دوره مهاجرت‌ها

دوره مهاجرت‌ها که به هجوم بربرها نیز شهرت دارد دوره‌ای از مهاجرت بشر است که میان ۳۰۰ تا ۷۰۰ سال پس از میلاد در اروپا رخ داده‌است.[۱] این دوره از قرون باستان تا اوایل قرون وسطی بوده‌است.این دوره تأثیر عمیقی بر هر دو امپراتوری روم گذاشت.مهاجرت‌ها در این دوره شامل مهاجرت هون‌ها، گوت‌ها، وندال‌ها، آوارها، بلغارها، آلان‌ها، سوئبی‌ها، فریسی‌ها، فرانک‌ها و سایر اقوام ژرمن و اسلاو بوده‌است.

این مهاجرت‌ها در دوره‌های بعدی نیز البته در بخش‌هایی نه به شدت ادامه یافت که می‌توان از آن جمله به فتوحات مسلمانان، ظهور امپراتوری عثمانی و همچنین توسط وایکینگ‌ها، مجارها، مسلمانان اندلس، ترک‌ها و تهاجم مغول‌ها که باعث تأثیر ماندگاری بر شمال آفریقا، شبه جزیره ایبری، آناتولی و اروپای شرقی و مرکزی شد اشاره داشت.

Invasions of the Roman Empire 1
نقشه مهاجرت‌ها در میان قرون پنجم تا دوم پیش از میلاد.

منابع

  1. Precise dates given may vary; often cited is 410, the sack of Rome by Alaric I and 751, the accession of Pippin the Short and the establishment of the Carolingian dynasty.
آنگل‌ها

آنگل‌ها (به لاتین:Anglii) یکی از قبایل اصلی کنفدراسیون ژرمن‌ها بودند که در دوران پس از رومی‌ها در بریتانیا سکونت کردند. آن‌ها چندین پادشاهی را در دوران آنگلوساکسون‌ها در انگلستان پایه‌گذاری کردند. نام کشور انگلستان نیز از نام آن‌ها ریشه گرفته‌است. نام آن‌ها از آنگلن بخشی در کناره دریای بالتیک گرفته شده‌است که اکنون شلسویگ-هولشتاین نامیده می‌شود و شمالی‌ترین نقطه در آلمان است.

استان‌های دانمارک

در تقسیمات کشوری جدید دانمارک که در سال ۲۰۰۷ انجام شد، خاک اصلی کشور دانمارک به پنج استان (که در دانمارکی Region نامیده می‌شود) تقسیم گردید.

خاک اصلی دانمارک به پنج استان و ۹۸ شهرستان تقسیم شده‌است. استان‌های دانمارک عبارتند از هوودستادن، نوردیولند، میدیولند، شیلند، و سیددانمارک.

گرینلند و جزایر فارو نیز دو قلمرو برون‌مرزی و خودگردان دانمارک به شمار می‌آیند.

اسکان آنگلو-ساکسون‌ها در بریتانیا

اسکان آنگلو-ساکسون‌ها در بریتانیا (لاتین: Adventus Saxonum) پروسه‌ای بود از میانهٔ قرن پنجم تا اوایل قرن هفتم که در آن در پی عقب‌نشینی رومی‌ها در اوایل قرن پنجم فرهنگ مناطق کم ارتفاع ساحلی بریتانیای کبیر از فرهنگ رومانو-بریتانیایی به فرهنگی ژرمنی تحول یافت. دیدگاه سنتی در خصوص این فرایند فرض کرده‌اند ملل ژرمنی متعددی، که بعدتر به طور دسته جمعی آنگلوساکسون خوانده شدند، از سواحل غربی اروپای قاره‌ای، در پی تأسیس پادشاهی‌های آنگلو-ساکسون در سرتاسر آنچه امروزه انگلستان و بخش‌هایی از مناطق کم ارتفاع اسکاتلند است، این منطقه را اشغال کرده‌اند. ورود عنصر ژرمنی به تاریخ بریتانیا ظهور ساکسون‌ها نیز خوانده می‌شود.

