رویداد مباهله

رویداد مباهله از رویدادهای صدر اسلام است. هنگامی که پیامبر اسلام و اهل بیتش در یکسو و مسیحیان نجران در دیگر سو آمادهٔ مباهله یا نفرین طرف دروغگو شدند. مسیحیان نجران که به مدینه آمده بودند تا در مورد درستی دعوت پیامبر پژوهش کنند با او به محاجه (دلیل آوردن) پرداخته، سرانجام بحث شان به جایی کشید که محمد خواست تا با آن‌ها مباهله کند.[۱] هر یک از دو طرف با افراد خود به محل مباهله رفتند. مسیحیان وقتی دیدند که محمد با عزیزترین کسانش یعنی علی، فاطمه، حسن و حسین می‌خواهد آن‌ها را به چالش بکشد مطمئن شدند که محمد اگر به خودش مطمئن نبود جان خانواده اش را به خطر نمی‌انداخت. پس از مباهله کناره گرفتند.[۲][۳]

از ام سلمه نقل کرده‌اند که در همان روز رسول خدا همان چهارتن همراهان خود را در زیر عبای موئی و مشکین رنگ خود گردآورد و این آیه را تلاوت نمود:

«إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»[۴]

این رویداد از سوی مسلمانان به عنوان یکی از برجستگی‌های اهل بیت محسوب شده و به عنوان دلیلی برای اثبات این امر که اصحاب کسا محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین می‌باشند، استفاده می‌شود.[۲]

بیست و چهارم ذی‌الحجه روز مباهله نام دارد.

جارالله زمخشری از دانشمندان بزرگ معتزلة، در کتاب تفسیر کشاف به فضیلت اصحاب کسا (کسانی که در روز مباهله همراه پیامبر بودند) اشاره کرده‌است.[۵][۶]

معنای لغوی و اصطلاحی مباهله

مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است.[۲][۷] چگونگی مباهله به این‌گونه بوده‌است که افرادی که دربارهٔ مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا زاری کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند.

موقعیت جغرافیایی

بخش نجران، با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته‌است. در آغاز پیدایش اسلام این نقطه، تنها نقطه مسیحی‌نشین حجاز بود که مردم آن به عللی، از بت‌پرستی دست کشیده و به آیین مسیح گرویده بودند.

ماجرای مسیحی شدن مردم نجران

با توجه به اینکه نجران تنها منطقهٔ مسیحی نشین در حجاز بوده ابن هشام در سیره نبوی دلیل آن را دو داستان مشابه می‌داند.

روایت اول

عالمی به نام فیمیون بود که بسیار پارسا و با خدا بود. در شهرها و ده‌های مختلف می‌گشت و مخفیانه مریض‌ها را با اذن خدا شفا می‌داد. در هیچ شهر و روستایی به مدت طولانی نمی‌ماند و مانند مسیحیان روزهای یکشنبه به بیرون شهر می‌رفت و عبادت خدا را به جا آورد. یک روز مردی صالح نام او را تعقیب کرد و محل عبادت فیمیون را کشف کرد. وقتی ماری بزرگ هنگام عبادت به فیمیون حمله می‌کرد صالح فریاد برآورد و فیمیون را آگاه ساخت. اما فیمیون به عبادت ادامه داد و مار نزدیک سجادهٔ او شد و حلقه زد و جان داد. فیمیون که از نماز فارغ شد به صالح گفت ای مرد تو را چه افتاده که چنین آواز می‌دادی؟ صالح جریان را به او گفت. صالح که معجزات و اعمال نیک فیمیون را دیده بود با خواهش و اسرار خواست تا در کنار فیمیون باشد. فیمیون در پایان راضی شد و اورا به نزد خود گرفت. بزرگ آن شهر که پسری فلج و نا بینا داشت فیمیون را می‌خواست تا پسرش درمان کند اما می‌دانست اگر فیمیون در شهری شناخته شود از آنجا می‌رود. پس روزی به بهانهٔ کاری دیگر فیمیون را به خانه اش برد و پسر بینایی خود را بدست آورد و دیگر مفلوج نبود. فیمیون که دیگر فهمیده بود لو رفته از آن شهر همراه صالح خارج شد. در راه راهزنان او را دزدیدند و در نجران به بندگی فروختند. مردم آن زمان در نجران بیشتر بت‌پرست بودند و شرک می‌ورزیدند؛ و نخلی بزرگ در شهر بود که آن را مقدس داشته و برای آن هدایا و جامه‌ها می‌آوردند و ساعت‌ها کنار آن عبادت می‌کردند. فیمیون روزها کار می‌کرد و شب‌ها در اتاق کوچکش عبادت خدا را. صاحبش که اورا خریده بود شبی اورا دید کع در اتاقش بی هیچ چراغی نور پیچیده و علت را از بنده اش جویا شد. فیمیون گفت این نور نور حق است و دین من دین عیسی است و جمله مردم شما در نجران دین گمراهی برگزیده اند. پس صاحبش گفت ثابت کن. روز بعد فیمیون نزد نخل رفت و دعا کرد تا از ریشه گنده شود، و شد. مردم نجران که این معجزه را دیدند جمله تابع او شدند و دین عیسی برگزیدند.

