جنگ چریکی

جنگ چریکی (به فرانسوی: جنگ پارتیزانی) یکی از انواع جنگ‌های نامنظم است که در آن گروه کوچکی از افراد مسلح با استفاده از تاکتیک‌هایی چون کمین، شبیخون، خرابکاری، جنگ ایذایی، تاکتیک‌های بزن‌دررو، و جابجایی سریع به یک نیروی نظامی بزرگ‌تر و کم‌تحرکتر حمله‌ور شده و بلافاصله صحنه نبرد را ترک می‌کنند. واژهٔ فرانسوی پارتیزان از روی واژهٔ ایتالیایی پارتیجانو الگوبرداری شده‌است.

به سرباز یک گروه چریکی، چریک گفته می‌شود. در دوران مدرن از اصطلاح جنگ چریکی معمولاً در اشاره به مقاومت مسلحانه گروه‌های شبه‌نظامی در مقابل نیروهای اشغالگر استفاده می‌شود. این اصطلاح همچنین بیانگر تاکتیک‌هایی است که نیروهای کوچکتر در مقابل نیروهای بزرگتر و مسلح‌تر و با تدارکات بیشتر اتخاذ می‌کنند. تاکتیک‌های نبرد چریکی معمولاً بر جداکردن واحدهای کوچکتر نیروی دشمن از بقیه و سپس حمله به آن‌ها از طریق کمین اتکا دارند

نیروهای چریکی معمولاً از جاسوسی، خرابکاری‌های صنعتی و تبلیغات روانی استفاده می‌کنند و خود را یک جنبش سیاسی مردمی اما سرکوب‌شده، معرفی می‌کنند. در بسیاری از نقاط دنیا گروه‌های محلی از شیوه جنگ چریکی علیه نیروهای حکومتی بهره می‌برند. این تاکتیک‌ها به ویژه در مناطق ناهموار طبیعی مثل جنگل‌ها مؤثر هستند که که مکان‌های اختفای طبیعی را در اختیار چریک‌ها می‌گذارند.

Kovpak partisanki
چریک‌های کمونیست شوروی در اوکراین تحت اشغال آلمان در جنگ جهانی دوم
El Tres de Mayo, by Francisco de Goya, from Prado in Google Earth
نقاشی سوم مه ۱۸۰۸ اثر فرانچسکو گویا تیرباران یک چریک اسپانیایی توسط نیروهای ناپلئون در جنگ شبه‌جزیره را به تصویر می‌کشد.

تاریخچه

جنگ چریکی سابقه‌ای طولانی در تاریخ دارد. اولین نمونهٔ آن متعلق به قوم پارت ایران است که به فرماندهی سردار ایرانی سورنا و با سپاهی ۱۰ هزار نفره در جنگ حران سپاه ۴۵ هزار نفرهٔ روم را شکست داد. آمریکایی‌ها در جنگ استقلال خود علیه نیروهای بریتانیایی شیوه‌های جنگ چریکی را به کار گرفتند و توانستند کشوری را که به اعتقاد بسیاری صاحب قویترین نیروی نظامی دنیا بود، وادار به پذیرش استقلال خود کنند. در قرن بیستم هم چریک‌های کمونیست با موفقیت از این شیوه علیه نیروهای فرانسوی و آمریکایی مستقر در ویتنام بهره بردند.

هرچند جنگ‌های چریکی معمولاً در مناطق کوهستانی یا جنگلی انجام می‌شوند اما نیروهای عرب ملهم از لورنس عربستان به رهبری ملک فیصل از محیطهای بیابانی برای نبرد موفقیت‌آمیزی علیه نیروهای قویتر ترکیه در جنگ جهانی اول بهره بردند.