این فرضیه که اسکان آنگلو-ساکسون‌ها با اشغال یا مهاجرت مردم از مناطق ساحلی ژرمنی، که به طور گسترده مردم بومی را جابه جا کردند، از سوی کسانی که معتقدند تغییر در فرهنگ و زبان اساساً از طریق یک فرایند فرهنگ‌پذیری که در پی حرکت شمار نسبتاً اندکی از مردم روی داده به چالش کشیده شده است.

اسکاندیناوی

این مقاله در مورد اسکاندیناوی به عنوان یک منطقه فرهنگی و تاریخی است. برای دانستن در مورد شبه جزیره، می‌توانید به صفحه شبه جزیره اسکاندیناوی مراجعه کنید.

اسکاندیناوی (به فرانسوی: Scandinavie) منطقه ای با جزنیات خاص تاریخی و فرهنگی در شمال اروپا و دربرگیرندهٔ سه کشور سوئد، نروژ و دانمارک است.

تبار مردم این کشورها به وایکینگ‌ها می‌رسد.

از دید زبانی نیز زبان سوئدی‌ها و نروژی‌ها به هم نزدیک و از خانوادهٔ زبان‌های هندواروپایی شاخهٔ ژرمنی است.

الانان

اَلان‌ها یکی از اقوام ایرانی‌تبار شمالی عهد باستان بودند.

نام الان صورتی از واژه آریا است.

بازمانده این قوم که در اوستیا در مرز روسیه و گرجستان زندگی می‌کنند قومیت و زبان خود را ایرون می‌نامند. حماسه نرت حماسه ملی مردمان ایرانی‌تبار قفقاز شمالی و مردمان بازماندۂ آلان است.

امپراتوری فرانک

امپراتوری فرانک یا امپراتوری فرانسه یا کنفدراسیون فرانک (به انگلیسی: Francia یا Frankia) (لاتین: regnum Francorum)، قلمرویی تحت سلطهٔ فرانک‌ها بود که کنفدراسیونی از قبایل ژرمن در قرون وسطی به‌شمار می‌رفت.

امپراتوری هون

امپراتوری هون به حکومتی اطلاق می‌شود که در قرن ۵ میلادی از استپ‌های روسیه تا کوه‌های آلپ تشکیل گردید. این امپراتوری توسط قوم هون به وجود آمد. قدرتمندترین شاه هون، آتیلا نام داشت که با مرگ او، امپراتوری هون طی ۲۰ سال از هم پاشید. هون‌ها بعد از جدایی از هون‌های آسیا به سمت غرب حرکت کردند و توسط شاه بالامبر امپراتوری خود را تأسیس کردند. در اوایل به علت نفاق بین قبایل زیاد داخلی، ارتش هون‌ها به عنوان مزدور برای امپراطوری روم شرقی و غربی می‌جنگید. اما بعد از به تخت نشستن آتیلا، هون‌ها به مقتدرترین امپراتوری اروپا تبدیل گشتند و با پیروزی‌های متعدد برابر تمامی اقوام اروپا یکه‌تاز میدان اروپا شدند ولی با مرگ آتیلا و شکست هون‌ها در نبرد نداو در زمان شاه ارناک هون‌ها از هم پاشیدند.

بلغارها

بلغارها یا بلقارها یا هون- بلغارها مردمی ترک تبار و نیمه‌کوچ‌نشین در شمال و شمال غربی دریای خزر اطراف رود ولگا و شمال قفقاز بودند. برخی احتمال می‌دهند که بلغارهای ولگا به تدریج زبان و فرهنگ اسلاو را فراگرفته و بلغارهای کنونی (بلغارستان) از نسل آن‌ها هستند. از اقوام کوچ‌نشین ترک‌زبان بودند که زبان آن‌ها به عقیده برخی زبان بلغار یا زبان خزری بوده‌است.

جنگ هشتادساله

جنگ هشتادساله یا جنگ استقلال هلند (۱۵۶۸–۱۶۴۸) در ابتدا به عنوان قیام هفده ایالت هلند علیه شاه فیلیپ دوم اسپانیا در منطقه هلند هابسبورگ آغاز شد.

