دادگاه عالی اسرائیل

دادگاه عالی اسرائیل (به عبری :בית המשפט העליון) مرکز سیستم دادگاهی و بلندترین مقام قضایی در اسرائیل است و در اورشلیم واقع شده‌است. حوزه قضایی این دادگاه سراسر اسرائیل و سرزمین‌های اشغال شده توسط اسرائیل است. حکم دیوان عالی در تمام دادگاه‌های اسرائیل غیر از در خود دیوان عالی لازم‌الاجرا است. این اصل یک رویه قضایی الزام‌آور در اسرائیل است. این دیوان عالی می‌تواند به عنوان دادگاه استیناف و دادگاه رسیدگی به امور موضوعی قرارگیرد. دادگاه در مورد مسائل متعدد مربوط به مناقشه اسرائیل و فلسطین، حقوق شهروندان عرب اسرائیلی و و در تبعیض میان گروه‌های یهودی در اسرائیل تصمیم گرفته‌است. این منحصربه‌فرد است که احکام آن می‌تواند در عملیات نظامی نیروهای دفاع اسرائیل دخالت کند.

Elyon
دادگاه عالی اسرائیل

گمارش

مستشاران دیوان عالی کشور توسط کمیته انتخاب قضایی تعیین می‌شود. کمیته انتخاب از ۹ نفر تشکیل شده‌است: ۳ مستشار دیوان عالی کشور (شامل رئیس دیوان عالی)، دو وزیر کابینه (یکی از آن‌ها وزیر دادگستری باشد)، دو اعضای کنست و دو نماینده کانون وکلای اسرائیل. این کمیته به ریاست وزیر دادگستری است. سه ارگان دولتی -قوه مقننه، اجراییه و قضایی دولت - همچنین کانون وکلا در کمیته نامزدهای قضات نماینده دارند. به این ترتیب، شکل‌دهی به بدنه قضایی، از طریق نحوه انتصاب مقامات قضایی توسط همه مقامات با هم انجام می‌شود.

قضات

تعداد قضات دیوان عالی به وسیله تصمیم کنست تعیین می‌شود. در حال حاضر دیوان عالی ۱۵ فاضی دارد. در راس دیوان عالی و راس سیستم قضایی به عنوان یک مجموعه رئیس دیوان عالی و در کنارش قائم مقام رئیس دیوان ایستاده است. دوره یک قاضی وقتی که به سن هفتاد سالگی می‌رسد، استعفا می‌دهد، می‌میرد به موقعیتی دیگر منصوب می‌شود که او را فاقد شرایط لازم می‌داند یا از مسولیتش حذف می‌شود پایان میابد.

قضات حال حاضر

از ۳۱ می ۲۰۱۲، برخی قضات دیوان عالی به شرح زیر هستند:

  • آشر گرونیس، رئیس
  • میریام نائور، قائم مقام رئیس
  • الیاخیم روبنشتاین
  • سلیم جبران
  • حنان مکلر
  • یورام دان زیگر
  • نیل هندل
  • اوزی ووگلمن
  • یوری شوهام

وظایف

دادگاه فرجام خواهی

به عنوان یک دادگاه استیناف، دادگاه عالی به دعوی‌هایی دراستیناف (هم حقوق و هم کیفری) در قضاوت و دیگر تصمیمات دادگاه‌های منطقه‌ای رسیدگی می‌کند. همچنین به فرجام‌های قطعی و انواع مختلف تصمیمات شبه قضایی، مانند موضوعات مرتبط با مشروعیت انتخابات کنست و قوانین انضباطی کانون وکلا رسیدگی می‌کند.

رئیس دادگاه

در یک دعوی که در آن رئیس جمهور دیوان عالی کشور یکی از اعضاء است، رئیس دیوان عالی رئیس دادگاه است، در یک مورد که در آن معاون رئیس دیوان یکی از اعضاء است و رئیس دیوان حضور ندارد، معاون رئیس، رئیس دادگاه است. رئیس دادگاه در هر دعوی دیگر، قاضی با بیشترین طول خدمت است. طول خدمت، برای این منظور، از تاریخ انتصاب قاضی برای دیوان عالی کشور محاسبه می‌شود.