روایت دوم

نزدیکی نجران شهری بود و ساحری آنجا به مردم سحر می‌آموخت. فیمیون از غذا در نزدیکی آنجا چادر زده بوذ و خدای را عبادت می‌کرد. پسری عبدالله نام که از بقیه زرنگ تر بود قبل از درس سحر نزد چادر رفته و احوال فیمیون می‌دید؛ و دیر به نزد ساحر می‌رسید و هر بار عبدالله عذری می‌آورد. تا اینکه به اعمال فیمیون علاقه‌مند شده و نزد او رفته و آیین عیسی بیاموخت. فیمیون که بیماران را شفا می‌داد و کارهای عجیب می‌کرد رازش را به عبدالله گفت؛ و این راز نام بزرگ خدا بود. پس عبدالله گفت نام خدا را به من بگو. فیمیون نکرد و گفت اگر به تو بگویم خود و مردم را تباه کنی. اما به جای آن تمام نام‌های خدا را به او آموخت. عبدالله جمله نام‌های خدا را نوشته و به آتش انداخت همه بسوختند جز یکی و دریافت که آن نام اصلی خدا است. به گوشه و کنار شهر گذر می‌کرد و هر رنجور و بیمار را با نام خدا شفا می‌داد و در مقابل از آنها پیوستن به دین عیسی و ترک بت‌پرستی و شرک را خواستار می‌شد. پادشاه نجران دید مردم همه پیرو عبدالله بن ثامر و عیسی شده پس ترسید قدرت را از وی بگیرد اورا نزد خود خواند. از کوخ به زیر انداختندش، در آب انداختند. اما هرکار می‌کردند عبدالله با نام اصلی خدا زنده می‌ماند. حاکم که اورا مرده می‌خواست به شدت خشمگین شده بود اما کاری از دستش برنمی‌آمد. خود عبدالله گفت تنها راه کشتن من این است که به عیسی و آیین او ایمان بیاوری، پس شاه چنین کرد و با عصایی او را کشت. بعد از مرگ عبدالله از آیین عیسی بازگشت اما مردم عبدالله را با احترام دفن کردند و اطاعت شاه نبردند و چنین شد که مردم نجران همگی به عیسی ایمان آوردند

نامه محمد به اسقف نجران

نامه محمد به اسقف نجران چنین بود: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. از محمد، پیامبر خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ستایش می‌کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می‌خوانم. شما را دعوت می‌کنم که از ولایت بندگان خدا بیرون شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی جزیه (مالیات سرانه) بدهید وگرنه به شما اعلام خطر می‌شود».

