دولت

دولت در علم سیاست، دستگاهی سیاسی اجباری با حکومتی متمرکز است که انحصار استفادهٔ درست از اجبار و زور درون یک قلمرو جغرافیایی معین را حفظ می‌کند. مفهوم دولت در معانی دیگری نیز به کار برده می‌شود. بسیاری از نویسندگان مفاهیم «دولت» و «حکومت» را به یک معنا به کار می‌برند و در زبان عامیانه و رسانه‌ها دولت معمولاً به معنی قوه مجریه یا هیئت وزیران است که این کاربرد از واژه دولت تنها به بخشی از حکومت اشاره دارد.[۱] گاهی نیز دولت به بخشی از حکومت اشاره دارد که شامل نهادهای مذهبی و نهادهای مدنی نمی‌شود. مثلاً کاربرد واژه دولت در اصطلاح سازمان‌های غیردولتی به این مفهوم از دولت اشاره دارد.[۲]

دولت‌ها ممکن است از قدرت سیاسی و حاکمیت کامل برخوردار باشند که در این صورت کشور مستقل نامیده می‌شوند؛ ولی گاهی ایالت‌هایی که در یک جمهوری فدرال گرد هم آمده‌اند، مثلاً در ایالات متحده آمریکا، نیز دولت نامیده می‌شوند.[۲] بعضی از دولت‌ها هم تابع و دست‌نشاندهٔ حکومتی دیگر هستند؛ مثل فرانسه ویشی که تابع آلمان نازی بود اما خود را دولت می‌خواند.[۳]

Leviathan by Thomas Hobbes
جلد کتاب لویاتان اثری از توماس هابز

دولت شخص حقوقی است که چیدمان پولی یک کشور را اجرا کرده باشد. تعریف شخص حقوقی:نول ،از لحظهء ثبت نام و نام خانوادگی درسازمان ثبت اسناد و املاک کشور شخص حقوقی به شمار می آید. نکته:نول را به فاز مبتلا نمی کنند تا دولت درست کنند از جمله فازهای دینی،اقتصادی و سیاسی. نکته:استقلال دولت و چیدمان اداری کشور از همین امر ناشی می شود. انواع دولت: الف)دولت مرکزی: تنها شخصی است که در خزانه حساب شخصی دارد و عموماً جهت ساخت و گسترش و ترمیم پایهء پولی کشور از آن استفاده می کند. مثلاً الماس خریداری کرده و در خزانه به امانت می گذارد. ب)دولت کاراکترال: مرجع برگذاری آزمون استخدامی ادارات و موءسّسات دولتی به شمار می آید و با دقّت زیادی مسئول محتوای پولی اداری است. نکته:محتوای پولی اداری ،مرز یک کشور و کشور دیگر از لحاظ اداری است. ج)دولت فدرال:مسئول آمایش یک سرزمین را دولت فدرال گویند. تبصره:قضّات فدرال را هم تاءیید صلاحیت می کند. د)دولت رادیکال:متولّی امور اجرائی اداری کشور است و دولت لیبرال از او مجوّز می گیرد. ه)دولت لیبرال:مسئولیّت های ویژه را برعهده دارد و سازمان فدرال یک کشور اداره می کند. دولت ملّی: امور سازمانی از جمله سازمانهای قضائی را سامان دهی می کند. یادآوری:سازمانهای فدرال را برعهده نمی گیرد.

مشکلات تعریف

هیچ اجماع آکادمیکی بر روی یک تعریف جامع و مناسب از دولت وجود ندارد.[۴] واژه دولت اشاره دارد به دسته‌ای از نظریات متفاوت ولی مرتبط دربارهٔ پدیده سیاست که اغلب با یکدیگر هم پوشانی‌هایی دارند.[۵] ارائه تعریف از این واژه می‌تواند به عنوان بخشی از درگیری‌های ایدئولوژیکی نیز در نظر گرفته شود، چرا که تعریف‌های مختلف به نظریه‌های متعددی منجر می‌شود که پایه و اساس دولت هستند و در نتیجه راهکارهای مختلف سیاسی را معتبر خواهند شمرد.[۶]

رایج‌ترین تعریف از دولت متعلق به ماکس وبر است،[۷][۸][۹][۱۰][۱۱] که توضیح می‌دهد دولت یک سازمان سیاسی اجباری است که دارای دولتی مرکزی بوده و سعی در برقراری انحصار قدرت قانون‌گذاری برای خود در داخل یک قلمرو مشخص دارد.[۱۲][۱۳] دسته‌بندی‌های عمومی از نهادهای دولت شامل دیوان سالاران اداری، نظام حقوقی و سازمان‌های نظامی یا مذهبی می‌باشد.[۱۴]

بر طبق دیکشنری انگلیسی آکسفورد، دولت الف. یک اجتماعی سازمان یافته سیاسی است که دارای یک دولت، یک رفاه عمومی و یک ملت است. ب. چنین اجتماعی می‌تواند تشکیل دهنده بخش‌های مختلف یک جمهوری فدرال باشد، به ویژه در ایالات متحده آمریکا.[۲]

انواع دولت

دولت‌ها ممکن است به عنوان مقتدر دسته‌بندی شوند و این دسته آن دولت‌هایی هستند که به دولت دیگری وابسته نبوده و موضع اعمال حاکمیت آن نمی‌باشند. دیگر دولت‌هایی نیز وجود دارند که ممکن است تحت سیطره یک قدرت خارجی قرار گرفته باشند.[۲][۱۵] بسیاری از دولت‌ها، دولت‌های فدرال هستند که در اتحادیه فدرال مشارکت می‌جویند. یک دولت فدرالی قلمرویی است که تحت قانون اساسی شکل گرفته و با اجتماعات متعدد یک فدراسیون را تشکیل می‌دهد.[۱۶] چنین دولت‌هایی از دولت‌های دارای اقتدار متمایز هستند چرا که در این حالت این دولت‌ها، بخشی از قدرت خود در حاکمیت را به دولت فدرال منتقل کرده‌اند.[۲]

دولت و حکومت

مفهوم حکومت می‌تواند متمایز از مفهوم دولت باشد. حکومت گروهی مشخص از مردم، دیوان سالاران اداری، است که وظیفه اداره کردن کارهای دولت‌ها را در دوره‌ای که به آن‌ها اختصاص دارد بر عهده دارند.[۱۷][۱۸][۱۹] با این اوصاف می‌توان گفت که حکومت‌ها ابزاری هستند که قدرت دولت از طریق آن‌ها به کار بسته می‌شود. دولت‌ها توسط حکومت‌های مختلفی که از پی هم می‌آیند، اداره می‌شوند.[۱۹]

هر حکومتی که از پی حکومت دیگر می‌آید از بدنه‌ای از افراد متخصص تشکیل شده که انحصار تصمیم‌گیری‌های سیاسی را در دست دارند و توسط سازمان‌های حکومتی از دیگر اعضای جامعه جدا شده‌اند. کارکرد ایشان اجرایی کردن قوانین موجود، تصویب قوانین جدید و داوری اختلاف‌ها به صورت انحصاری است. در بعضی از جوامع، این گروه از مردم به صورت دائمی بر سر کار می‌آیند یا از طبقه پادشاهی بوده و از طریق وراثتی کنترل امور را در دست می‌گیرند. در دیگر جوامع، مثل دموکراسی‌ها، نقش‌های سیاسی بر جای خود باقی می‌مانند ولی اشخاص متفاوت در زمان‌های مختلف تصدی آن‌ها را بر عهده خواهند داشت.[۲۰]

دولت و دولت-ملت

دولت هم چنین می‌تواند از مفهومی به نام ملت نیز متمایز باشد که به یک منطقه گسترده جغرافیایی اشاره دارد و مردمی که در آن محدوده به زندگی و کار مشغول اند و هویتی مشخص از در کنار هم بودن و با هم زندگی کردن دارند.[۲۱]

دولت و جامعه مدنی

در اندیشه‌های کلاسیک، دولت توسط هم جامعه سیاسی و هم جامعه مدنی مورد معرفی قرار گرفته‌است. چرا که در آن دوره، جامعه مدنی را هم جزئی از اجتماعات سیاسی در نظر می‌گرفتند، در حالی که در اندیشه‌های مدرن میان دولت-ملت به عنوان یک جامعه سیاسی و جامعه مدنی به عنوان نوعی از جامعه اقتصادی تمایز قائل شده‌اند..[۲۲] بنابراین در اندیشه‌های مدرن دولت با جامعه مدنی در تضاد است.[۲۳][۲۴][۲۵]

انسان علیه دولت

فیلسوف، جامعه‌شناس، زیست‌شناس و نویسنده انگلیسی، هربرت اسپنسر در کتاب خویش با نام انسان علیه دولت دربارهٔ بسیاری از ابعاد دولت که در تعارض با ویژگی‌های انسان است، قلم رانده‌است. در این کتاب وی با جزئیات به تحلیل آکادمیک شکسپیر می‌پردازد و فضای سردی را که حاصل ارتباط میان دولت و مردمی که تحت آن زندگی می‌کنند است، را به رشته تحریر درمی‌آورد.

آنتونیو گرامشی معتقد بوده که جامعه مدنی مرکز اولیه فعالیت سیاسی است چرا که این محمل جایی است که در آن تمام اطلاعات هویتی، درگیری‌های نظری، فعالیت‌های روشنفکران و ساختن یک هژمونی، شکل می‌گیرند و امکان وقوع می‌یابند و آن جامعه مدنی پیوند ارتباطی میان فضای سیاسی و اقتصادی بود. جمع تمام این فعالیت‌های جامعه مدنی چیزی بود که گرامشی آن را جامعه سیاسی می‌نامید، و آن را از ملتی که دولت را به عنوان جامعه خویش برمی‌گزینند، متمایز می‌دانست. وی می‌گفت که سیاست یک روند یک طرفه برای اداره سیاسی جامعه نیست بلکه سیاست فعالیت‌های سازمان‌های مدنی است که فعالیت‌های احزاب سیاسی و نهادهای دولتی را مقید و مشروط می‌کند.[۲۶][۲۷] لوئیس آلتوسر بحث می‌کند که سازمان‌های مدنی از جمله کلیسا، مدارس و خانواده در بازتولید ارتباطات اجتماعی بخشی از دستگاه نظری دولت می‌باشند که مکمل دستگاه سرکوب دولت هستند (مانند نیروهای پلیسی و نظامی).[۲۸][۲۹][۳۰]

یورگن هابرماس از فضای عمومی حرف می‌زد که به زعم وی هم از فضای سیاسی و هم از فضای اقتصادی متمایز بود.[۳۱]

با توجه به نقشی که بسیاری از گروه‌های اجتماعی در توسعه سیاست عمومی دارند و رابطه سنگینی که میان دیوان سالاری دولتی و دیگر نهادها وجود دارد، تعریف و تشریح مرزهای دولت به شدت سخت شده‌است. خصوصی‌سازی، ملی سازی و ایجاد نهادهای جدید دیگر نیز باعث تغییر مرزهای دولت در ارتباط با جامعه شده‌اند. در اغلب موارد طبیعت سازمان‌های شبه مستقل نا مشخص و غیر شفاف است، و این امر باعث شده تا بحثی در میان دانشمندان علم سیاست در بگیرد که باید چنین سازمان‌هایی را بخشی از دولت در نظر بگیرند یا بخشی از جامعه مدنی. به این خاطر بعضی از دانشمندان علم سیاست ترجیح می‌دهند تا از شبکه‌های سیاسی و اداره غیر متمرکز در جوامع مدرن حرف بزنند تا این که بخواهند مدافع دیوان سالاری‌های دولتی و اداره مستقیم دولت باشند.[۳۲]

نظریه‌های کارکرد دولت

بیشتر نظریه‌های سیاسی را می‌توان تقریباً در دو دسته طبقه‌بندی کرد. اولین دسته به عنوان نظریه‌های لیبرال یا محافظه کار شناخته می‌شوند که از عنصر سرمایه‌داری بهره می‌جویند، و بر روی کارکرد دولت در یک جامعه سرمایه‌دار متمرکز هستند. این دسته از نظریات به دولت به عنوان یک ماهیت خنثی نسبت به جامعه و اقتصاد می‌نگرند و معتقدند دولت نقشی در تنظیم روابط و فعالیت‌ها در این حیطه‌ها ندارد. در طرف مقابل نظریه‌های مارکسیستی قرار می‌گیرند که سیاست را به عنوان پدیده‌ای در نظر می‌گیرند که به شدت با روابط اقتصادی در هم آمیخته‌است، و بر ارتباط میان قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی تأکید دارند. آن‌ها حکومت را به عنوان وسیله‌ای می‌بینند که در وهله اول در صدد خدمت به طبقه‌های برتر جامعه است.[۱۹]

آنارشیسم یا هرج و مرج گرایی

آنارشیسم فلسفه‌ای سیاسی است که دولت را پدیده‌ای غیراخلاقی در نظر می‌گیرد و به جای آن در صدد برقراری جامعه بدون دولت یا آنارشی می‌باشد.