پس از مراحل اولیه قیام، شاه فیلیپ نیروهایش را به منطقه گسیل داشت و توانست بخش اعظم ایالات شورشی را مطیع گرداند اما ایالات شمال هلند به رهبری ویلیام خاموش، که تبعید شده بود، توانستند نیروهای هابسبورگ را از کشور بیرون کنند و در ۱۵۸۱ میلادی، جمهوری هلند را تأسیس نمایند. جنگ در سایر مناطق ادامه یافت اما نکته مهم آن در این بود که دیگر سرزمین اصلی هلند توسط دشمن تهدید نمی‌شد. جنگ در سال ۱۶۴۸ میلادی با امضای پیمان مونستر به اتمام رسید و جمهوری هلند رسماً تبدیل به کشوری مستقل شد.

ساکسون‌ها

ساکسون‌ها (زبان لاتین: Saxones؛ زبان انگلیسی باستان: Seaxe؛ زبان آلمانی پایین: Sachsen) (یا با تلفظ آلمانی: زاکسن‌ها) کنفدراسیونی از ژرمن‌ها در دشت‌های شمال آلمان بودند که برخی از آنان در اوایل قرون وسطی به بریتانیا مهاجرت کرده و به عنوان بخشی از اقوام آنگلوساکسون، اولین پادشاهی متحد انگلستان را تشکیل دادند.

ساکسون‌ها احتمالاً نخستین ساکنان منطقه هولشتاین بوده‌اند. آن‌ها در این منطقه با اقوام آنگل همسایه بودند و در نتیجه، میان آنها روابط خانوادگی وجود داشت. در قرون وسطی ارتباطات تجاری میان ساکسون‌های بریتانیا و مردم بالتیک تأثیرات فراوانی بر هر دو طرف نهاد.

سبک جانورسان

سبک جانورسان (انگلیسی: Animal style) سبک و هنری تزئینی است که مبدا آن چین و شمال اروپا در اوایل عصر آهن می‌باشد. این سبک تا دوره مهاجرت‌ها و در هنر این دوره موسوم به هنر دوره مهاجرت تسری داشت. این سبک تاکید غالبی بر طراحی هنری حیوانات دارد و از این شیوه برای مزین نمودن اشیا کوچک استفاده می‌گردید.

سرمتی

سَرمَت یا سرم‌ها/سَلْم‌ها یکی از تیره‌های باستانی ایرانی‌تبار ساکن استپ‌های جنوب روسیه بودند. سرمت‌ها قومی ایرانی‌زبان بودند و شاخه غربی از سکاها به‌شمار می‌آمدند که در قرن ۴ و ۵ پیش از میلاد زندگی می‌کردند. البته به مروز زمان نام سرمت به مجموعه بزرگی از ایل‌های با تبارهای گوناگون اطلاق شد ولی قوم غالب در میان آن‌ها به ویژه در منطقه جنوبی «سرمتستان» قوم ایرانی‌تبار بود. این قوم پس از قرن چهارم پیش از میلاد رفته رفته با آغاز دوره مهاجرت‌ها(هون‌ها، گوت‌ها) از جمعیتش کاسته شد، نوادگان این قوم در آغاز قرون پس از میلاد به آلان‌ها معروف شدند و در قرون جدید آن‌ها را با نام آسی‌ها می‌شناسند که در منطقه اوستیا زندگی می‌کنند.به گفتهٔ هرودت، سرمتها از اقوام ایرانی سکایی بوده‌اند که از سکاهای جوان و آمازون‌ها (رزمنده‌ها) شکل گرفته‌اند. این قوم متعلق به شعبهٔ شمالیِ گروهِ ایرانی زبانِ ساکن در آسیا بوده‌اند که در قرن سوم قبل از میلاد جانشین سکاها در جنوب اوکراین شدند و تا حملهٔ گوت‌ها و هون‌ها در این سرزمین باقی مانده و با مادها، پارسها، و پارتها از نظر نژادی، پیوستگی نزدیکی داشته‌اند. زبان آنها وابسته به زبان اوستایی بوده که از زبان سکاها گرفته شده‌است.گسترده‌ترین ناحیه‌ای که سرمتی‌ها در آن سکونت یافتند از یک سو سرزمین میان رودخانه ویستولا تا ریزشگاه رود دانوب و از سوی شرق تا ولگا، و از سوی دیگر از منطقه اسرارآمیز هیپربوری‌ها در شمال تا دریای سیاه و دریای خزر در جنوب بود. سرزمین‌های میان دریای سیاه و خزر تا کوه‌های قفقاز هم در محدوده آن‌ها به‌شمار می‌آمد.

