امامت

امامت یکی از اصول پنج‌گانهٔ باور شیعیان است، که به جهت اهمیت آن شیعیان دوازده‌امامی یا اثنی عشری خود را «امامیّه» می‌خوانند. شیعیان با استناد به قرآن و حدیث معتقد به لزوم وجود امام در جامعه هستند.

جامعه‌اسلامی در مسائل عقیدتی سه امر را اصل دانسته‌اند و بر آن اتّفاق نظر دارند این سه عبارت اند از توحید، نبوت و معاد؛ در این شیعیان دوازده‌امامی) به اصل چهارمی ایمان دارند و بر آن پای می‌فشارند و آن اصل امامت است و البتّه مسئله عدل را هم از اصول دانسته‌اند. اعتقاد به امامت به عنوان یک اصلِ خاصِ شیعیان دوازده‌امامی بیان می‌شود، ولی چون نیک بنگریم بر اساس مبانی قرآن کریم و عقل سلیم چیزی نیست که یک مسلمان با اخلاصِ در توحید از آن گریزی داشته باشد. دوره منادیان توحید عهده‌دار آن است که در حدّ توان و با توجه به محدودیّت زمان، براساس آیات قرآن نشان دهد که امامت شاخه‌ای از توحید و تجلّیِّ ولایت و هدایت الهی است و کسی را نسزد که عهده‌دار آن گردد مگر آنکه خداوند او را به ولایت و امامت برگزیده باشد یا امام و حجّت خداوند در موردی به او ولایت داده باشد.[۱]

امامت در زبان عربی به معنای پیشوا است.[۲]

امامت در قرآن

  • در آیه ۲۴ سوره سجده این گونه ذکر شده‌است:

وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ. و از ميان بنى اسرائيل پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت كنند؛ چون آنان، هم صبر كردند و هم به آيات ما يقين داشتند. این آیه اثبات می‌کند که تعيين امام از حقوق الهى است.[۳]

  • در آیه 124 سوره بقره نیز ذکر شده‌است:

و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین". (به خاطر بیاورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود و او به خوبی از عهده آزمایش برآمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم، ابراهیم عرض کرد: از دودمان من (نیز امامانی قرار بده) خداوند فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی رسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند شایسته این مقامند). این آیه نمایانگر آن است که خداوند برای مردم امام تعیین می‌کند و آن امام باید معصوم و عاری از گناه باشد.

امامت در احادیث

  • در صحیح بخاری و مسلم و مسند طیالسی و احمدبن حنبل و سنن ترمذی و ابن ماجه و منابعی دیگر آمده‌است که رسول خدا به علی فرمود: تو برای من به منزلهٔ هارون برای موسی هستی. با این تفاوت که بعد از من دیگر پیامبری نخواهد آمد.[۴]
  • در غدیر خم در هیجدهم ذی الحجه سال دهم هجرت و به هنگام بازگشت پیامبر از آخرین حج خود، و با نزول آیه ۶۷ سوره مائده به کاروانها دستور توقف داد و فرمود تا همان جا توقف کرده و پیش رفتگان را فراخوانند تا واپس ماندگان نیز از راه برسند.[۵] پس از ادای نماز، به خطبه برخاست و خدای را حمد و سپاس گفت و فرمود: نزدیک است که مرا بخوانند و من هم اجابت کنم و من و شما هر دو در پیشگاه خداوند مسئولیم. ... آیا می دانید که من از همه مؤمنان بر خودشان سزاوارتر و مقدم تر می باشم؟ مردم بانگ برآوردند: آری ای رسول خدا. و باز پرسید: آیا می دانید و گواهی می دهید که من بر هر فرد مؤمنی از خود او مقدم تر و سزاوارتر هستم؟ مردم فریاد برآوردند: آری. سپس پیامبر خدا دست علی را گرفت و بلند کرد به‌طوری‌که سفیدی زیر بغل هر دو نمایان شد و فرمود: ای مردم! خداوند مولی و سرور من است و من مولی و سرور شما هستم.[۶][۷] پس هر که را من مولای او می باشم این علی مولای او خواهد بود.[۸] پس دست به دعا برداشت و گفت: بار خدایا! دوستدار او را دوست بدار و دشمنش را دشمن شمار.[۹] یاری‌کننده او را یاری کن و خوارکننده او را خوار گردان.[۱۰]
  • همچنین بنا بر حدیثی دیگر از پیامبر که می فرماید: «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتة جاهلیّة» (هر کس بمیرد درحالیکه امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده‌است) شناخت امام را شرط قبول اسلام نزد پروردگار دانسته شده‌است.»[۱۱]

تعداد امامان

  • برخی شیعیان با استناد به حدیث جابر و برخی احادیث دیگر معتقدند ائمه ۱۲ فرد کاملاً مشخص هستند، که از جانب خدا و از زمان پیامبر با اسم معرفی شده‌اند. البته برخی احادیث، امامت عموم اهل بیت را اثبات می‌کند مثل حدیث ثقلین و برخی دیگر به تعداد امامان اشاره کرده‌است. برای نمونه مسلم در صحیح خود از جابربن سمره روایت کرده‌است که گفت: شنیدم رسول خدا فرمود:

این دین همیشه تا قیام قیامت و تا هنگامی که دوازده نفر خلیفه بر سر شما باشند، استوار و برپاست. این خلفاهمگی از قریش هستند[۱۲]

در روایت دیگری رسول خدا فرمود: کار این امت همیشه به سامان است و پیوسته بر دشمنانشان پیروزند تا آنگاه دوازده نفر خلیفه که همگی آن‌ها از قریش هستند درگذرند.[۱۳]

اسامی امامان ۱۲ گانه

امام جوینی از عبدالله بن عباس روایت می‌کند که رسول خدا فرمود: من آقای پیامبران و علی ابن ابیطالب اوصیاست. همانا اوصیای پی از من دوازده نفرند، اولینشان علی ابن ابیطالب و آخرینشان مهدی است. امام جوینی باز هم به سند خود روایت کنند که راوی گفت: شنیدم رسول خدا فرمود:

من و علی و حسین و نه نفر از فرزندان حسین پاکیزگان و معصومانیم.

