تمدن آمودریا

تمدن آمودریا (به انگلیسی: Oxus Civilization) یا مجموعهٔ باستان‌شناسی باختر-مرو (به انگلیسی: Bactria–Margiana Archaeological Complex یا بطور اختصار BMAC) عنوانی است که به تمدن عصر برنز در آسیای میانه می‌دهند، و بیشینهٔ آن به پیرامون ۲۲۰۰ پیش از میلاد تا ۱۷۰۰ پیش از میلاد می‌رسد و در حوزه‌های ترکمنستان، شمال افغانستان و ایران، جنوب ازبکستان و غرب تاجیکستان، و مرکز آن در شمال آمودریا (لاتین: Oxus) واقع بوده‌است. پایگاه‌های (ساحات) باستان‌شناسی متعلق به این تمدن در سال ۱۹۷۶ میلادی توسط باستان‌شناس اهل شوروی پیشین ویکتور ساریانیدی (Viktor Sarianidi) کشف و نامگذاری شد. باختر (بلخ امروزی) (به یونانی: Bactria)، سرزمینی باستانی در شمال افغانستان امروزی بوده، و مرو (به یونانی: Margiana)، استانی (ساتراپی) از شاهنشاهی هخامنشیان بوده، که امروزه در ترکمنستان واقع است.

در حدود ۱٬۳۵۰ پیش از میلاد، مهاجرت قبایل ایرانی به سمت غرب از مجموعهٔ باستان‌شناسی باختر-مرو (تمدن آمودریا) به فلات و مناطق غربی ایران امروزی آغاز گردید.[۱]

Indo-Iranian origins
نگارهٔ ۱: گسترهٔ فرهنگ‌های باستان‌شناسی (آندرونوو، آمودریا (BMAC) و یاز) که با مهاجرت اقوام هندوایرانی در ارتباط هستند.
BMAC
نگارهٔ ۲: گسترهٔ تمدن آمودریا (BMAC)

کاوش‌های باستان‌شناسی

Kaunakes Bactria Louvre AO31917
نگارهٔ ۳: پیکرهٔ زنی مشهور به «شاهدخت باختری» با لباس کاوناکِس (Kaunakes)، بدست‌آمده از مجموعهٔ باستان‌شناسیِ بلخ-مرو (BMAC) یا «تمدن آمودریا»، سرزمین باستانی باختر در شمال افغانستان، هزارهٔ دوم پیش از میلاد، موزیم لوور در پاریس

از دههٔ هفتاد میلادی (سال‌های ۱۹۷۰) به بعد، مجموعه‌ای از یافته‌های باستان‌شناسی در دَشلی‌تپه در افغانستان، سپالی‌تپه و جَرکوتَن در ازبکستان، و تپه‌های توگولوک و گونور در ترکمنستان، شبکه‌ای از زیستگاه‌ها را به پهنای جغرافیایی ۴۰ هکتار نشان می‌داد. از این حفریات شهرهایی محصور در دیوار پدیدار گشتند که حاوی مجموعه بناهایی بودند که با نقشهٔ متقارن بنا شده بودند. از نقشهٔ ساختمانیِ برخی از این بناها پیداست که آن‌ها قصرها و بناهای مذهبی بوده‌اند. در پیرامون این بناها گورهایی قرار دارند که حاوی گنجینه‌هایی از آثار نهفته بودند و تا آنزمان به غارت نرفته بودند: پیکره‌های نفیس از سنگ، مِس، طلا، و نقره، که غنای آن بحدی بود که تا بحال در هیچ جای دیگر در این منطقه بچشم نخورده بودند. معلومات موجود از این دوره برای افغانستان و ترکمنستان مدیون کاوش‌ها و مطالعهٔ ویکتور ساریانیدی است.[۲]

از پایگاه باستان‌شناسی شهداد در شرق ایران آثاری بدست آمده که شباهت‌های زیادی با آثار بدست‌آمده از دلتای مُرغاب و دشت دشلی دارد.[۳] چند پایگاه (نظیر سیبری) و گور (بویژه مِهرگَرْه °۸ و داوده دمپ؟ (Dauda Damp)) در ایالت بلوچستان پاکستان، در غرب درهٔ سند یافت شده‌اند که مشابهت زیادی با یافته‌های کاوش‌شده از افغانستان، ترکمنستان، و ازبکستان دارند.[۴] اشیاء بیشماری شامل اقلام طلایی نیز به‌طور تصادفی در طی عملیات ساختمانی در کویته پاکستان پیدا شده‌اند. این گنجینه تحت عنوان «گنجینه کویته» نام گرفته‌است. اسکلتی نیز در همان گودال یافت شده، که نشان می‌داد آنجا یک گورستان بوده‌است. به همین خاطر این گنجینه از اشیای گورستان تشکیل شده بود که پس از مقایسه کردن با آثار کاوش‌شده از گورهای مهرگره ۸، متعلق به مجموعهٔ فرهنگی (تمدن) یکسانی که قبلاً ذکر شد بودند.[۵]

BMAC, Axe with eagle headed demon and animals, 3rd - early 2nd millennium BCE
نگارهٔ ۴: یک تبر با نقوشی از عقاب و حیوانات، بدست آمده از حوزهٔ تمدن آمودریا، هزاره‌های سوم و دوم پیش از میلاد.

بعدها مشاهده شد که مجموعه‌ای از اشیاء سنگی - «گُرزها»، لوح‌های حجاری‌شده، و ستون‌های کوچک - به همان شیوه در گورهایی واقع در حوزه‌ای که از ترکمنستان تا غرب درهٔ سند، و به ویژه در گورهای مهرگره ۸ و پایپاه گنجینهٔ کویته گسترده بود، قرار داده شده بودند. اشیاء کاوش‌شده از این منطقه نیز مشابهت‌های زیادی را نشان می‌دادند. پیکره‌های سنگی، که اغلب از استاتیت و کلریت، ساخته شده بودند، و دست‌ها و چهره‌هایشان از سنگ مرمر سفید، و پوشاکشان شبیه کاوناکس (Kaunakes؛ دامنهای پشمی) منطقهٔ میان‌رودان (بین‌النهرین) بود (نگارهٔ ۳)، چشمگیرترین آثار در میان اشیاء نمادین از این حوزهٔ فرهنگی بودند. چندین نمونه از این نگاره‌ها در نمایشگاه «Afghanistan, une histoire millénaire/افغانستان، یک تاریخ هزاران ساله» قابل مشاهده بود.[۶] همین نقش در در اشیاء زیادی، شامل جعبه سرپوش‌دار (pyxis) از گونورتپه دیده می‌شود. بیان اینکه چه کسی در این نقوش ترسیم شده، مشکل است، نقوشی که تقریباً همیشه در بافت تدفینی (گورستان‌ها) دیده می‌شوند. حوزهٔ پراکندگی این آثار به‌طور قطع بسیار گسترده‌است، که نمونه‌ای از آن در گنجینهٔ کویته پیدا شده، حال آنکه در هَرَپه، شهری عمده در تمدن دره سند، قطعاتی از پوشش سر معمولاً با این نوع پیکره در لایه‌ای از حفریات متعلق به دورهٔ سوم از همان سند در اواخر هزارهٔ سوم پیش از میلاد مرتبط هستند.[۷]