مداخله

در دهه ۱۹۸۰ و سپس دهه ۱۹۹۰، دیوان عالی کشور نقش خود را به عنوان یک حامی حقوق بشر، مداخله برای تضمین آزادی بیان و آزادی برای راهپیمایی کردن، کاهش سانسورهای نظامی، محدود کردن استفاده از روش‌های خاص نظامی و ترویج برابری بین بخش‌های مختلف است از جمعیت بنیان نهاد.

ساختمان دادگاه عالی

SupremeCourtIsrael ST 06
نمای جانبی ساختمان
Flickr - Government Press Office (GPO) - An aerial photo of the supreme court building
عکس هوایی از ساختمان دیوان عالی پوشیده از برف
Supreme Court of Israel
سالن راهرو دیوان عالی کشور

این ساختمان توسط دوروتی دو روچیلد به اسرائیل اهدا شد. در خارج از اتاق رئیس‌جمهور نامه خانم روچیلد به نخست وزیر شیمون پرز که قصد خود را برای اهدای یک ساختمان جدید برای دیوان عالی کشور نوشته است، نمایش داده می‌شود.

ساختمان توسط رام کریمی و آدا کریمی طراحی شده‌است و در سال ۱۹۹۲ افتتاح شد. بر طبق سخنان ران شکوری کارشناس، ساختمان "یک تلاش جدی برای تقابل با سنت ساختمان‌های محلی است."

این ساختمان ترکیبی از فضاهای بسته و باز؛ قدیمی و جدید، خطوط و دایره است در حالی که نزدیک می‌شوی به کتابخانه دیوان عالی کشور، وارد منطقه هرم می‌شوی، یک فضای بزرگ که به عنوان یک نقطه عطف قبل از ورود به دادگاه به کار رفته‌است. این فضای بی سر و صدا به عنوان " دروازه خانه " درونی ساختمان دیوان عالی عمل می‌کند. این هرم از آرامگاه زکریا و آرامگاه ابشالوم در دره کیدرون در اورشلیم الهام گرفته شده‌است. نور طبیعی وارد پنجره در راس هرم می‌شود، و دایره‌های نور خورشید بر روی دیواره‌های داخل و روی زمین را تشکیل می‌دهد.

جستارهای وابسته

تارنمای دادگاه عالی اسراییل

منابع

ازدواج همجنس‌گرایان

ازدواج همجنس‌گرایان به نوعی از ازدواج اطلاق می‌شود که بر اساس آن دو زوج همجنس به صورت قانونی وارد زندگی مشترک می‌شوند. این نوع از ازدواج بر اساس نوع حقوقی که برای این زوج‌ها فراهم می‌کند به چند نوع تقسیم می‌شود که در کامل‌ترین شکل خود، همهٔ حقوق شامل در ازدواج دگرجنس‌گرایان – از جمله حق سرپرستی فرزند – را به رسمیت می‌شناسد.

از دیدگاه تاریخی، پیوندهای همجنس‌گرایانه در تعداد زیادی از جوامع و مناطق جهان پذیرفته می‌شده‌اند و در بعضی از آن‌ها نیز زوج‌ها توانایی ازدواج و برخورداری از حقوق مشخص در قانون‌های موجود بوده‌اند. در روم باستان و فرهنگ‌های ساکن قاره آمریکا و آفریقا ازدواج میان همجنسان انجام می‌گرفته‌است و مدارک تاریخی دیگری از انجام چنین پیوندهایی در دیگر نقاط جهان، از جمله مصر باستان، در دست هستند. با گسترش آیین‌های ابراهیمی پذیرش رفتارهای همجنس‌گرایانه رو به کاهش گذاشت و امکان برقراری ازدواج همجنسان تا سده بیستم میلادی به فراموشی سپرده شد. در این سده اما گسترش آزادی‌های اجتماعی در غرب و درخواست گروه‌های مدافع حقوق دگرباشان برای گسترش حقوق تعریف‌شده برای دگرجنس‌گرایان به همجنس‌گرایان باعث شد تا کشورهای گوناگون اقدام به دادن حق ازدواج به این گروه کنند.