آنارشیست‌ها بر این باورند که دولت به‌طور سنتی ابزاری است برای چیرگی بر مردم و سرکوب ایشان و این ربطی به این که چه کسی بر سر کار و در مصدر امور است ندارد. برخلاف مارکسیست‌ها، آنارشیست‌ها معتقدند که تصرف انقلابی قدرت دولت نباید یک هدف سیاسی باشد. ایشان اعتقاد دارند که به جای آن، دستگاه‌های دولتی باید به‌طور کامل از کار بیفتند و به جای آن دسته‌ای از روابط اجتماعی جدید ایجاد شوند که به هیچ وجه بر پایه قدرت دولت نباشند.[۳۳][۳۴]

بسیاری از مسیحیان آنارشیست هم چون جاکوس الول دولت و قدرت سیاسی را به عنوان جانور هیولا صفت در کتاب مکاشفه انجیل تفسیر کرده‌اند.[۳۵][۳۶]

مارکسیسم

مارکس و انگلس در این که هدف غایی کمونیست‌ها داشتن یک جامعه بدون طبقه است که در آن دولت محو شده باشد، آشکارا نظرات خود را ابراز کرده‌اند.[۳۷] دیدگاه‌های ایشان از طریق مجموعه کارهای جمع‌آوری شده مارکس و انگلس گرد هم آمده‌است و در این کارها انواع دولت‌های قدیم یا زمان خویش را از نظر تاکتیکی و تحلیلی مورد بررسی قرار داده‌اند که البته در این کارها اثری از انواع سوسیالیستی دولت که در آینده به وجود آمد، نیست؛ و در این تحلیل‌ها بیش از همه به این موضوع توجه داشته‌اند که کدام یک از این دولت‌ها مورد نظر مارکسیست‌ها باید باشد و کدام یک تهدیدی است برای بقای ایشان. تا جایی که قابل فهم است هیچ ایده منحصری برای تشریح نظریه مارکسیستی دربارهٔ دولت وجود ندارد، بلکه به جای آن بسیاری از ایده‌های متفاوت مارکسیستی وجود دارد که سعی در تعریف دولت با استفاده از میراث مارکسیسم می‌باشند.[۳۸][۳۹][۴۰]

مارکس در نوشته‌های اولیه خود دولت را به مثابه یک انگل ترسیم می‌کرد که بر روی ساختاری عظیم اقتصادی بنا شده‌است و بر خلاف مصالح عمومی کار می‌کند. وی هم چنین نوشت که طبقه‌های میانی جامعه در کل به عنوان تنظیم‌کننده اختلاف‌ها و کشمکش‌های طبقاتی عمل می‌کنند و به عنوان وسیله‌ای برای اعمال قدرت و سیطره طبقهٔ حاکم مورد استفاده قرار می‌گیرند.[۴۱] مرام نامه کمونیسم ادعا داشت که دولت چیزی بیش از یک کمیته برای اداره امور عمومی بورژواها نیست.[۳۸]

در نظریات مارکسیست‌ها نقش یک دولت غیر سوسیالیست توسط کارکردهای آن در نظم جهانی سرمایه دارانه تبیین می‌شود. رالف میلیبند بحث می‌کند که طبقه حاکم از دولت به عنوان وسیله‌ای برای سیطره بر جامعه از طریق ارزش‌های شخصی استفاده می‌کند. در نظر میلیبند دولت توسط گروهی از نخبگان اداره می‌شود که از پس زمینه‌ای یکسان بهره مندند و این پس زمینه همان طبقه سرمایه‌دار ایشان است.[۴۲]

نظریات گرامشی دربارهٔ دولت بر دولت به عنوان تنها نهاد در جامعه که به برقراری هژمونی طبقه حاکم کمک می‌کند، تأکید دارد، و این که قدرت دولت از طریق سیطره نظری بر نهادهای جامعه مدنی مانند کلیساها، مدارس و رسانه‌های عمومی تقویت می‌شود.[۴۳]

پلورالیسم یا کثرت گرایی

پلورالیست‌ها جامعه را به مثابه مجموعه‌ای از افراد و گروه‌ها می‌بینند که در حال رقابت بر سر قدرت سیاسی هستند. با این مقدمه دید ایشان نسبت به دولت، پدیده‌ای است بی‌طرف که فقط به دنبال اعطای قدرت به آن دسته از افرادی است که مناصب را در رقابتی انتخاباتی از آن خود کرده‌اند.[۴۴] در سنت پلورالیستی، رابرت دال فردی بود که نظریه دولت به عنوان عرصه‌ای بی‌طرف را گسترش و توسعه داد که فضا را برای رقابت گروه‌های دیگر فراهم می‌آورد. وقتی قدرت در یک جامعه به گونه‌ای رقابتی به دست آید، سیاست دولت نتیجه چانه زنی‌های مکرر خواهد بود. گرچه پلورالیسم نیز به نابرابری میان افراد معتقد است ولی در صدد فراهم آوردن فرصت‌هایی برابر برای تمام گروه هاست تا بتوانند بر دولت فشار بیاورند و منافع خویش را تأمین کنند. رویکرد پلورالیستی بیان می‌کند که فعالیات دولت‌های مدرن دموکراتیک نتیجه فشارهایی است که توسط گروه‌های مختلف بر آن وارد شده‌است. دال چنین دولت‌هایی را دولت چند رهبری (پلیارشی) می‌نامد.[۴۵]

پلورالیسم بر این اساس که بر پایه مدارک تجربی مورد حمایت قرار نگرفته‌است، مورد نقد واقع شده و به چالش کشیده شده‌است. با مطالعه‌ای انتقادی بر اکثریت بسیاری از مردمی که در مناصب حاکمیتی مشغول به کارند مشخص می‌شوند که بسیاری از ایشان متعلق به طبقه‌های ثروتمند جامعه است و این با هدف پلورالیسم که سعی در برآورده کردن منافع تمام گروه‌های جامعه دارد در تعارض است.[۴۶][۴۷]

پست مدرنیسم

یورگن هابرماس معتقد بود که پایه چهارچوب ساختارهای عظیم که توسط بسیاری از نظریه پردازان مارکسیست مرود استفاده قرار گرفته تا بتوانند ارتباط میان دولت و اقتصاد را تبیین کنند، بیش از حد ساده انگارانه است. وی احساس می‌کرد که دولت‌های مدرن نقش عمده‌ای را در ساختار مند کردن اقتصاد از طریق قاعده مند کردن فعالیت‌های اقتصادی و تولیدکننده یا مصرف‌کننده بودن در حجم گسترده و باز توزیع ثروت ناشی از فعالیت‌های دولت بر عهده دارند. به خاطر تمام این دلایل هابرماس معتقد بود که دولت‌ها نمی‌توانند مسئولیت مثبتی را در برقراری منافع طبقات اقتصادی جامعه ایفا کند.[۴۸][۴۹][۵۰]

میشل فوکو معتقد بود نظریه مدرن سیاست به شدت بر پایه مرکزیت دولت استوار است و می‌گفت شاید بعد از تمام این حرف‌ها، دولت چیزی بیش از ترکیب واقعیت و یک انتزاع افسانه‌ای نباشد که اهمیت آن بسیار کمتر از چیزی باشد که ما برای آن در نظر می‌گیریم. وی می‌پنداشت نظریه سیاست بسیار بیش از حد بر روی نهادهای انتزاعی متمرکز بود و توجه کافی را مبذول اعمال واقعی دولت نمی‌داشت. در نظر فوکو وجود دولت هیچ گونه ضرورتی نداشت. به اعتقاد وی نظریه پردازان علم سیاست، به جای تلاش برای فهم فعالیت‌های دولت‌ها با تحلیل دارایی‌های دولت باید به آزمایش تغییرات در رفتارها و اعمال دولت بپردازند تا بتوانند تغییرات در طبیعت دولت درک کنند.[۵۱][۵۲][۵۳]

استقلال دولت (نهادگرایی)

نظریه پردازان استقلال دولت بر این باورند که دولت ماهیتی است که در برابر تأثیرات اقتصادی و اجتماعی نفوذ ناپذیر است و منافع خاص خود را داراست.[۵۴]

نهادگرایان جدید دربارهٔ دولت نوشته‌های متعددی دارند از جمله کارهای ثدا اسکوکپول که می‌گوید بازیگران عرصه دولت تا حد بسیار زیادی مستقل عمل می‌کنند. به عبارت دیگر کارمندان دولت منافع خاص خود را دارند که می‌توانند آن‌ها را مستقل از دیگر بازیگران عرصه اجتماع (در مواقعی که این منافع با هم در تعارض قرار می‌گیرند) پیگیری کنند. از آنجا که دولت ابزار اجبار را در دست دارد و از آنجا که استقلال بسیاری از گروه‌های جامعه مدنی در پیگیری اهداف شان توسط دولت به آن‌ها اعطا شده‌است، کارمندان دولت به اندازه‌ای می‌توانند تمایلات و منافع خود را بر جامعه مدنی تحمیل کنند.[۵۵]

جی ویلیام دامهاف ادعا می‌کند که این ایده که دولت آمریکا به میزانی قابل توجه نسبت به مالکان و مدیران بانک‌ها، شرکت‌ها و تجارت‌های کشاورزی استقلال دارد بر پایه مدارک و مشاهدات تجربی اشتباه است و می‌گوید که مطالعات تجربی درجه‌ای زیاد از هم پوشانی را میان منافع مدیران و مالکان تجارت‌های یاد شده با متصدیان دولت نشان می‌دهد.[۵۴][۵۶] که البته این ادعای وی نیز توسط بسیاری از نظریه پردازان دیگر نقد و رفع شده‌است.

نظریات مشروعیت دولت

دولت‌ها عموماً بر ادعاهایی متکی اند که مشروعیت آن‌ها را اثبات کند و هدف از این مشروعیت‌خواهی برقراری سلطه آن‌ها بر دیگر موضوعات است.[۵۷][۵۸][۵۹]

مشروعیت الهی

برپایی نظام‌های مدرن دولتی به شدت به تغییرات در عرصه اندیشه سیاسی و به ویژه تغییر در درک مفهوم مشروعیت قدرت دولت مربوط است. مدافعان اولیه قدرت مطلق همچون توماس هابز و جان بودین نظریه مشروعیت الهی پادشاهان را نادیده انگاشتند و بحث کردند که قدرت پادشاهان باید از طرف مردم بیاید و نه از طرف خدا. به ویژه که هابز پا را از این نیز فراتر گذاشت و بحث کرد که قدرت سیاسی باید به ارجاع به افراد توجیه شود و نه با در نظر گرفتن اشخاص به عنوان یک کل. هر دوی هابز و بودین می‌پنداشتند که از قدرت پادشاه دفاع و حمایت می‌کنند و نه از دموکراسی، اما مباحث ایشان دربارهٔ طبیعت حاکمیت به شدت توسط مدافعان قدرت پادشاه مورد نقد قرار گرفته و مقبول نمی‌افتاد، افرادی همچون سر رابرت فیلمر در انگلستان که می‌پنداشت چنین مباحثی نهایتاً به جای دفاع از شاه و موقعیت وی، راه را برای ارائه نظریات دموکراتیک تر فراهم می‌کرد.