در جنگ جهانی دوم نیز گروه‌های چریکی در فرانسه و نقاط دیگر دنیا در مقابل نیروهای آلمان نازی مقاومت کردند. معروفترین جنگ‌های چریکی دوران مدرن نبردهایی هستند که به تغییر دائمی حکومت‌های چین، ویتنام، افغانستان و کوبا منجر شدند. چریک‌های کمونست چینی به رهبری مائو پس از جنگ جهانی دوم بر مخالفان خود چیره شده و قدرت را در پرجمعیت‌ترین کشور دنیا به دست گرفتند. در ویتنام نیز کمونیست‌های ویت‌مین به رهبری هوشی مینه و سپس چریک‌های ویت‌کنگ موفق شدند تا نیروهای فرانسوی و سپس آمریکایی را وادار به خروج از ویتنام کنند. در کوبافیدل کاسترو و ارنستو چه گوارا در یک جنگ چریکی سه ساله موفق به سرنگونی حکومت فولخنسیو باتیستا در سال ۱۹۵۹ شدند. در افغانستان نیز گروه های مجاهدین با استفاده از این شیوه توانستند در مدت ده سال ارتش شوروی را شکست داده و آن را وادار به خروج از افغانستان کنند. این شکست یکی از دلایل فروپاشی شوروی محسوب می شود. همچنین سه سال پس از خروج ارتش شوروی حکومت کمونیستی وابسته به آن نیز به دست مجاهدین سقوط کرد. مبارزه آنها تأثیر زیادی بر گروه‌های چریکی گذاشت. آنها معتقد بود که نیروهای مردمی می‌توانند در جنگ با ارتش به پیروزی برسند و لازم نیست منتظر ماند تا همه شرایط برای وقوع انقلاب آماده شود، بلکه با قیام می‌توان این شرایط را ایجاد کرد.

مقاومت الجزایر (علیه فرانسه که از ۱۹۵۴ آغاز شد) و قبرس (ملی‌گرایان یونانی علیه بریتانیایی‌ها در اواخر دهه ۱۹۵۰) از دیگر جنبش‌های ملی‌گرایی بودند که ریشه در جنبش‌های مقاومت چریکی داشتند.

گروه‌های چریکی هرچند خود را به عنوان یک جبهه مردمی به تصویر می‌کشند اما در بسیاری موارد پس از به قدرت رسیدن به پاکسازی‌های خونین دست زده و جمعیت‌های محلی که در گذشته به حکومت سابق وفادار بودند را از بین می‌برند. خمرهای سرخ به رهبری پول پوت در همین چارچوب دو میلیون کامبوجی را به قتل رساندند.

جنگ چریکی و تروریسم

مباحثات زیادی در مورد اشتراکات تاکتیک‌های چریکی و تاکتیک‌های تروریستی مطرح شده‌است. تعریف مرز دقیقی برای تمایز میان این دو گروه ساده نیست. بیشتر مورخین معتقدند که از نظر تاکتیک‌های جنگی نمی‌توان تمایزی در نظر گرفت و به جای آن بایستی به ارتباط میان گروه‌های مخالف و اهداف انتخاب شده توجه کرد. هرچند استثناهای زیادی در این مورد وجود دارد اما به‌طور کلی تروریست‌ها یک دیدگاه اقلیت یا افراطی را نمایندگی می‌کنند و به اهداف حکومتی، نظامی و غیرنظامی حمله می‌کنند. نیروهای چریکی به‌طور کلی جنبش مردمی وسیعتری را نمایندگی کرده و نیروهای حکومتی یا ارتش‌های اشغالگر را هدف قرار می‌کنند. یک عنصر کلیدی در تمایز گروه‌های چریکی از دیگر نیروهایی که از شیوه‌های مشابه آن‌ها استفاده می‌کنند، این است که گروه‌های چریکی اغلب مورد حمایت مردم محلی هستند.

از نظر حقوق بین‌الملل گروه‌های چریکی بر خلاف گروه‌های تروریستی، در صورتی که از لباس متحدالشکل یا نماد مشخصی استفاده کنند، بر اساس قواعد کنوانسیون ژنو به عنوان جنگجو طبقه‌بندی خواهند شد. هرچند در بسیاری از موارد ملاحظات سیاسی یا جغرافیایی باعث می‌شود تا یک گروه خاص به عنوان سازمان تروریستی یا نیروی چریکی یا جنگجوی آزادی نامیده شود.