امروزه ازدواج همجنس‌گرایان در بیست و پنج کشور استرالیا، ایرلند، هلند، بلژیک، اسپانیا، کانادا، آفریقای جنوبی، نروژ، آلمان، سوئد، پرتغال، ایسلند، آرژانتین، دانمارک، اروگوئه، نیوزیلند، برزیل، فرانسه، انگلستان فنلاند، کلمبیا، تایوان، لوکزامبورگ، مالت و ایالات متحده آمریکا قانونی است و همجنس‌گرایان در این کشورها از تمامی مزایای ازدواج که برای دگرجنس‌گرایان فراهم است برخوردارند. برخی از این مزایا عبارتند از: حق سرپرستی فرزند، حق ارث، حق بیمه و تخفیف‌های مالیاتی.

ازدواج همجنس‌گرایان در برخی از کشورها مانند مکزیک تنها در برخی از مناطق انجام می‌شود. برخی از کشورها مانند اسرائیل نیز ازدواج‌های زوج‌های همجنسی که در کشورهای دیگر انجام شده باشند را به رسمیت می‌شناسند. در کشورهای متعدد دیگری نیز همجنس‌گرایان اجازه تشکیل زندگی مشترک به صورت قانونی را دارند اما به نسبت زوج‌های دگرجنس‌گرا از حقوق کمتری برخوردارند. اتحاد مدنی و همخانگی قانونی نوعی پیمان همسری هستند که حقوق کمتری برای زوج‌های همجنس‌گرا در نظر می‌گیرند.

مخالفان اعطای حق ازدواج به همجنس‌گرایان اغلب به‌خاطر مسائل دینی یا عدم تمایل به تغییر مفهوم کلاسیک ازدواج (میان یک زن و یک مرد) با ازدواج همجنس‌گرایان مخالفت می‌کنند؛ با این حال تعدادی از گروه‌های مذهبی نیز پشتیبانی خود را از این گونه ازدواج اعلام کرده‌اند. نظرسنجی‌ها در آمریکا – که امروزه نبردی میان موافقان و مخالفان ازدواج را در جریان دارد – نشان از افزایش تمایل مردم آن کشور به اعطای حق برابر به همجنس‌گرایان دارند. در دیگر نقاط جهان نیز جنبش‌هایی برای تغییر قانون و اعطای این حق به زوج‌های همجنس وجود دارند.

ازدواج همجنس‌گرایان در اسرائیل

ازدواج همجنس‌گرایان در اسرائیل قانونی نمی‌باشد و امکان ثبت رسمی آن وجود ندارد. اسرائیل در حال حاضر تنها ازدواج‌هایی را که در خارج از کشور و به صورت قانونی ثبت شده‌اند به رسمیت می‌شناسد. ازدواج همجنس‌گرایان در اسرائیل ممنوع نیست و به صورت نمادین انجام می‌شود.

ایالا پروکاسیا

ایالا پروکاسیا (به زبان عبری: אילה פרוקצ'יה؛ زادهٔ ۱۹۴۱ در کیبوتص) قاضی پیشین دادگاه عالی اسرائیل است.

ترورهای هدفمند اسرائیل

اسرائیل یکی از بیشترین سوابق را در ترور هدفمند رهبران فلسطینیان داراست. بسیاری از رهبران سازمان‌های فلسطینی همچون جهاد اسلامی و حماس توسط دستگاه‌های امنیتی اسرائیل ترور شده‌اند. دادگاه عالی اسرائیل قتل هدفمند را توجیه و آن را در مقابل عملیات‌های انتحاری فلسطینان تأیید کرد. اسرائیل این قتل‌ها را در راستای دفاع از امنیت خود و آنچه مقامات اسرائیلی جلوگیری از پیشروی تروریست می‌خوانند می‌داند. قتل هدفمند اسرائیل با واکنش جامعه جهانی مواجه گردید. اسرائیل همچنین به ترور دانشمندان هسته‌ای ایران متهم شده‌است.