قدرت منطقی-قانونی

ماکس وبر سه منبع اصلی را برای مشروعیت در کارهای خویش معرفی کرده‌است. اول، مشروعیت بر پایه گروه‌های سنتی که از این عقیده ناشی می‌شود که مسائل باید به همان نحوی باشند که در گذشته بوده‌اند و کسانی که از چنین سنت‌هایی دفاع می‌کنند مشروعیت داشتن قدرت را از آن خود خواهند کرد. دوم، مشروعیت بر پایه رهبری کاریزماتیک که به رهبر یا گروهی اعطا می‌شود که در نظر دیگران به گونه‌ای قابل مثال قهرمان یا بسیار ارزشمند دیده می‌شوند. سوم، قدرت منطقی-حقوقی است که در آن مشروعیت از این عقیده ناشی می‌شود که گروه خاصی که در قدرت قرار گرفته‌اند یک روند حقوقی را پشت سر نهاده‌اند و رفتارهایشان بر اساس قوانین مشخص نوشته شده قابل توجیه است. وبر معتقد بود که دولت‌های مدرن در بدایت امر بر اساس همین مدل سوم شکل گرفته‌اند.[۶۰][۶۱][۶۲]

واژه‌شناسی

دولت در انگلیسی state (اِستِیت) و در فرانسویٍ État (اِتا) نامیده می‌شود و زبان‌های اروپایی دیگر هم از واژه‌هایی هم‌ریشه استفاده می‌کنند که همگی آن‌ها از واژه لاتین status «استاتوس» برگرفته شده‌اند که به معنی وضعیت و موقعیت است.[۶۳] و هم‌ریشه با «اُستان» و پسوند «-ستان» فارسی است.

با احیا و همه‌گیری حقوق رومی در اروپای قاره‌ای در قرن چهاردهم میلادی، واژه status برای اشاره به جایگاه قانونی اشخاص (مثل مقامات مذهبی و نجیب‌زاده‌ها) مورد استفاده قرار گرفت و به ویژه به جایگاه شاه اشاره داشت. این واژه هم چنین برای اشاره به نظام اداری روم هم که همان دولت جمهوری بود مورد استفاده قرار می‌گرفت. در این دوره این واژه کاربرد خود را در اشاره به بعضی از گروه‌های اجتماعی خاص از دست داد و بیشتر اشاره داشت به معانی حقوقی و نظم حقوقی و دستگاه اجرایی ساختن آن.[۶۴]

در زبان انگلیسی واژه دولت اختصاری برای کلمه estate می‌باشد که به هم‌معنی آن در زبان قدیم فرانسوی شبیه است و به معنی فردی است که صاحب موقعیت و در پی آن صاحب مال و منالی است. کسانی که بیشترین و بالاترین موقعیت‌ها را داشتند عموماً از بیشترین ثروت و مرتبه اجتماعی نیز برخوردار بودند و کسانی بودند که قدرت را در دست داشتند.[۵۷]

استفاده از واژه state در مفهوم امروزین آن تا حد زیادی مدیون آثار ماکیاولی نویسنده ایتالیایی آغاز قرن شانزدهم (به ویژه کتاب شهریار) است که از این واژه در مفهومی تقریباً همانند با مفهوم مدرن دولت استفاده می‌کرد.[۶۵]

تاریخچه

اشکال اولیه دولت در زمانی که امکان مرکزی کردن قدرت به شیوه‌ای با دوام مهیا بود، شکل گرفتند. کشاورزی و نویسندگی تقریباً در جای جای دنیا در عملی شدن این روند مشارکت داشته‌اند: کشاورزی به این دلیل که اجازه ظهور طبقه‌ای از مردم را می‌داد که نیازی به گذراندن بیشتر وقت شان برای تأمین مایحتاجات اولیه‌شان نداشتند، و نویسندگی (و دیگر چیزهای شبیه به آن) چرا که امکان مرکزی شدن اطلاعات مهم و حیاتی را فراهم می‌کرد.[۶۶]

اولین دولت‌های شناخته شده در ایران باستان، مصر باستان، بین‌النهرین، هند و چین و آمریکا (تمدن آزتک و تمدن اینکا) و بعضی از دیگر جاها پدید آمدند، اما این فقط در دوران مدرن بود که دولت‌ها تمام نقاط کره زمین را از آن خود کردند و هیچ نقطه‌ای بدون دولت باقی نماند.[۶۷] در آن دوره عدم وجود مرزها و وجود دسته‌بندی‌های شکارچیان همه چی را برای جوامع قبیله‌ای فراهم کرده بود و کشاورزی که یکی از راه‌های گذران زندگی و امرار معاش بود نیز کمک می‌کرد که نیازی به یک دولت تمام وقت نباشد. این شکل زندگی تمام دوران پیش از تاریخ انسان و بخش عمده‌ای از دوران تاریخی نوع بشر را پوشش می‌دهد.[۶۷]

دولت‌های اولیه در قلمروهایی شکل گرفت که در آن‌ها یک فرهنگ، یک سری عقاید و یک سری از حقوق توسط افراد پیروز رقابت بر سایرین و دیگر ملت‌ها تحمیل شد و یک تمدن و نظام اداری-نظامی جدید برایشان پایه‌گذاری شد.[۶۷] در زمان حال چنین وضعیتی لزوماً وجود ندارد و دولت‌هایی وجود دارند که چند ملیتی هستند یا دولت‌های فدرال هستند و حتی ما امروزه شاهد بعضی از نواحی خودمختار در داخل قلمرو بعضی دولت‌ها نیز می‌باشیم.

از اواخر قرن نوزدهم، در واقع تمام نواحی قابل سکونت دنیا توسط دولت‌های گوناگون مورد ادعا قرار گرفت و هر یک تحت مرزهای مشخص و قطعی یکی از دولت‌ها درآمد. پیش از آن میزان زیادی از زمین‌های روی کره زمین یا مورد ادعای کسی قرار نگرفته بودند یا به کل غیرقابل سکونت بودند یا محل سکنای مردمان چادرنشین بودن که طبیعتاً از دولتی سازمان یافته بهره نمی‌بردند. با این وجود حتی امروزه نیز دولت‌هایی وجود دارند که در داخل قلمرو خود مکان‌هایی وسیع از حیات وحش را دربردارند، مانند جنگل‌های بارانی آمازون که این مناطق یا خالی از سکنه هستند یا کم یا زیاد توسط افراد بومی مورد سکونت قرار گرفته‌اند (که بعضی از این بومیان نیز هنوز بدون هر گونه ارتباطی با دنیای خارج از قبیله خود به سر می‌برند). هم چنین دولت‌هایی وجود دارند که تمام کنترل را بر قلمروی مرود ادعای خویش ندارند یا حداقل کنترلی بر مکان‌های مورد مناقشه در داخل قلمرو خویش ندارند. اکنون جامعه جهانی از حدود دویست دولت تشکیل می‌شود که اکثر آن‌ها در سازمان ملل نمایندگی می‌شوند.

جوامع پیشا تاریخی فاقد دولت

در بیشتر مدت زمان تاریخ بشریت، مردم در جوامع فاقد دولت زندگی می‌کرده‌اند، که ویژگی بارز آن‌ها فقدان قوای حاکم مرکزی بوده‌است و در آن‌ها نابرابری‌های عمده در اقتصاد و قدرت سیاسی وجود نداشته‌است.

یکی از مردم شناسان با نام رابرت ال کارنیرو می‌نویسد:

«در ۹۹٫۸ درصد تاریخ بشر مردم منحصراً در گروه‌های خودمختار و روستاها زندگی می‌کردند. در اوایل دوره کهنه سنگی (برای مثال عصر حجر) تعداد این واحدهای سیاسی خودمختار باید کم بوده باشد، اما در سال ۱۰۰۰ قبل از میلاد به ششصد هزار واحد افزایش می‌یابند. بعد از آن دهکده‌های بزرگ‌تر شروع به حمله به مناطق دیگر و دستیابی به منابع بیشتر می‌کند و در طی سه هزاره بعدی این واحدهای سیاسی خودمختار از ششصد هزار تا به ۱۵۷ عدد می‌رسد. در پرتو این اتفاق می‌توان انتظار این را داشت که در آینده این ۱۵۷ واحد به یک واحد کلی کاهش یابند و این امر نه تنها قابل انتظار است بلکه در واقعیت نیز رو به وقوع است.»[۶۸]

مردم‌شناس دیگری به نام تیم اینگولد می‌نویسد:

«مدارک زیادی برای مشاهده در دوره‌های پیش از تاریخ و زمان شکار نیست، وقتی که مردم در جوامع فاقد دولت زندگی می‌کردند و نمی‌توان این نتیجه را گرفت که زندگی مردم در آن دوره ناکامل بوده و منتظر تکمیل آن به واسطه نهادی همچون دولت بوده‌اند، بلکه حتی می‌توان نتیجه گرفت که زندگی آن‌ها و شیوه گذران امورشان کاملاً برخلاف وجود نهادی چون دولت برای رتق و فتق امور بوده‌است.»[۶۹]

دوره نو سنگی

در دوره نوسنگی، جوامع انسانی تحت تغییرات عمده فرهنگی و اقتصادی قرار گرفت، که شامل توسعه کشاورزی، شکل‌گیری جوامع یکجانشین و ساختن سکونت گاه‌های دائمی، رشد تراکم جمعیت انسان و استفاده از سفالگری و دیگر ابزارهای پیچیده بود.[۷۰][۷۱]

کشاورزی در زمان یکجانشینی منجر به توسعه حقوق مالکیت، جوامع مردسالار و پرورش گیاهان و حیوانات توسط انسان‌ها شد و در این دوره اندازه خانواده‌ها هم بزرگ‌تر شد. این دوره هم چنین مهیا گر پایه‌های دولت متمرکز شده از طریق تولید منابع هنگفت غذا بود[۷۲] چرا که باعث می‌شد تقسیم کار پیچیدگی بیشتری یابد و مردم هر یک باید در کاری متخصص می‌شدند تا بتوانند سهمی از تولیدات غذایی داشته باشند.[۷۳] دولت‌های اولیه در مکان‌هایی تشکیل شدند که جوامعی به شدت طبقه‌بندی شده داشتند و طبقه ثروتمند و حاکم جامعه همگی تحت فرمان پادشاه بودند. طبقات حاکم شروع به تمایز قائل شدن میان خود و کشاورزان و دیگر طبقات اجتماعی کردند و البته این تمایز قائل شدن با آن حالت که این طبقه بخواهند طبقات کارگر را به سر سپردن به خود وادارند، متفاوت بود.[۷۴]

در گذشته، اعتقاد بر این بود که دولت‌های متمرکز به خاطر توسعه نظام‌های کارگری مختلف توسعه یافتند (مانند شیوه‌های آبیاری جدید) و برای این که بتوانند اقتصادهای پیچیده را نظم بخشیده و سامان دهند. با این وجود مدارک باستان‌شناسی و مردم‌شناسی مدرن این نظریه را اثبات نمی‌کنند و به وجود جوامعی غیر متمرکز از نظر سیاسی اشاره دارند.[۷۵]