جستارهای وابسته

منابع

ائتلاف شورشی

اتحاد برای بازگرداندن جمهوری که به‌طور خلاصه با نام ائتلاف شورشی شناخته می‌شود، یک ائتلاف جمهوری دموکراتیک از جناح‌های انقلابی و نظام مخفی درون دنیای خیالی جنگ ستارگان است.

برای ارتجاع به شکل‌گیری امپراتوری کهکشان، ائتلاف عملیات‌های مخفی شورشگری در جهان پادشاهی امپراتوری و جنگ چریکی علیه سفینه امپراتوری در سراسر کهکشان جنگ ستارگان انجام داد. در حالی که امپراتوری همه اقدامات شورشیان را به عنوان افراط گرایی در تبلیغات خود در نظر می‌گیرد، این ائتلاف به عنوان مبارزان آزادی مقاوم در رسانه‌های مختلف جنگ ستارگان توصیف شدند، که این توصیف بر اساس تحمل، توانمندسازی در گوناگونی سلاح‌ها و تاکتیک‌های شورشی و امید برای آینده بهتر است.

ائتلاف شورشی برای اولین بار در سال ۱۹۷۷ در فیلم جنگ ستارگان ظاهر شد و در دو فیلم دیگر امپراتوری ضربه می‌زند(۱۹۸۰) و بازگشت جدای(۱۹۸۳) به عنوان جناح اصلی برجسته شد. همچنین فعالیت‌های آغازین آن در مجموعه تلویزیونی دیزنی اکس دی به نام جنگ ستارگان شورشیان و فیلم ۲۰۱۶ روگ وان دیده شد.

بمب نیابتی

بمب نیابتی (انگلیسی: Proxy bomb) (همچنین به عنوان یک بمب انسانی شناخته می‌شود) یک تاکتیکی بود که عمدتاً توسط ارتش جمهوری‌خواه ایرلند (IRA) در ایرلند شمالی در طی جنگ به دلیل مشکلاتی که داشتند، مورد استفاده قرار می‌گرفت. این شیوه مردم (از جمله اعضای در مرخصی نیروهای امنیتی بریتانیا یا افرادی که برای نیروهای امنیتی کار می‌کردند) را مجبور به انتقال خودروی انفجاری به اهداف نظامی بریتانیا می‌کردند و این افراد به دلیل تهدیدی که خانواده‌های آن‌ها از طرف ارتش جمهوریخواه ایرلند می‌شدند مجبور به انجام آن بودند. (یعنی به عنوان سپر انسانی یا گروگان‌ها) این تاکتیک توسط فارک در کلمبیا و توسط شورشیان در جنگ داخلی سوریه مورد استفاده قرار می‌گرفت.

توماس ادوارد لورنس

توماس ادوارد لورنس (به انگلیسی: Thomas Edward Lawrence) (زاده ۱۶ اوت ۱۸۸۸–۱۹ مه ۱۹۳۵) باستان‌شناس، افسر نظامی، دیپلمات و نویسنده بریتانیایی بود.

وی طی جنگ جهانی اول به عنوان رایزن نظامی انگلستان برای رهبران عرب حجاز کار می‌کرد. حجاز در آن زمان تحت تسلط ترک‌های عثمانی بود. عثمانی در جنگ جهانی اول متحد آلمان بود و به همین دلیل دشمن انگلستان محسوب می‌شد. در این دوران، پادشاهی و امارت حجاز در دست شریف حسین بود و سرهنگ «لورنس» نماینده دولت انگلیس در دربار وی بود.لورنس در عربستان فرهنگ اعراب را مطالعه می‌کرد و نه تنها زبان عربی را به خوبی فرا گرفته بود، بلکه لهجه‌های قبایل مختلف را هم آموخته بود. او از پوشیدن لباس عربی و زندگی مثل مردان قبایل بیابانی احساس غرور می‌کرد و به همین دلیل لقب لورنس عربستان به او داده شد. در مشاهدات لورنس به نکات جالبی در فرهنگ عرب اشاره شده‌است.

