بریتون‌های سلتی

.

بریتون‌های سلتی (انگلیسی: Celtic Britons) همچنین شناخته شده با عنوان بریتانیایی‌های سلتی، یا بریتانیایی‌های باستانی، افراد سلتی بودند که از عصر آهن بریتانیا در آنجا ساکن شده و در قرون وسطی، فرهنگ و زبان آنها منقسم گردید و از یکدیگر جدا شد. زبان مشترک آنها، زبان بریتانیایی بود که جد زبان‌های بریتونی به حساب می‌آمد.

اولین شواهد در مورد بریتون‌ها و زبان تکلمی آنها در منابع تاریخی به عصر آهن منتهی می‌گردد. پس از فروپاشی بریتانیای روم در سده اول میلادی، یک فرهنگ رومی - بریتانیایی ظهور کرد و لاتین و لاتین بریتانیایی در بریتون ادغام گشتند. در دورهٔ رومیان و حتی پس از آن، بریتانیایی‌ها در سراسر جزیره بریتانیا زندگی می‌کردند.

Map Gaels Brythons Picts GB
بریتانیای کبیر و جزایر مجاور آن در سده ۵ پس از میلاد، قبل از تهاجم و متعاقب آن اسکان آنگلو-ساکسون‌ها در بریتانیا
قرمز: محدوده زبان‌های بریتونی
آبی: محدوده زبان پیکتی
سبز: محدوده زبان‌های گیلیک‌تبار

نگارخانه

Manor 014
Staffordshire Moorlands Pan (1284837406)
Britonia6hcentury
Flying Rowan - geograph.org.uk - 194171

جستارهای وابسته

منابع

بریتون‌ها

بریتون یک گروه نژادی واقع در منطقه بریتانی در کشور فرانسه است. آنها میراث برجامانده از مردمی هستند که به زبان بریتانیایی سخن می‌گفتند که بر اثر فشار مهاجرت مردمان ژرمن به بریتانیا از منطقه کورنوال در جنوب باختری انگلستان دست به مهاجرت زدند. از لحاظ موقعیت جغرافیایی آنها میان گُل‌ها و تیره‌ای از وایکینگ‌ها قرار گرفتند. موج مهاجرت آنها از سده سوم تا نهم میلادی در سرزمین آرمونیکا بود. سرزمینی که بعدها از روی نژادشان بریتانی نام گرفت.

تاریخچه پادشاهان بریتانیا

تاریخچه پادشاهان بریتانیا (انگلیسی: Historia Regum Britanniae) یا شناخته شده با نام دیگر، بر عهدهٔ برتان‌ها (برتانی نام منطقه‌ای قدیمی و تاریخی)، یک داستان شبه‌تاریخی در رابطه با تاریخ بریتانیا است که در سال ۱۱۳۶ توسط جفری مونماوت به رشته تحریر درآورده شد. این اثر در برگیرندهٔ زندگی ثبت شدهٔ پادشاهان افسانه‌ای بریتانیا طی دو قرن می‌باشد. فصل آغازین این اثر به تشریح تروآئی‌ها که بنیانگذار جامعهٔ بریتون‌های سلتی بودند می‌پردازد و این موضوع تا زمان آنگلوساکسون‌ها که قسمت‌های بسیاری از انگلستان را در حدود قرن هفتم میلادی به تسلط خود درآوردند ادامه می‌یابد. این اثر همچنین، شالودهٔ مرکزی ماهیت بریتن است.

این تاریخچه در سده شانزدهم میلادی به‌طور غریزی اعتبار پیدا می‌کند هر چند امروزه چنین مشخص شده که از دیدگاه تاریخی ارزش چندانی ندارد. به‌طور مثال وقتی سلسله مراتب مربوط به رخدادهای توصیف شده در رابطه با حمله‌های ژولیوس سزار به انگلستان با تاریخ‌های معاصر مقایسه می‌گردد، به خوبی مشهود است که شرح جفری به شدت نادرست است. با همهٔ این احوال، این اثر، یک نسخهٔ با ارزش از ادبیات قرون وسطی می‌باشد که شامل اولین نسخهٔ شناخته شده در رابطه با داستان شاه لیر و سه دخترش می‌باشد. این اثر منبع اصلی افسانه‌های شاه آرتور و شاه لیر است و به اعتلای محبوبیت داستان شاه آرتور کمک شایانی نمود.