ریشه نام سرمت را همریشه با واژه اوستایی zarema- به معنی «پیر» دانسته‌اند و نظر زبانشناسان بر این است که این نام معنی ارشد و پیش‌کسوت را تداعی می‌کرده‌است.

عصر وایکینگ‌ها

عصر وایکینگ‌ها اصطلاحی است برای اشاره به دوره‌ای در تاریخ اروپا، به‌ویژه تاریخ شمال اروپا و اسکاندیناوی که از سده‌های ۸ تا ۱۱ میلادی ادامه داشت.

در این عصر، وایکینگ‌های اسکاندیناوی (نوردیک) از طریق بازرگانی و جنگ به کشف اروپا از راه دریاها و رودها پرداختند.

در این دوره، وایکینگ‌ها به سرزمین‌های ایرلند، گرینلند، نیوفاوندلند و آناتولی نیز رسیدند. افزون بر این شواهدی نیز برای درست بودن افسانه رسیدن وایکینگ‌ها به وینلند یعنی شمال قاره آمریکا نیز وجود دارد.

لمباردها

لمباردها، (لانگوباردها)، (به انگلیسی: Langobarden) که به‌معنی (ریش بلندها) است، از مردم ژرمن هستند که هنگام ظهور مسیح در بخش سفلای رود البه سکونت داشتند. پس از مهاجرت‌ها و جنگ‌های متوالی سرانجام در قرن پنجم میلادی در شمال رود دانوب به‌بازسازی و تشکیلات نوین قومی دست یافتند. در سال (۵۴۶) به‌بخش غربی مجارستان مهاجرت نموده و در سال (۵۶۸) به ایتالیای بیزانس حمله نموده و بخش عظیمی از این سرزمین را به‌تصرف درآوردند که بعداً به نام لمباردی معروف شد. لمباردها شهر پاویا را پایتخت قرار داده و سلطه خود را در شمال و بخش‌هایی از مرکز و جنوب ایتالیا گسترش دادند. گروهی از لمباردها تحت تأثیر مذهب اسلام و گرایش به آن، دین کاتولیک را ترک گفته و به‌اسلام روی آوردند. بدینوسیله پایه‌های دین اسلام در اواسط قرن هفتم میلادی در ایتالیا پی‌ریزی شد.

مهاجرت مردمان ترک

مهاجرت مردمان ترک به گسترش ترکان از آسیای مرکزی به خاورمیانه و اروپا و بین سده‌های ۶ و ۱۱ میلادی می‌پردازد. این گسترش توسط قبایل هون با هویت ترک آغاز شد. قبایل نیاترک (به انگلیسی Proto-Turkic) ریشه تاریخی‌شان به قسمت شرقی منطقه آسیای میانه، منطقه شین‌جیانگ چین، سیبری و مغولستان داخلی بازمی‌گشت. قبایلی که به‌طور قطع ترک شناخته می‌شدند بین سده‌های ۶ و ۱۰ میلادی در آسیای مرکزی ساکن بودند. ترکان سلجوقی در سده ۱۱ میلادی به آناتولی یورش بردند و به‌مرور در آنجا ساکن شدند که در نهایت به ایجاد دولت-ملت ترکیه در آناتولی منجر شد. قبایل دیگر ترک آسیای مرکزی نیز نهایتاً دولت‌هایی مثل قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان و ترکمنستان را تشکیل دادند. از دیگر قبایل ترک، اویغورها نیز اکنون بخشی از کشور چین و یاکوت‌ها نیز در جمهوری یاکوتستان روسیه ساکن هستند.