جنبش مقاومت نروژ

جنبش مقاومت نروژ (نروژی: Norsk motstandsbevegelse) جنبش علیه اشغال این کشور توسط نیروی نازی آلمان بعد از عملیات وزراوبونگ در جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۰ آغاز و در سال ۱۹۴۵ به پایان رسید. این مقاومت در اشکال مختلف وجود داشت:

اعلام مشروعیت دولت در تبعید و پیشنهاد عدم مشروعیت دولت طرفدار نازی ویدکون کیسلینگ و دولت نظامی یوزف تربوفن.

دفاع در نروژ جنوبی که بسیار غیر سازمان‌یافته بود ولی موفق شد که در جلوگیری از دستگیری (عناصر دولت در تبعید) کمک کند.

برقراری امنیت در موقعیت‌های راهبردی نروژ و تخلیه عناصر دولت توسط دفاع نظامی و ضد حمله که در بخش‌های نروژ غربی و نروژ شمالی سازمان‌یافته تر بود.

مقاومت مسلحانه در شکل جنگ چریکی و خرابکاری، تکاور و سایر عملیات ویژه در دوره اشغال نروژ

نافرمانی مدنی و مقاومت بدون خشونت

جنگ استقلال ایرلند

جنگ استقلال ایرلند (ایرلندی: Cogadh na Saoirse) یا جنگ انگلیس و ایرلند جنگ چریکی در ایرلند ۱۹۱۹–۱۹۲۱ بین ارتش جمهوری‌خواه ایرلند و بریتانیا، همراه با شبه نظامیان ژاندارمری سلطنتی ایرلند (RIC) و نیروهای کمکی و پلیس ویژه اولستر (USC). این تنش‌ها ورود دوره انقلابی ایرلند به جنگ بود.

در آوریل سال ۱۹۱۶، جمهوری خواهان ایرلند قیام عید پاک را علیه حکومت بریتانیا شروع کردند و جمهوری ایرلند را اعلام کردند. در انتخابات دسامبر ۱۹۱۸، حزب جمهوریخواه شین فین در ایرلند پیروز شد. در ۲۱ ژانویه ۱۹۱۹ آنها یک دولت جداشده تشکیل دادند و استقلال ایرلند را اعلام کردند. در ماه سپتامبر، دولت بریتانیا سین فین را مجازات کرد و این درگیری شدیدتر شد. ارتش جمهوری‌خواه ایرلند شروع به کمین کردن ارتش بریتانیا کرد و به سربازخانه‌های آنها حمله کرد.

جنگ غیرمتعارف

جنگ غیر متعارف (به انگلیسی: Unconventional warfare) گونه ای از جنگ است که در مقابل جنگ کلاسیک به کار می‌رود. در حالی که جنگ منظم هدف ضربه و کاهش توان نظامی حریف را دارد، جنگ غیر متعارف قصد ایجاد رضایت یا تقویت یا جاسوسی در یک جنگ و به نفع یا علیه یکی از طرف‌های درگیر را دارد.

باید این نکته را در نظر داشت که جنگ غیرمتعارف و جنگ چریکی با یکدیگر تفاوت دارند و جنگ غیرمتعارف توسط ارتش‌های منظم و نیروهای ویژه یا یگان‌های ویژه در این ارتش‌ها صورت می‌گیرد.

جنگ چریکی (کتاب)