مُهرهای بدست‌آمده از این منطقه گستره‌ای وسیع از تِم‌ها و نمادها را نشان می‌دهند، که احتمالاً بازتاب‌دهندهٔ انگاره‌های مذهبی بوده، و مشابهت‌های زیادی با اشیاء همتای خود در ساحات باستان‌شناسی در خاور میانه دارند.[۸] در میان آن‌ها مُهرهای استوانه‌ای شکلی با مشابهت‌های با میان‌رودان و عیلام وجود دارند، و تفاوت آن‌ها در کف مهر است. همتای دیگر آن در حدود شرقی این مجموعهٔ فرهنگی در سرحد درهٔ سند، به ویژه در ساحهٔ سیبری مشاهده شده‌است.[۴]

تمام این کشفیات جدید در ۳۰ سال اخیر، موجودیت فرهنگی گسترده و همگِنی (homogeneous) از مناطق مختلف در آسیای میانه و مناطق سرحدی بین ایران‌زمین و هند نشان داده‌اند. با آنکه این موجودیت ویژگی‌های خاص خود را دارد، تا اندازهٔ زیادی نیز از گرایش‌ها زیاد و متنوع دنیای خارج تأثیر پذیرفته‌است. افزون بر این، در کنار این یافته‌ها که از طریق کاوش‌های نظارت‌شده بدست آمده‌اند، اشیاء بیشمار قابل توجهی نیز موجود هستند، که از طریق کاوش‌های مخفی و غیرقانونی حفر شده و به بازارهای بین‌المللی هنر راه پیدا کرده‌اند و به کلکسیون‌های همگانی یا شخصی افزوده شده‌اند.

ظروف طلایی تپه فُلول - یافته‌هایی که مایهٔ شگفتی بسیار شده - را می‌توان در بافت فرهنگی شناخته‌شده‌تری می‌توان درک کرد. این ظروف را می‌توان در فهرست طولانی اشیاء شامل کاسه‌های طلایی و نقره‌ای، برخی با درون‌مایه‌های هندسی همچون دو کاسهٔ بدست‌آمده از تپه فُلول، و برخی شامل منظره‌های داستان‌وار از بلندی‌ها، گروه‌های شکار، و کار بر روی زمین‌ها، جای داد.[۹] نمایشگاه سال ۱۹۸۸ در موزیم گیمه (با عنوان "فرانسوی: Les cités oubliés de l.Indus"؛ "ترجمه: شهرهای فراموش‌شدهٔ سند"، AFAA, cat. 1988) فرصتی برای دیدن اشیاء غنی بدست‌آمده از گورهای گنجینهٔ کویته را فراهم می‌کرد. یکی از اشیاء به نمایش گذاشته‌شده یک جام برای نوشیدن با پایه‌ای از طلا بود. بر روی یک فریز (نواره‌ای مزین به نقوش برجسته) جانوران شکار تزئین داده شده بود، که کنده‌کاری‌های بر روی پوست آن دقیقاً به شیوهٔ یکسان با گاه‌های نر بر ظروف طلایی بدست‌آمده از تپه فُلول صورت گرفته بود.[۱۰]

اگرچه ظروف بدست‌آمده از تپه فُلول، همچون ظروف دیگر از این حوزهٔ فرهنگی گسترده، دارای ویژگی‌های هنر محلی هستند، اما آثاری از گرایش‌ها خارجی را نیز نشان می‌دهند. پژوهشگران این گرایش‌ها را بلافاصله پس از کشف آن دریافتند، به ویژه در نقوش گاه‌های نر ریش‌دار که متمایل به درون‌مایه (تِم) شناخته‌شده در میان‌رودان است. نقش درختی بر روی یک کوه، که بر روی یک جام نوشیدنی از تپه فُلول ترسیم شده، و گُرازهای وحشی را نشان می‌دهد، را می‌توان با تزئینات بر روی مُهرهای بدست‌آمده از میان‌رودان مرتبط دانست. همین تِم بر روی یک ظرف نقره‌ای بدست‌آمده از یگ گور در گونورتپه در ترکمنستان یافت شده‌است. برخی از این حیوانات گوناگون ترسیم‌شده بر روی این ظرف را می‌توان با همتای آن بر روی جام‌های بدست آمده از تپه فُلول مقایسه کرد. در پشت این نقوش مناظر طبیعی از درخت‌های واقع بر روی کوه‌ها ترسیم شده‌اند.[۱۱]

پایگاه‌های باستان‌شناسی

در افغانستان (باختر باستان):

در ترکمنستان (مرو باستان):

  • آلتین‌تپه (Altyn-depe)
  • تپه توگولوک (Togolok-depe)
  • تپه گونور (Gonur-depe)
  • تپه نمازگا (Namazga-depe)

در ازبکستان (باختر باستان):

  • تپه سپالی (Sappalitepa)
  • جَرکوتَن (Djarkutan/دیار ختن؟)

ایران خراسان جنوبی (محوطه گَوَند فردوس) خراسان جنوبی (رَزِه درمیان) خراسان شمالی (چلو)

آسیای میانه در عصر بُرُنز

IE expansion
نگارهٔ ۵: نقشهٔ مهاجرت‌های هندواروپائیان در حدود شش تا سه هزار سال پیش از دیدگاه مُدل کورگان (Kurgan)

در دورهٔ نوسنگی، در حدود ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد، دهقانان و چوپانانی در جلگه‌های حاصلخیز پیرامون هندوکُش زندگی می‌کردند. این مردمان صنعت ابتدائی خانه‌سازی با خشت خام و سفالگری را با خود به همراه آوردند و از فروش لاجورد (Lapis lazuli) که در سواحل و بستر رودخانه‌ها می‌یافتند و تجارت آن به کشورهای اولیه باختری از طریق فلات ایران و میان‌رودان (بین‌النهرین) ثروتمند می‌شدند.[۱۲]

فرهنگ عصر بُرُنز اولیه در آسیای میانه و شمال و شرق افغانستان ظهور کرد. نخستین شواهد واقعی شهری‌سازی در تپهٔ دِه‌مُراسی (پشتو: دِه‌مُراسی غوندَی) و موندیگک (در نزدیکی قندهار امروزی) پدیدار گشت، که پایتخت‌های محلی تمدن دره سند بودند. اقتصاد بر اساس گندم، جو، دامداری و معدن‌کاری استوار بود. سنگ لاجوَرد (لاتین: Lapis lazuli) که در گورهای پادشاهان اور در جنوب عراق، پیرامون ۲۵۰۰–۲۶۰۰ پیش از میلاد، بکار رفته بود از بدخشان در شمال‌شرق افغانستان (بویژه از معدن سرِ سنگ) در همان دوره استخراج شده بود. همچنین شبکهٔ راه زمینی بازرگانی دوربردی با میان‌رودان (بین‌النهرین) و مصر ایجاد شده بود.