هون

هون‌ها یا هون‌های زرد (پارسی میانه: خیون) قومی صحراگرد از مغولستان از نژاد مغول و ترکمن بودند که در سده‌های چهارم و پنجم میلادی به سوی غرب مهاجرت کرده و در موازات آمودریا کوچ‌نشین‌هایی تأسیس کردند.آن‌ها در حدود سال ۳۵۰ پس از میلاد به مرزهای خاوری ایران حمله کردند ولی لشکر ایران تحت شاهنشاهی شاپور دوم از ورود آن‌ها به مرزهای ایران جلوگیری کرد. البته گروه‌ها و قبایلی از ترکان حتی پیش از قرن پنجم میلادی به مرزهای شرقی و نیز شمالی دولت ساسانی در قفقاز رسیده بوده‌اند. بعدها هون‌ها به رهبری شاه خود گرومبات به لشکر ایران پیوستند و در لشکرکشی شاپور دوم به بخش تحت چیرگی رومیان در میان‌رودان او را همراهی کردند.هون‌ها گروهی متحد از قبایل مختلف بودند. هسته اصلی هون‌ها را اقوام آلتایی زبان و مجارها تشکیل می‌دادند اما گروه‌های مختلف قومی در بین آن‌ها وجود داشت. خاستگاه هون‌ها آسیای میانه و شمال چین بود اما به مرور با مهاجرت به غرب وارد صفحهٔ تاریخ ایران و روم شدند و بیش از هزار سال نام خود را در نقشهٔ آسیا و اروپا به عنوان عشایری جنگجو ثبت کردند. طی سده‌ها جنگ با این دو امپراتوری، صدمات فراوانی به هر دو وارد ساختند و در سدهٔ پنجم میلادی حتی تا نزدیکی رم پیش رفتند ولی سپس ناپدید و مجذوب اقوام اوراسیا شدند.حتی ممکن است مهاجرت بزرگ هون‌ها عامل محرک در فروپاشی امپراطوری روم باشد. پژوهش‌های معاصر نشان می‌دهد هون‌ها یک زبان مخصوص به خود را داشتند؛ که مقدار خیلی کمی از آن باقی‌مانده‌است. برخی نیز معتقدند زبان هون‌ها با زبان‌های ترکی در ارتباط بوده‌است. زبان‌های بسیار دیگری مانند زبان‌های ژرمانتیک شرقی در میان هون‌ها نیز صحبت می‌شده‌است.

وندال‌ها

وَندال‌ها یکی از قبیله‌های ژرمنی شرقی بودند که در سده پنجم میلادی به سرزمین امپراتوری روم وارد شدند.

وندال‌ها در همان سده به مناطق گل‌ها، اسپانیا، رم و شمال آفریقا تاختند و بخشی از تمدن‌های آن سامان‌ها را نابود ساختند.

وندال‌ها پیش از ورود به آفریقا چندی در جنوب اسپانیا نشیمن گزیدند و گفته شده که نام اندلس در اسپانیا برگرفته از نام وندلوسیا (سرزمین وندال‌ها) است.

از آنجا که وندال‌ها در سال ۴۵۵ تحت فرمانروایی شاه گایسریک، شهر رم را ویران کردند، به هنگام انقلاب فرانسه که رم را مکانی آرمانی ترسیم می‌کردند، واژه وندالیسم هم‌معنی با «ویرانگری» گرفته شد و وارد زبان فرانسه و دیگر زبان‌های اروپایی شد.

ژرمن‌ها

مردم ژرمن (در منابع قدیمی‌تر مردم توتنی) گروهی نژادی-زبانی هستند که از اروپای شمالی سرچشمه می‌گیرند و به زبان‌های ژرمنی از شاخه زبان‌های هند و اروپایی سخن می‌گویند. این زبان‌ها از جد مشترکشان یعنی زبان نیا ژرمنی در دوره آهن به وجود آمده‌اند. این زبان در بسیاری از مناطق با کمک گروهای قومی شمال اروپا گسترش یافت از آن جمله: اسکاندیناویایی‌ها (سوئدی‌ها، نروژِی‌ها، دانمارکی‌ها، جزایر فارویی‌ها اما نه فنلاندی‌ها و سامی‌ها)، آلمانی‌ها (شامل اتریشی‌ها و تمام آلمانی زبانان سوئیس و آلمان) هلندی‌ها و انگلیسی‌ها هستند. همان‌طور که در لغت نامهٔ دکتر محمد معین آمده ژرمنیان مردمانی جنگجو و عدالت طلب بودند و دادگاه برای خود داشتند و اگر کسی موجب گناهی می‌شد که موجب ننگ بر آنان بود مثل دزدی او را در باتلاق خفه می‌کردند و در همان‌جا رها می‌کردند. به همین دلیل است که مومیایی‌های چند هزار ساله در آنجا کشف شده‌است.