آیه مباهله

فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ(۶۱)

«هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آن‌ها بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم». (سورهٔ آل‌عمران-آیهٔ ۶۱)

محمدحسین طباطبایی می‌گوید:[۲]

رسول خدا در مقام امتثال این فرمان از «انفسنا» به غیر از علی و از «نسائنا» به جز فاطمه و از «ابنائنا» بجز حسن و حسین را نیاورد. آشکار می‌شود برای کلمه اول به جز علی و برای کلمه دوم به جز فاطمه و از سوم به جز حسن و حسین مصداق نیافت و انگار منظور از «ابناء» و «نساء» و «انفس» همان اهل بیت رسول خدا بوده. هم‌چنان‌که در بعضی روایات به این معنا تصریح شده، پس از آن که رسول خدا نام همراهان را با خود آورد؛ گفت: «پروردگارا اینان‌اند اهل بیت من»، چون این عبارت می‌فهماند پروردگارا من به جز این‌ها کسی را نیافتم تا برای مباهله دعوت کنم

شرح واقعه

براساس توافق پیشین، محمد و نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. نمایندگان نجران دیدند که محمد فرزندش حسین را در آغوش دارد، دست حسن را در دست گرفته و علی و فاطمه همراه اویند و به آن‌ها سفارش می‌کند هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید. مسیحیان، هنگامی که این صحنه را دیدند در میان خودشان هم‌اندیشی کرده از این که پیامبر، عزیزترین و نزدیک‌ترین کسانِ خود را به میدان مباهله آورده بود، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد؛ وگرنه عزیزان خود را در برابر خطر آسمانی قرار نمی‌داد؛ بنابراین از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر به مصالحه شدند.[۲][۳]

شیعه باور دارد این حدیث نشان می‌دهد که مراد از واژه اهل بیت در قرآن علی، فاطمه و فرزندان ایشان می‌باشند. شیعه همچنین یکی از دلایل برتری و امتیاز علی برای جانشینی پیامبر اسلام را این ماجرا می‌داند.[۲] لویی ماسینیون به این نکته اشاره کرده‌است که اختلاف بسیاری میان شیعه و سنی در مورد ارتباط آیه قرآنی در مورد مباهله و تفسیر آن وجود دارد. بر اساس گفتار وی، یکی از این اختلافات راجع به حضور پنج تن آل عبا در این واقعه است. وی به عقیده شیعیان اشاره می‌کند که معتقدند فاطمه هنگامی که محمد عبا یا کسای سیاه خود را انداخت در پشت سر وی قرار داشت. برخی از فرق نیز معتقدند که مقصود پیامبر از اهل بیتش، امری کاملاً تصویرگونه بوده‌است چنان‌که تصویر فاطمه را به عنوان یک ماده نورانی تفسیر کرده‌اند. نصیریه بر این باورند که مسیحیان نجران به این اعتراف کرده‌اند که فاطمه همچون مریم جایگاهی رفیع دارد.[۸]

ذکر این رویداد در کتب اهل سنت به نقل از شیعیان

قاضی نورالله شوشتری می‌گوید:

مفسران در این مسئله اتفاق نظر دارند که ابناءنا در آیه فوق اشاره به حسن و حسین (علیهماالسلام) و نساءنا اشاره به فاطمه (علیهاالسلام) و انفسنا اشاره به علی (علیه‌السلام) است.[۹]

در پاورقی کتاب مزبور در حدود شصت نفر از بزرگان اهل سنت ذکر شده‌اند که تصریح نموده‌اند آیه مباهله دربارهٔ اهل بیت نازل شده‌است و نام آن‌ها و مشخصات کتب آن‌ها را از صفحه ۴۶ تا ۷۶ مشروحاً آورده‌است.

از جمله شخصیت‌های سرشناسی که این مطلب از آن‌ها نقل شده افراد زیر هستند:

  • مسلم بن حجاج نیشابوری صاحب صحیح معروف که از کتب شش‌گانه مورد اعتماد اهل سنت است در جلد ۷ صفحه ۱۲۰ (چاپ محمد علی صبیح - مصر).
  • احمد بن حنبل در کتاب مسند جلد اول صفحه ۱۸۵ (چاپ مصر).
  • طبری در تفسیر معروفش در ذیل همین آیه جلد سوم صفحه ۱۹۲ (چاپ میمنیة - مصر).
  • حاکم در کتاب مستدرک جلد سوم صفحه ۱۵۰ (چاپ حیدر آباد دکن).
  • حافظ ابو نعیم اصفهانی در کتاب دلائل النبوة صفحه ۲۹۷(چاپ حیدر آباد).
  • واحدی نیشابوری در کتاب اسباب النزول صفحه ۷۴ (چاپ الهندیة مصر).
  • فخر رازی در تفسیر معروفش جلد۸ صفحه ۸۵ (چاپ البهیه مصر).
  • ابن اثیر در کتاب جامع الاصول جلد ۹ صفحه ۴۷۰ (طبع السنة المحمدیة - مصر).
  • ابن جوزی در تذکرة الخواص صفحه ۱۷ (چاپ نجف).
  • قاضی بیضاوی در تفسیرش جلد ۲ صفحه ۲۲ (چاپ مصطفی محمد مصر).
  • آلوسی در تفسیر روح المعانی جلد سوم صفحه ۱۶۷(چاپ منیریه مصر).
  • طنطاوی مفسر معروف در تفسیر الجواهر جلد دوم صفحه ۱۲۰ (چاپ مصطفی البابی الحلبی - مصر).
  • زمخشری در تفسیر کشاف جلد ۱ صفحه ۱۹۸ (چاپ مصطفی محمد - مصر).
  • حافظ احمد بن حجر عسقلانی در کتاب الاصابة جلد ۲ صفحه ۵۰۳ (چاپ مصطفی محمد - مصر).
  • ابن صباغ در کتاب الفصول المهمة صفحه ۱۰۸ (چاپ نجف).
  • علامه قرطبی در تفسیر الجامع لاحکام القرآن جلد ۳ صفحه ۱۰۴ (چاپ مصر سال ۱۹۳۶).[۱۰]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ^ 

فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکمْ وَ نِساءَنَا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنفُسنَا وَ أَنفُسکُمْ ثُمَّ نَبْتهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَت اللَّهِ عَلی الْکذِبِینَ (ترجمه: به آنان (مسیحیان نجران) بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت می‌کنیم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت می‌کنیم شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت می‌کنیم شما نیز از نفوس خود را؛ آنگاه مباهله می‌کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می‌دهیم.)[۳–۶۱]

منابع

  1. Griffith, Sidney H. (April 4, 2010). The Church in the Shadow of the Mosque: Christians and Muslims in the World of Islam. Princeton University Press. pp. 160–162. ISBN 978-1-4008-3402-0.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ Tabatabaei, Muhammad Husayn. "Tafsir al-Mizan, SURAH AALE IMRAN, VERSES 61-63". Tawheed Institute Australia Ltd. Retrieved 2014. Check date values in: |accessdate= (help)
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ Zayn, Samih Atif (1379). Mohammad (s) dar Medina (به Persian). Translated by Masoud Ansari. tehran: Jami. pp. 1091–1103.
  4. رسولی محلاتی، سید هاشم (۱۳۷۹). خلاصه تاریخ اسلام جلد دوم زندگانی امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا و امام حسن مجتبی علیهم السلام. دفتر نشر فرهنگ اسلامی. صص. ۳۶. شابک ۹۶۴-۴۳۰-۲۰۳-۶. مقدار |شابک= را بررسی کنید: invalid character (کمک).
  5. جارالله، زمخشری، الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التاویل،1/193، قطع رحلی، دارالمعرفه، بیروت
  6. «اهل بیت در تفسیر کشاف». پایگاه امام علی علیه اسلام.
  7. Massignon, Louis (1378). Mubahala dar Medina (به Persian). Translated by mahmoodreza Eftekhar zadeh. Tehran: Resalate Ghalam Publication.
  8. http://www.persee.fr/doc/ephe_0000-0002_1942_num_55_51_17495#ephe_0000-0002_1942_num_55_51_T1_0011_0000
  9. قاضی نورالله شوشتری، احقاق الحق، جلد سوم، طبع جدید، صفحهٔ ۴۶
  10. روز مباهله