مهاجرت آریایی‌ها و تمدن آمودریا

بعد از ۲۴۰۰ پیش از میلاد، رشد جوامع شهرنشین در آسیای میانه به‌شدت کاهش پیدا کرد. در طی یک مدت‌زمان ۳۰۰ ساله، هیچ‌کدام از مراکز عمده‌ای که در نیمهٔ اول هزارهٔ سوم پیش از میلاد به وجود آمده بودند، دیگر دارای باشنده نبودند. دلایل دقیق برای این «فروپاشی مدنی» همچنان یک راز مانده‌است. با اینحال در اواخر هزارهٔ سوم پیش از میلاد، در شمال افغانستان و جنوب ترکمنستان و ازبکستان، مجموعه‌ای از وقایع منجر به ظهور شهرها و زیستگاه‌هایی شد که از آن پس می‌رفت تا تأثیر عمده‌ای برجای بگذارد.

شمار زیادی از مهاجمان و مهاجران کوچ‌نشین، مردمان دامدار بدون شهر که سوار بر اسب یا با گردونه‌ها (وسایط نقلی چرخ‌دار) سفر می‌کردند، و از قبل بنام آریایی‌ها (برگرفته از واژهٔ سانسکریت، به معنای «مردمان نجیب و شریف») شناخته می‌شدند، از منطقهٔ دریای مازندران به‌سوی جنوب مهاجرت کرده و از آمودریا (Oxus) گذشته و طی اوایل هزارهٔ دوم (حدود ۱۷۰۰ پیش از میلاد) وارد افغانستان امروزی شدند.

با رشد و رونق کشتزارها و روستاها این مردمان به‌تدریج شیوه‌های ابتدائی آبیاری را ابداع کردند که به آن‌ها اجازه می‌داد تا به کشت غلات در دشت‌های شمالی افغانستان روی آورند. این مناطق شمالی همان سرزمین باختر است که بعدها در نوشته‌های غربی بنام «باکتریا» (Bactria) یاد می‌شود. در سرزمین باختر مجموعه‌ای از واحههای مصنوعی دلتا مانند توسط سیستم‌های گسترده آبیاری در ۴۰۰۰ سال پیش پدید آمد. باشندگان این آبادی‌ها زیستگاهایشان را در برابر مهاجمان مستحکم می‌کردند. شیوهٔ معماری که امروزه هنوز در شمال افغانستان مورد استفاده‌است. می‌نماید که فرهنگ این مردمان باشنده در واحه‌ها با فرهنگ همسایگان میان‌رودانیشان مشترکاتی داشته، از قبیل: صنعتگری هنرمندانه، وجود طبقهٔ نخبگان و رسوم همگانی پیچیده.

با این وجود، به دلیل فقدان خط و نوشتار در این تمدن، نام بومی تمدن آن‌ها مشخص نیست. محققان امروزه این تمدن گمنام را «مجموعهٔ باستان‌شناسیِ باختر-مرو» (BMAC)، یا «تمدن آمودریا» (Oxus Civilization) می‌نامند. گنجینهٔ تپه فُلول در شمال افغانستان آثار به جای مانده از این تمدن است و نشان می‌دهد که مردم افغانستان در عصر بُرُنز در تجارت جهانی آن زمان سهیم بودند.[۱۲]

BactrianZoroastrian
نگارهٔ ۶: سردیسی گِلی و مرمری رنگ‌آمیزی شده از یک موبد زرتشتیِ باختری با جامهٔ سر متداول در سرزمین باستانی باختر، تخت سنگین در تاجیکستان در نزدیکی سرحد با افغانستان (همان سرزمین باستانی باختر)، سده‌های سوم و دوم پیش از میلاد.

هیچ گونه آثار هم‌عصر با سفر آریایی‌ها یافت نشده‌است. اما نظر به افسانه‌ها، آریایی‌ها هم‌زمان با مهاجرتشان سروده‌هایی سروده‌اند که دهان به دهان از یک نسل از موبدان (روحانیون) به نسلی دیگر منتقل می‌شده تا اینکه در حدود ۱۲۰۰ پیش از میلاد، زمانی که این سروده‌ها در مجموعه‌ای چند جلدی جمع‌آوری شد که بنام ریگ‌وِدا (۱۱۰۰–۱۷۰۰ ق. م) مشهور است. این نوشته‌ها، راجع به قومی هستند، که قرن‌ها پیش از آن، از هندوکش برخاسته و در ۱۵۰۰ پیش از میلاد از رود کوبها، یا رود کابل، گذشتند و بدین‌ترتیب تقریباً می‌توان سفر این کوچ‌نشینان را که وسعت آسیای میانه را پشت سر می‌گذاشتند، تجسم کرد.

اقوام آریایی از آسیای میانه ('مهاجرت آریایی‌ها') به شمال و غرب افغانستان رسیدند؛ برخی از آن‌ها در این مناطق مستقر شدند و بقیه بطرف شرق بسوی شمال هند و غرب بسوی فلات ایران رهسپار شدند. شواهد نخستین زیستگاه کوچ‌نشینان عصر آهن در آق‌کُپرُک ۴ (Aq Kupruk IV) یافت شده‌است. مردمان آریایی به شکل قبیله‌های کوچک در مناطق شرقی فلات ایران (شامل افغانستان امروزی)، در مغرب فلات پامیر و در شمال کوه‌های هندوکش می‌زیستند. اینان زبان و آداب و رسوم مشترکی داشتند. در دوران باستان، اقوام هندی و ایرانی (آنان که به زبان‌های هندوایرانی سخن می‌گفتند) خود را «آریایی» می‌نامیدند. نمونهٔ این اشاره‌ها را می‌توان در اوستا، سنگ‌نبشته‌های هخامنشی و متن‌های کهن هندو (مانند ریگ‌ودا) دید. مهاجرت آریایی‌ها به فلات ایران یک مهاجرت تدریجی بوده و در دوره‌های مختلفی صورت گرفته‌است که در پایان دوران نوسنگی (۷۰۰۰ سال پ. م) آغاز شد و تا ۴۰۰۰ پ.م. ادامه داشته‌است.[۱۳]

تمدن آمودریا در فاصله زمانی ۲۲۰۰ پیش از میلاد تا ۱۸۰۰ پیش از میلاد به سرزمین‌های شرقی گسترش می‌یابد و به کرانه‌های غربی رود سند رسیده و تمدن دره سند آنجا را منقرض می‌کند. گمان می‌رود، با افزایش تعداد اعضا، این مردمان ناچار به مهاجرت شدند و به نواحی شرق و غرب و جنوب سرزمین اصلی خود کوچ کردند. دلیل اصلی مهاجرت آن‌ها مشخص نیست، اما به نظر می‌رسد دشوار شدن شرایط آب و هوایی و کمبود چراگاه‌ها، از دلایل آن باشد.