دولت در اوراسیای باستان

عموماً بین‌النهرین به عنوان قدیمی‌ترین جایی شناخته می‌شود که در آن تمدن یا جامعه پیچیده شکل گرفت و به معنی شهرهایی بود که در تمام مدت در آن‌ها تقسیم کار شکل می‌گرفت، تمرکز اجتماعی ثروت به سرمایه در آن‌ها وجود داشت، ثروت به‌طور مساوی بین همه تقسیم نمی‌شد، طبقات حاکم وجود داشتند، روابط بیشتر بر پایه اقامت در جایی بود تا اینکه بر پایه خویشاوندی باشد، تجارت‌های راه دور انجام می‌شد، معماری‌های به جای ماندنی داشت، و اشکال هنر و فرهنگ، نویسندگی، ریاضیات و علم از استاندارد بهره‌مند شده بودند.[۷۶] این تمدن اولین تمدن باسواد جهان بود که اولین مجموعه قواعد نوشتن را شکل داده بود.[۷۷][۷۸] با رسیدن نیمه‌های هزاره چهارم پیش از میلاد بیشتر ساکنین بین‌النهرین افرادی غنی بودند که دلالت بر این داشت که رفاه در این تمدن سازمان یافته شده بود.[۷۹]

دولت در یونان باستان

گرچه اشکال مختلف اولیه‌ای از دولت، قبل از ظهور امپراتوری یونان باستان وجود داشتند، اما یونانی‌ها اولین مردمانی هستند که به شکل‌دادن دقیق و صریح فلسفه سیاست در دولت شناخته شده هستند و به گونه‌ای منطقی نهادهای سیاسی را مورد تحلیل قرار داده‌اند. پیش از این، دولت‌ها بر اساس افسانه‌های مذهبی تشریح و توجیه می‌شدند.[۸۰]

Karl Theodor von Piloty Murder of Caesar 1865
نمایی از مجلس روم باستان که سناتورها به دور ژولیوس سزار حلقه زده‌اند.

بسیاری از ابداعات مهم سیاسی متفاوت دوران باستان از شهر دولت‌های یونان و جمهوری روم به دست آمده‌اند. دولت-شهرهای یونان پیش از قرن چهارم حق شهروندی را به مردمان آزاد خویش اعطا می‌کردند و در آتن این حقوق شامل روندهای مستقیم دموکراتیک بود برای داشتن دولت که پس از این دوره نیز، مدت زمان زیادی در نظام‌های مختلف سیاسی جهان مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

دولت فئودال

در دوره قرون وسطی در اروپا، دولت بر اساس اصل فئودالیسم شکل می‌گرفت، و رابطه میان ارباب و رعیت تبدیل به مرکز این سازمان اجتماعی شده بود. فئودالیسم منجر به توسعه سازمان‌های اجتماعی بزرگ‌تر و نظام‌های دارای سلسله مراتب عظیم تری شد.[۸۱]

شکل‌گیری درگیری‌ها بر سر مالیات‌گیری میان پادشاه و دیگر نهادهای جامعه (به ویژه اشراف و شهرها) باعث ظهور چیزی شد که امروزه آن را دولت به معنی فعلی می‌شناسیم که دارای یک مجلس قانون گذاری است که باعث می‌شود گروه‌های اجتماعی مختلف در آن نماینده داشته باشند و با هم به مذاکره بپردازند و شاه با مشورت با ایشان دربارهٔ مسائل اقتصادی و حقوقی تصمیم‌گیری نماید. تخت و تاج پادشاه بعضی مواقع به‌طور کامل به تصمیم‌های مجلس قانون‌گذاری احترام می‌گذاشت ولی در مواقعی هم تصمیم‌گیری‌های ایشان را نادیده می‌گرفت که این امر منجر به متمرکز شدن بیشتر قدرت قانون‌گذاری و اختیار اداره کردن و داشتن قدرت ارتش در دستان پادشاه شد. در آغاز قرن پانزدهم، این روند تمرکز گرایی به دولت‌هایی که قدرت مطلق را در دست داشتند، مجال ظهور داد.[۸۲]

دولت مدرن

همگن‌سازی فرهنگی و ملی به‌طور عمده با ظهور نظام‌های دولتی مدرن گره خورده‌است. از زمان دولت‌هایی که قدرت مطلق را در دست داشتند، دولت‌ها به میزانی گسترده بر پایه‌های ملی سازماندهی شدند. با این وجود مفهوم دولت ملی مترادف با مفهوم دولت-ملت نیست. حتی در جوامعی که بیشترین حد همگنی قومی را دارند، یک مطابقت کامل میان دولت و ملت وجود ندارد، از این رو نقش اصلی دولت‌ها این شد که ملی‌گرایی را ترویج کنند و این کار را از طریق تأکید بر سمبل‌های مشترک و هویت ملی انجام می‌دادند.[۸۳]

پانویس

  1. دولت State وب‌سایت پژوه
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ <Please add first missing authors to populate metadata.> (1995). "state". Concise Oxford English Dictionary (9th ed.). Oxford University Press. 3 (also State) a an organized political community under one government; a commonwealth; a nation. b such a community forming part of a federal republic, esp the United States of America
  3. For example the Vichy France (1940-1944) officially referred to itself as l'État français.
  4. Cudworth et al, 2007: p. 1
  5. Barrow, 1993: pp. 9-10
  6. Barrow, 1993: pp. 10-11
  7. Dubreuil, Benoít (2010). Human Evolution and the Origins of Hierarchies: The State of Nature. Cambridge University Press. p. 189. ISBN 978-0-521-76948-8.
  8. Gordon, Scott (2002). Controlling the State: Constitutionalism from Ancient Athens to Today. Harvard University Press. p. 4. ISBN 978-0-674-00977-6.
  9. Hay, Colin (2001). Routledge Encyclopedia of International Political Economy. New York, NY: Routledge. pp. 1469–1474. ISBN 0-415-14532-5.
  10. Donovan, John C. (1993). People, power, and politics: an introduction to political science. Rowman & Littlefield. p. 20. ISBN 978-0-8226-3025-8.
  11. Shaw, Martin (2003). War and genocide: organized killing in modern society. Wiley-Blackwell. p. 59. ISBN 978-0-7456-1907-1.
  12. Cudworth et al, 2007: p. 95
  13. Salmon, 2008: p. 54
  14. Earle, Timothy (1997). "state, state systems". In Barfield, Thomas. The dictionary of anthropology. Wiley-Blackwell. p. 445. ISBN 978-1-57718-057-9.
  15. "sovereign", The New Oxford American Dictionary (2nd ed.), Oxford: Oxford University Press, 2005, ISBN 0-19-517077-6, adjective … [attrib.] (of a nation or state) fully independent and determining its own affairs: a sovereign, democratic republic.
  16. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام AUTOREF4 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  17. Bealey, Frank, ed. (1999). "government". The Blackwell dictionary of political science: a user's guide to its terms. Wiley-Blackwell. p. 147. ISBN 978-0-631-20695-8.
  18. Sartwell, 2008: p. 25
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ Flint & Taylor, 2007: p. 137
  20. Barclay, Harold (1990). People Without Government: An Anthropology of Anarchy. Left Bank Books. p. 31. ISBN 1-871082-16-1.
  21. Sartwell, 2008: p. 24
  22. Zaleski, Pawel (2008). "Tocqueville on Civilian Society. A Romantic Vision of the Dichotomic Structure of Social Reality". Archiv für Begriffsgeschichte. Felix Meiner Verlag. 50.
  23. Ehrenberg, John (1999). "Civil Society and the State". Civil society: the critical history of an idea. NYU Press. ISBN 978-0-8147-2207-7.
  24. Kaviraj, Sudipta (2001). "In search of civil society". In Kaviraj, Sudipta & Khilnani, Sunil. Civil society: history and possibilities. Cambridge University Press. pp. 291–293. ISBN 978-0-521-00290-5.
  25. Reeve, Andrew (2001). "Civil society". In Jones, R.J. Barry. Routledge Encyclopedia of International Political Economy: Entries P-Z. Taylor & Francis. pp. 158–160. ISBN 978-0-415-24352-0.
  26. Sassoon, Anne Showstack (2000). Gramsci and contemporary politics: beyond pessimism of the intellect. Psychology Press. p. 70. ISBN 978-0-415-16214-2.
  27. Augelli, Enrico & Murphy, Craig N. (1993). "Gramsci and international relations: a general perspective with examples from recent US policy towards the Third World". In Gill, Stephen. Gramsci, historical materialism and international relations. Cambridge University Press. p. 129. ISBN 978-0-521-43523-9.
  28. Ferretter, Luke (2006). Louis Althusser. Taylor & Francis. p. 85. ISBN 978-0-415-32731-2.
  29. Flecha, Ramon (2009). "The Educative City and Critical Education". In Apple, Michael W. et al. The Routledge international handbook of critical education. Taylor & Francis. p. 330. ISBN 978-0-415-95861-5.
  30. Malešević, 2002: p. 16
  31. Morrow, Raymond Allen & Torres, Carlos Alberto (2002). Reading Freire and Habermas: critical pedagogy and transformative social change. Teacher's College Press. p. 77. ISBN 978-0-8077-4202-0.
  32. Kjaer, Anne Mette (2004). Governance. Wiley-Blackwell. ISBN 978-0-7456-2979-7. --
  33. Newman, Saul (2010). The Politics of Postanarchism. Edinburgh University Press. p. 109. ISBN 978-0-7486-3495-8.
  34. Roussopoulos, Dimitrios I. (1973). The political economy of the state: Québec, Canada, U.S.A. Black Rose Books. p. 8. ISBN 978-0-919618-01-5.
  35. Christoyannopoulos, Alexandre (2010). Christian Anarchism: A Political Commentary on the Gospel. Exeter: Imprint Academic. pp. 123–126. Revelation
  36. Ellul, Jacques (1988). Anarchy and Christianity. Michigan: Wm. B. Eerdmans. pp. 71–74. The first beast comes up from the sea...It is given 'all authority and power over every tribe, every people, every tongue, and every nation' (13:7). All who dwell on earth worship it. Political power could hardly, I think, be more expressly described, for it is this power which has authority, which controls military force, and which compels adoration (i.e. , absolute obedience).
  37. Frederick Engels - Socialism: Utopian and Scientific. 1880 Full Text. From ماده‌باوری تاریخی: "State interference in social relations becomes, in one domain after another, superfluous, and then dies out of itself; the government of persons is replaced by the administration of things, and by the conduct of processes of production. The State is not "abolished". It dies out...Socialized production upon a predetermined plan becomes henceforth possible. The development of production makes the existence of different classes of society thenceforth an anachronism. In proportion as anarchy in social production vanishes, the political authority of the State dies out. Man, at last the master of his own form of social organization, becomes at the same time the lord over Nature, his own master — free."
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ Flint & Taylor, 2007: p. 139
  39. Joseph, 2004: p. 15
  40. Barrow, 1993: p. 4
  41. Smith, Mark J. (2000). Rethinking state theory. Psychology Press. p. 176. ISBN 978-0-415-20892-5.
  42. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام AUTOREF8 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  43. Joseph, 2004: p. 44
  44. Vincent, 1992: pp. 47-48
  45. Dahl, Robert (1973). Modern Political Analysis. Prentice Hall. p. . ISBN 0-13-596981-6.
  46. Cunningham, Frank (2002). Theories of democracy: a critical introduction. Psychology Press. pp. 86–87. ISBN 978-0-415-22879-4.
  47. Zweigenhaft, Richard L. & Domhoff, G. William (2006). Diversity in the power elite: how it happened, why it matters (2nd ed.). Rowman & Littlefield. p. 4. ISBN 978-0-7425-3699-9.
  48. Duncan, Graeme Campbell (1989). Democracy and the capitalist state. Cambridge University Press. p. 137. ISBN 978-0-521-28062-4.
  49. Edgar, Andrew (2005). The philosophy of Habermas. McGill-Queen's Press. pp. 5–6, 44. ISBN 978-0-7735-2783-6.
  50. Cook, Deborah (2004). Adorno, Habermas, and the search for a rational society. Psychology Press. p. 20. ISBN 978-0-415-33479-2.
  51. Melossi, Dario (2006). "Michel Foucault and the Obsolescent State". In Beaulieu, Alain & Gabbard, David. Michel Foucault and power today: international multidisciplinary studies in the history of the present. Lexington Books. p. 6. ISBN 978-0-7391-1324-0.
  52. Gordon, Colin (1991). "Government rationality: an introduction". In Foucault, Michel et al. The Foucault effect: studies in governmentality. University of Chicago Press. p. 4. ISBN 978-0-226-08045-1.
  53. Mitchell, Timothy (2006). "Society, Economy, and the State Effect". In Sharma, Aradhana & Gupta, Akhil. The anthropology of the state: a reader. Wiley-Blackwell. p. 179. ISBN 978-1-4051-1467-7.
  54. ۵۴٫۰ ۵۴٫۱ Sklair, Leslie (2004). "Globalizing class theory". In Sinclair, Timothy. Global governance: critical concepts in political science. Taylor & Francis. pp. 139–140. ISBN 978-0-415-27665-8.
  55. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام AUTOREF10 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  56. Sklair, Leslie (2001). The transnational capitalist class. Wiley-Blackwell. p. 12. ISBN 978-0-631-22462-4.
  57. ۵۷٫۰ ۵۷٫۱ Vincent, 1992: p. 43
  58. Malešević, 2002: p. 85
  59. Dogan, 1992: pp. 119-120
  60. Wallerstein, Immanuel (1999). The end of the world as we know it: social science for the twenty-first century. University of Minnesota Press. p. 228. ISBN 978-0-8166-3398-2.
  61. Collins, Randall (1986). Weberian Sociological Theory. Cambridge University Press. p. 158. ISBN 978-0-521-31426-8.
  62. Swedberg, Richard & Agevall, Ola (2005). The Max Weber dictionary: key words and central concepts. Stanford University Press. p. 148. ISBN 978-0-8047-5095-0.
  63. Hay, 2001: p. 1469
  64. Skinner, 1989:
  65. Bobbio, 1989: pp.57-58
  66. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Giddens وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ ۶۷٫۲ klaus kästle. "Countries of the World". Nationsonline.org. Retrieved 2013-02-20.
  68. Robert L. Carneiro, "Political expansion as an expression of the principle of competitive exclusion", p. 219 in: Ronald Cohen and Elman R. Service (eds.), Origins of the State: The Anthropology of Political Evolution. Philadelphia: Institute for the Study of Human Issues, 1978.
  69. Ingold, Tim (1999). "On the social relations of the hunter-gatherer band". In Lee, Richard B. & Daly, Richard Heywood. The Cambridge encyclopedia of hunters and gatherers. Cambridge University Press. p. 408. ISBN 978-0-521-57109-8.
  70. Shaw, Ian & Jameson, Robert (2002). "Neolithic". A dictionary of archaeology (6th ed.). Wiley-Blackwell. p. 423. ISBN 978-0-631-23583-5.
  71. Hassan, F.A. (2007). "The Lie of History: Nation-States and the Contradictions of Complex Societies". In Costanza, Robert et al. Sustainability or collapse?: an integrated history and future of people on earth. MIT Press. p. 186. ISBN 978-0-262-03366-4.
  72. Scott, 2009: p. 29
  73. Langer, Erick D. & Stearns, Peter N. (1994). "Agricultural systems". In Stearns, Peter N. Encyclopedia of social history. Taylor & Francis. p. 28. ISBN 978-0-8153-0342-8.
  74. Cohen, Ronald (1978). "State Origins: A Reappraisal". The Early State. Walter de Gruyter. p. 36. ISBN 978-90-279-7904-9.
  75. Roosevelt, Anna C. (1999). "The Maritime, Highland, Forest Dynamic and the Origins of Complex Culture". In Salomon, Frank & Schwartz, Stuart B. Cambridge history of the Native peoples of the Americas: South America, Volume 3. Cambridge University Press. pp. 266–267. ISBN 978-0-521-63075-7.
  76. Mann, Michael (1986). "The emergence of stratification, states, and multi-power-actor civilization in Mesopotamia". The sources of social power: A history of power from the beginning to A. D. 1760, Volume 1. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-31349-0.
  77. Yoffee, Norman (1988). "Context and Authority in Early Mesopotamian Law". In Cohen, Ronald & Toland, Judith D. State formation and political legitimacy. Transaction Publishers. p. 95. ISBN 978-0-88738-161-4.
  78. Yoffee, Norman (2005). Myths of the archaic state: evolution of the earliest cities, states and civilizations. Cambridge University Press. p. 102. ISBN 978-0-521-81837-7.
  79. Christian, David (2005). Maps of time: an introduction to big history. University of California Press. p. 278. ISBN 978-0-520-24476-4.
  80. Nelson, 2006: p. 17
  81. Jones, Rhys (2007). People/states/territories: the political geographies of British state transformation. Wiley-Blackwell. pp. 52–53. ISBN 978-1-4051-4033-1. … see also pp. 54-... where Jones discusses problems with common conceptions of feudalism.
  82. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Poggi وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  83. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Breuilly وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).