این افراد عبارت‌اند از:

  1. علی بن ابی‌طالب المرتضی ملقب به امیرالمؤمنین، مرتضی و حیدر کرار
  2. حسن بن علی المجتبی
  3. حسین بن علی سیدالشهداء
  4. علی بن حسین السجاد ملقب به زین العابدین
  5. محمد بن علی الباقر
  6. جعفر بن محمد الصادق
  7. موسی بن جعفر الکاظم
  8. علی بن موسی الرضا
  9. محمد بن علی الجواد
  10. علی بن محمد الهادی
  11. حسن بن علی العسکری
  12. حجت بن حسن المهدی ملقب به قائم، به اعتقاد شیعیان او زنده و حاضر است ولی در دوران غیبت ظاهر نیست.

شیعه دارای شاخه‌های دیگری نیز هست؛ مانند اسماعیلیه و زیدیه و فاطمیه که امامان آنان با شیعیان اثنی عشری تفاوت‌هایی دارد.

ویژگی‌ها

  • ۱- عصمت: امامان به همراه پیامبر اسلام و فاطمه زهرا ۱۴ نفر هستندکه به چهارده معصوم معروف است، که طبق برداشت ویژه‌ای از آیه تطهیر (آیه ۳۳ سوره احزاب) هیچ گناه شرعی اعم از کبیره و صغیره را مرتکب نمی‌شوند. چرا که پیشوا و الگو در صورتی گفتار و رفتارش حجیّت دارد و لازم به تبعیت است، که یقین به صحت آن وجود داشته باشد. البته در مورد خطا و اشتباه اختلاف نظرهایی وجود دارد.
  • ۲- عدالت: امامان هیچ حقی را از خود، دیگران و خدا -چنانکه در دین این حقوق تعریف شده و مطابق عقل محض باشد- پایمال نمی‌کنند.
  • ۳- علم: امامان کاملاً به دین آگاهند و جواب تمام سؤالات دینی را می‌دانند؛ لذا در دوره بعد از پیامبر تفسیر دین بر عهده آنهاست. در خصوص نحوه تحصیل علم و حدود آن اختلافاتی وجود دارد.
  • ۴- حجت: امامان حجت خدا در هر عصری هستند. بدین معنا که حیات دینی تماماً و کاملاً در وجود آن‌ها محقق شده‌است؛ لذا رفتار و کردار آن‌ها بر سایرین حجت محسوب می‌شود. به عبارت دیگر مردم با مشاهده رفتار و گفتار آن‌ها به آنچه در اسلام پسندیده و توصیه شده‌است، آگاه می‌شوند.
  • ۵- ولایت: این مفهوم با مفهوم ولی و قطب نزد برخی گروه‌های متصوفه و تا حدودی امام اسماعیلیه مشترک است و تنها اختلاف در مورد شخص ولی است. این مفهوم هیچ گونه ارتباط ظاهری و باطنی با ولایت فقیه ندارد. همچنین بسیاری از اهل سنت ظاهری به علت همین مفهوم بسیاری اتهامات را به شیعیان نسبت می‌دهند. با توجه به باطنی بودن معنای آن توضیحی دشوار دارد.[۱۴]

از دید شیعیان پیامبر تمام ویژگی‌ها و وظایف امام را دارد و علاوه‌برآن وظیفه تشریع و تبلیغ دین و ویژگی ارتباط با خدا از طریق وحی را نیز دارد. همچنین فاطمه دختر پیامبر تمام ویژگی‌های بالا را دارد و فقط مسئولیت‌های زیر را ندارد.