پیرامون ۱۱۰۰–۱۷۰۰ پیش از میلاد: ریگ‌وِدا یکی از کهن‌ترین متون شناخته‌شده به یک زبان هندواروپایی، در دوره ودایی که ایرانیان و هندیان با هم می‌زیستند، در سَپته سِندو (Sapta Sindhu) ('سرزمین هفت رود')، که احتمالاً پنجاب یا درهٔ کابل باشد، نگاشته شد.

پیرامون ۱۳۵۰ پیش از میلاد: مهاجرت دسته‌هایی از اقوام ایرانی از مجموعهٔ باستان‌شناسیِ باختر-مرو (BMAC) به‌سوی فلات ایران و غرب ایران.[۱۴]

پیرامون ۱۱۰۰–۵۵۰ پیش از میلاد: زرتشت یک آیین جدید - مَزدَیَسنا - را در بلخ (Bactra) معرفی می‌کند که در سرتاسر فلات ایران منتشر می‌شود. از دیدگاه افسانوی (که در شاهنامه فردوسی در حدود سال ۱۰۰۰ میلادی آمده)، زرتشت در بلخ بدست یک تورانی به قتل می‌رسد. تورانیان یکی از چندین اقوام کوچ‌نشینی هستند که بین سال‌های ۱۱۰۰ و ۵۵۰ پیش از میلاد به شمال افغانستان یورش آوردند، یا در آنجا ماندند یا از آنجا گذر کردند. (تاریخ دقیق زندگی زرتشت در بین محققان مورد بحث است و از حدود ۱۲۰۰ تا حدود ۶۰۰ پیش از میلاد تخمین زده می‌شود)

تمدن آمودریا و ارتباط آن با تمدن درهٔ سند

CiviltàValleIndoMappa
نگارهٔ ۷: گسترهٔ تمدن درهٔ سند
(فرهنگ دراویدی)

همان‌طور که در بالا اشاره شد، مجموعهٔ تمدن آمودریا در طی فاصلهٔ زمانی ۲۲۰۰ تا ۱۸۰۰ پیش از میلاد به سوی شرق تا کرانهٔ غربی درهٔ سِند (Indus Valley) گسترده شد. (Jarrige and Hassan 1989) همچنین امروزه معلوم شده‌است که آثار باستانی همچون مُهرهای استوانه‌ای‌شکل، انواع اسلحه‌جات، و اشیاء فلزی، که اغلب «غیر محلی» خوانده می‌شوند، و در شهرهای تمدن دره سند کشف شده‌اند، می‌توانند با این تمدن آمودریا که قبلاً ناشناخته بوده در ارتباط باشند. پرسش‌هایی در رابطه با تماس‌های بین تمدن درهٔ سند و تمد آمودریا ایجاد می‌شود. کاوش‌های باستان‌شناسی در نوشهرو، که در نزدیکی مِهرگَرْهْ و در کناره‌های درهٔ سند واقع است، بر این معما روشنی می‌افکند. پس از دورهٔ نخست از تمدن درهٔ سند، که پیشینهٔ آن به نیمهٔ اول هزارهٔ سوم پیش از میلاد می‌رسد، نوشهرو طی فاصله‌های زمانی دوم، سوم و چهارم رشد کرده و مدنیتی در آن شکل گرفت، که بخشی از تمدن سند بوده‌است. هرچقدر، عناصری جدید در مرحلهٔ آغازین دورهٔ چهارم، که پیشینهٔ آن به حدود ۲۲۰۰ پیش از میلاد می‌رسد، نیز با تمدن آمودریا در ارتباط است. این یافته‌ها از لایه‌های زمین بدست آمده‌اند که آثار مربوط به تمدن درهٔ سند را آشکار می‌سازند. قابل توجه است که دورهٔ چهارم نوشهرو معاصر است با دورهٔ اصلی سوم از تمدن سند، با پیشینه‌ای حدود ۲۲۰۰ تا ۱۸۰۰ پیش از میلاد، دوره‌ای که اوج رشد مدنی و اقتصادی شهرهای سند همچون موهن‌جو دارو و هَرَپه بوده‌است.

پیدایش آثار باستانی در نوشهرو و مهرگره و دیگر ساحات و مشابهت آن با آثار تمدن آمودریا قبلاً یاد شد، اما این آثار را می‌توان با ویژگی‌های تمدن سند نیز در ارتباط دانست.[۱۵] به این دلیل، می‌توان گفت که به‌طور واضح این دو گروه با سابقهٔ فرهنگی متفاوت، در سرحد غربی درهٔ سند، بین ۲۲۰۰ تا ۱۹۰۰ پیش از میلاد با یکدیگر در صلح زندگی می‌کردند. به فاصله دوری از درهٔ سند، در گونورتپه در ترکمنستان، ساریانیدی یک مُهر استوانه‌ای‌شکل از نوع میان‌رودانی و به سبک اور ۳ را کشف کرد که متعلق به اواخر هزارهٔ سوم پیش از میلاد است. ساریانیدی در همین ساحهٔ باستانی یک مُهر با نگاره‌ای از یک فیل در قسمت پایین کتیبهٔ تمدن سند را کشف کرد.[۱۱]