خطای یادکرد: برچسپ <ref> در <references> تعریف شده، ویژگی‌های گروهی «» را دارد که درون متن قبل از آن ظاهر نمی‌شود. ().
خطای یادکرد: برچسپ <ref> در <references> تعریف شده، ویژگی‌های گروهی «» را دارد که درون متن قبل از آن ظاهر نمی‌شود. ().
خطای یادکرد: برچسپ <ref> در <references> تعریف شده، ویژگی‌های گروهی «» را دارد که درون متن قبل از آن ظاهر نمی‌شود. ().
خطای یادکرد: برچسپ <ref> در <references> تعریف شده، ویژگی‌های گروهی «» را دارد که درون متن قبل از آن ظاهر نمی‌شود. ().
خطای یادکرد: برچسپ <ref> در <references> تعریف شده، ویژگی‌های گروهی «» را دارد که درون متن قبل از آن ظاهر نمی‌شود. ().
خطای یادکرد: برچسپ <ref> در <references> تعریف شده، ویژگی‌های گروهی «» را دارد که درون متن قبل از آن ظاهر نمی‌شود. ().
خطای یادکرد: برچسپ <ref> در <references> تعریف شده، ویژگی‌های گروهی «» را دارد که درون متن قبل از آن ظاهر نمی‌شود. ().

آنارشیسم

اقتدارگریزی، سروری‌ستیزی یا آنارشیسم (به فرانسوی: Anarchisme) در زبان سیاسی به معنای نظامی اجتماعی و سیاسی بدون دولت، یا به‌طور کلی جامعه‌ای فاقد هرگونه ساختار طبقاتی یا حکومتی است. آنارشیسم، برخلاف باور عمومی، خواهان «هرج و مرج» و جامعهٔ «بدون نظم» نیست، بلکه همکاری داوطلبانه را درست می‌داند که بهترین شکل آن، ایجاد گروه‌های خودمختار است. طبق این عقیده، نظام اقتصادی نیز در جامعه‌ای آزاد و بدون اجبارِ یک قدرتِ سازمان‌یافته بهتر خواهد شد و گروه‌های داوطلب می‌توانند بهتر از دولت‌های کنونی از پس وظایف آن برآیند. آنارشیست‌ها به‌طور کلی با حاکمیت هرگونه دولت مخالفند و دموکراسی را نیز استبداد اکثریت می‌دانند.آنارشیسم شامل مخالفت با اقتدار یا هر گونه سازمان با ساختارهای طبقاتی در هر رابطه انسانی است و به سیستم دولت محدود نمی‌شود و به عنوان یک تئوری بی‌تعصب، آنارشیسم تساوی در بسیاری از جریان‌های فکری را خواهان است.

آنارشیسم یک تئوری جهان بینی خاص ارائه نمی‌دهد و مانند دیگر نظریه‌ها در حال تغییر است. آنارشیسم خود زیر نحله‌های پرشماری دارد، که جز در یکی دو اصل بنیادین شباهت چندانی با هم ندارند. مکاتب فکری آنارشیسم می‌تواند اساساً متفاوت باشد، به‌طور مثال آنارشیسم هر چیزی از فردگرایی مطلق تا جمع‌گرایی کامل را حمایت می‌کند. آنارشیسم معمولاً به عنوان ایدئولوژی چپ رادیکال در نظر گرفته می‌شود و بیشتر اقتصاد آنارشیستی و فلسفه حقوق آنارشیستی از تفاسیر ضد استبدادی کمونیسم، اقتصاد مشارکتی، سندیکالیسم و همکاری متقابل تأثیر گرفته‌است.

استاندارد پردازش اطلاعات فدرال

استاندارد پردازش اطلاعات فدرال (به انگلیسی: Federal Information Processing Standards) (به صورت کوتاه شده FIPS) استانداردی عمومی برای استفاده از سیستم‌های کامپیوتری است که توسط دولت فدرال ایالات متحده توسعه می‌یابد. این استاندارد توسط همه دولت‌های غیرنظامی و پیمانکاران دولتی مورد استفاده واقع می‌شود. این استاندارد همچنین توسط مؤسسه استانداردهای ملی آمریکا (ANSI)، موسسه مهندسان برق و الکترونیک (IEEE) و سازمان بین‌المللی استانداردسازی (ISO) به عنوان یک مرجع مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اسرائیل

اسرائیل (به عبری: יִשְׂרָאֵל) با نام رسمی آن دولت اسرائیل (به عبری: מְדִינַת יִשְׂרָאֵל) کشوری در غرب آسیا و منطقهٔ خاورمیانه است. در مجامع بین‌المللی پایتخت اسراییل شهر تل‌آویو معرفی شده است، در سال ۲۰۱۹ اورشلیم (بیت‌المقدس) را به عنوان پایتخت خود معرفی کرد، این درحالیست که سازمان ملل قسمت شرقی شهر را اشغالی می‌داند و آن را به عنوان پایتخت نمی‌پذیرد. پهناوری این کشور مورد اختلاف است ولی طبق یکی از تعریف‌های مرزی ۲۲٬۱۴۵ کیلومتر مربع (صد و پنجاه و یکم در جهان) است.اسرائیل در ساحل شرقی دریای مدیترانه واقع شده و در شمال با لبنان، در شمال شرقی با سوریه، در شرق با اردن و در جنوب غربی با مصر مرز زمینی دارد. اسرائیل هم‌چنین در شرق با کرانه باختری رود اردن و در جنوب غربی با نوار غزه مجاورت دارد. این کشور با وجود اندازه نسبتاً کوچک دارای ویژگی‌های جغرافیایی متنوع است.اسرائیل تنها کشور با شهروندان عمدتاً یهودی در جهان است.