جنگ چریکی (به اسپانیایی: La Guerra de Guerrillas) کتابی نوشته شده توسط مارکسیست انقلابی ارنستو چه‌گوارا است که دقیقاً پس از انقلاب کوبا نوشته و در سال ۱۹۶۱ منتشر شد. دیری نپایید که این کتاب به راهنمایی برای هزاران مبارز چریک در کشورهای مختلف جهان بدل گشت.این کتاب به تجربه شخصی گوارا به عنوان یک چریک در طول انقلاب کوبا می‌پردازد، و به کلیه مبارزانی که جنگ چریکی را در کشورهای خود انجام می‌دهند، تعمیم می‌یابد.این کتاب دلایل، پیش نیازها و درس‌های جنگ چریکی را مشخص می‌کند. دلیل اصلی انجام جنگ چریکی در یک کشور به این دلیل است که همه روش‌های مسالمت آمیز و قانونی برای استفاده از بین رفته‌است.مهم‌ترین پیش شرط انجام جنگ چریکی در یک کشور، حمایت مردمی ساکنین آن سرزمین از ارتش چریکی است. چه گوارا اظهار داشت که موفقیت انقلاب کوبا سه درس را فراهم کرده‌است: نیروهای مردمی می‌توانند بر علیه یک ارتش عادی جنگ کنند، چریک‌ها می‌توانند شرایط مطلوب خود را ایجاد کنند (نیازی نیست برای رسیدن به شرایط ایده‌آل منتظر بمانند) و در آمریکای لاتین توسعه نیافته، محل اصلی عملیات ارتش چریکی حومه شهرها است.

خوآن پرون

خوآن دومینگو پرون (به اسپانیایی: Juan Domingo Perón) (زاده ۸ اکتبر ۱۸۹۵ – درگذشته ۱ ژوئیه ۱۹۷۴) یک ژنرال و سیاستمدار آرژانتینی بود که پس از خدمت در مشاغل مختلف دولتی، از جمله وزیر کار و معاون رئیس‌جمهور، سه بار به عنوان رئیس‌جمهور آرژانتین انتخاب شد. او طی یک کودتای نظامی در سال ۱۹۵۵ از کار برکنار شد. پرون به سال ۱۹۷۳ به قدرت بازگشت و تا پیش از درگذشتش در ۱۹۷۴ و جانشینی همسر سومش ایزابل پرون به جای او، شش ماه در قدرت بود.

پرون و همسر دومش اوا نزد بسیاری از مردم آرژانتین محبوبیت گسترده‌ای داشتند و تا به امروز هم چنان به عنوان نماد حزب پرونیست شناخته می‌شوند. پیروان پرون‌ها تلاشهای آنان را برای محو فقر و تکریم کارگران می ستایند، در حالی که منتقدان، آنها را عوام فریب و دیکتاتور می‌دانند. پرونها نام خود را به جنبش سیاسی شناخته شده به نام پرونیسمو دادند که در آرژانتین امروز عمدتاً به وسیله حزب عدالتخواه نمایندگی می‌شود. از روی زندگی این دو یک تئاتر موزیکال موفق به نام اویتا و یک فیلم به همین نام ساخته شده است.

دکترین ریگان

دکترین ریگان (انگلیسی: Reagan Doctrine) استراتژی بود که ایالات متحده آمریکا در دورهٔ دولت ریگان طرح‌ریزی و پیاده‌سازی کرد تا نفوذ جهانی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را در تلاش برای خاتمه دادن به جنگ سرد درهم بشکند. این دکترین محور سیاست خارجی آمریکا از اوایل دهه ۱۹۸۰ تا پایان جنگ سرد در ۱۹۹۱ بود.

در چارچوب دکترین ریگان، ایالات متحده در تلاش برای مجبور کردن حکومت‌های کمونیستی مورد حمایت شوروی به عقبگرد از سیاست شان به چریک‌های ضد کمونیست و جنبش‌های مقاومت در آفریقا، آسیا، و آمریکای لاتین کمک‌های علنی و مخفی کرد. این دکترین طراحی شد تا به عنوان بخشی از استراتژی کلی دولت برای پایان جنگ سرد از نفوذ شوروی در این مناطق کاسته شود.

رژی دبره

رژی دبره (انگلیسی: Régis Debray؛ زادهٔ ۲ سپتامبر ۱۹۴۰) فیلسوف، روزنامه‌نگار، مقام سابق دولتی، استاد و نویسنده اهل فرانسه است. او به خاطر نظریه‌پردازی در خصوص مدیولوژی و همرزمی با چریک مارکسیست، چه گوارا در بولیوی و حمایت از رژیم مارکسیست سالوادور آلنده در شیلی شناخته می‌شود.

وی همچنین برنده جوایزی همچون جایزه فمینا شده‌است.