چنین افزایشی در داده‌های باستان‌شناسی موجود، به دانشمندان کمک می‌کند تا روش‌های مختلف تماس بین گروه‌های مرتبط با تمدن آمودریا - که نخست با کشف ظروف طلایی در تپه فُلول در افغانستان آشکار شد - و باشندگان شهرهای تمدن سند را مطالعه نمایند. باستان‌شناسانی که کاوش‌های عمده را در نیمهٔ اول سدهٔ بیستم میلادی در آنچه که امروز پاکستان نامیده می‌شود مدیریت می‌کردند، گستردگی مدنیت (شهرنشینی) در تمدن سند، توانایی‌های اداری آنان، و به‌طور آشکار رونق اقتصادی آنان را دریافتند. بزودی در بین بسیاری از کارشناسان این باور شکل گرفت که این تمدن بین ۲۵۰۰ و ۱۸۰۰ پیش از میلاد گرایش‌ها سنت‌گرای محکمی داشته که هیچگونه تحول و گرایش‌ها خارجی را نمی‌پذیرفته‌است. اما برخی از تحقیقات اخیر، به ویژه در نوشهرو و همچنین مطالعات مجدد یک تیم آمریکایی در حفریات هرپه به‌طور واضح این حقیقت را آشکار ساخت که تمدن سند، مسلماً، در طول زمان تحول پذیرفته‌است. این حفریات ارزنده در کل محدود به لایه‌های بالایی در معرض دید می‌شدند. امروزه دانشمندان شناخت بهتری از استراتژی ساحه‌های تمدن سند دارند، آن‌ها می‌دانند که شهرهایی چون موهن‌جو دارو و هرپه که در طی کاوش‌های بزرگ در نیمهٔ اول سدهٔ بیستم کشف شده‌اند، تنها در عصر اصلی سوم از تمدن سند، بین حدود ۲۲۰۰ و ۱۹۰۰ پیش از میلاد به یک کلان‌شهر (metropolis) رشد کرده‌بودند. این یافته‌های اخیر، که نشان می‌دهند که دوره‌های متوالی تمدن سند با تغییرات مهمی توأم بودند، راهی را برای پژوهش بر روی عوامل درونی و بیرونی، از قبیل تمدن آمودریا، که نقش اساسی در تحول تمدن سند داشته، باز می‌کند.[۱۶]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  2. Sarianidi 1998, 2002.
  3. «گزارش هشت فصل بررسی و کاوش در شهداد(کویر لوت) ۱۳۴۷ -۱۳۵۶ شمسی، مؤلف: شادروان علی حاکمی، ناشر: پژوهشگاه سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری، پژوهشکده باستانشناسی، ۱۹۹۷». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ اوت ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۲۴ آوریل ۲۰۱۱.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ C. Jarrige et al. 1995
  5. Jarrige and Hassan 1989
  6. cat. RMN 2002, figs, 11-8
  7. Meadow, lecture to the Académie des Inscriptions et Belles-Letters 2005
  8. Francfort 2005
  9. Francfort 2003, Francfort 2005a
  10. Jarrige 1988, 115; Jarrige and Hassan 1989, figs. 6 & 7
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ Francfort 2005b
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ Hiebert, F. , Cambon, P. , ۲۰۰۸, AFGHANISTAN Hidden Treasures from the National Museum, Kabul, page 58, Washington, National Geographic, ISBN 978-1-4262-0295-7
  13. [دانشنامهٔ ایرانیکا، سرواژهٔ "ARYANS"، نوشتهٔ رودیگر اشمیت (R. Schmitt)]
  14. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1, Encyclopaedia Iranica
  15. Jarrige and Quivron 1999
  16. Hiebert, F. , Cambon, P. , AFGHANISTAN Hidden Treasures from the National Museum, Kabul, pp. 73-75

منابع

  • «تمدن آمودریا». دانشنامه آریانا. دریافت‌شده در ۲۶ آوریل ۲۰۱۱.
  • Hiebert, F. T. (1994), Origins of the Bronze Age Oasis Civilization of Central Asia, انتشارات دانشگاه هاروارد, ISBN 0-87365-545-1
  • Sarianidi, V. I. (1995), Bactria: An ancient oasis civilization from the sands of Afghanistan, ونیز: Erizzo, ISBN 88-7077-025-7
  • A. H. Dani, V. M. Masson (1992), History of Civilizations of Central Asia, Volume I: The dawn of civilization: earliest times to 700 B.B. , UNESCO Publishing), p. 356-283, ISBN 92-3-102719-0
  • فردریک هیبرت (.Hiebert, F)، پییِر کَمبون (.Cambon, P) (2008), گنجینهٔ پنهان افغانستان از موزیم ملی، کابل (AFGHANISTAN Hidden Treasures from the National Museum, Kabul), واشینگتن: غرافیای ملی (National Geographic), ISBN 978-1-4262-0295-7
  • وارویک بال (Warwick Ball) (1982), فهرست پایگاه‌های باستان‌شناسیِ افغانستان (عنوان فرانسوی: Catalogue des sites archeologiques d'Afghanistan/عنوان انگلیسی: Archaeological gazetteer of Afghanistan), پاریس: انتشارات پژوهش در تمدن‌ها (Editions Recherche sur les civilisations), ISBN 2-86538-040-8
آشوریان ایران

جمعیت آشوریان ایران در میانهٔ قرن نوزدهم میلادی به ۱۳۸،۰۰۰ نفر می‌رسید که عمدتاً در آذربایجان غربی ساکن بودند و به دو گروه عمدهٔ مذهبی نستوری و کاتولیک تقسیم می‌شدند. جمعیت آشوریان ایران در میانهٔ قرن بیستم میلادی به ۲۰،۰۰۰ نفر کاهش پیدا کرد. در سال ۱۳۸۷ نیز جمعیت آشوریان ایران حدود ۲۰،۰۰۰ نفر برآورد شد. پس از انقلاب مشروطه، با تشکیل مجلس شورای ملی، در قانون اساسی مشروطه برای اقلیت‌های دینی هم نمایندگانی در نظر گرفته شد. از جمله، یک نماینده برای مسیحیان آشوری و کلدانی. این موضوع پس از انقلاب ۱۳۵۷ هم در قانون اساسی باقی ماند. مقر اتحادیه جهانی آشوری‌ها نیز به همراه رئیس این مرکز یوناتن بت کلیا در تهران مستقر هست.

ایرانی‌زدایی

ایرانی زدایی در مراحل مختلف تاریخ اتفاق افتاده‌است اما بطور خاص عنوان سیاست انگلستان در دهه ۱۹۶۰ و ۷۰ میلادی علیه ایران برای جداسازی بحرین و تغییر بافت جمعیتی آن در قالب سیاست‌های ضد-ایرانی این کشور اطلاق می‌گردد. قسمتی از این بسته سیاستی شامل مهاجرت دادن اعراب سنی و نژادهای دیگر از مستعمرات انگلیس به بحرین بود.این سیاست در پی تلاش‌های امپراطوری بریتانیا برای خروج از کشورهای اسلامی در پی تضعیف این حکومت پس از جنگ‌های جهانی و بحران اقتصادی در نظر گرفته شده بود.

تپه فلول

تپه فُلول یا خوش‌تپه تپهٔ بلندی است، به مساحت ابعاد ۱۴ در ۱۸ متر و ارتفاع ۲۰ متر. این پایگاه باستان‌شناسی در جنوب‌شرقی روستای فُلول، در ولایت بغلان در افغانستان واقع است. گنجینهٔ تپه فُلول که شامل کاسه‌های طلایی و نقره‌ای است، در سال ۱۹۶۶ میلادی توسط کشاورزان افغان بطور تصادفی کشف شد. این ظروف با نقش‌هایی از گاو نر، مار و کَرکَس مزین شده‌اند که نشان‌دهندهٔ ارتباط آن منطقه با میان‌رودان و بلوچستان در عصر برنز (۱۷۰۰-۲۶۰۰ ق.م.) است. در جریان کاوش‌های بعدی از سوی موزیم ملی در سال ۱۹۶۶ میلادی، گوری متعلق به دوران پیشاتاریخ کشف شد، اما اثری از سفالینه در این گور مشاهده نشد.این تپه اصلا در سای هزاره موقعیت دارد وهیچ ربطی به فلول نداردږ

جرم در ایران

جرایم در ایران به اشکال گوناگونی وجود دارند و بزه‌های زیر را در بر می‌گیرند: قتل، آدم‌ربایی، دزدی، کلاهبرداری، پولشویی، قاچاق مواد مخدر، فروش مواد مخدر، قاچاق مشروبات الکلی، قاچاق نفت و بسیاری جرایم عادی دیگر که مجرمین مرتکب می‌شوند.

