده در آن منطقه که سرزمین در آن واقع است مدیریت را بر عهده داشته باشند. هر یک از ۳۲۶ منطقه اختصاصی سرخپوستی در آمریکا مرتبط با یک قبیله یا قبایلی خاص است. همهٔ ۵۶۷ قبیلهٔ به رسمیت شناخته شدهٔ فدرال منطقهٔ اختصاصی مختص به خود ندارند و برخی قبایل چند منطقهٔ اختصاصی دارند. علاوه بر این، به دلیل تخصیص زمین در گذشته، که منجر به فروش برخی زمینها به غیر سرخپوستان شده، برخی مناطق اختصاصی شدیداً تکه‌تکه‌اند، و هر تکه زمین قبیله، فرد، و شخصی منطقه‌هایی در محاصره‌اند. ملت ناواهو که بزرگترین منطقهٔ اختصاصیست اندازه‌ای برابر ایالت ویرجینیای غربی دارد.

مساحت کل همهٔ مناطق اختصاصی ۵۶٬۲۰۰٬۰۰۰ acre (۲۲٬۷۰۰٬۰۰۰ هکتار; ۸۷٬۸۰۰ مایل مربع; ۲۲۷٬۰۰۰ کیلومتر مربع)، در حدود اندازهٔ آیداهو است. با این که اندازهٔ بیشتر مناطق اختصاصی در قیاس با ایالات آمریکا کوچکند ۱۲ تایشان از ایالت رود آیلند بزرگترند.

منطقه مرکزی حماه

شهرستان حَمات (به عربی: منطقة حماة) یکی از شهرستان‌های استان حمات کشور سوریه است. جمعیت این شهرستان در سال ۲۰۰۴ بالغ بر ۶۴۴٬۴۴۵ تن بود. مرکز این شهرستان شهر حمات است.

ناحیه اداری

ناحیه اداری (به عربی:الناحیة الاداریة) در تقسیمات کشوری یک واحد اداری و مالی مستقل از آنچه در اطرافش وجود دارد محسوب می‌شود و از تعدادی زیربخش‌های کوچکتر تشکیل می‌شود.

ویکی‌پدیای عربی

ویکی‌پدیای عربی (به عربی: ویکیبیدیا العربیة) نسخهٔ عربیِ وبگاه ویکی‌پدیا است و در ژوئیهٔ ۲۰۰۳ ایجاد شده‌است.

در تاریخ ۳۰ مهٔ ۲۰۱۱، این دانش‌نامه با بیش از ۱۴۷٬۰۰۰ مقاله در رتبهٔ بیست‌وششم، و در تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۱۲، با بیش از ۱۹۷٬۰۰۰ مقاله در رتبهٔ بیست‌وسوم ویکی‌پدیاها قرار داشت.

این ویکی‌پدیا در ۲۱ اکتبر ۲۰۱۲ از مرزِ ۲۰۰٬۰۰۰ نوشتار عبور کرد؛ در مارس ۲۰۱۷، با بیش از ۵۰۰٬۰۰۰ نوشتار، ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ کاربر ثبت‌نام‌کرده و بیش از ۲۹٬۰۰۰ نگاره، رتبهٔ نوزدهم را در فهرست ویکی‌پدیاها به خود اختصاص داد.

در ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۸، با بیش از ۱٫۵ میلیون کاربرِ ثبت‌نام‌کرده و ۲۸ مدیر به ۶۰۰٬۰۰۰ مقاله رسید و در ردهٔ نوزدهم ویکی‌پدیا قرار داشت.

ویکی‌پدیای عربی در ۶ مارس ۲۰۱۹، با رسیدن به ۷۰۰٬۰۰۰ مقاله، از ویکی‌پدیای فارسی پیش افتاد و به رتبهٔ هفدهم جدول ویکی‌پدیاها صعود کرد.

ویکی‌پدیای عربی، هم‌اکنون ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۹ میلادی، ۱٬۶۸۲٬۵۳۶ کاربرِ ثبت‌نام‌کرده، ۲۶ مدیر، و ۸۶۵٬۰۸۲ مقاله دارد.

کمرکولی

کمرکولی یا مُرغ قاصد (نام علمی: Sitta) (به عربی: خازن البُندُق یا خازِن الجِلَّوز) نام یک سرده از زیرراسته پرنده آوازخوان است.

کومونه

کومونه (به ایتالیایی: Comune؛ جمع: comuni) یکی از تقسیمات کشوری اصلی رایج در ایتالیا است.ایتالیا به ۲۰ ناحیه تقسیم می‌شود که این نواحی به نوبهٔ خود به ۱۰۱ استان و این استان‌ها نیز به ۸۱۰۰ کومونه تقسیم می‌شوند.

بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین کومونه ایتالیا کومونه رم (ناحیهٔ لاتزیو) با نلغذنلمساحت ۱٬۳۰۷٫۷۱ کیلومتر مربع و جمعیتی برابر با ۲٬۷۶۱٬۴۷۷ نفر است. کوچک‌ترین کومونه این کشور نیز فیرا دی پریمیرو در استان ترنتو است که مساحت آن تنها ۰٫۱۵ کیلومتر مربع است. کم‌جمعیت‌ترین کومونه ایتالیا نیز پدستینا در استان سوندریو است که تنها ۳۴ نفر جمعیت دارد.

گاه‌شماری بربری

گاهشماری بربری (به انگلیسی: Berber calendar)، تقویمی سالانه است که مردم بربر شمال آفریقا از آن استفاده می‌کنند. این گاهشماری در زبان عربی با نام «فلاحی» (کشاورزی) یا «عجمی» شناخته می‌شود. دلیل این نام‌گذاری اعراب این است که آن‌ها از گاهشماری بربری برای تنظیم کار فصلی کشاورزی‌شان بهره می‌برند. گاهشماری بربری از نظر زمانی، دقیقاً با گاهشماری یولیانی مطابقت می‌کند. از گاهشماری یولیانی پیش از معرفی گاه‌شماری گرگوری در اروپا استفاده می‌شد و هم‌اکنون نیز در کلیساهای شرق کاربرد دارد.

نام ماه‌های گاهشماری جدید بربر از نام‌های رومی قدیمی استفاده شده در گاهشماری یولیانی گرفته شده‌است.

اشخاص سرشناس:
جای ها پایتخت ها:
زبان و مذهب:
رویدادهای مرتبط:
موضوعات:
ملی‌گرایی عربی
مفاهیم پایه
موسسان
رویدادهای مهم
سازمان‌های رسمی
احزاب
جنبش‌های مردمی
رهبران سیاسی
اندیشمندان معاصر
شخصیت‌های سرشناس
زبان‌های رسمی
زبان‌های ایالتی
زبان‌های اقلیت
(برپایهٔ تقسیمات کشوری پاکستان)
جستارهای مرتبط
فیلیپین زبان‌های فیلیپین
زبان‌های رسمی
زبان‌های منطقه ای
زبان‌های مهاجران
زبان اشاره
زبان‌های تاریخی

به زبان‌های دیگر

This page is based on a Wikipedia article written by authors (here).
Text is available under the CC BY-SA 3.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.