جان دمیانیوک

جان دمیانیوک (به انگلیسی: Ivan Demjanjuk) (متولد ۳ آوریل ۱۹۲۰ در اوکراین - درگذشته ۱۷ مارس ۲۰۱۲ آلمان)، مکانیک بازنشسته است. وی متهم به جنایت علیه بشریت، نسل‌کشی و مشارکت در هولوکاست است. وی در تاریخ ۱۲ مه ۲۰۱۱ میلادی، به دلیل «مشارکت در قتل بیش از بیست و هشت هزار یهودی در لهستان در دوران جنگ جهانی دوم» در دادگاهی در مونیخ، آلمان «مجرم» شناخته‌شد.

لقب او در اردوگاه‌های مرگ نازی‌ها به دلیل وحشی‌گری و قساوت غیرقابل توصیف، «ایوان مخوف» بوده‌است.

جنگ غزه (۲۰۰۸–۲۰۰۹)

نبرد اسرائیل و حماس در غزه بخشی از نزاع عرب‌ها و اسرائیل است که از ۲۷ دسامبر سال ۲۰۰۸ تا ۱۷ ژانویه سال ۲۰۰۹ به طول انجامید. در اسرائیل با نام عملیاتی عملیات سرب گداخته (به عبری: מבצע עופרת יצוקה)، و در میان اعراب با نام کشتار غزه (به عربی: مجزرة غزة) یاد می‌شود. از آن‌جا که اولین روز نبرد با بیشترین شمار کشته و زخمی فلسطینی در یک روز از سال ۱۹۴۸ تاکنون پایان یافت، این روز در میان بخشی از عرب‌ها به روز کشتار شنبه سیاه معروف شد.نبرد اسرائیل و حماس در غزه اندکی پس از خاتمه توافقنامه شش‌ماهه‌ای که بین اسرائیل و حماس و ۱۲ گروه شبه‌نظامی به امضا رسیده بود، شروع شد. بر اساس آن توافقنامه حماس و اسرائیل متعهد شده بودند تا از دست‌زدن به عملیات مسلحانه علیه خاک یکدیگر خودداری کنند. در طول این شش ماه، اسرائیل حماس را به نقض قرارداد به‌دلیل پرتاب راکت به سمت خاک خود متهم کرده و حماس اسرائیل را به نقض قرارداد به دلیل ادامه محاصره اقتصادی و سوختی غزه متهم کرد.اسراییل این حملات را در تاریخ ۲۷ دسامبر ۲۰۰۸ میلادی و در ساعت ۱۱:۳۰ به وقت محلی آغاز کرد و در شبانگاه تاریخ ۱۷ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی و پس از سه هفته عملیات نظامی همه‌جانبه علیه حماس در نوار غزه، «آتش‌بس یکجانبه» اعلام کرد. اسرائیل بعد از اعلام آتش‌بس از بازگشایی گذرگاه‌های نوار غزه امتناع ورزیده و در نتیجه بازسازی ویرانه‌های این منطقه عملی نشده‌است. اسرائیل دلیل این کار را جلوگیری از ورود سلاح‌های بیشتر به این منطقه عنوان کرده. بعد از اعلام آتش‌بس، هر از چندگاهی درگیری‌های پراکنده‌ای میان طرفین گزارش شده‌است.به گفته ارتش اسرائیل، تعداد کشته‌شدگان اسرائیلی تا روز نوزدهم جنگ، شامل ۳ غیرنظامی و ۱۰ نظامی بود. در مورد تعداد کشته شدگان فلسطینی اختلاف نظر وجود دارد و به دلیل اجازه ندادن اسرائیل جهت ورود خبرنگاران بین‌المللی به غزه، امکان تأیید آمار تلفات و زخمی‌ها به‌طور مستقل وجود ندارد. بر اساس برآوردهای مرکز حقوق بشر فلسطین و وزارت بهداشت فلسطین، آمار کشته‌شدگان فلسطینی بین ۱۳۱۴ و ۱۴۳۴ متغیّر است. جنگ غزه به زیرساخت‌های صنعتی، اقتصادی و بهداشتی نوار غزه خسارات متعددی وارد آورد.در طول جنگ شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در قطعنامه‌ای اسرائیل را متهم به «نقض فاحش حقوق بشر» کرد و در عین حال خواستار پایان یافتن حملات موشکی علیه شهروندان اسرائیل شد. گزارش کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل متحد که توسط ریچارد گلدستون تهیه شده بود، اسرائیل و حماس را متهم به ارتکاب جرایم جنگی کرد. از جمله استفاده از فسفر سفید برای حمله به ساختمان‌های آژانس امدادرسانی به آوارگان، هدف قرار دادن بیمارستان القدس و حمله به بیمارستان الوفا. اقدام حماس نیز در پرتاب راکت به اسرائیل به عنوان جنایت ضد بشری شمرده شد.