دشلی

این مقاله شامل پایگاه‌های باستان‌شناسیِ آق‌چپر، اَرَنجی و فرُخ‌قلعه نیز می‌شود.

دَشلی مجموعه‌ای گسترده از زیستگاه‌ها و پایگاه‌های مربوطه متعلق به عصر برنز (۱۷۰۰-۲۳۰۰ پیش از میلاد) است که کیلومترها در سطح واحهٔ دشلی، واقع در ولایت جوزجان در شمال افغانستان پراکنده شده‌اند. دشلی که یکی از مهمترین پایگاه‌های باستان‌شناسی از عصر برنز در آسیای میانه است، بین سال‌های ۱۹۶۹ و ۱۹۷۳ میلادی کانون پژوهش‌های باستان‌شناسی هیأت افغان-شوروی بوده و در نتیجهٔ آن چندین تپه کشف شد.

دشلی ۱ تپه‌ای است متعلق به عصر برنز جدید، که بیشینهٔ آن به حدود نیمهٔ دوم هزاره سوم (پیش از میلاد) برمی‌گردد و شامل دژ بزرگ گِلی-خشتی (آجری) است به ابعاد ۱۰۰ در ۹۰ متر و ارتفاع دیوار آن ۲ متر، و ساحهٔ مسکونی در آن به پهنای ۱۵۰ در ۱۲۰ متر است. یافته‌های باستان‌شناسی شامل اسلحهٔ برنزی و جواهرات، و سفالینه‌هایی که مشابه سفال خاکستری (فولادی‌رنگ) بدست‌آمده از ترکمنستان و شمال‌شرقی ایران است. در این پایگاه، دو گور رسومی بز، و درون دژ چند گور انسان نیز موجود بود.

دشلی ۳، پایگاه اصلی است در ۳ کیلومتری شمال‌شرق دشلی ۱، که شامل یک تپه با استحکامات عظیم دفاعی متعلق به عصر برنز و عصر آهن و زیستگاه پایین‌تر مربوط به آن می‌شود. در زیستگاه پایین‌تر، بنای بزرگ و گِردی (مُدَور) کاوش شد، که احتمالا معبدی بوده با بخش‌های مسکونی و انبارهای مربوطه. در پهلوی آن بنای عظیم دیگری قرار دارد، که احتمال می‌رود یک قصر بوده، و روکار آن با ستون‌نماهایی تزئین داده شده، که نشانی است از رسوم پابرجا در آسیای میانه. در لبهٔ پایگاه، چند گور کاوش شد، که شامل خشت‌های (آجُر) ساده بود که این گورها و اشیاء درون آن را پوشیده بودند. یافته‌های باستان‌شناسی از این پایگاه شامل سفالینه کامل و ظروف سنگی و برخی جواهرات ابتدایی می‌شود. سفالینه‌ها از نوع خاکستری و مشابه همتای خود در ترکمستان و شمال‌شرق ایران هستند.

در کنارهٔ شرقی واحهٔ دشلی، در ۱۰ کیلومتری شرق دشلی ۱ و ۵-۳ کیلومتری شمال دلبرجین، هشت تپهٔ کم‌ارتفاع قرار دارند که از شمال‌غرب تا جنوب‌شرق به پهنای ۳ کیلومتر گسترده‌اند، و پایگاه‌های دشلیِ ۱۷، ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۲، ۲۳، ۲۴ و ۲۵ را در برمی‌گیرند. اندازهٔ میانگین این پایگاه‌ها دارای مساحتی است به ابعاد ۲۰۰ تا ۱۵۰ متر. سطح این پایگاه‌ها را پاره‌سفال‌ها، سنگ‌های چخماق و ابزار برنزی پوشانده، که عمدتا متعلق به عصر برنز جدید هستند.

در سوی جنوب، به پهنای ۲ کیلومتر، شش پایگاه دیگر متعلق به همین دوران هستند، دشلیِ ۲، ۴، ۵، ۱۰، ۱۱ و ۱۲، اندازهٔ هرکدام ۲۰۰ تا ۱۵۰ متر بوده و سطح آن‌ها را پاره‌سفال‌ها، سنگ‌های چخماق و ابزار برنزیِ پراکنده‌شده پوشانده بود.

در کنارهٔ جنوبی واحهٔ دشلی، در ۶ کیلومتری جنوب دشلی ۱، گروهی از پنج تپهٔ کم‌ارتفاع قرار دارند، و پایگاه‌های دشلیِ ۳۳-۳۰ را در برمی‌گیرند. اندازهٔ میانگین این پایگاه‌ها دارای مساحتی است به ابعاد ۲۰۰ تا ۱۵۰ متر. سطح این پایگاه‌ها را پاره‌سفال‌ها، سنگ‌های چخماق و ابزار برنزیِ پراکنده‌شده‌ای پوشانده بود که متعلق به عصر برنز جدید و دورهٔ هخامنشیان بودند. در ده کیلومتری جنوب‌شرق دشلی ۱ و ۲ و ۲ کیلومتری شمال روستای اَرَنجی، چهار پایگاه کوچک واقع هستند که ۲٫۵ کیلومتر از شرق به غرب، و ۱ کیلومتر از شمال به جنوب گسترده‌اند، و پایگاه‌های دشلیِ ۲۸، ۲۹، ۳۴ و ۳۵ را در برمی‌گیرند. اندازهٔ میانگین این پایگاه‌ها دارای مساحتی است به ابعاد ۲۰۰ تا ۱۵۰ متر و سطح آن‌ها را پاره‌سفال‌ها، سنگ‌های چخماق و ابزار برنزی متعلق به عصر برنز جدید پوشانده بود. همچنین در واحه‌های جنوبی، در ۹-۶ کیلومتری جنوب دشلی ۱ و ۵ کیلومتری شرق روستای فَرُخ‌قلعه، سطح زمین را به پهنای ۳ کیلومتر در امتداد کناره‌های زمین‌های کشاورزی، مجموعه وسیعی از پاره‌سفال‌های هخامنشی پوشانیده بود. این پاره‌سفال‌ها بر روی زمین صاف پراکنده شده بودند؛ و در آن ناحیه تپه‌ای وجود نداشت.