بر پایه برآورد سال ۲۰۱۳ سازمان مرکزی آمار اسرائیل، این کشور در حدود ۸ میلیون و ۵۱ هزار نفر جمعیت داشته‌است که ۶٬۰۴۵٬۹۰۰ نفر از آنان را یهودیان و ۱٬۶۶۳٬۴۰۰ را اعراب اسرائیلی تشکیل داده‌اند. بیشتر اعراب اسرائیلی مسلمان و گروهی نیز مسیحی و دروزی هستند. مارونی‌ها، سامری‌ها، ارمنی‌ها و چرکسی‌ها از دیگر اقلیت‌های قومی ساکن این کشور هستند.در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ میلادی، سازمان ملل متحد، طرح تقسیم فلسطین به دو کشور اسرائیل و فلسطین و اداره شهر اورشلیم، به صورت بین‌المللی را تصویب کرد. این طرح موافقت سران اسرائیلی را در پی داشت اما فلسطینیان و دولت‌های عرب منطقه، بی‌درنگ آن را رد کردند. در نتیجه از تاریخ ۳۰ نوامبر ۱۹۴۷ تا ۱۴ مه ۱۹۴۸ میان شبه‌نظامیان فلسطینی و یهودی، نبردهای خونینی درگرفت. نهایتاً در ۱۴ مه ۱۹۴۸ هم‌زمان با پایان قیومیت بریتانیا بر فلسطین، «دولت اسرائیل» با صدور منشور استقلال، اعلام موجودیت کرد. یک روز پس از اعلام استقلال، تمامی همسایگان عرب به‌طور هم‌زمان به اسرائیل حمله کردند که متحمل شکست شدند. از آن پس، مجموعه‌ای از درگیری‌های نظامی بین نیروهای اسرائیلی و کشورهای عرب رخ داده که جنگ ۱۹۴۸، جنگ ۱۹۵۶، جنگ شش‌روزه ۱۹۶۷ و جنگ یوم کیپور ۱۹۷۳ مهم‌ترین آن‌ها بوده‌اند.اسرائیل عضو رسمی سازمان ملل متحد است و در حال حاضر با بیش از صد و پنجاه و هفت کشور جهان روابط دیپلماتیک دارد. از سوی دیگر، ۳۲ کشور عضو سازمان ملل این دولت را به رسمیت نمی‌شناسند و برخی کشورها مانند جمهوری اسلامی ایران سراسر اسرائیل را فلسطین اشغالی (به عربی: فلسطين المُحْتَلّة) می‌نامند. این کشور هم‌چنین میزبان بناهایی مقدس از سه دین ابراهیمی یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام و میزبان اماکن مقدس دین بهائی است.

اسرائیل، کشوری توسعه‌یافته و نوع حکومت آن، جمهوری پارلمانی است. این کشور دارای نظام پارلمانی و حق رای عمومی است. در این کشور، رئیس‌جمهور مقامی تشریفاتی است و نخست‌وزیر به عنوان رئیس دولت و کِنست (پارلمان اسرائیل) به عنوان شاخه قانون‌گذار عمل می‌کند.

در سال ۲۰۰۸ میلادی، اسرائیل بر پایه تولید ناخالص داخلی در رتبه ۴۱امین اقتصاد بزرگ جهان قرار داشت. کشور اسرائیل از لحاظ رتبه‌بندی دانشگاهی، بهترین وضعیت علمی را در منطقه خاورمیانه داراست. از لحاظ شاخص توسعه انسانی، در سال ۲۰۰۸ میلادی، در رتبه ۲۳ام جهان قرار داشت. این کشور از لحاظ این شاخص در بالاترین رتبه در منطقه خاورمیانه قرار دارد. مردم این کشور از لحاظ امید به زندگی، دارای یکی از بالاترین شاخص‌ها در میان کشورهای جهان هستند. بنابر گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز، مطبوعات و رسانه‌های اسرائیلی، بالاترین میزان آزادی را در میان کشورهای منطقه خاورمیانه دارند.

امپراتوری عثمانی

امپراتوری عثمانی (به عثمانی: دولت علیه عثمانیه) که در میان ایرانیان، مسلمانانِ ساکن امپراتوری و مسلمانان خارج از آن، هندی‌ها و چینی‌ها به روم معروف بود، یک امپراتوری مسلمان بود که چندین قرن بخش‌های بزرگی از جنوب شرق اروپا، غرب آسیا و شمال آفریقا را تحت کنترل خود داشت. این امپراتوری در اواخر قرن سیزدهم میلادی توسط رهبر قبایل اغوز یعنی عثمان یکم در سوگوت بنیان‌گذاشته شد و در سال ۱۳۵۴، با فتح بالکان، به اروپا راه یافت که بدین ترتیب دولت کوچک عثمانی به یک قدرت بین‌قاره‌ای تبدیل شد. تا سال ۱۴۵۳، عثمانیان همه قلمروی امپراتوری روم شرقی را ضمیمه خاک خود کردند و با فتح قسطنطنیه توسط محمد فاتح، پایتخت خود را به این شهر انتقال دادند.در قرون شانزدهم و هفدهم میلادی، امپراتوری عثمانی در اوج گستره خود در زمان سلطان سلیمان قانونی، یک دولت چند فرهنگی و چند زبانی بود که همه جنوب شرق اروپا، بخش‌هایی از اروپای مرکزی و آسیای غربی، بخش‌هایی از شرق اروپا و قفقاز و قسمت‌های وسیعی در شمال و شاخ آفریقا را زیر فرمان خود درآورده بود. در آغاز قرن هفدهم، این دولت ۳۲ ولایت و تعداد زیادی دولت دست‌نشانده داشت که این دست‌نشاندگان در ادوار مختلف یا به ولایت‌های جدید تبدیل شدند یا توانستند از خودمختاری نسبی‌ای برخوردار باشند.

با توجه به موقعیت جغرافیایی پایتخت عثمانی، یعنی شهر قسطنطنیه، این امپراتوری به مدت شش قرن به پلی میان شرق و غرب تبدیل شده بود. در گذشته، باور بر این بود که این امپراتوری با مرگ سلیمان یکم، رو به زوال رفته‌است، با این حال تاریخ‌دانان معاصر بر این باورند که دولت عثمانی در طول قرن هفدهم و هجدهم با داشتن نیروی نظامی و اقتصاد نیرومند، کماکان یکی از قدرت‌های بزرگ جهان بود. با این حال، در جریان دوره بیست و هشت ساله صلح در میان سال‌های ۱۷۴۰ تا ۱۷۶۸، نیروهای نظامی عثمانی از نظر کارآمدی بسیار از ارتش‌های اروپایی از جمله رقبای منطقه‌ای خود، یعنی روسیه و هابسبورگ، عقب افتادند که همین مسئله منجر به شکست‌های پیاپی آنان در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم شد. گرچه این امپراتوری در قرن نوزدهم به از دست دادن قلمروهای خود ادامه داد، اما با مدرن‌سازی دولت عثمانی در دوره موسوم به تنظیمات، توانست نسبت به گذشته قوی‌تر شود؛ هرچند این مسئله نتوانست از شکست‌های آنان در طول قرن نوزدهم جلوگیری کند و بسیاری از قلمروهای سابق این امپراتوری، به کشورهای مستقل جدیدی تبدیل شدند.عثمانی در جنگ جهانی اول با امپراتوری آلمان متحد شد و به جبهه قدرت‌های مرکز پیوست، با این امید که بدین طریق انزوای طولانی خود را از بین ببرد. با این حال، آنان در جنگ بزرگ به سختی شکست خوردند؛ عثمانی در جریان جنگ جهانی اول با مشکلات بسیاری، از جمله مشکلات درونی و شورش‌های مختلف مانند شورش اعراب مواجه شد که در شکست نهایی آنان در جنگ بسیار تأثیرگذار بود. در جریان جنگ جهانی اول، نسل‌کشی‌های متعددی علیه ارمنیان، آشوریان و یونانیان توسط این دولت وقوع یافت که منجر به مرگ میلیون‌ها نفر شد و همچنین ترک‌زبانان را در آناتولی به اکثریت تبدیل و راه را برای تأسیس جمهوری ترکیه باز کرد.شکست عثمانی در جنگ جهانی اول منجر به اشغال سرزمین‌های این امپراتوری توسط متفقین شد. در نهایت نیروهای پیروز قلمروی عثمانی در خاورمیانه را بین یکدیگر تقسیم کردند. هرچند شورش ترک‌زبانان آناتولی در برابر اشغال توسط متحدین در جنگ استقلال ترکیه منجر به تأسیس جمهوری ترکیه و در نهایت انقراض امپراتوری عثمانی شد.

ایالت آمریکا

در ایالات متحده آمریکا، هر ایالت (انگلیسی: State، به معنای تحت‌الفظی کشور یا دولت) یک واحد سیاسی است و حال حاضر، پنجاه واحد این چنینی در در این کشور وجود دارد. یک اتحادیه سیاسی ایالت‌های آمریکا را به یکدیگر پیوند داده‌است و هر ایالت در یک محدوده مشخص شده جغرافیایی به صورت مستقل عمل می‌کند؛ گرچه استقلال خود را با حکومت فدرال شریک است. به همین دلیل، شهروندان آمریکا به صورت همزمان، هم شهروند ایالت خود هستند و هم شهروند جمهوری فدرال ایالت متحده آمریکا. شهروندی آمریکا بسیار انعطاف‌پذیر است و هرکس، به‌جز موارد خاص نظیر افراد دارای آزادی مشروط یا کودکانی که والدینشان از یکدیگر طلاق گرفته‌اند و به صورت مشترک حضانت کودک را برعهده دارند، می‌تواند بدون اجازه دولت از ایالتی به ایالت دیگری نقل مکان کند.ایالت‌ها خود به واحدهای کوچک‌تری نظیر شهرستان تقسیم شده‌اند؛ شهرستان‌ها نیز در برخی موارد توانایی تصمیم‌گیری مستقل دارند اما به مانند ایالت‌ها، خودمختار نیستند. قوانین مرتبط با شهرستان‌ها بسته به ایالت متفاوت است و همچنین ایالت‌ها از توانایی ایجاد واحدهای کوچک‌تر نیز برخوردارند. دولت‌های ایالتی توسط مردم همان ایالت انتخاب می‌شوند که با توجه به اینکه هر ایالت دارای قانون اساسی مخصوص خود است، ساختار قدرت می‌تواند در هر ایالت متفاوت باشد. همه ایالت‌های آمریکا به صورت جمهوری اداره می‌شوند و در تمام ایالت‌ها، قدرت بین سه قوه تفکیک شده‌است: قوه مقننه ایالتی، دادگاه ایالتی و فرماندار ایالتی.برخلاف قلمروها، برای ایالات آمریکا در قانون اساسی این کشور تا حد زیادی خودمختاری در نظر گرفته شده‌است. ایالات و ساکنانشان، در کنگره ایالات متحده آمریکا که خود به دو مجلس سنا و مجلس نمایندگان تقسیم می‌شود، دارای تعدادی نماینده هستند. هر ایالت بسته به تعداد نمایندگان خود در دو مجلس نمایندگان و سنا، تعدادی نماینده نیز در مجمع گزینندگان، مجمعی که به صورت مستقیم رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا را انتخاب می‌کند، دارد. ایالت‌ها توانایی رد یا تصویب اصلاحات قانون را نیز دارند. قانون اساسی توان رفاه‌گستری را برای هر ایالت به رسمیت می‌شناسد.از نظر تاریخی، مسائلی نظیر برقراری قانون محلی، تجارت، آموزش، سلامت، توسعه حمل و نقل و زیرساخت‌ها از جمله وظایف ایالت‌ها بوده‌است؛ با این حال دولت فدرال از نظر مالی و قانونی به ایالات در این رابطه کمک شایانی می‌کند. در طول زمان، قانون اساسی آمریکا تغییرات زیادی کرده‌است و تمرکز قدرت افزایش یافته‌است؛ دولت فدرال درحال حاضر نسبت به گذشته، نقش بسیار پررنگ‌تری را ایفا می‌کند. در همین رابطه، مناقشه‌هایی بر سر حقوق ایالات و توانایی آن‌ها در حفظ خودمختاری و ماهیت خود در برابر دولت فدرال، در سال‌های به راه افتاده‌است.قانون اساسی آمریکا این توانایی را به کنگره اعطا کرده‌است که در رابطه با ایجاد ایالت‌های جدید تصمیم بگیرد. از زمان تأسیس ایالت متحده در ۱۷۷۶، تعداد ایالت‌ها از سیزده به پنجاه رسیده‌است؛ همچنین هر ایالت تازه تأسیس، از هر نظر با ایالت‌های دیگر برابر در نظر گرفته می‌شود؛ آلاسکا و هاوایی جدیدترین ایالت‌های آمریکا هستند که هر دو در ۱۹۵۹ ایجاد شده‌اند. قانون اساسی در رابطه با اینکه ایالت‌ها توانایی این را دارند که از اتحادیه خارج شوند یا خیر، ساکت است؛ با این حال، پس از جنگ داخلی آمریکا، دیوان عالی ایالات متحده آمریکا اعلام کرد که یک ایالت نمی‌تواند به صورت یک‌طرفه اعلام استقلال کند.