مسئولیت‌ها

  • ۱- مرجعیت دینی: در دیدگاه شیعیان بعد از تکمیل تشریع دین توسط پیامبر، تفسیر آن و پاسخ به مسائل جدید پیش آمده نیازمند ویژگی‌های خاصی است، که شامل علم کامل به دین و عصمت از گناه می‌شود. با توجه مجموعه صفات فوق تنها ائمه این ویژگی را دارند. آن‌ها از جانب خدا مکلف هستند آموزه‌های دین را برای مردم تبیین کنند و مردم باید سؤالات خود را نزد آن‌ها ببرند(سوره نساء، آیه ۸۳). این مرجعیت با مرجعیت مصطلح نزد شیعیان در حال حاضر در ظاهر شبیه و در باطن متفاوت است. اهل سنت اصلاً به چنین جایگاهی در دین اعتقاد ندارند و بر اشخاصی ممکن الخطا بر اساس درک خود در امور دین فتوا می‌دهند.
  • ۲- رهبری اجتماع (ولایت امر): این مفهوم بین شیعه و سنی مشترک است. بدین معنا که هر دو ضرورت وجود چنین جایگاهی در جامعه مسلمانان اتفاق نظر دارند. اهل سنت آن را اصطلاحاً «خلیفه» می‌خوانند. آن‌ها برای شخص خلیفه صفت و ویژگی خاصی قائل نیستند و راه انتخاب او را «شورا»، «اهل حل و عقد»، «وصایت» و برخی «غلبه» می‌دانند. در طول تاریخ بسیاری خلفا با شمشیر این مقام را تصاحب کرده‌اند. بسیاری از خلفا را کشته و بسیاری را عزل کرده‌اند. اما نزد شیعه ولی باید عالم، عادل، معصوم و حجت باشد، تا بر طبق دین حکم کند و بر هیچ‌کس ظلمی روا نکند و مردم مکلف به اطاعت از او هستند.(سوره نساء آیه ۵۹) این مفهوم با ولایت فقیه تشابه ظاهری و تفاوت باطنی دارد. شیعیان معتقدند که شخص ولی امر توسط خدا برگزیده شده و توسط نبی یا امام قبلی به مردم معرفی می‌شود. خلافت حق اوست و سایرین که این مسند را گرفته‌اند، غاصب هستند. استناد آن‌ها به آیه «انما ولیکم الله و رسوله و الذین ءامنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوةوهم راکعون» است.(جز این نیست که سرپرست شمافقط خداست و پیامبرش و کسانی که ایمان آورده و در حال رکوع نماز زکات می‌دهند)(سوره مائده آیه ۵۵) شیعیان مصداق این آیه را علی می‌دانند، که در حال رکوع نماز به فقیری انگشتری خود را بخشید. ضمن آنکه این آیه سیاست اقتصادی- اجتماعی ولایت شیعی را نیز مشخص می‌سازد و بین اصلاح امور مسلمین و دستگیری آنان با عبادت خدا جمع می‌کند.
  • ۳- ولایت باطنی: این مسئولیت به مفهوم باطنی ولایت مرتبط می‌شود و اموری نظیر شفاعت را شامل می‌شود. (امامت و ولایت علی بن ابی طالب)

دوران امامت

دوران امامت از آغاز تا پایان برچهاردوره تقسیم می‌شود.

۱-دوره حضور:از آغاز امامت امام علی تاغیبت امام مهدی [۱۵]

۲-دوره غیبت: غیبت صغری غیبت کبری از آغاز غیبت امام مهدی تاآغازظهور ایشان [۱۶]

۳-دوره ظهور:از آغاز حکومت امام مهدی تا پایان حکومت ایشان [۱۷]

۴-دوره رجعت: از آغاز بازگشت برخی از امامان تا پایان دنیا[۱۸]

سال‌شمار امامت امامان دوازده‌گانه شیعه
  • این الگو بر مبنای اندیشهٔ شیعه است.
  • در اندیشهٔ شیعی دورهٔ امامت و خلافت الهی علی بن ابی‌طالب از درگذشت پیامبر اسلام آغاز شده‌است. دورهٔ زمامداری وی بر مسلمین پس از کشته‌شدن عثمان بن عفان آغاز شد.
  • آغاز امامت هر امام مصادف با درگذشت امام پیشین است.
  • دورهٔ امامت حجت بن حسن از لحظهٔ درگذشت امام پیشین خود آغاز شده‌است و چون به عقیدهٔ شیعیان دوازده امامی وی زنده و از نظرها پنهان است، بنابراین امامت حجت بن حسن تا زمان ظهور وی و پس از آن تا زمان ازدنیارفتن او ادامه دارد.
  • مقیاس نمودار در ردیف نخست با مقیاس ردیف دوم (مرتبط با حجت المهدی) یکسان نیست.

امامت و دستگاه خلافت

طبق منابع متعدد مورد تأیید شیعه، امامان یاران نزدیکی داشته‌اند که بدون برنامه‌ریزی و از روی گرایش محبت به خاندان امامت، دربارهٔ همکاری خود با دستگاه حکومتیِ خلافت، با امامان مشورت کرده و در عمل به نیروی نفوذی امامان در دستگاه حکومتی تبدیل می‌شده‌اند و از توطئه‌ها و دسیسه‌های خلفا در قبال امامان به آن‌ها خبر می‌داده‌اند.[۱۹]

دیدگاه هانری کربن

و نقش امام‌شناخت در الهیات شیعی دقیقاً مانند نقش مسیح‌شناخت در الهیات مسیحی است؛ و چهارده معصوم از لحاظ حقیقت ازلی‌شان، موقعیتی شبیه به آیون‌های عالم عُلویٰ در گنوس والنتینوسی دارند.[۲۰]

کتاب‌شناسی

پانویس

  1. دوره امامت در سامانه آموزشی نورالمجتبی
  2. سید مرتضی عسکری، ولایت علی در قرآن کریم و سنت پیامبر، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر، چاپ هفتم
  3. محسن قرائتی، تفسیر نور، مركز فرهنگى درس‌هايى از قرآن، ۱۳۸۳ ش، چاپ يازدهم جلد ۷ُ صفحه ۳۱۸.
  4. صحیح بخاری، باب مناقب علی ابن ابی طالب، ج ۲ / ۲۰۰
  5. تاریخ ابن کثیر، ج ۵ ، ۲۱۳
  6. شواهد التنزیل، ج ۱ ، ۱۹۱
  7. تاریخ ابن کثیر، ج ۵، ۲۰۹
  8. تاریخ ابن کثیر، مجمع الزوائد، مسند احمدبن حنبل، مسند احمد
  9. مسند احمد، مستدرک حاکم، سنن ابن ماجه باب فضل علی، حاکم حسکانی، تاریخ ابن کثیر،
  10. مسند احمد، مجمع الزوائد، شواهدالتنزیل، تاریخ ابن کثیر،
  11. https://article.tebyan.net/235866/
  12. صحیح مسلم، ج ۳ُ، ۱۴۵۳، حدیث ۱۸۲۱
  13. منتخب کنز العمال، ج ۵ ، ۳۲۱
  14. تاریخ فلسفه اسلامی، هانری کربن، بخش نخست، فصل دوم
  15. مطهری، مرتضی؛ امامت و رهبری
  16. شهر آشوب، محمد، مناقب
  17. (کتاب الغیبة), محمدبن ابراهیم نعمانی
  18. بحار الانوار / ج ۵۳،
  19. http://rasekhoon.net/article/show/1357147/سیره-معصومان-در-نفوذ-و-کشف-توطئه-های-دشمنان
  20. کوربن، ارض ملکوت، ۱۹۵–۲۰۷.