همچنین در واحهٔ دشلی دو پایگاه دیگر هستند، که توسط هیأت شوروی آق‌چَپَر ۱ و ۲ نام‌گداری شده‌اند. آق‌چپر ۱ بنایی است بزرگ، گِرد و چندوجهی، به قُطر ۱۳۰ متر، متعلق به دورهٔ کوشانیان. این بنا با حلقه‌ای از دیوارهای بیرونی احاطه شده، و درون آن راهرویی قرار دارد، و در باروها سوراخ‌هایی (جهت تیراندازی) تعبیه شده و با برونگاه‌هایی (بیرون‌زدگی؛ جهت دفاع) به مساحت ۴ مترمربع مستحکم شده‌بودند. آق‌چپر ۲، در ۱٫۵ کیلومتری شمال‌غرب، بنای بزرگ، گِرد و چندوجهی دیگری است شبیه آق‌چپر ۱. قُطر آن ۱۷۰ متر است، با دیوار یک متری ضخیم و برج‌های (بارو) ۲۷-۲۵ متری، هر کدام ۴ مترمربع مستحکم شده‌است. اما سفالینه‌های بدست‌آمده از این پایگاه متعلق به عصر آهن (هزارهٔ اول پیش از میلاد) هستند.

دوره سفالی میومان

دوره سفالی میومان وابسته به دوره‌های ابتدایی تشکیل تاریخ کره است. به سال ۱۵۰۰ قبل از میلاد مسیح تا ۳۰۰ قبل از میلاد بازمی‌گردد (بعد از دوره سفالی جولمون).

دولت سکایی هند

دولت سکایی هند یک دولت ایرانی بود که برای مدتی بر شمال هند فرمان راند. پادشاهی سکاها در هند - که احتمالاً به شکل کنفدراسیونی از چند پادشاهی کوچک‌تر بوده - به اشکال مختلف خود از سال صد و پنجاه پیش از میلاد تا آغاز قرن پنجم میلادی ادامه داشت.

رسانه در ایران

رسانه‌ها در ایران، چه در مالکیت خصوصی باشند و چه عمومی، زیر نظر دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می‌کنند.

مطبوعات ایران می‌توانند خصوصی یا دولتی باشند اما در هر دو حالت باید مجوز انتشار را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بگیرند.

زرتشتیان ایران

زرتشتیان ایران یک اقلیت مذهبی در کشور ایران هستند که به دین زرتشتی باور دارند. بیشتر زرتشتیان ایران ساکن استان‌های یزد و کرمان هستند. همچنین در قرن بیستم بر اثر مهاجرت‌های گسترده، این اقلیت در شهرهای تهران، شیراز، اصفهان و اهواز نیز حاضر هستند. بیشتر زرتشتیان به گویش بهدینی که از زبان‌های ایران مرکزی به شمار می‌رود صحبت می‌کنند.پس از انقلاب مشروطه، با تشکیل مجلس شورای ملی، در قانون اساسی مشروطه برای اقلیت‌های دینی هم نمایندگانی در نظر گرفته شد. از جمله، یک نماینده برای زرتشتیان. این موضوع پس از انقلاب ۱۳۵۷ هم در قانون اساسی باقی ماند و در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز یک نماینده در مجلس شورای اسلامی دارند.

بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن، جمعیت زرتشتیان در ایران در سال ۱۳۹۵، ۲۳۱۰۹ نفر بوده است.

عصر برنز

عصر برنز یا عصر مفرغ دوره‌ای در تاریخ پیشرفت بشری است که در روند آن انسان‌ها بیشتر به فلزکاری دست زدند و از شیوه‌هایی برای گداختن مس و قلع و فرایند آلیاژسازی آن و قالب‌ریزی برنز بهره بردند. عصر برنز بخشی از سامانه سه‌دوره‌ای در زمان پیش از تاریخ جامعه انسانی‌است. دو دوره پیش و پس این دوره در سامانه یادشده عصر سنگ و عصر آهن می‌باشند. در سامانه یاد شده عصر برنز پس از دوره نوسنگی آغاز می‌گردد؛ ولی در بیشتر بخش‌های آفریقا که زیر صحرا جای گرفته‌اند پس از دوره نوسنگی یکراست عصر آهن آغاز می‌گردد.

فرهنگ سیکلادی

تمدن سیکلادی (که همچنین به عنوان فرهنگ سیکلادی یا دوره سیکلادی شناخته می‌شود ) یک دوره و فرهنگ در جزایر سیکلدیز و سرزمین یونان در اوایل عصر برنز است که حدود ۳۲۰۰ تا ۲۰۰۰ قبل از میلاد به طول می‌انجامد.فرهنگ و تمددن سیکلادی همراه با دو تمدن مینوسی و فرهنگ هلاسی در یونان از سه فرهنگ اصلی اژه محسوب می‌شوند که دائم بر روی هم تأثیر می‌گذاشتند.

فهرست روزنامه‌های ایران

این فهرست روزنامه‌ها در ایران می‌باشد اولین روزنامه در ایران سال ۱۸۳۵ میلادی منتشر شد. در ۱۹۰۷ (دوران انقلاب مشروطه ایران)، ۹۰ روزنامه در ایران چاپ می‌شد.

نوبه (منطقه)

نوبه نام منطقه‌ای است در آفریقا در امتداد رود نیل است که از جنوب، به شمال سودان و از سمت شمال به جنوب مصر محدود می‌شود. هم‌اکنون نیمی از سرزمین نوبه جزو کشور مصر و نیم دیگر جزو سودان است.

منطقه نوبه از جنوب اسوان تا دنقله در سودان ادامه دارد. قسمتی را که در مصر، میان اسوان و وادی حلفا واقع است نوبهٔ سفلی و قسمت دیگر را که در سودان واقع است نوبهٔ علیا می‌نامند. مرکز نوبه در قدیم دنقله بود.

هندوایرانیان

هندوایرانیان یا هندوایرانی‌ها -که گاه با آریایی‌ها یکی گرفته می‌شود- نام یک گروه قومی بوده که هندوآریایی‌ها، ایرانی‌ها (شامل شاخهٔ شرقی یعنی سکاها، خوارزمیان، سغدیان، تخاریان و … و شاخهٔ غربی شامل مادها، پارس‌ها و پارت‌ها)، داردها و نورستانی‌ها از آن‌ها منشعب شده‌اند. اینان گویشور زبان‌های هندوایرانی بودند که شاخه‌ای بزرگ از زبان‌های هندواروپایی است. نیاکان هندوایرانی‌ها، نیاهندواروپاییان بودند. جمعیت هندوایرانی‌ها بیش از یک و نیم میلیارد نفر است. خبرگزاری آناتولی ترکیه در اینفوگرافیکی که در ۲۹ ام ماه آوریل سال ۲۰۱۷ میلادی (اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۶ خورشیدی) به مناسبت سفر طیب اردوغان به هند تهیه کرده بود، جمعیت هند را شامل ۷۲ درصد هندوآریایی و ۲۵ درصد دراویدی برشمرده بود که بیش از ۹۵۰ میلیون نفر از مردم هند در سال ۲۰۱۷ هندوآریایی هستند.