سیمون بولیوار

سیمون خوزه آنتونیو د لا سانتیسیما ترینیداد بولیوار ای پالاسیوس پونته‌ای بلانکو (به اسپانیایی: Simón José Antonio de la Santísima Trinidad Bolívar y Palacios Ponte y Blanco)، فرمانده انقلابی و سیاستمدار ونزوئلایی، یکی از چندین رهبر جنبش استقلال‌طلبانه در آمریکای جنوبی بود.

شبیخون

شبیخون یک نوع تاکتیک جنگی است که در آن سعی می‌شود با تمام سرعت و به صورت ناگهانی بر دشمن حمله شود.

شورشگری

شورشگری (انگلیسی: Insurgency) طغیان علیه قدرت حاکم است (مثلاً شورش علیه قدرت حاکم که توسط سازمان ملل به‌رسمیت شناخته شده‌است) زمانی که افراد در یک شورش شرکت می‌کنند به عنوان متخاصم شناخته نمی‌شوند. شورش می‌تواند جنگ با نیروهای ضد شورش باشد و همچنین ممکن است که با اقدامات حفاظت از جمعیت مورد مخالف قرار گیرد و انواع مختلف اقدامات سیاسی و اقتصادی با هدف تضعیف ادعاهای شورشیان توسط رژیم حاکم باشد. ماهیت شورشگری یک مفهوم مبهم است.

همه شورشگریها شورش نیستند. موارد متعددی از شورش‌های غیر خشونت‌آمیز، با استفاده از ایستادگی مدنی مانند انقلاب مردمی فیلیپین در دهه ۱۹۸۰ که رئیس‌جمهور مارکوس را از قدرت ساقط کرد و انقلاب ۲۰۱۱ مصر. جایی که شورش شکل مسلحانه به خود می‌گیرد، اگر دولت متجاوز در مقابل یک یا چند مقام عالیرتبه دولتی و نیروهای شورشی باشد به آن شورش اطلاق نمی‌شود. به عنوان مثال، در خلال جنگ‌های داخلی آمریکا، ایالات مؤتلفه آمریکا به عنوان یک کشور با رسمیت محدود شناخته نشد بلکه تنها به عنوان یک قدرت متخاصم شناخته شد؛ بنابراین، به کشتی‌های جنگی کنفدراسیون همان حقوقی داده شد که سایر کشتی‌های جنگی ایالات متحده در بنادر خارجی از آن برخوردار بودند.وقتی استفاده از شورش برای توصیف غیرقانونی بودن جنبشی بکار گرفته می‌شود، به دلیل نبود مجوز در تطابق با قانون، استفاده از آن خنثی است. به‌هرحال، هنگامیکه شورش توسط یک دولت یا هر مرجع دیگر تحت تهدید مورد استفاده قرار می‌گیرد «شورش» اغلب دارای یک معنای ضمنی است که هدف شورش یک هدف نامشروع است در حالیکه آن‌هایی که قیام کرده‌اند با مقاماتی مواجه می‌شوند که خودشان نامشروع می‌باشند. در آثار نوشته شده سال‌های دهه شصت، نقدهای گسترده‌ای حول ایده‌ها و اقدامات دربارهٔ شورش شروع به شکل‌گیری نمود؛ آن‌ها هنوز هم در مطالعات اخیر رایج هستند.گاهی اوقات ممکن است یک یا چند شورش همزمان (چند قطبی) در یک کشوری بوقوع بپیوندد. شورش عراق نمونه ای است که یک دولت رسمی در مقابل چندین گروه شورشی قرار گرفته‌است. دیگر شورش‌های تاریخی مانند جنگ داخلی روسیه، نمونه‌های چند قطبی هستند و نه جنبش‌های جدائی طلبی که نمونه‌های ساده ساختگی شورش برای هر دو طرف محسوب شود.