پیوند به بیرون

آیه تطهیر

آیه تطهیر، بخشی از آیه ۳۳ از سوره احزاب قرآن کریم است. آیهٔ مورد مناقشه بین اهل سنت و اهل تشیع در قرآن که اشاره به پاکی اهل بیت محمد از هرگونه آلودگی و پلیدی دارد. شیعیان معتقدند این آیه درباره محمد، علی،فاطمه ،حسن و حسین است. شیعه با استناد به متن آیه و نیز روایات شأن نزول آیه بر این مطلب استدلال می‌کند؛ در حالی که بسیاری از اهل سنت چنین برداشتی را نپذیرفته و با استفاده از قبل و بعد آیه که درباره همسران پیامبر است، همسران را نیز از «أَهلَ‌البَیتِ» به شمار آورده‌اند. و اهل سنت معتقد می‌باشد رجس (پلیدی) در زبان قرآن ارتباطی با اشتباه و گناه ندارد. در هیچ جای قرآن کلمهٔ رجس بر خطای اجتهادی و اشتباه اطلاق نشده است بلکه رجس به معنای پلیدی و تعفن و امثال آن می‌باشد. و خوارج معتقدند که این آیه در مورد زنان محمد و محمد است. البته خوارج آیه را آیه‌ای نمی دانند که شانی بر کسی قائل شود و اعتقاد دارند آیه شرطی می‌باشد و اهل بیت محمد را در صورت رعایت شروط قبلی که در همان آیه و سایر آیات وجود دارد شامل پاکی از هرگونه پلیدی و ناپاکی می‌داند. برخی از اهل سنت زنان محمد و دامادان و نوه‌هایش و حتی عمویش عباس و سلمان فارسی و پدر شوهران وی و فرزندخوانده وی زید بن حارثه واسامه بن زید فرزند فرزندخوانده اش را از اهل بیت محمد می‌شمارند.

آیه مباهله

آیه مباهله، آیه ۶۱ سوره آل عمران است که پیرامون مناظره‌ای بین محمد پیامبر اسلام و هیأت نجرانی نازل شده‌است.

اسما بنت عمیس

اسماء بنت عمیس از صحابیات محمد بود. پدرش عمیس بن معاذ از قبیله بنی هاشم بود. مادرش هند بنت عوف و خواهر ناتنی‌اش میمونه بنت حارث، از زنان محمد بود. خواهرش سلمی دختر عمیس همسر حمزه بن عبدالمطلب بود. اسماء بنت عمیس، نخست با جعفر بن ابی طالب ازدواج کرد. در سال هشتم پس از هجرت، جعفر در جنگ موته کشته شد. پس از کشته شدن جعفر، اسماء با ابوبکر ازدواج کرد و برای او دوفرزند به نام محمد بن ابوبکر و ام کلثوم به دنیا آورد. پس از مرگ ابوبکر، اسماء با علی ازدواج کرد. علی، محمد بن ابوبکر و ام کلثوم دختر ابوبکر را تحت سرپرستی خود گرفت و همچنین از او صاحب ۲ پسر به نام‌های عون و یحیی شد.

اسماء بنت عمیس با خانواده فاطمه رفت‌وآمد بسیار نزدیکی داشت. او اولین تابوتی را که در اسلام ساخته شد، برای فاطمه ساخت. اینکه گفته می‌شود وی قابله حسنین بوده‌است اشتباه بوده، و احتمالاً منظور سلمی بنت عمیس است، زیرا وی در آن زمان همسر جعفر بن ابیطالب بوده و در حبشه حضور داشت.

اصحاب کسا

اصحاب کسا عبارت اند از محمد پیامبر مسلمانان، علی، فاطمه، حسن و حسین که آیهٔ "انما یرید اﷲ لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرأ ":«همانا خداوند می‌خواهد تا ناپاکی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و شما را کاملاً پاک و طاهر گرداند.» دربارهٔ آنان است. ابوسعید خدری از پیامبر مسلمانان روایت کرد که این آیه دربارهٔ پنج تن است: خودم، علی، فاطمه، حسن و حسین است.

اصول شیعه

توحید، نبوت و معاد اصول دین اسلام اند و دو اصل امامت و عدل از اصول تشیع هستند و هر کس به آن‌ها ایمان ندارد از مذهب شیعه بیرون است؛ گرچه از اسلام بیرون نیست.