تهاجم سزار به بریتانیا

تهاجم سزار به بریتانیا (انگلیسی: Caesar's invasions of Britain) در این دوره از جنگ‌های گالی، ژولیوس سزار ۲ بار بریتانیا را مورد حمله قرار داد، در سال‌های ۵۴ و ۵۵ قبل از میلاد، اولین حمله احتمالاً در اواخر تابستان صورت گرفته و هدف عمدهٔ آن جنگ نبود بلکه برای ردیابی و اطلاع‌رسانی ارسال گردید هر چند به شکل یک نیروی آماده‌باش هم می‌توانست برای تمام وقت اسکان داشته باشد، اما اگر جنگی درمی‌گرفت این نیرو موفق نبود، گروه کوچک دیگری از رومیان علاوه بر بیچ‌هد موفق شدند بنای مستحکمی را در منطقهٔ کنت تصرف کنند. دومین تهاجم دست‌آورد دیگری برای رومیان داشت، آنها اقدام به نصب پادشاه ماندابروشس نمودند که در آن زمان از دوستان و نزدیکان امپراتوری محسوب می‌گردید، مدتی بعد روم مجبورش کرد که نیرویش را تحت انقیاد و فرمان رقیبش کاسیولونس درآورد، هیچ قلمروئی برای روم فتح نشد، در عوض آن تمام قلمرو روم تحت اشغال متفقین خودشان یعنی ترای‌نووانتس درآمد و تصرف گردید.

شاه آرتور

آرتور پندراگون همچنین شناخته شده با عنوان رسمی شاه آرتور، عنوانی است منتسب به یک رهبر و پادشاه افسانه‌ای بریتون‌های سلتی که بنا بر استناد تواریخ و منابع به جا مانده از قرون وسطی، به دفاع از کشور انگلستان در برابر اشغالگران ساکسون در اواخر سده پنجم و اوایل سده ششم پرداخت. جزئیات ماجراها و داستان آرتور به‌طور عمده برگرفته از فرهنگ عامه و مصنوعات ادبی همان دوره است و وجود تاریخی وی توسط مورخان مدرن و امروزی مورد بحث و اختلاف است.

قرون وسطی

قرون وسطی (سده‌های میانی یا قرون میانی) به دوره‌ای از تاریخ اروپا از قرن پنجم تا قرن پانزدهم میلادی را گویند. این دوران با سقوط امپراتوری روم غربی آغاز گشت و با آغاز دوران رنسانس و عصر کاوش‌ها پایان یافت. قرون وسطی دوره میانی

در تقسیم‌بندی فرهنگی تاریخ غرب است: عصر باستان، قرون وسطی و دوران مدرن. خود دوران قرون وسطی نیز به سه عصر قرون وسطای آغازین، قرون وسطای میانی و قرون وسطای متأخر تقسیم‌بندی می‌شود.

کاهش جمعیت، پراکندگی جمعیت شهرها، تهاجمات گسترده، و جابه‌جایی‌های مردم، که در دوران باستان متأخر آغاز شده بود در قرون وسطی آغازین ادامه یافت. جنبش‌های بزرگ در دورهٔ مهاجرت‌ها، از جمله تیره‌های مختلف ژرمن‌ها‌, پادشاهی‌های تازه‌ای را بر روی باقی‌مانده‌های امپراتوری روم غربی بنا کردند. در قرن هفتم میلادی شمال آفریقا و خاورمیانه—که جزئی از امپراتوری بیزانس بودند—به زیر سلطهٔ خلافت اموی و امپراتوری اسلامی درآمدند. اگرچه با به وجود آمدن تغییرات اساسی در ساختارهای سیاسی و جامعه، میراث دوران باستان متاخر به‌طور کلی نابود نشد. امپراتوری بیزانس که ادامه دهندهٔ راه امپراتوری روم بود، توانست در شرق مدیترانه به حیاتش ادامه دهد و یک قدرت بزرگ باقی بماند. نظام‌نامهٔ قانونی امپراتوری، به نام بدنه قانون مدنی یا «نظام‌نامهٔ ژوستینین» در ایتالیای شمالی و در سال ۱۰۷۰ دوباره کشف شد و در دوران قرون وسطی مورد تحسین قرار گرفت. در غرب، بیشتر پادشاهی‌ها نهادهای باقی‌مانده از دوران امپراتوری روم را با یکدیگر ترکیب و حفظ نمودند. صومعه‌ها و راهب‌ها به مسیحی‌سازی کافران اروپایی بدون توقف ادامه دادند. فرانک‌ها توانستند تحت حکومت دودمان کارولنژی‌ها امپراتوری کوتاه مدت کارولنژی را در قرن هشتم و اوایل قرن نهم میلادی برپا کنند. این امپراتوری بیشتر مساحت اروپای غربی را به زیر سلطه خود درآورد ولی کمی بعدتر بخاطر فشار جنگ‌های داخلی و یورش‌های مهاجمان خارجی همانند: وایکینگ‌ها از شمال، مجارها از شرق، و سارازن‌ها از جنوب، از پای درآمد و نابود شد.