جستارهای وابسته

منابع

  • حسن‌زاده آملی، حسن؛ انسان کامل از دیدگاه نهج‌البلاغه
  • مطهری، مرتضی؛ امامت و رهبری؛ انتشارات صدرا
  • کربن، هانری؛ تاریخ فلسفه اسلامی؛ ترجمه: جواد طباطبایی؛ تهران: کویر، انجمن ایران‌شناسی فرانسه
آیه تبلیغ

آیه تبلیغ آیه ۶۷ سوره مائده است. این آیه درشان امیرالمومنین علی فرستاده شده است

اصول دین

اصول دین پایه‌های اعتقادی است که به اعتقاد شیعیان نخست باید به آن‌ها ایمان آورد و سپس به فروعی که از آن بر خواسته‌است پای‌بند بود. اصول دین مربوط به اعتقاد است و فروع دین مربوط به عمل. اصول دین از نظر اهل سنت، توحید، نبوت و معاد, و از نظر شیعه عدل و امامت نیز اضافه می‌گردد پایه‌های اعتقادی ادیان را شامل می‌شود؛ و در زبان‌ها، زمان‌ها و اقوام مختلف صورت‌های متفاوتی به خود گرفته‌است.

اصول شیعه

توحید، نبوت و معاد اصول دین اسلام اند و دو اصل امامت و عدل از اصول تشیع هستند و هر کس به آن‌ها ایمان ندارد از مذهب شیعه بیرون است؛ گرچه از اسلام بیرون نیست.

امام

اِمام واژه‌ای عربی و به معنای پیشوا و رهبر است که از اصطلاحات خاص دین اسلام است.

این واژه به خودی خود معنی مقدسی ندارد و در قرآن هم برای پیشوایانی که مردم را به سوی خدا هدایت می‌کردند به کار رفته و هم برای پیشوایانی که مردم را به سوی کفر هدایت می‌کرده‌اند. اما غیر از این معنای عام دارای معانی و کاربردهای خاصی در فرهنگ مسلمانان نیز هست.

امام جمعه

امام جمعه در دین اسلام شخصی است که امامت نماز جمعه را به عهده دارد. نماز جمعه بر دو نوع برگزار می‌شود:

نماز جمعه‌ای که اهل سنت برگزار می‌کنند. این نماز جمعه در هر شهر می‌تواند در هر مسجدی برگزار شود. هر شخص مورد تأیید یک مسجد می‌تواند امام جمعه آن مسجد شود.

نوع دیگر نماز جمعه شیعیان است که می‌بایست طبق احکام شیعی فقط یک نماز جمعه در هر شهر برگزار شود.امام جمعه علاوه بر مسائل و احکام دینی باید تسلط بر احکام سیاسی و اجتماعی وقت جامعه داشته باشد، چرا که باید در نماز جمعه دو خطبه بخواند که یکی دربارهٔ مسائل اجتماعی و دیگری در مورد مسائل روز و سیاسی جامعه است.

تهران‌نو

تهران‌نو نام محله‌ای واقع در شرق تهران پایتخت ایران است که در منطقه ۱۳ شهری تهران واقع شده‌است.

محله تهران‌نو از شمال به محله‌های نارمک، تهران‌پارس و خیابان دماوند، از شرق به محله‌های تهران شرق و کوی زینبیه، از جنوب به دوشان‌تپه و خیابان پیروزی و از غرب به محله‌های نیروی هوایی و قاسم‌آباد تهران نو متصل است.

خیابان‌کشی این محله نظم هندسی دارد و خیابان‌های شمال غربی به جنوب شرقی آن با بهره‌گیری از واژه مهر به‌صورت مهربار، مهرافروز، مهرآور، مهرپرور و مهرآگین و مهرجو نام‌گذاری شده‌اند. البته پس از انقلاب ۱۳۵۷ دگرگون کردن برخی از این نام‌ها، این نظم نامگذاری را به‌هم زده‌است.

تهران‌نو دارای پنج میدان به نام‌های میدان آشتیانی، اطلاعات، میدان چایچی،فلکه لوزی و میدان امامت (میدان وثوق) است.

تهران نو توسط فرانسوی‌های مقیم تهران بنیانگزاری شده و محل سکونت اصلی آنان بوده.

جعفر صادق

ابوعبدالله جعفر بن محمد صادق (به عربی: ابو عبدالله جعفر بن محمدٍ الصّادق) (۱۷ ربیع‌الاول ۸۳–۲۵ شوال ۱۴۸) معروف به امام صادق یا امام جعفر صادق مشهور به رئیس مذهب جعفری و همین‌طور رئیس مذهب شیعه و امام ششم شیعیان دوازده امامی و امام پنجم شیعیان اسماعیلیه بعد از پدرش محمد باقر و قبل از پسرش موسی کاظم می‌باشد. او از جانب پدر از نسل علی بن ابیطالب و از جانب مادرش ام‌فروه از نسل ابوبکر می‌باشد. جعفر صادق در ۱۷ ربیع‌الاول ۸۳ هجری قمری (۷۰۲-۷۰۳ میلادی) در مدینه به دنیا آمد و در ۲۵ شوال ۱۴۸ هجری قمری در سن ۶۵ سالگی در مدینه توسط منصور دوانیقی، خلیفه عباسی مسموم شد. او بیشترین سال عمر را در میان یازده امام اول شیعیان داشته‌است. محل دفن وی کنار قبر پدرش در قبرستان بقیع شهر مدینه‌است.او در سن ۳۱ سالگی پس از مرگ پدرش به امامت رسید. امامت او هم‌زمان با سال‌های پایانی حکومت بنی امیه و سال‌های آغازین حکومت بنی عباس بود. به علت ضعف و عدم استقرار نظام سیاسی، وی فرصت بسیار مناسبی برای فعالیت فرهنگی و مذهبی به دست آورد. از سوی دیگر نیز عصر وی زمان جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون در جهان اسلام بود.