اصولیون

اصولیون (عربی: الاصولية‎) اکثریت مسلمانان شیعه دوازده‌امامی هستند. آنان از گروه اکنون بسیار کوچکتر رقیب اخباریون در استفاده از اجتهاد برای ایجاد احکام جدید فقه; در ارزیابی حدیث برای کنارگذاشتن روایات نامعتبر؛ و در اجباری دانستن تقلید از از یک مجتهد برای تعیین رفتار صحیح اسلامی تفاوت دارند.

اصولی گری از زمان افول اخباری گری در قرن هجدهم، مکتب مسلط در تشیع اثنی عشری بوده و هم‌اکنون در مذهب شیعه اکثریت قریب به اتفاق را تشکیل می‌دهد.

ام ایمن

ام ایمن (عربی:اُمِّ اَیمَن) با نام اصلی برکة بنت ثعلبه بن عمرو بن حصن بن مالک بن سلمة بن عمرو بن نعمان و با کنیه ام‌الظباء زنی اهل حبشه بود که قبل از اسلام کنیز آمنه بنت وهب مادر پیامبر اسلام و پس از مرگ او کنیز خود پیامبر بود تا آنکه محمد او را آزاد کرد.

انسان (سوره)

سوره انسان در مدینه نازل شده و دارای ۳۱ آیه است.

تفسیر نمونه

تفسیر نمونه از تفاسیر شیعی قرآن به زبان فارسی، تألیف ناصر مکارم شیرازی و گروه نویسندگان در قرن ۱۴ هجری است. این تفسیر در ۲۷ جلد در ایران منتشر شده و به زبان‌های انگلیسی، عربی و اردو نیز ترجمه شده‌است.جدیداً این تفسیر به صورت کاملاً علمی و جدید و با پرداختن به جزیی‌ترین مسایل تا جزء 5 در حال نوشتن است.

تهذیب الاحکام

تَهذیبُ الأحکام، از مهم‌ترین و مفصل‌ترین منبع فقهی شیعه و یکی از چهار کتاب عمده حدیث و فقه شیعه (کتب اربعه) نوشته شیخ الطائفه، ابوجعفر محمد طوسی، مشهور به شیخ طوسی است.

تولی (اسلام)

تَولّیٰ (به عربی: تَوَلّی) که تولّا خوانده می‌شود، یکی از فروع دین اسلام در مذهب شیعه به‌معنی دوست‌داشتن اهل‌بیت و محبت آنان را در دل داشتن است.

حدیث لوح فاطمه

حدیث لوح فاطمه حدیثی است که مطابق منابع دست‌اول و کتب شیعی، خدا آن را از طریق جبرئیل به محمد داد و محمد آن را به دخترش فاطمه هدیه داد. این حدیث بر روی لوحی نوشته شده‌است که مشهور به لوح فاطمه است. حدیث لوح فاطمه شامل تعداد و نام امامان شیعه است.فاطمه حدیث لوح را به جابر بن عبدالله انصاری نشان‌داده و او از روی آن نسخه‌برداری کرد. بر اساس سه روایت حدیث لوح توسط محمد باقر، امام پنجم شیعیان و جعفر صادق، امام ششم شیعیان، تأیید شده‌است.

حسینیه

حسینیه نوعی مکان عمومی برای عزاداری و تعزیه در ماه محرم و فعالیت‌های مسجد گونه مانند برگزاری نماز در روزهای دیگر سال است. عزاداری و تعزیه در ایران و دیگر نقاط شیعه‌نشین قدمت دیرینه داشته و با استقبال گسترده مردم برگزارمی شود. مراسم تعزیه در حسینیه ارمغانخانه از سال ۱۳۸۹ در میراث معنوی ایران ثبت ملی شده‌است.

زندگی زناشویی فاطمه زهرا و علی بن ابی‌طالب

زندگی زناشویی فاطمه زهرا به ازدواج و زندگی خانوادگی علی بن ابی طالب، امام اول شیعه و خلیفه چهارم با فاطمه زهرا، دختر محمد پیامبر اسلام مربوط می‌شود.