خانواده روتشیلد

خانواده روتشیلد، (به آلمانی: Rothschild) به اعضای خانواده پرنفوذ و بسیار ثروت‌مند روتشیلد گفته می‌شود که شجره نامه آن‌ها از سال ۱۵۰۰ میلادی در آلمان قابل استناد است. این خانواده که از تبار یهودیان اشکنازی است، فعالیت‌های بانکداری خود را از قرن ۱۸ آغاز کردند. در حدود سده ۱۸ میلادی که این خانواده در اوج قدرت خود بود، ثروتمندترین خانواده جهان محسوب می‌شد و بیشترین ثروت ثبت شده در تاریخ مدرن را دارا بود. ثروت خانواده به تدریج کاهش یافت زیرا در بین تعداد زیادی از ورثه تقسیم شد. امروزه فعالیت‌های خانواده روتشیلد بسیار کمتر از گذشته‌است، با وجود آن اعضای خانواده هنوز هم فعالیت‌های گستردهٔ اقتصادی در زمینه‌هایی چون بانکداری، استخراج معدن، کشاورزی، شراب‌سازی و کارهای نیکوکاری دارند.

پنج نسل از شاخه اتریشی این خانواده، توسط امپراتور هابزبورگ فرانسیس دوم به مقام اشرافیت رسیدند. شاخه دیگر این خانواده، شاخه انگلیسی نیز توسط ملکه ویکتوریا به اشرافیت انگلیسی رسید. نشان خانوادگی روتشیلد یک مشت به همراه پنج تیرکمان است که سمبل پنج شاخه این خانواده بوده و به آیه زبور ۱۲۷ ("مانند تیرهای کمان در دست جنگجو") اشاره دارد. شعار خانوادگی زیر این سمبل نقش بسته‌است:" (اتحاد، صداقت و صنعت).

سلیم جبران

سلیم جبران (عربی: سلیم جبران‎ و به زبان عبری: סלים ג'ובראן) یکی از قضات دیوان عالی اسراییل است. او تنها قاضی عرب و فلسطینی تبار دیوان عالی اسرائیل است و از ۲۰۰۳ عضو آن است. او اولین عربی است که به عضویت دائمی این دیوان در آمده‌است.

شهرک یهودی‌نشین

شهرک یهودی‌نشین (به عبری: התנחלות) به شهرک‌هایی گفته می‌شود که پس از پیروزی اسرائیل بر اعراب در جنگ شش روزه، توسط یهودیان در شبه‌جزیره سینا، بخش شرقی اورشلیم، نوار غزه، کرانه باختری رود اردن و بلندی‌های جولان ساخته شده‌است.

یکی از شش چالش اصلی صلح، میان فلسطینی‌ها و اسرائیل، مسئله شهرک‌های یهودی‌نشین است.

نبرد ۲۰۰۷-۲۰۰۸ غزه

بحران غزه در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸، به مجموعه حوادث و رویدادهایی اطلاق می‌شود که با محاصرهٔ کامل نوار غزه توسط ارتش اسرائیل، و به دلیل آنچه اسرائیل آن را تشدید پرتاب راکت از سوی گروه حماس از داخل خاک غزه به درون خاک خود می‌داند آغاز شد. به دلیل ناتوانی مردم غزه در تأمین سوخت و غذا، و با منفجر شدن دو سوم دیوار مرزی غزه-مصر، دامنهٔ این بحران به خاک مصر کشیده شد.