بلوچستان

بَلوچـِستان منطقه‌ای است که در بخش جنوب شرقی فلات ایران قرار دارد. که از کنار کویر پنجاب در غرب و کوه‌هایش تا مرزهای غربی سند و هند را در بر می‌گیرد. و مساحت حدودی آن بیش از چهارده میلیون کیلومتر مربع است. جمعیت این سرزمین گرم وخشک و کوهستانی، ومردمان ساکن در آن قوم بلوچ هستند. به نظر می‌رسد بلوچستان در سال ۱۸۷۰ رسماً بین پاکستان و ایران تقسیم شده‌است. بلوچستان هم‌اکنون بزرگ‌ترین ایالت کشور کنونی پاکستان است که در غرب این کشور واقع شده .

بنیاد مرکزی فهرست واحد (ایتالیا)

بنیاد مرکزی فهرست واحد (به ایتالیایی: Istituto Centrale per il Catalogo Unico) یک سازمان دولتی برای ایجاد فهرست واحد راهنمای کتابخانهها و اطلاعات کتاب‌شناسی در ایتالیا است که در سال ۱۹۷۵ به عنوان جایگزینی برای مرکز ملی راهنمای واحد کتاب (به ایتالیایی: Centro nazionale per il catalogo unico) گشایش یافت. مرکز ملی راهنمای واحد کتاب ایتالیا از سال ۱۹۵۱ برای ایجاد یک فهرست واحد از همهٔ کتابخانه‌ها در سراسر این کشور فعالیت می‌نمود.

این مؤسسه امروزه مدیریت یک شبکهٔ اطلاعات و ارتباطات به نام «خدمات کتابخانه ملی» (SBN) را بر عهده دارد که به عنوان مشاور فنی-علمی برای حوزهٔ کتاب‌ها و مؤسسه‌های فرهنگی و حق نشر در وزارت میراث و فعالیت‌های فرهنگی ایتالیا ایفای نقش می‌کند.

تایوان

تایوان، با نام رسمی جمهوری چین (همچنین با نام‌های چین تایپه، چین ملی و فُرمُز نیز شناخته می‌شود)، کشوری در شرق آسیا است که از جزایر تایوان، پنگهو، کینمن، ماتسو و تعدادی جزیرهٔ کوچک دیگر تشکیل می‌شود که همگی در سواحل شرقی سرزمین اصلی چین واقع شده‌اند. این کشور از راه دریا از غرب با جمهوری خلق چین، از شمال شرق با ژاپن و از جنوب با فیلیپین همسایه است.

دولت جمهوری چین در ۱۰ اکتبر ۱۹۱۱ در پی خیزش ووچانگ تشکیل شد و در ۱ ژانویه ۱۹۱۲ رسمیت یافت. این دولت در گذشته سرزمین اصلی چین و جمهوری مغولستان را در بر می‌گرفت. این کشور پس از پایان جنگ جهانی دوم مجمع‌الجزایر تایوان و پنگو را از ژاپن باز پس گرفت و قانون اساسی جدیدی را در سال ۱۹۴۷ به تصویب رسانید. اما در پی جنگ داخلی چین در سال ۱۹۴۹، کومینتانگ (حزب ناسیونالیست چین) حزب حاکم کشور تمامی سرزمین اصلی این کشور را به حزب کمونیست چین واگذار کرد. در نتیجه دولت جمهوری چین به ریاست چیانگ کای‌شک در جزیره تایوان مستقر شده و شهر تایپه را به عنوان پایتخت موقت دولت در تبعید این کشور برگزید و خود را همچنان دولت مشروع سرزمین اصلی چین و مغولستان می‌دانست. این در حالی است که از آن هنگام تاکنون دولت جمهوری خلق چین بر سرزمین اصلی حکومت می‌کند.

دولت تایوان در اوایل دوران جنگ سرد از سوی بسیاری از کشورهای غربی و سازمان ملل متحد تنها دولت مشروع چین شناخته می‌شد. این دولت از اعضای مؤسس سازمان ملل بود و تا سال ۱۹۷۱ عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد بود اما در این سال از این سازمان اخراج شده و کرسی این کشور به دولت جمهوری خلق چین واگذار شد.

جمهوری خلق چین این حکومت را غیرقانونی خوانده، خواهان بازگشت این سرزمین به خاک اصلی چین است و آمادگی خود را برای استفاده از زور در صورت لزوم اعلام داشته‌است. اختلافات این دو دولت بر وضعیت سیاسی تایوان سایه افکنده و هر گونه تلاشی برای اعلام استقلال تایوان با تهدید جمهوری خلق چین مواجه می‌شود. جمهوری خلق چین از برقراری روابط دیپلماتیک با کشورهایی که تایوان را به رسمیت بشناسند خودداری می‌کند نتیجه آنکه تایوان فقط با ۲۱ کشور عضو سازمان ملل روابط رسمی دارد.تایوان که در ابتدا کشوری تک‌حزبی بود در دههٔ ۱۹۸۰ بدون مشکل چندانی به دولتی دمکراتیک و چندحزبی تغییر ماهیت داد. نظام حکومتی این کشور نظام نیمه‌ریاستی و با حق رأی همگانی است. رئیس‌جمهور رئیس کشور و فرمانده نیروهای مسلح است. یوآن نام مجلس قانون‌گذاری کشور است. جمهوری چین عضو سازمان تجارت جهانی و سازمان همکاری‌های اقتصادی آسیا–اقیانوسیه است و از اقتصاد صنعتی پیشرفته‌ای برخوردار است. تایوان با در اختیار داشتن نوزدهمین اقتصاد بزرگ دنیا و فناوری صنعتی پیشرفته، نقش مهمی را در اقتصاد جهانی بازی می‌کند. این کشور از نظر شاخص‌های آزادی بیان، مراقبت سلامتی، آموزش همگانی و آزادی اقتصادی در رده‌های بالای دنیا قرار دارد.

تایوان نخستین کشور در آسیاست که ازدواج همجنس‌گرایان در آن قانونی شده‌است.

جمهوری چک

جمهوری چک (به چکی: Česká republika, Česko) کشوری واقع در اروپای مرکزی و یکی از اعضای اتحادیه اروپا است. این کشور در تاریخ اول ژانویه ۱۹۹۳ و به دنبال تقسیم کشور چکسلواکی سابق پدید آمد. پایتخت و بزرگ‌ترین شهر آن شهر پراگ است با وجودی که عضو اتحادیه اروپا است واحد پول آن کرونا است.

جمعیت جمهوری چک ۱۰ میلیون و پانصد هزار نفر و زبان رسمی این کشور چکی است که از زبان‌های اسلاوی است. شهر پراگ ۱٫۳ میلیون نفر جمعیت دارد. جمهوری چک به دریا راه ندارد و سه ناحیه تاریخی بوهم، موراوی، و بخش کوچکی از سیلزی را شامل می‌شود. مردم چک از تبار اسلاو و از مردمان هندواروپایی هستند.

مردم چک به‌طور تاریخی به عنوان «بی‌اعتنا به مذهب» توصیف شده‌اند و این کشور کم‌مذهبی‌ترین مردم را در جهان دارد. در سرشماری سال ۲۰۱۱ میلادی، ۴۵٫۲ درصد پاسخی به پرسش در مورد دین خود ندادند و ۳۴٫۲ درصد نیز گفتند که بی‌دین هستند. ۱۰٫۳ درصد از مردم این کشور مسیحی از شاخه کاتولیک رومی هستند و ۹٫۴ درصد نیز باورهای دیگر را دنبال می‌کنند.

در یک نظرسنجی سال ۲۰۰۵ میلادی ۱۰ درصد از مردم چک گفتند که به وجود خدا باور دارند.جمهوری چک نخستین کشور از اعضای پیشین کمکان است که بنا به گزارش بانک جهانی در زمره کشورهای توسعه‌یافته قرار گرفته‌است. این کشور هم‌چنین بالاترین شاخص توسعه انسانی را در اروپای مرکزی و اروپای شرقی داراست.

سامانه اطلاعات نام‌های جغرافیایی

سامانهٔ اطلاعات نام‌های جغرافیایی (به انگلیسی: Geographic Names Information System) (مخفف انگلیسی: GNIS) یک بانک اطلاعاتی است که شامل نام و اطلاعات مکانیِ بیش از دومیلیون موقعیت فرهنگی و فیزیکی در سرتاسر ایالات متحدهٔ آمریکا و سرزمین‌های تابعه‌اش می‌شود. این سامانهٔ اطلاعاتی گونه‌ای فرهنگ جغرافیایی به‌شمار می‌رود. سازمان زمین‌شناسی آمریکا به‌همراه «انجمن نام‌های جغرافیایی آمریکا» متولی تهیه، تولید و استانداردسازی این سامانه بوده‌اند.

سوسیالیسم

جامعه‌خواهی، جامعه‌گرایی یا سوسیالیسم (به فرانسوی: Socialisme، سوسیالیسم)، اندیشه‌ای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که برای ایجاد نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی می‌کوشد، جامعه‌ای که در آن تمامی قشرهای اجتماع سهمی برابر در سود همگانی داشته‌باشند.هدف سوسیالیسم لغو مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولید است. این «مالکیت اجتماعی» ممکن است مستقیم باشد، مانند مالکیت و ادارهٔ صنایع توسّط شوراهای کارگری، یا غیرمستقیم باشد، از طریق مالکیت و ادارهٔ دولتی صنایع…

قاجاریان

قاجار (قَجَر)، قاجاریه یا قاجاریان نام دودمانی است که از حدود سال ۱۱۷۴ تا ۱۳۰۴ بر ایران به مدت صد و سی سال فرمان راندند. بنیان‌گذار این سلسله آقامحمدخان قاجار است. وی ابتدا در ساری مدعی سلطنت بر ایران شد و پایتخت خود را این شهر اعلام نمود و سپس پس از تصرف قفقازیه و سرکوب کلیه امراء و حکام داخلی در تهران مستقر شد و آن را دارالخلافه نامید و آخرین پادشاه قاجار، احمدشاه قاجار بود که در سال ۱۳۰۴ برکنار شد و رضاشاه پهلوی جای او را گرفت.سردودمان قاجاریه مربوط به یکی از طایفه‌های ترک اغوز به نام ایل قاجار بود که بر اثر یورش مغول از آسیای میانه به ایران مهاجرت کردند. آنان ابتدا در پیرامون ارمنستان ساکن شدند.

خاندان قاجار یکی از خانواده‌های دارای زیرشاخه‌های نسبتاً زیاد در ایران محسوب می‌گشت و آخرین دودمان پادشاهی ترک تبار تاریخ ایران از این خاندان بود. اعضای این خاندان از نوادگان پسری شاهزادگان قاجار هستند. پس از اجباری شدن نام خانوادگی و شناسنامه در دورهٔ رضاشاه، هرکدام از شاخه‌های این خانواده نامی انتخاب کردند که اغلب برگرفته از نام یا لقب شاهزاده‌ای بود که نسب خود را به او می‌رساندند. اکنون بسیاری از نوادگان قاجار در ایران، جمهوری آذربایجان، اروپا و آمریکا زندگی می‌کنند.