مدت کمی پس از هجرت علی به مدینه، محمد به علی گفت که خداوند به وی فرمان داده‌است که دخترش، فاطمه، را به ازدواج وی درآورد. با اینکه چندهمسری مجاز بود، علی در زمان حیات فاطمه، با زن دیگری ازدواج نکرد. ازدواج علی با فاطمه، دارای اهمیت معنوی خاصی برای تمام مسلمانان است. زیرا به‌عنوان ازدواجی میان مهم‌ترین شخصیت‌های مقدس از خویشان محمد تلقی می‌گردد. محمد که تقریباً هر روز به دیدار دخترش می‌رفت، با این ازدواج به علی نزدیک‌تر شد و یک بار به وی گفت که تو برادر من در این دنیا و آخرت هستی. خانواده‌ای که از ازدواج این دو تشکیل شد، مکرراً از سوی محمد مورد ستایش قرار می‌گرفت و محمد از آن در واقعه‌هایی مانند رویداد مباهله و حدیث آل عبا، به‌عنوان اهل بیت یاد کرد. در قرآن نیز در موارد متعددی مانند آیهٔ تطهیر، از اهل بیت به بزرگی یاد شده‌است.زندگی زناشویی علی و فاطمه همراه با همکاری بود. در آغاز زندگی آنان نزد پیامبر رفتند و از او درخواست کردند تا کارهای خانه را میان‌شان قسمت کند. پیامبر کارهای بیرون از خانه را به علی سپرد و کارهای درون خانه را به فاطمه واگذارد. فاطمه زهرا از این تقسیم کار و به‌خاطر معاف‌شدن از کارهای بیرون از خانه، بسیار خوشحال شد. او آن‌گونه در خانه کار می‌کرد و سختی می‌کشید که علی ناراحت می‌شد. دراین‌باره روایات متعددی دربارهٔ مشاهدهٔ کارهای سخت فاطمه زهرا از سوی صحابهٔ پیامبر و کمک آنان به او نقل شده‌است. در کنار این‌ها، همسرداری او نیز به‌گونه‌ای بود که با شناخت نسبت به جایگاه علی بن ابی‌طالب و نقش او در پیشبرد اسلام، او را در این راه یاری می‌کرد و پیگیر اوضاع سیاسی و اجتماعی روز نیز بود؛ و درهمان‌حال و در غیاب او در زمان نبرد، همهٔ کارهای داخل و خارج خانه را عهده‌دار می‌شد؛ و دربرابر، علی نیز درهنگام بازگشت و حضور در خانه، جویای حال فاطمه می‌شد.بااین‌که چندهمسری مجاز بود، علی در زمان حیات فاطمه، با زن دیگری ازدواج نکرد. رابطهٔ زناشویی علی و فاطمه رابطهٔ ویژه‌ای بود و تک‌همسری علی تا پایان عمر فاطمه نشانه‌ای بر این امر است. منابع اهل سنّت این مسئله را — که چرا علی تک‌همسری را در زندگی با فاطمه اختیار کرده — با روایتی توضیح می‌دهند که در آن علی از دختر ابوجهل خواستگاری می‌کند، ولی پیامبر به او این اجازه را — به‌این‌دلیل که باعث ناراحتی فاطمه می‌شود — نداد. شیعیان این ادعا را تکذیب کرده و خواستگاری را از اساس بی‌پایه و ساختگی دانسته‌اند.

صحیفه امام رضا

صحیفهٔ علی ابن موسی الرضا (عربی: الصحیفة الرضا‎) همچنین شناخته شده به عنوان مسند امام رضا، مجموعه‌ای از ۲۴۰ حدیث منسوب به علی بن موسی الرضا امام هشتم شیعیان جهان است. این اثر شامل احادیث در رابطه با موضوعات متنوعی از جمله نیایش با خدا، اهمیت نمازهای پنجگانه، اهمیت نماز میت، اهمیت جهاد، برتری اهل بیت محمد ابن عبدالله به اعتقاد تشیع و مسائلی همچون خواص غذاها، میوه ها، مرهم ها، اخلاق نیکو، پیروی از پدر و مادر و قوی تر کردن پیوندهای خویشاوندی می‌شود. اثر در بخش مربوط به اهل بیت محمد، هر کدام از چهارده معصوم را به تنهایی شرح می‌دهد.