زمینه فعالیت به گونه‌ای برای وی فراهم بود، که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه‌ها از جعفر صادق نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری خوانده می‌شود. فقه شیعه نیز عمدتاً بر روایات به‌جای مانده از او مبتنی‌ست، به همین جهت مکتب فقهی شیعیان دوازده امامی را مذهب جعفری نیز می‌نامند.مسئله جانشینی بعد از جعفر صادق زمینه گسست بین شیعیان را فراهم کرد. کسانی که معتقد بودند پسر ارشد صادق، اسماعیل که قبل از پدرش مرد، امام ششم می‌باشد به نام اسماعیلی معروف شدند. گروه دیگری که سومین پسر صادق، موسی کاظم را امام بعدی می‌دانند به نام شیعه جعفری یا شیعه دوازده امامی معروف شدند. این گروه اکثریت شیعه را تشکیل می‌دهند.

جهمیه

جهمیّه مکتبی کلامی در اسلام بود که توسط جهم بن صفوان پایه‌گذاری شد و در قرن سوم و چهارم هجری فرقهٔ مطرحی بود ولی به تدریج به زوال رفت. از جهم یا پیروان او متنی باقی نمانده و اطلاعات در مورد این مکتب از مخالفان‌شان بدست می‌آید.

عقاید مختلفی را به جهمیه نسبت داده‌اند:

جهم به جبر معتقد بود و در جهان، فاعلی جز خدا نمی‌دید.

همانند مرجئه، او ایمان را به معرفت و قلب می‌دانست، نه به اقرار و عمل. او کفر را صرفاً جهل به خدا می‌دانست.

او علم خدا را غیر خدا می‌دانست و نسبت‌دادن بسیاری از صفات به خدا را جائز نمی‌دانست. او تشبیه را در مورد خدا نفی می‌کرد و شناخت ذات خدا را ممکن نمی‌دانست. در نتیجه مخالفانش او را قائل به تعطیل می‌دانستند.

قرآن را خلق‌شده می‌دانست.

او رویت خدا را نفی می‌کرد و برخلاف بسیاری بهشت و جهنم را نیز جاودان نمی‌دانست.

او شفاعت را قبول نداشت و دربارهٔ امامت و حکومت، به امامت هرکسی که به کتاب و سنت دانا باشد و بر حکومت اقدام کرده و مردم بر او اجماع کنند اعتقاد داشت.از قرن سوم به بعد، ردّیه‌های متعددی بر جهمیه نوشته شد، از آن جمله ردّیه‌های توسط احمد بن حنبل، ابن قتیبه، محمد بخاری (در صحیح بخاری)، ابن تیمیه، و ابن قیم الجوزیه.