ورزش در ایران

در کشور ایران تعداد زیادی از ورزش‌ها هم به‌صورت مدرن و هم به‌صورت سنتی فعال بوده و ورزش‌کاران خاص خود را دارد. به عنوان مثال شهر تهران نخستین شهری بود که در خاورمیانه، بازی‌های آسیایی در آن انجام گردید. این بازی‌ها در سال ۱۹۷۴ در تهران برگزار شد. کشتی آزاد از رشته‌های ورزشی است که از گذشته در ایران طرفداران زیادی داشته است. یکی دیگر از ورزش‌های محبوب در ایران فوتبال می‌باشد. بودجه ورزش در سال ۲۰۱۰ در ایران ۸۰ میلیون دلار است یعنی سرانه بودجه ورزش در ایران در سال ۲۰۱۰ برای هر نفر یک دلار می‌باشد. بدن‌سازی از دیگر ورزش‌هایی است که در ایران به خصوص قشر جوان هواداران زیادی دارد.

ویکتور ساریانیدی

ویکتور ساریانیدی (به انگلیسی: Viktor Ivanovich Sarianidi) (به روسی: Виктор Иванович Сарианиди) (به یونانی: Βίκτωρ Σαρηγιαννίδης) (زادۀ ۲۳ سپتامبر ۱۹۲۹ در تاشکند - درگذشته ۲۳ دسامبر ۲۰۱۳ در مسکو) باستان‌شناس سرشناس شوروی سابق، یونانی‌تبار است.

وی در سال ۱۹۷۶ بقایای فرهنگ عصر برنز در صحرای قره‌قوم را کشف کرد. این فرهنگ مجموعۀ باستان‌شناسی باختر-مرو (به انگلیسی: Bactria-Margiana Archaeological Complex) یا تمدن آمودریا نام گرفت.

در سال ۱۹۷۸ شش گور در طلاتپه، شمال افغانستان، با قدمت تاریخی سدۀ اول پیش از میلاد، را کشف کرد که ثروت سرشاری از جواهرات گرانبها را در خود جای داده بودند. این زیورآلات به طلای باختری معروف هستند.

وی در سال ۱۹۹۶، به یونان مهاجرت کرد.

پادشاهی سورن

پادشاهی سورن (که آنان را به نام پارتیان هند نیز می‌شناسند) یک پادشاهی باستانی ایرانی بود که در اوج شکوه خود بر شرقی‌ترین بخش‌های جهان ایرانی مانند افغانستان و سیستان و همینطور بخش‌هایی از شمال هند فرمان راند.

این پادشاهی در سال ۱۹ پس از میلاد توسط شهربان سیستان، گندفر، یکی از شاهزادگان دودمان سورن، با اعلام استقلال از شاهنشاهی اشکانی بنیان گذاشته شد. گندفر پس از اعلام استقلال به سرزمین‌های دولت‌ سکایی هند و دولت یونانی هند حمله برد و پادشاهی خود را به یک شاهنشاهی تبدیل کرد. با این حال با مرگ گندفر و مهم‌تر از آن، حملات کوشان‌ها به قلمروی سورن‌ها، این دولت بار دیگر به شکل یک پادشاهی درآمد. شاهزادگان سورن تا سال ۲۴۰ میلادی استقلال خود را در سیستان حفظ کردند، با این حال با ظهور ساسانیان، تحت فرمان آنان در آمدند. ممکن است سقوط پادشاهی سورن به شکل نبرد رستم و اسفندیار در داستان‌های حماسی جهان ایرانی بازتاب پیدا کرده باشد.

کرتیان

آل کرت (۶۴۳–۷۸۳ق). عنوان سلسله‌ای از امرا که از حدود ۶۴۳ تا ۷۸۳ق در خراسان استقلال داشته‌اند.

کمبوجه

کَمبوجه (Kamboja) نامی قومی باستانی و ایرانی‌تبار (گمان می‌رود از نژاد سکاها باشند) یا هندوایرانی که در شمال خاوری فلات ایران (پاکستان امروزی) می‌زیستند. این نام در نوشته‌های سنسکریت و پالی ثبت شده است. کمبوجه‌ها به داشتن نژادهای عالی اسب و مهارت در سوارکاری مشهور بودند. در سده‌های دوم و یکم پیش از میلاد دسته‌هایی متحد از کمبوجه‌ها، سکاها و پَهلَوها از راه شمال افغانستان کنونی به شبه‌قاره هند وارد شده و در آنجا پراکنده شدند و (آنچه در مهاباراتا آمده است) بعدها شاهنشاهی کمبوجه را در هند بنیان گذاردند.

تیم ملی فوتبال کامبوج در تاریخ 18 مهر 1398 و در گروه C بازی های مقدماتی جام جهانی 2022 قطر از منطقه آسیا با نتیجه 14 بر صفر به تیم فوتبال ایران یاخت.

گاه‌شمارهای تاریخ ایران
۱۰۰٬۰۰۰ سال پ.م. تا ۶۵۱ میلادی
از ۶۵۱ تا ۱۲۲۰ میلادی
از ۱۲۲۰ تا ۱۵۰۱ میلادی
از ۱۵۰۱ تاکنون
جستارهای وابسته
ایران موضوع‌های مرتبط با ایران
تاریخ
سیاست
مردم
زبان‌ها
جغرافیا
اقتصاد
جامعه
هنر
خبرگزاری‌ها
مرتبط
آسیای جنوبی و آسیای مرکزی باستان
باستان‌شناسی و پیشاتاریخ
افراد تاریخی و طوایف
دولت‌ها
اسطوره‌شناسی و ادبیات
تمدن‌های عصر برنز
ناحیه مدیترانه ( ۳۳۰۰ تا ۱۲۰۰ پ م.)
بین النهرین (۳۳۰۰ تا ۱۲۰۰ پ م.)
ایران، قفقاز، آسیای مرکزی و آسیای جنوبی (۳۳۰۰ تا ۱۲۰۰ پ م.)
آسیای شرقی و آسیای جنوب شرقی(از ۲۹۰۰ (پیش از میلاد) تا ۱(میلاد) )
اروپا(۲۹۰۰ تا ۵۰۰ پ م.)
آفریقا(از ۲۳۰۰ پ م.)
قاره آمریکا(از ۱۰۰ تا ۱۵۰۰میلادی)

به زبان‌های دیگر

This page is based on a Wikipedia article written by authors (here).
Text is available under the CC BY-SA 3.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.