در طول قرون وسطی میانی، که پس از سال ۱۰۰۰ میلادی آغاز شد، جمعیت اروپا به سرعت رو به افزایش نهاد توسعهٔ اختراعات در زمینه‌های تکنولوژی و کشاورزی اجازهٔ رشد تجارت و دوران گرمایشی قرون وسطی که باعث تغییرات آب‌وهوایی گردیده بود باعث افزایش میزان بازده برداشت محصولات گردیده بود. ارباب‌منشی، روستائیان را در روستاها سازماندهی می‌نمود تا دارایی‌ها و خدمات کارشان را به اشراف ارائه دهند و فئودالیسم، ساختاری سیاسی بود که بوسیلهٔ آن شوالیه‌ها و اشراف دون‌پایه، خدمات نظامی‌شان را در مقابل حقی از زمین‌ها به سروران‌شان ارائه می‌دادند؛ این دو روشی بود که جامعهٔ دوران قرون وسطای متأخر را سازماندهی می‌کرد. جنگ‌های صلیبی، که برای نخستین بار در سال ۱۰۹۵ آغاز شد، اقدامی نظامی بود که به وسیلهٔ اروپایی‌های مسیحی غربی برای بازپس‌گیری سرزمین مقدس از مسلمانان به اجرا درآمد. پادشاهان که سران دولت-ملت‌های تازه بودند باعث کاهش آمار جرم و جنایت و خشونت گردیدند اما از سوی دیگر نیز ایدهٔ متحد ساختن تمام جهان مسیحیت با چالش جدی مواجه ساختند. زندگانی عقلانی که توسط فلسفه مدرسی پشتیبانی می‌شد، نوعی از فلسفه بود که به پیوند دادن دین و عقل بوسیلهٔ پیدایش دانشگاه‌ها تأکید بسیار داشت. خداشناسی توماس آکویناس، نقاشی‌های جوتو دی بوندونه، شعرهای دانته آلیگیری و جفری چاسر، سفرهای مارکو پلو، و معماری گوتیک کلیساهای جامع همانند کلیسای جامع شارتر در میان دستاوردهای برجستهٔ اواخر این دوره و دوره قرون وسطای متأخر بوده‌اند.

دوران قرون وسطای متأخر همراه با فجایع بزرگ و مشکلات فراوانی شناخته می‌شود از جمله قحطی، طاعون و جنگ که باعث کاهش جمعیت قارهٔ اروپا گردیدند؛ میان سال‌های ۱۳۴۷ و ۱۳۵۰، مرگ سیاه باعث کشته شدن یک سوم کل جمعیت قارهٔ اروپا در آن زمان گردید. ستیزها، بدعت‌کاری‌ها و جدایش غرب در کلیسای کاتولیک همزمان با مناقشات میان ایالتی، نزاع‌های مدنی و شورش دهقانان سراسر پادشاهی‌های گوناگون را درنوردیدند. با آغاز توسعهٔ فناوری و فرهنگی جامعهٔ اروپایی دوران قرون وسطای متأخر به پایان رسید و اروپا به دوران مدرن نخستین وارد شد.

لیر بریتانیایی

لیر بریتانیایی (به انگلیسی: Leir of Britain) پادشاه افسانه‌ایِ بریتون‌های سلتی است که داستانش را جفری مانموث در اثر شبه‌تاریخی خود، تاریخچه پادشاهان بریتانیا، که در سال ۱۱۳۶ میلادی نگاشته شده، روایت می‌کند. به نوشتهٔ جفری، لیر از نوادگان بروتوس تروایی که حدود هشت قرن قبل از میلاد (تقریباً معاصر با پایه‌گذاری شهر رم) بر بریتانیا حکومت می‌کرد.

افسانهٔ لیر الهام‌بخش ویلیام شکسپیر در نگارش تراژدی بسیار معروفِ شاه لیر بوده‌است.