در خلال جنگ داخلی آنگولا، دو طرف اصلی وجود داشتند: جنبش خلق برای آزادی آنگولا-حزب کار (MPLA) و یونیتا (UNITA). در همان زمان، یک جنبش جدائی طلب دیگری برای استقلال استان کابیندا وجود داشت که توسط اف ال ای سی رهبری می‌شد. چند قطبی تعریفی از شورش است که در آن شرایط هیچ قدرت حاکمی وجود نداشته‌است، مانند جنگ داخلی سومالی، به خصوص دوره ای از سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۶، گسترش می‌دهد، جایی که آن را به کشورهای کوچکتر شبه خودمختار تقسیم می‌کند و در حال جنگ با یکدیگر برای تغییر متحدینشان هستند.

عمر مختار

عُمر مُختار (۲۰ آگوست ۱۸۶۲–۱۶ سپتامبر ۱۹۳۱) فرماندهی لیبیایی‌ها در مقابل نیروهای ایتالیایی، پس از شکست در آخرین نبرد و اسارت و سپس محاکمه در دادگاه نظامی ایتالیایی به دار آویخته شد.

در دهکده کوچک زانزور در نزدیکی طبرق در برقه شرقی، لیبی متولد شد. از سال ۱۹۱۲ او به مدت ۲۰ سال مقاومت ملی لیبیایی‌ها علیه استعمار گران ایتالیایی لیبی سازمان‌دهی نمود. سرانجام او توسط نیروهای مسلح ایتالیایی دستگیر و به دار آویخته شد. از وی در لیبی به عنوان «قهرمان ملی» یاد می‌شود. در سال ۱۹۳۱، عمر مختار توسط ارتش ایتالیا دستگیر شد و در شهر سلوق در مقابل هوادارانش به دار آویخته‌شد.

مایکل کولینز (رهبر ایرلندی)

مایکل کولینز (۱۶ اکتبر ۱۸۹۰ تا ۲۲ اوت ۱۹۲۲) رهبر انقلابی، وزیر دارایی، رئیس اداره اطلاعات IRA و عضو گروه ایرلندی در مباحثات و بستن قرارداد انگلیس-ایرلند و رئیس ارتش ملی ایرلند بود. وی در جریان جنگ داخلی ایرلند در ۲۲ اوت ۱۹۲۲ به ضرب گلوله کشته شد. وی از سوی بسیاری از جناح‌های درگیر در ایرلند به عنوان بانی ایرلند جدید شناخته می‌شود. در سال ۱۹۹۶ فیلمی با موضوع زندگی مبارزاتی وی توسط نیل جردن ساخته شد. این فیلم در سال ۱۳۸۶ توسط شبکه ۱ ایران، برنامه سینما ۱، دوبله و پخش شده‌است.

نستور ماخنو

نستور ماخنو (اوکراینی: Не́стор Івáнович Махно́؛ ۲۶ اکتبر۱۸۸۸–۶ ژوئیه ۱۹۳۴) یک انقلابی آنارشیست اوکراینی و از شخصیت‌های تاریخ انقلاب‌های آنارشیستی است.

در پی انقلاب اکتبر در امپراتوری روسیه دهقانان اوکراینی به ویژه در جنوب، با خودداری از پذیرش شرایط عهدنامه برست-لیتوفسک (منعقده در مارس ۱۹۱۸) که طی آن مقامات جوان بلشویک اوکراین را به امپراتوری اتریش-آلمان واگذار کردند، در قالب یک ارتش پارتیزانی گرد هم آمدند و ماخنو را از میان خودشان به فرماندهی ارتش برگزیدند.

نستور ماخنو توانست نظام تقسیم اراضی و قانون اساسی شوراها را به اجرا بگذارد. در این قانون، شوراها از جایگاه مجامع آزاد فدرال برخوردار بودند. به همین دلیل، پس از پیمان صلح ۱۱ نوامبر، ۱۹۱۸ او با نیروهای ملی‌گرای سیمون پتلیورا و سپس با روس‌های سفید به فرماندهی آنتون دنیکین که تحت حمایت نیروهای متفق فرانسوی و بریتانیایی قرار داشت به جنگ پرداخت؛ نیروهای متفق درصدد بودند که به هر قیمتی شده از گسترش جنبش انقلابی به سوی اروپای شرقی جلوگیری کنند.