حجت بن الحسن

محمّد بن حسن عسکری معروف به حُجَّتِ بنِ الْحَسَن (به عربی: محمّد بنِ الْحسنِ الْعَسکَری؛ زادهٔ ۱۵ شعبان ۲۵۵ یا ۲۵۶ هجری قمری در سامَرّا)، بنابر اعتقادِ شیعیان دوازده‌امامی، دوازدهمین و آخرین امام و همان مهدی موعود است. او فرزند حسن بن علی عسکری، امام یازدهم شیعیان، و همچون پیامبر اسلام نامش محمد و کنیه‌اش ابوالقاسم است. «امام زمان»، «صاحبُ الزَّمان»، «ولیِّ عصر»، «قائم آل محمد» و «مَهدی موعود» از القاب مشهور اوست. در باور کنونیِ شیعهٔ دوازده امامی، حجّت بن حسن در نیمهٔ شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ ه‍.ق در سامرّا به دنیا آمد؛ او در پنج سالگی و پس از وفات پدرش به امامت رسید. پس از وفات حسن عسکری، مهدی تنها از طریقِ چهار سفیر یا نایب با شیعیان تماس می‌گرفت. البته بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که از آغاز، تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابتِ خاص در قرن‌های چهارم و پنجم هجری توسط علمای شیعه مانند شیخ طوسی و برای تبیینِ غیبت صغری ایجاد شده‌است. پس از یک دورهٔ هفتاد ساله — موسوم به غیبت صغری — و با مرگ علی بن محمد سَمَری، چهارمین نایب امام دوازدهم شیعه، بار دیگر حیرت شیعیان را فراگرفت. آن‌ها در نهایت در سدهٔ پنجم به تبیینی عقلی در کلامِ شیعه از غیبتِ امام دست یافتند. به‌باور شیعیان، پس از دوران سفرا، شیعیان با مهدی به‌طور مستقیم در ارتباط نیستند و این دوران را اصطلاحاً غیبت کبری می‌نامند. پس از پایان دورهٔ غیبت، وی با عنوان مهدی قیام خواهد کرد و او کسی خواهد بود که توسط وی حق و عدالت بار دیگر به پیروزی خواهد رسید.پس از مرگ حسن عسکری، امام یازدهم شیعیان، در سال ۲۶۰ ه‍.ق و سن ۲۸ سالگی، از آنجا که حسن عسکری برخلاف سایر امامان شیعه — که در زمان حیات‌شان جانشین بعدی را تعیین کرده بودند — به‌طور علنی جانشینی برای خود برجای نگذاشته بود، بحرانِ فکری و اعتقادیِ بزرگی در میان پیروانِ امام شیعه به‌وجود آمد. در این دوران که به «سال‌های حیرت» موسوم است، شیعیان به فرقه‌های متعددی منشعب شدند. عده‌ای از شیعیان اعتقاد داشتند که از حسن عسکری فرزندی باقی نمانده‌است یا این فرزند در گذشته‌است؛ بسیاری از شیعیان امامت جعفر برادر حسن عسکری را پذیرفتند و گروه‌هایی نیز متوجه فرزندان و نوادگان امامانِ نهم و دهم شیعه شدند. اما اصحابی از حسن عسکری چنین گفتند که «وی پسری داشته که جانشینی مشروع برای امامت است». طبق گفتهٔ این اصحاب مانند عثمان بن سعید، نایب و وصی حسن عسکری، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود، چرا که ترس آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد. دیدگاه این گروه که در ابتدا دیدگاهِ اقلیتِ شیعه بود، به‌مرور به دیدگاه تمامیِ شیعیانِ امامی تبدیل شد که شیعیانِ دوازده امامیِ فعلی هستند.از دیدگاه رایج تاریخی، باور به دوازده امام و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است به‌طور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافت. در مقابل جاسم حسین می‌گوید طبق شواهد احادیثی مبنی بر آنکه امام دوازدهم همان قائم موعود خواهد بود پیش از وفاتِ حسن عسکری در سال ۲۶۰ ه‍.ق مطرح بوده‌است. به‌نظر می‌رسد مدتی طول کشید تا این نظریه به صورت‌بندیِ نهاییِ خود برسد و پس از آن هم توجیه‌ها و تبیین‌های دینی گسترده‌ای در موردش ارائه شد. شیعیان با دو رویکردِ حدیثی و کلامی به تبیین نظریهٔ غیبت برخاستند. کلینی (و. ۳۲۹ ه‍.ق/۹۴۱ م). در احادیثِ بابِ غیبتِ کتاب اصول کافی — که در خلال دورهٔ سفرا (موسوم به غیبت صغری) گرد آورد — به موضوع غیبت و علت آن پرداخت. به‌خصوص نعمانی در کتاب الغیبة به تبیین نظریهٔ غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحاتِ «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد. پس از وی ابن بابویه (و. ۹۹۱–۹۹۲) در کتاب کمال الدّین در خصوص گردآوریِ احادیثِ مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید. از دیگر سو، متخصصانِ علم کلام از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه‍.ق/۱۰۲۳ م). و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴–۱۰۴۵) به تدوین نظریاتِ کلامیِ امامت، جهتِ تبیینِ ضرورتِ وجودِ امامِ زنده در شرایط غیبت پرداختند.اعتقاد به امام غایب، برکات متعددی برای شیعیانِ تحت آزار و ستم داشت. از آنجا که امام غایب پتانسیلِ تهدیدِ کمتری نسبت به یک امام حاضر داشت تنش‌ها با حاکمان سنی‌مذهب کاهش یافت. اعتقاد به ظهورِ امام غایب باعث شد که انتظار بتواند جایگزینِ چالشِ مستمرِ نظام سیاسیِ حاکم شود. امام غایب عامل وحدتِ شیعیانی شد که پیش از آن، هر گروه‌شان، دور یکی از امامانِ حاضر گرد می‌آمدند و دچار انشقاق شده بودند. به‌علاوه اعتقاد به ظهورِ امام غایب — به‌عنوان مهدی — شیعیان را در تحملِ شرایطِ دشوار یاری نموده و به آن‌ها امیدِ آینده‌ای سرشار از دادگری داده‌است.

حدیث جابر

حدیث جابر یک حدیث مشهور است که شیعیان برای اثبات و تعیین امامت به آن تمسک می‌جویند. نام این حدیث برگرفته از نام جابر بن عبدالله انصاری، یکی از اصحاب پیامبر اسلام است.

حسن عسکری

ابومحمد حسن بن علی بن محمد (به عربی: أبو محمّد الحسن بن علیّ بن محمّد؛ زادهٔ ۸ ربیع‌الثانی ۲۳۲ هجری قمری برابر با ۸۴۶ میلادی در مدینه – درگذشتهٔ ۸ ربیع‌الاول ۲۶۰ هجری قمری برابر با ۸۷۴ میلادی در سامرا) ملقب به ابن الرضا و معروف به عسکری، یازدهمین امام شیعیان دوازده امامی پس از پدرش هادی و قبل از پسرش مهدی بود. او و پدرش امامین عسکریین نامیده می‌شوند زیرا شهر سامرا — که مجبور به زندگی در آن بودند — در واقع یک اردوگاه نظامی بود.