قطر

قَطَر با نام رسمی دولت قطر کشوری در جنوب غربی قاره آسیا در منطقه خاورمیانه و در شرق شبه‌جزیره عربستان، و در بخش جنوبی خلیج فارس واقع شده‌است. پایتخت آن، دوحه است. قطر مرز مشترک زمینی با عربستان سعودی، و مرز آبی با کشورهای ایران، کویت، عراق، عربستان، بحرین و امارات متحده عربی دارد.

قطر به صورت امارتی مطلقه و ارثی از میانه سده ۱۹ میلادی توسط خاندان آل ثانی فرمانروایی می‌شود. قبل از کشف نفت خام، قطر عمدتاً به خاطر شکار مروارید و تجارت دریایی شناخته می‌شد. این کشور تا سال ۱۹۷۱ تحت‌الحمایه بریتانیا بود. پس از استقلال در سال ۱۹۷۱ به سبب درآمدهای سرشار نفتی و گاز طبیعی، این کشور تبدیل به یکی از ثروتمندترین کشورهای منطقه شد. تمام موقعیت‌های حساس حکومتی در قطر توسط خاندان آل ثانی یا افراد نزدیک آنان اداره می‌شود. این کشور از سال ۱۹۹۲ روابط نظامی گسترده با ایالات متحده دارد.

قطر دارای ذخایر گسترده گاز طبیعی است. مجله فوربز قطر را ثروتمندترین کشور جهان معرفی کرده‌است. قطر بالاترین شاخص توسعه انسانی بین کشورهای جهان عرب را داراست. این کشور بالاترین درآمد سرانه را در جهان دارد.

زبان رسمی این کشور زبان عربی است و از زبان انگلیسی معمولاً به عنوان زبان دوم استفاده می‌شود. دین رسمی آن اسلام، واحد پول آن ریال و مساحت آن ۱۱٬۴۹۳ کیلومتر مربع است.در سال ۲۰۱۷ جمعیت قطر ۲٫۶ میلیون نفر بوده‌است، ۳۱۳٬۰۰۰ شهروند قطر و ۲٫۳ میلیون تبعه خارجی. به دلیل حضور زیاد کارگران مهاجر مرد، تنها حدود یک‌چهارم جمعیت این کشور را زنان تشکیل می‌دهند. قطر به عنوان نخستین کشور عربی، جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ را میزبانی خواهد کرد.

مرکز ملی آمار (ایتالیا)

مرکز ملی آمار ایتالیا (به ایتالیایی: Istituto Nazionale di Statistica) یک انیستیتو ملی آمار ایتالیایی است. فعالیت‌های آن شامل سرشماری ملی جمعیت، سرشماری وضعیت اقتصادی و شماری دیگر از آمارگیری‌های اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی و همچنین آنالیز آن‌ها می‌باشد. این مرکز بزرگ‌ترین تولید کنند اطلاعات آماری در ایتالیا و یکی از اعضا مهم سیستم آماری اروپا می‌باشد که توسط یورو استت مدیریت می‌شود.

نشریات این مرکز تحت لیسانس و حق نشر کرییتیو کامنز چاپ می‌شود.

کانادا

کانادا (به انگلیسی: Canada) و (به فرانسوی: Canada) کشوری در شمال قاره آمریکای شمالی است که از ده استان و سه قلمرو تشکیل شده‌است. این کشور از شرق تا اقیانوس اطلس، از غرب تا اقیانوس آرام و از شمال تا اقیانوس منجمد شمالی گسترده‌است و از جنوب با ایالات متحده امریکا همسایه است. کانادا با مساحت ۹٫۹۸ میلیون کیلومتر مربع، دومین کشور پهناور جهان از نظر مجموع مساحت و چهارمین کشور پهناور جهان از نظر مساحت خشکی است. مرز مشترک کانادا با ایالات متحده، بلندترین مرز زمینی در جهان است. پایتخت کانادا اتاوا و تورنتو بزرگترین شهر آن کشور است. بخش زیادی از خاک کانادا به دلیل سرمای هوا و نزدیکی به قطب شمال، خالی از سکنه است. در زبان فارسی، نام کانادا بر اساس تلفظ فرانسوی آن رواج یافته‌است.

حکومت کانادا یک دموکراسی پارلمانی فدرال و یک پادشاهی مشروطه است که در حال حاضر ملکه الیزابت دوم رئیس کشور است. ساختار حکومت کانادا از پادشاه یا ملکهٔ بریتانیای کبیر، دولت فدرال، دو مجلس سنا و عوام، دولت‌های ایالتی و فرماندار کل که به عنوان نمایندهٔ ملکه الیزابت ایفای نقش می‌کند، تشکیل شده‌است. رأی دهندگان کانادا و شهروندان نیز در قاعدهٔ این هرم قرار می‌گیرند. این کشور توسط دولت‌های مستقل از هم اداره می‌شود، که در مجموع زیر پوشش دولت فدرال قرار گرفته‌اند.

الیزابت دوم ملکهٔ بریتانیا، ملکهٔ کشور کانادا نیز هست و قانون به امضاء و به نام او رسمیت و ضمانت اجرایی پیدا می‌کند.

هرچند کانادا پس از روسیه بزرگ‌ترین کشور جهان است، اما جمعیت آن تنها، حدود یک‌پنجم جمعیت روسیه است. نزدیک به ۹۰ درصد از جمعیت این کشور در امتداد مرز جنوبی آن، تا فاصله ۲۰۰ کیلومتری آمریکا زندگی می‌کنند. پرجمعیت‌ترین شهرهای کانادا به ترتیب تورنتو، مونترآل و ونکوور هستند.

نزدیکی جغرافیایی این کشور به آمریکا سبب شده تا روابط اقتصادی کانادا و آمریکا بسیار گسترده باشد، به گونه‌ای که آمریکا و کانادا بزرگ‌ترین رابطه اقتصادی را در جهان دارند و حجم معاملات این دو کشور با هم از معاملات هر دو کشور دیگری در جهان بیشتر است. با این حال این رابطه اقتصادی قوی، زیان‌هایی هم برای کانادا در پی داشته‌است. آلودگی ناشی از فعالیت کارخانه‌های آمریکایی در نزدیکی مرز دو کشور یکی از این زیان‌هاست.

کانادا منابع طبیعی فراوانی دارد. آب و هوای آن سرد و در بیشتر نقاط قطبی است. البته آب و هوا در بخش جنوب غربی، جایی که شهر ونکوور در آن قرار دارد، معتدل است. آبشار نیاگارا، پهناورترین آبشار جهان هم در مرز این کشور با ایالات متحده قرار دارد.

این کشور تا سال ۱۷۱۳ مستعمره فرانسه بود. در این سال انگلیس کنترل آن را در دست گرفت. در یکم ژوئیه ۱۸۶۷ کانادا استقلال یافت. این کشور عضو کشورهای همسود (مشترک‌المنافع) است. کنفدراسیون کانادا، زیر تشریفات سلطنت مشروطه مرتبط با پادشاهی متحده اداره می‌شود.

پایتخت سیاسی کانادا شهر اتاوا است، محلی که در آن مجلس فدرال کشور و خانهٔ فرماندار کل قرار دارد. او یک کانادایی است که به صورت تشریفاتی رئیس مملکت است و به عنوان نمایندهٔ ملکه الیزابت دوم در کانادا خدمت می‌کند.

هرچند فرماندار کل تمام امور را در دست ندارد اما در امور اجرایی به‌طور غیر مستقیم و در امور قضایی به‌طور مستقیم نقش دارد و مؤثر است. فرماندار کل، توسط پادشاه و به توصیهٔ نخست‌وزیر منصوب می‌شود.

بر پایه آمار ۲۰۱۱ تعداد ۱۶۳٬۲۹۰ نفر با تبار ایرانی در کانادا زندگی می‌کنند.

کتابخانه ملی استرالیا

کتابخانه ملی استرالیا در شهر کانبرا که پایتخت استرالیا است قرار دارد. این کتابخانه بزرگترین کتابخانه استرالیا و یکی از مهم‌ترین کتابخانه‌های پژوهشی و ارجاعی آن کشور به‌شمار می‌آید.

کتابخانه ملی اسپانیا

کتابخانه ملی اسپانیا

در سال ۱۸۳۶ این کتابخانه از کنترل پادشاهی خارج شد و زیر نظر هیئت دولت درآمد و برای اولین‌بار کتابخانه ملی نامیده شد.

در سال ۱۸۹۲، کار احداث ساختمانی که قرار بود به نمایشگاه آمریکای لاتین اختصاص یابد به‌پایان رسید و سال بعد مجموعه کتابخانه ملی که اداره امور فنی آن به دانشکده آرشیو و کتابداری اختصاص داشت، به طبقه هفتم این ساختمان منتقل شد.

در خلال قرن ۱۹ بیشتر کتاب‌های قدیمی و باارزشی که هم‌اکنون در اختیار کتابخانه قرار دارند، گردآوری شدند و این امر از طریق خریداری، اهدا یا دریافت مجموعه‌های توقیف‌شدهٔ فرقه‌های دینی محقق شد.

در فاصله سال‌های ۱۹۵۶ تا ،۱۹۷۵ نوسازی‌های گسترده‌ای در داخل ساختمان مذکور انجام شد. تغییرات آن برای حفاظت مواد و بهسازی محیط برای کارکنان و استفاده‌کنندگان و همچنین تأمین امنیت کتابخانه ضروری بود.

کتابخانه ملی عالی‌ترین مؤسسه کتابداری کشور اسپانیا و سرپرست نظام کتابخانه‌های این کشور است. این کتابخانه یک مؤسسه مستقل از لحاظ اداری، و وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش است و در واقع یک شخصیت حقوقی دارد.

ساختار سازمانی کتابخانه ملی اسپانیا از ۳ سطح تشکیل شده‌است: مدیریت کل، مدیریت فنی، و مدیریت اجرایی.

کشور

کشور در تقسیمات جهانی، محدوده‌ای از کره زمین است که در آن یک ملت زندگی می‌کنند و نام آن نیز در سازمان ملل متحد به ثبت رسیده‌است. کشورها به وسیله مرزهای بین‌المللی از یکدیگر تفکیک می‌گردند و غالباً دارای یک حکومت مرکزی هستند. کشورها در تقسیم‌بندی‌های کوچک‌تر به استان یا ایالت، مرکز استان، شهرستان، مرکز شهرستان، شهر، بخش، مرکز بخش، دهستان، مرکز دهستان و روستا تقسیم می‌شوند. برخی کشورها در استان‌ها یا ایالت‌هایشان دارای حکومت یا فرمانداری مستقل هستند که اصطلاحاً به آنها حکومت خودمختار، ایالت خودگردان یا فرمانداری ایالتی گفته می‌شود.

کمون (فرانسه)

کمون (به فرانسوی: Commune) به سطوح تقسیمات کشوری مناطق در جمهوری فرانسه گفته می‌شود، که معادل آن در کشور ایران بخش و ادارهٔ آن بر عهدهٔ بخشداری است. برای رسیدگی به امور هر بخش، یک بخشدار از سوی وزارت کشور برگزیده می‌شود و به امور آن رسیدگی می‌کند.

هیئت دولت میرحسین موسوی نخست‌وزیر ایران (۱۳۶۰–۱۳۶۸)

به زبان‌های دیگر

This page is based on a Wikipedia article written by authors (here).
Text is available under the CC BY-SA 3.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.