نبرد هیستینگز

نبرد هیستینگز(به انگلیسی: Battle of Hastings) (تلفظ بریتانیایی و آمریکایی هیستینگز: /ˈheɪstɪŋz/)، نبردی در ۱۴ اکتبر سال ۱۰۶۶ میان ارتش نورمنی-فرانسوی ویلیام، دوک نورماندی، و ارتش آنگلوساکسون‌های انگلیسی به رهبری هارولد گادوینسن بود. این نبرد آغازی برای فتح انگلستان توسط نورمن‌ها بود و در ۷ مایلی (۱۱ کیلومتری) شمال‌غربی هیستینگز، در نزدیکی شهر امروزی باتل، ساسکس شرقی، رخ داد و با پیروزی قاطع نورمن‌ها و شکست و مرگ هارولد همراه بود.

پیش‌زمینه این جنگ، مرگ پادشاه بی‌فرزند انگلستان، ادوارد خستو، در ژانویه ۱۰۶۶ بود که منجر به آغاز درگیری بر سر رسیدن به پادشاهی انگلستان، میان مدعیان شد. هارولد گادوینسن پس از مدت کوتاهی، زمام پادشاهی را در دست گرفت اما با ویلیام نورماندی، بردارش تاستینگ گادوینسن و شاه نروژ، هارالد هاردرادا (هارالد سوم نروژ) روبه‌رو شد. تاستینگ به همراه هارالد توانست نیروها و ارتش پادشاه انگلستان را در ۲۰ سپتامبر ۱۰۶۶ در نبرد فولفورد به سختی شکست دهد، اما نیروهای متحد چند روز بعد در نبرد استمفورد بریچ از هارولد شکست خوردند تا هارولد از جانب شورشیان شمال قلمرو خود آسوده شود. مرگ تاستینگ و هارالد در استمفورد بریچ سبب شد تا ویلیام نورماندی، به عنوان تنها مدعی تاج و تخت انگلستان شناخته شود و زمانی که هارولد مشغول بازیابی توان نیروهای خود بود، ویلیام به همراه نیروهای خود در ۲۸ سپتامبر در بندر پونسی از کشتی خود پیاده شد و عازم فتح پادشاهی از سمت سواحل شد و هارولد نیز مجبور شد به سرعت عازم جنوب شود و در مسیر حرکت به سمت جنوب، نیروهای خود را جمع‌آوری کند.تعداد دقیق دو ارتش مشخص نیست، اما طبق گفته‌ها تعداد ارتش ویلیام ۱۰ هزار و تعداد نیروهای هارولد ۷ هزار نفر بوده‌است. ترکیب نیروها واضح‌تر است؛ ارتش انگلیس تقریباً از پیاده‌نظام و تعداد اندکی کماندار تشکیل شده بود، در حالی که تنها نیمی از نیروی مهاجم پیاده‌نظام بودند، بقیه نیروها شامل کمانداران و سواره‌نظام می‌شد. نبرد از ساعت ۸ صبح آغاز شد و تا غروب خورشید ادامه یافت. در ابتدا تلاش نیروهای ویلیام برای شکستن خطوط پیاده‌نظام آنگلوساکسون‌ها ناموفق بود اما تغییر تاکتیک توسط ویلیام و مرگ ناگهانی هارولد بر اثر اصابت تیر سبب شد تا خطوط تدافعی انگلیسی‌ها درهم بشکند و در آخر ارتش پادشاهی منهدم و به سمت شمال عقب‌نشینی کرد. پس از پایان این جنگ و چند نبرد کوچک دیگر، ویلیام نورماندی رسماً در کریسمس سال ۱۰۶۶ در کلیسا تاج‌گذاری کرد و خود را شاه انگلستان معرفی نمود.

در ادامه با وجود مقاومت‌ها و شورش‌ها برای جلوگیری از پیشروی ویلیام، نبرد در هیستینگز کلید اصلی ویلیام برای فتح انگلستان بود. همچنین نظر در باب میزان مرگ و میر سخت است، اما مورخین حدس می‌زنند که حدود ۲ هزار نفر از نیروهای ویلیام طی فتح انگلستان جان خود را از دست دادند. ویلیام پس از پایان یافتن جنگُ در محل نبرد خود با هارولد صومعه‌ای به نام صومعه جنگ بنا کرد، که محراب آن محل قبر هارولد گادوینسن بود.

به زبان‌های دیگر

This page is based on a Wikipedia article written by authors (here).
Text is available under the CC BY-SA 3.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.