نظم نوین جهانی (تئوری توطئه)

در تئوری توطئه، اصطلاح نظم نوین جهانی (به انگلیسی: New World Order یا NWO) به پیدایش حکومتی تمامیت‌خواه برای سلطه بر تمام دنیا اطلاق می‌گردد.در تئوری‌های توطئه درون‌مایهٔ معمول نظم نوین جهانی پایگاه سری قدرتی از نخبگان بین‌المللی در نظر گرفته می‌شوند که لیست بلندبالایی از اقداماتی که باید در سطح جهان انجام دهند در دست دارند و در حال دسیسه‌چینی برای حاکمیت بر جهان از طریق یک حکومت جهانی اقتدارگرا و قدرت‌طلب هستند؛ حکومتی که جایگزین حاکمیت تمامی کشورهای مستقل جهان شود. نظم نوین جهانی به پروپاگاندایی که در راستای القای برقراری حکومت جهانی به عنوان نقطهٔ عطف پیشرفت تاریخ و حد اعلای آن انجام می‌گیرد نیز اطلاق می‌شود. طرح‌ریزی رخدادهای مهمی در سیاست و اقتصاد جهان به گروه‌های تأثیرگذار کوچکی نسبت داده می‌شوند که از طریق سازمان‌های صوری متعددی انجام می‌گیرند. تلاش برای تسلط بر جهان از جانب گروه‌های سیاسی و سری کوچک طی حوادث تاریخی و کنونی متعدد، جزئی از نقشهٔ دست‌یابی به سلطهٔ جهانی در نظر گرفته شده‌اند.قبل از دهه ۹۰ بیشتر معتقدان به این تئوری توطئه یا راست گرایان ضد حکومتی یا مسیحیان اصول گرا بودند.

کشتار صبرا و شتیلا

کشتار صبرا و شَتیلا به وقایعی اطلاق می‌شود که در ۱۶ سپتامبر تا ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۲ و در طول جنگ داخلی لبنان در اردوگاه پناهندگان فلسطینی در لبنان به وقوع پیوست و در آن شبه‌نظامیان فالانژ لبنانی به انتقام ترور بشیر جمیل، رئیس جمهور لبنان و رهبر حزب فالانژ (معروف به کتائب) از فلسطینیان، به دو اردوگاه صبرا و شتیلا در بیروت غربی وارد شدند و بین ۷۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر از فلسطینیان را به قتل رساندند.عمل نیروهای فالانژ لبنانی تحت رهبری ایلی حبیقه انجام گرفت که بعدها در دهه ۱۹۹۰ میلادی به عضویت مجلس لبنان درآمد و بعداً وزیر کابینه شد. تعداد کشته‌شدگان این کشتار از ۷۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر برآورد شده‌است.

در فاصله روزهای ۱۶ تا ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۲ (۲۵ تا ۲۷ شهریور ۱۳۶۱) اردوگاه های فلسطینی صبرا و شتیلا در جنوب بیروت شاهد به خاک و خون کشیده شدن هزاران زن و کودک و پیر و جوان آواره فلسطینی توسط صهیونیست ها به فرماندهی آریل شارون وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی و مزدوران وی یعنی نیروهای فالانژ لبنانی به رهبری سمیر جعجع و ایلی حبیقه بودند.

نظامیان صهیونیست و نیروهای فالانژ لبنان از عصر روز پنج شنبه ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۲ با محاصره کامل اردوگاه صبرا و شتیلا به آن یورش برده تا صبح روز شنبه ۱۸ سپتامبر به فجیع ترین شکل به جنایات خود در این اردوگاه ادامه دادند. در این قتل عام سه هزار و ۲۹۷ فلسطینی و لبنانی به دیدار حق شتافتند.اولین واحد شامل ۱۵۰ فالانژیست پس از عبور از موانع اسرائیلی‌ها از در اردوگاه شتیلا وارد شدند که گروهی از آنها علاوه بر سلاح، چاقو نیز به همراه داشتند. قتل عام فلسطینی ها به این ترتیب شروع شد و حتی در شب نیز با روشن کردن محوطه اردوگاه توسط اسرائیلی ها ادامه داشت. آنها به زور وارد خانه های مردم شده و فلسطینی های در خواب را به رگبار مسلسل بستند.