وی بیشتر طول عمرش را در حبس خانگی به سر برد؛ مخصوصاً به دلیل قول مشهوری که بیان می‌کرد وی صاحب فرزندی خواهد شد که به‌عنوان منجی آخرالزمان قیام خواهد کرد تا زمین را از عدالت پر کند. حسن عسکری طی سال‌های امامت خود در سامرا تحت محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی خلافت عباسیان می‌زیست. وی زیر نظر جاسوسان خلیفه‌های وقت بود و لذا نمی‌توانست با شیعیان ارتباط آزادانه داشته باشد و تنها خواص اصحابش با وی شخصاً ارتباط داشتند. وی در سال ۲۶۰ ه‍.ق بیمار شد. معتمد، خلیفهٔ عباسی، چند نفر مراقب به همراه پزشک و قاضی القضات را بر بالین وی فرستاد. نهایتاً وی در اثر این بیماری در ۸ ربیع‌الاول آن سال مقارن با اول ژانویه ۸۷۴ درگذشت. به‌نوشتهٔ منابع شیعی، عاقبت به دستور معتمد خلیفهٔ عباسی مسموم، و در سامرا در کنار قبر پدرش علی هادی مدفون شد. او پس از انجام مراسم در منزلش دفن شد. بنا بر روایت شیخ طوسی، عثمان بن سعید در طول بیماری حسن عسکری بر بالین وی بود و مراسم غسل و خاک‌سپاری را به جا آورد.

زیدیه

زیدیه یکی از فرقه‌های شیعه است که نامشان را از زید بن علی گرفته‌اند. زیدیان برخلاف دوازده‌امامی‌ها، زید بن علی را به‌جای برادرش امام محمد باقر امام پنجم می‌دانند و در امامت علی بن ابی طالب، حسن بن علی، حسین بن علی، علی بن حسین با دیگر شیعیان هم‌نظرند. یحیی بن زید دیگر امام معروف زیدیه است.

در دوران معاصر مهمترین سکونتگاه زیدیان کشور یمن است که حدود ۴۵٪ جمعیت آن را شیعیان تشکیل می‌دهند. مکتب فقهی زیدیان به مذهب حنفی نزدیک است و شباهت‌هایی هم با مذهب جعفری دارد. در کلام و الهیات به معتزله نزدیک‌اند. یکی از اختلاف‌های مهم زیدیان و دوازده‌امامی‌ها این است که به عصمت امامان معتقد نیستند و معتقدند هر یک از فرزندان حسن و حسین می‌تواند به مقام امامت برسد. پس امامت را ارثی نمی‌دانند. همچنین معتقدند امام باید قادر به جنگ و دفاع باشد بنابراین امامت کودک و مهدی غایب را نمی‌پذیرند. مهم‌ترین شرط امامت را کوشش شخص دانسته و وجود بیش از یک امام در یک زمان و نبودن امام در زمانی دیگر را می‌پذیرند.شیخ مفید در مورد زیدیه چنین آورده‌است: «زیدیه به امامت علی، حسن، حسین و زید بن علی قائل هستند و نیز به امامت هر فاطمی‌ای که به خود دعوت کند و در ظاهر، عادل و اهل علم و شجاعت باشد و با او بر شمشیر کشیدن برای جهاد بیعت شود.» در کتاب التحف شرح الزلف، پس از شمردن محمد بن عبدالله، علی بن ابی طالب، حسن بن علی، حسین بن علی، علی بن حسین و زید بن علی، تا بیش از ۱۱۰ امام برای زیدیه، شمرده شده‌است. زیدیه دو بار در تاریخ به قدرت رسیدند یکی در طبرستان و دیلمان و گیلان از حدود ۲۵۰ ه‍.ق که داعی کبیر حکومت علویان طبرستان را تأسیس کرد تا حدود سال ۵۲۰ ه‍.ق و دیگری در یمن که یحیی بن حسین در حدود سال ۲۹۸ آن را تصرف کرد و تا دوران معاصر برای تصاحب قدرت سیاسی در این منطقه با خلفای مصر و خلفای عثمانی رقابت داشتند.

سجاد

علی بن حسین (به عربی: علیُّ بنُ اَلْحُسَينِ بْنِ عَلیِّ بْنِ أبی‌طالِب؛ زاده ۵ شعبان ۳۸ هجری قمری / ۴ ژانویهٔ ۶۵۹ میلادی – درگذشتهٔ ۱۲ یا ۲۵ محرم ۹۵ هجری قمری / ۲۰ اکتبر ۷۱۳ میلادی در مدینه) ملقّب و مشهور به سَجّاد و زِیْن‌ُالْعابِدین چهارمین امام شیعیان بعد از پدرش حسین، عمویش حسن مجتبی و پدربزرگش علی بن ابی‌طالب است. او در مدینه به‌دنیا آمد و در جوانی پدرش را در صحرای کربلا همراهی می‌کرد، اما به‌دلیل بیماری در نبرد کربلا شرکت نکرد. پس از کشته شدنِ پدر و خویشانش به‌همراه اُسرا به کوفه و سپس دمشق منتقل شد اما بعدها اجازه پیدا کرد تا به مدینه برگردد و در آنجا انزوا اختیار کرده با عدهٔ محدودی از اصحابش ارتباط داشت. ماجرای حَرّه که در سال ۶۲ ه‍.ق در مدینه رخ داد از دیگر وقایع مهم زندگی او بود. قیامِ مختار ثقفی و گرایشِ بیشترِ شیعیان به کِیْسانیه که باعثِ انشقاق در میان شیعیان شد از دیگر چالش‌های دوران امامت سجاد بود.

تعلیماتِ زین‌العابدین بیشتر شکل دعا و نیایش داشت. اثرِ معروف او صحیفه سجادیه است که به شکل نیایش نگاشته شده‌است.

بنابر روایات شیعه، زین‌العابدین با سمِّ ولید بن عبدالملک از دنیا رفت و در قبرستان بقیع در کنار عمویش حسن مجتبی به‌خاک سپرده شد. محمد باقر، امام پنجم شیعیانِ دوازده امامی و زید بن علی، امام پنجم شیعیانِ زیدی از فرزندان زین‌العابدین به‌شمار می‌آیند.