گوت‌ها

گوت‌ها یکی از قبیله‌های ژرمنی شرقی بودند، که در سده‌های سوم و چهارم، امپراتوری روم را غارت کرده و بعداً باور به یک شکل مسیحیت (آریانیسم) را پذیرفتند. گوت‌ها در سده‌های پنجم و ششم، به دو شاخه بخش شده بودند:

یکی از دو شاخه اوستروگوت‌ها (خاورگوت‌ها) بودند. شاخه دیگر ویزیگوت‌ها (باخترگوت‌ها) بودند. گوت‌ها امپراتوری روم را در دوره کوچ در سال ۴۱۰ م. غارت کردند. گوت‌ها جانشینی برای ایالتی نیرومند از امپراتوری روم را به ترتیب در شبه‌جزیره ایبری و ایتالیا، تأسیس کردند.

نیروهای گوت‌های باختری در سال ۴۱۰ م. به رم تاختند. پس از فروپاشی روم غربی گوت‌ها تا دو سده و نیم دیگر در اروپا نقش بزرگی را بازی کردند. آن‌ها در آغاز سده پنجم م. به شبه‌جزیره ایبری کوچیدند.

قومی آلمانی که بین قرن‌های سوم و چهارم میلادی به بخش وسیعی از جنوب اروپا حمله بردند و آن را به ویرانی کشاندند. واژهٔ گوتیک از نام این قوم گرفته شده‌است که اساساً اشاره به شیوهٔ معماری بسیار رایج در اروپای قرن ۱۶ _ ۱۲ میلادی دارد. یک رمان گوتیک شکل داستانی مشهوری است که ریشه در اواخر قرن ۱۸ میلادی در انگلستان دارد. در محیط‌های استفاده شده در این رمان‌ها اغلب از تاریخ و شخصیت‌های ترس‌آور و رازگونه الهام گرفته می‌شود تا داستان‌هایی دربارهٔ غم و اندوه. وحشت. بی رحمی و ماوراءالطبیعه خلق شود'.

در سال ۴۰۸ میلادی، بربرها عملاً به دروازه‌های اروپا رسیده بودند و آلاریک پادشاه گوت‌ها سپاهیانش را از امپراتوری رم شرقی در مسیری غربی تا یونان و کوه‌های آلپ و سپس سراسر ایتالیا هدایت کرده بود.

در آن زمان گوت‌ها رم، پایتخت روم غربی را محاصره کردند و تمام وسایل نقلیه ورودی و خروجی را زیر نظر گرفتند و بازرسی کردند. شهروندان رم نمی‌توانستند کاری جز زندگی در حصار برج و باروهای شهر و انتظار کشیدن تا اقدام بعدی بربرها انجام دهند. آن‌ها هیچ وسیله‌ای برای ارتباط گرفتن با دنیای خارج نداشتند و بدتر از آن اینکه ذخیره غذاییشان نیز کم‌کم به پایان می‌رسید. اجساد مردگان در سرتاسر شهر روی هم انباشته می‌شدند و زیر آفتاب مردادماه باد می‌کردند و فاسد می‌شدند. طبق گزارش‌ها اهالی شهر، دوستان خود را می‌کشتند و گوشتشان را درجا می‌خوردند.

بعضی از افراد حتی داستان مادرانی را به گوش خود شنیدند که بچه‌های خود را می‌کشتند و می‌خوردند. یک داستان دیگر که سر زبان‌ها افتاد این بود که سرنا- خواهرزاده امپراتور فقید تئودوسیوس، بیوه استیلیکیو سردار رمی و مادر میانجی هونوریوس بچه- امپراتور رم غربی در خفا با آلاریک تبانی کرده بود که گوت‌ها را به شهر رم راه دهد تا شهروندان رم را از دم تیغ بگذرانند و هلاک کنند.