فالانژها بعضاً قبل از کشتن آنان را شکنجه می دادند چشم‌هایشان را درمی آوردند، زنده زنده پوستشان را می کندند، شکم ها را می دریدند، به زنان و دختران گاه بیش از ۶ بار تجاوز می‌کردند و بعد سینه هایشان را می‌بریدند و در آخر به ضرب گلوله آنها را از پا درمی آوردند. بچه‌ها را از وسط دو شقه می کردند و مغزشان را به دیوار می کوبیدند. در حمله به بیمارستان عکا تمام بیماران را بر روی تخت کشتند. دست بعضی را به ماشین می بستند و در خیابان ها می کشیدند، دست های فراوانی برای بیرون آوردن دستبند و انگشتر قطع شد.

"غازی خورشید" در کتاب خود «تروریسم صهیونیستی در فلسطین اشغالی» می نویسد: در خیابانی جسد ۵ زن و چند کودک روی تلی از خاک افتاده بود... از جمله یک زن که مثله شده بود و در کنارش سر بریده دخترکی با نگاهی خشمگینانه به قاتلانش دیده می شد. زن جوانی را دیدم در حالی که طفل شیرخواره اش را در آغوش گرفته، گلوله ها از بدنش عبور کرده و در بدن طفل شیرخوارش نشسته بود.«وجنات زین عبدالطیف» می‌گوید: در روز جمعه به بیمارستان غزه پناه بردم و آنها ما را صبح شنبه محاصره کردند و فلسطینی ها را که شامل زنان و کودکان نیز می شدند از دیگران جدا کرده و به یک ورزشگاه بردند و در چاله هایی که بر اثر بمباران حفر شده بود انداخته و گفتند همه دراز بکشند. سپس بر روی همه آتش گشودند و در آخر با سه بولدوزر بر روی آنها چه زنده و چه مرده خاک ریختند.

مقامات ارتش اسرائیل، از جمله ژنرال آموس یارون فرمانده این نیروها در لبنان، بر بالای بام ساختمانی ۷ طبقه در ۲۰۰ متری اردوگاه مستقر شده بودند و از نزدیک بر این فاجعه نظارت می کردند. آریل شارون که در آن زمان وزیر جنگ رژیم صهیونیستی بود و بعدها به قصاب صبرا و شتیلا معروف شد، دستور مستقیم این حمله را به فالانژها داده بود و سایر یگان های صهیونیست نیز مانع از آمد و شد به اردوگاه ها می شدند.

کمیته کاهان

کمیته کاهان (ועדת כהן) در ۲۸ سپتامبر ۱۹۸۲ (میلادی) توسط دولت اسرائیل برای رسیدگی و بررسی کشتار صبرا و شتیلا تشکیل شد.

این کمیته به ریاست اسحاق کاهان (יצחק כהן) رئیس دادگاه عالی اسرائیل مسوول جمع‌آوری دلایل و مدارک در خصوص نیروهای فالانژ لبنانی بود. این کمیته مستقل متشکل از سه عضو و تحت عنوان کمیته کاهان در نتایج تحقیقاتش آریل شارون را یکی از مسوولان کشتار صبرا و شتیلا معرفی کرد.

ژنرال رفائیل ایتان، رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل در آن زمان در اظهاراتش در برابر این کمیته گفته بود: «حمله شبه نظامیان فالانژ به داخل دو اردوگاه صبرا و شتیلا با موافقت من و شارون صورت گرفت».

کمیسیون لاندائو

کمیسیون لاندائو در سال ۱۹۸۷ در پی مرگ دو زندانی فلسطینی در زندان‌های اسراییل زیر شکنجه، توسط دولت اسرائیل در اسراییل تشکیل شد. ریاست این کمیسیون بر عهده‌ی موشه لاندائو، قاضی دادگاه عالی اسرائیل بود. این کمیسیون وجود شکنجه در اسراییل و سازمان شاباک را تایید کرده و دریافت که بازجوهای این سازمان به طور مکرر از شکنجه در زمان بازجویی علیه زندانیان استفاده کرده و سپس در دادگاه به دروغ، خلاف این موضوع سوگند یاد می‌کنند.

به زبان‌های دیگر

This page is based on a Wikipedia article written by authors (here).
Text is available under the CC BY-SA 3.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.