ارتش پارتیزانی ماخنو ضمن حفظ استقلال خود پیمانی با ارتش سرخ در مقابل این دشمن مشترک به امضا رساند، اما بعدها به این ارتش پارتیزانی خیانت شد و جنبش از هم فروپاشید. از نظر تروتسکی، این ارتش فقط «شورشی با عناوین پوششی بود که تلاش می‌کرد حکومتی بورژوازی را به نفع کولاکها به قدرت برساند.» اما در واقع، مدافعین حکومت تک‌حزبی بلشویکی نمی‌توانستند تحقق عملی شعارهای استقلال و دموکراسی مستقیم را تحمل نمایند. ماخنو که تحت تعقیب قرار گرفته بود مجبور شد در اوت ۱۹۲۱ میدان نبرد را ترک کند و به کشور رومانی پناهنده شود. او سرانجام در سال ۱۹۲۵ به پاریس رسید، مدتی در شرکت رنو مشغول به کار شد و سرانجام در حالی که تقریباً از سوی همه به فراموشی سپرده شده بود در ژوئیه ۱۹۳۴ در اثر بیماری سل در گذشت.

وو گوین جیاپ

وو گوین جیاپ (۲۵ آگوست ۱۹۱۱ – ۴ اکتبر ۲۰۱۳) ژنرال ویتنامی که وزیر دفاع ویتنام بود. وو گوین جیاپ در ۴ اکتبر ۲۰۱۳ در سن ۱۰۲ سالگی درگذشت.

ژنرال جیاپ در نبرد دین‌بین‌فو در برابر فرانسویان و در حمله عید تت علیه آمریکاییان فرمانده نیروهای ویتنامی بود.

نام او را و نْگویـِن نیز می‌نویسند ولی تلفظ نویـِن با «نون» خیشومی به تلفظ اصلی نزدیک‌تر است.

او روزنامه‌نگار، وزیر امور خارجه در دولت ویچت مین، رئیس‌جمهور هو شی مین فرمانده ارتش خلق ویتنام (PAVN) و وزیر دفاع بود. او به عنوان عضو پلیتبرو از حزب کارگران ویتنام خدمت کرده‌است، که در سال ۱۹۷۶ به حزب کمونیست ویتنام تبدیل شد.

چهارتیغ

چهارتیغ ستارهٔ چهار پر فلزی است که هر حالتی روی زمین بیفتد همیشه یک سر یا سیخ آن رو به هوا است و در قدیم برای کند کردن تاخت سواره‌نظام به کار می‌رفت.

وسیلهٔ مشابهی برای پنچر کردن تایر خودرو و غیره استفاده می‌شود.

چهارتیغ جزو سلاح‌های ضد نفر است و در جنگ‌های چریکی نیز کاربرد دارد.

کمین

کَمین نوعی تَک (حمله) غافلگیرکننده با اجرای آتش از مواضع پنهان علیه ستون‌های متحرک یا موقتاً ثابت دشمن است.

روند آن این‌گونه است که کمین‌گران در نهانگاه، آماده نشسته و در فرصتی مناسب به دشمن می‌تازند.

کمین از تاکتیک‌های نظامی است که می‌تواند به لشکرهای کوچک کمک کند تا لشکرهای بزرگ‌تر از خود را از پا درآورند. در کمین نشستن، قدمتی به قدمت جنگ دارد و از آغاز در جنگ‌ها و درگیری‌ها استفاده می‌شده‌است.

قصد از کمین، برهم زدن نظم دشمن کلاسیک، کاهش نیروی دشمن، و تضعیف روحیه آن‌ها است. در برخی موارد سعی می‌شود دشمن به سمت مورد نظر هدایت شود.

نهانگاه کمین را کمینگاه می‌گویند. در جریان اجرای کمین، منطقه‌ای که بیشترین حجم آتش در آن متمرکز می‌شود را «کشتارگاه» می‌گویند.

به زبان‌های دیگر

This page is based on a Wikipedia article written by authors (here).
Text is available under the CC BY-SA 3.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.