این صحیفهٔ که در زمره آثار با اهمیت مذهب تشیع قرار می‌گیرد، توجه عالمان مذهبی‌ای همچون ابن بابویه، شیخ طبرسی و ابو حنیفه

را به خود جلب کرده‌است.

فخرالدین طریحی

فخرالدین طریحی (۹۷۹ هجری قمری تا ۱۰۸۷ یا ۱۰۸۵ هجری قمری) فرزند شیخ محمد علی طریحی متولد نجف از علمای بزرگ شیعه است. جزو معروف‌ترین تالیف‌های او می‌توان به «مجمع البحرین و مطلع النیرین» و «جامع المقال فیما یتعلق باحوال الدرایه و الرجال» اشاره کرد.

مصحف فاطمه

مصحف فاطمه یا کتاب فاطمه کتاب منتسب به فاطمه دختر حضرتمحمد است که شامل: اخبار و اطلاعاتی در آیندهٔ جهان تا روز قیامت، سرنوشت فرزندان و ذراری او، نام تمامی فرمانروایان و کارهای آن‌ها و از این قبیل علوم و اخبار می‌باشد، این کتاب که از نظر حجم سه برابر قرآن است، ولی چیزی دربارهٔ قرآن یا احکام و حلال و حرام ندارد، بلکه آیندهٔ تاریخ را تا روز رستاخیز ترسیم کرده‌است.

نزهه الزاهد

نُزهه الزاهد و نهزه العابد اثری است ادبی و دعایی که در آن به توضیح یا ترجمه کلمات پیشوایان شیعه پرداخته شده‌است. این کتاب، از جمله کهن‌ترین کتاب‌های دعایی شیعه به‌شمار می‌رود که به لحاظ توضیحات پارسی و نیز تنظیم و تبویب و اختصار، حائز اهمیت بوده و گویای نفوذ تشیّع امامی در ایران قرن ششم و هفتم است. نویسنده کتاب در قرن ششم می‌زیسته‌است. این کتاب در سال ۱۳۴۳ هجری شمسی توسط رسول جعفریان ترجمه و تصحیح شده‌است.

مصحح کتاب در مقدمه به هدف نویسنده اینگونه اشاره دارد: «مهم‌ترین راهی که بزرگان اخلاق برای رسیدن به شناخت و دوری از گناهان به آن سفارش کرده‌اند و پیرامون آن آیات و روایات بسیاری وجود دارد، مراقبت و مواظبت از نفس است. در کتاب حاضر، نگارنده در شانزده فصل به این موضوع پرداخته و راه‌های مختلف مراقبت از نفس و دوری از گناه را برشمرده است. از جمله سرفصل‌های کتاب عبارت‌اند از: وظایف دوستداران و شیعیان امام حسین؛ داشتن خلوص نیت؛ علت نحس بودن ماه صفر؛ اعمال روز اول ماه ربیع‌الاول؛ نقش امامان در قضای حوائج؛ گناهان خفی و پنهانی؛ نهایت گمراهی در عصر جاهلیت؛ مناجات شعبانیه؛ شرایط دعا؛ اعمال شب قدر؛ زکات فطره؛ سعی در اخلاص به فضیلت عید غدیر و مشروح رویداد مباهله.»

یوم الدار

حدیث یوم الدار (بدءالدعوة و یوْمُ الْاِنذار) یکی از احادیثی است که شیعیان برای اثبات ولایت بلافصل علی بعد از محمد به آن استناد می‌کنند. این روایت در منابع معتبر شیعه و سنی ذکر شده‌است.

مناسبت‌های اسلامی
عیدها
جشن‌ها
سوگورای‌ها
دیگر مناسبت‌ها
اصول
فروع
عقاید برجسته
چهارده معصوم
صحابه
علما
رویدادها
آیات
و روایات
ادعیه و مناسک
کتاب‌ها
مکان‌های مقدس
روزهای مقدس
شاخه‌ها
منابع اجتهاد
وابسته
شخصیّت‌ها و اَعلامِ قرآنی

به زبان‌های دیگر

This page is based on a Wikipedia article written by authors (here).
Text is available under the CC BY-SA 3.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.