این ادعا بر بنیان یک حقیقت استوار بودپدر شوهرش از بربرها و یک واندال بود. مردم می‌گفتند آنکه فقط یک بار بربرها را دوست داشته، همیشه دوستدار آن‌ها خواهد بود. سنا خیلی شتابان به اعدام سرنا رأی داد و او بی‌درنگ دستگیر و خفه شد.

نمایندگان رم جسورانه تن به خطر دادند و از شهر خارج شدند و با آلاریک دیدار کردند تا دربارهٔ خروج مسالمت‌آمیز آلاریک مذاکره کنند. درخواست‌های آلاریک برای این منظور شامل مقادیری طلا، نقره و آزاد کردن تک‌تک برده‌های بربر در داخل شهر رم می‌شد.

نمایندگان از او پرسیدند «تو برای ما چه برجا خواهی گذاشت؟» او در پاسخ گفت «جان شما را.» رمی‌ها گرچه عملاً نمی‌توانستند به درخواست او پاسخ مثبت دهند، اما از این معامله پا پس کشیدند.

بدین ترتیب، آلاریک از سطح و مقدار درخواست‌هایش کاست ولی از درخواست آزاد کردن بربرهای ساکن در شهر رم دست برنداشت. معامله به این ترتیب عملی شد و دروازه‌های رم تحویل نروت‌ها و بربرهای آزاد شده گشوده شدند. نزدیک ۳۰هزار برده بربر از شهر رم بیرون ریخته شدند بسیاری از آن‌ها نخستین بار بود که از آن شهر خارج می‌شدند.

آلاریک به عهد خود وفا کرد؛ رم از محاصره خارج شد و به مقامات شهر اجازه داد که برای ورود کالا و مواد خوراکی و خروج آن‌ها از بندرگاه رم دست به کار شوند. وحشیگری استراتژیک آلاریک و سپاهیانش نخستین حمله به شهر رم را با رعایت حداکثر خویشتن‌داری و منطق قابل انتظار از هر ارتش متمدن در آن روزگار به انجام رساند.

این یک کجروی تاریخی نبود؛ فرماندهان نظامی گوت‌ها مانند همتایان رمی خود غالباً مایل بودند از دوراندیشی خود بهره گیرند، با دشمن مذاکره کنند و اگر از دیدگاه راهبردی ضرورت داشته باشد شمشیرشان را بر زمین بگذارند.

با این حال گوت‌ها و عموزاده‌های بربرشان هرگز نتوانسته‌اند شهرت تاریخی خود یعنی وحشیگری را از خود بزدایند. قبایل ژرمن از روزگار رم باستان تا روزگار ما، به شکل جانورانی نیمه تکامل‌یافته و غیر متمدن معرفی شده‌اند که خوراکشان گوشت قرمز ناپخته بوده‌است، روابط جنسی آشفته با یکدیگر داشته‌اند و با شمشیر به عابران یورش می‌برده‌اند.

در آستانه دوره مهاجرت قبایل شمالی (۷۰۰–۳۰۰ میلادی) و اوج‌گیری یورش آن‌ها به درون امپراتوری رم و سرزمین‌های مجاور آن، شکاف بین قبایل شمالی ژرف‌تر شد. قبایل مختلف هدف‌هایی متفاوت در برخورد با امپراتوری رم داشتند ولی گوت‌ها به علت اشتیاقی که به آشتی با رمیان و پذیرفته شدن نزد آن امپراتوری داشتند، با قبایل دیگر فرق می‌کردند.

اروپای پیشاتاریخ
اروپای دوران قدیم
سده‌های میانه
اروپای مدرن ابتدایی
دوران مدرن
دوران معاصر
قرون وسطای آغازین
قرون وسطای میانه
قرون وسطای متأخر
فرهنگ
جستارهای وابسته

به زبان‌های دیگر

This page is based on a Wikipedia article written by authors (here).
Text is available under the CC BY-SA 3.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.