شیعه دوازده‌امامی

شیعه دوازده‌امامی یا اثنی‌عشری نام مذهب تشیع است که به امامت ۱۲ امام پس از پیامبر اسلام، باور دارند. این دین را شیعه جعفری یا امامیه هم می‌نامند. شیعه دوازده امامی در ابتدای قرن بیست و یکم، بزرگترین شاخه از فرق شیعه است.

علی النقی

علی بن محمد بن علی (به عربی مُحَمَّد بن علی الهادی؛ زادهٔ ۱۵ذی‌الحجه ۲۱۲ هجری در صریا مدینه – درگذشتهٔ ۳رجب ۲۵۴ هجری) معروف به علیّ النقی و هادی؛ فرزند جواد و سمانه، امام دهم امام شیعیان بعد از پدرش جواد و قبل از حسن عسکری می‌باشد. او تا سن ۳۰سالگی در مدینه مشغول تدریس بود تا اینکه متوکل عباسی او را به بغداد فراخواند. در بغداد با ۶ خلیفه عباسی همدوره بود و به وسیلهٔ آنان و جانشینانِ خلیفه مدام تحت فشار بود تا اینکه عاقبت، به تحریک معتز عباسی در سال ۲۵۴ هجری (۸۶۸ میلادی) مسموم شده و در سامرا، جایی که بعداً فرزندش حسن عسکری هم دفن شد، به خاک سپرده شد.زندگی او مصادف با ضعف عباسیان بود. از او رساله‌ای در جبر و اختیار و چند زیارت نقل شده‌است. منابع شیعی و سنی کرامات بسیاری را به او نسبت می‌دهند.

او یک همسر به نام حدیثه خاتون و ۶ فرزند به نام‌های حسن عسکری، سید محمد، حسین، جعفر (مشهور به جعفر کذاب)، عُلَیه و دلاله داشته‌است.

غیبت صغرا

غیبت صُغرا یا نهان‌زیستی کوتاه (به عربی: الغيبة الصغرى) در ادبیات شیعی به معنای غایب شدن کوتاه مدت است و بنابر باور شیعیان دورانی است که در آن مهدی زندگانی مخفی و فقط از طریق نمایندگان چهارگانه خود با شیعیان ارتباط داشته‌است. این دوره از سال ۲۶۰ ه‍.ق (۸۷۴ م) آغاز و در ۳۲۹ ه‍.ق (۱–۹۴۰ م) پایان یافته‌است.پیشوای یازدهم شیعیان، مدت شش ساله امامت خود را در خفا و تقیه زندگی می‌کرد؛ زیرا خلیفه وقت، معتمد عباسی، ارتباطات او را محدود کرده بود و از طریق جاسوسان خود، وی را به‌شدت زیر نظر داشت. از این رو، بیشتر شیعیان از تماس با او محروم بودند و صرفاً برگزیدگانی از شیعیان می‌توانستند شخصاً با او در تماس باشند. امام حسن عسکری سرانجام در سال ۲۶۰ق/ ۸۷۴م به قتل رسیدند.از دیدگاه امامیه سلسله امامت با امام دوازدهم خاتمه می‌یابد. بنابر منابع کهن امامیه، پیشوای یازدهم شیعیان امام مهدی فرزند خویش را به صورت علنی به امامت بعد از خود منصوب نکرد؛ بلکه به اشاره و تنها به برخی خواص او را معرفی کرد. از سوی دیگر، پیروان امام از ستم عباسیان به ستوه آمده بودند. خلیفه معتمد در جستجوی فرزند پیشوای یازدهم شیعیان بود و می‌کوشید تا او را بیابد و دستگیر کند. باورهای شیعیان دربارهٔ حجت بن الحسن در سطح جامعه مشهور و مطرح بود؛ از جمله آنکه آنان در انتظار قیام او هستند. از این رو، پیشوای یازدهم شیعیان فرزند خویش را پنهان می‌ساخت و تنها برخی از خواص توانستند فرزند امام را ببینند.در منابع روایی امامیه نام و گواهی بسیاری از شیعیان که فرزند پیشوای یازدهم شیعیان را به چشم خود دیده‌اند، ثبت و ضبط شده‌است. بنابر روایتی منسوب به محمد بن عثمان، سفیر دوم پیشوای دوازدهم، امام عسکری چهل نفر از پیروان مورد اعتماد خود را گرد هم آورد و فرزندش را به آن‌ها نشان داد.پس از کشته شدن پیشوای یازدهم شیعیان در سال ۲۶۰ق. فرزندش امام مهدی بر پیکر پدر نماز گزارد و از آن روز غیبت صغرا آغاز شد و تا سال ۳۲۹ق. ادامه یافت. برخی منابع این دوره را «غیبت صغیره» و برخی دیگر «غیبت صغرا» خوانده‌اند.

پس از مرگ حسن عسکری (امام یازدهم شیعیان) در سال ۲۶۰ هجری و سن ۲۸ سالگی، از آنجا که حسن عسکری برخلاف سایر امامان شیعه —که در زمان حیاتشان جانشین بعدی را تعیین کرده بودند— به‌طور علنی جانشینی برای خود برجای نگذاشته بود، بحران فکری و اعتقادی بزرگی در میان پیروان امام شیعه به وجود آمد. در این دوران که به «سال‌های حیرت» موسوم است، شیعیان به فرقه‌های متعددی منشعب شدند. عده‌ای از شیعیان اعتقاد داشتند که از امام حسن عسکری فرزندی باقی نمانده‌است یا این فرزند در گذشته‌است؛ بسیاری از شیعیان امامت جعفر برادر حسن عسکری را پذیرفتند و گروه‌هایی نیز متوجه فرزندان و نوادگان امامان نهم و دهم شیعه شدند. اما اصحابی از حسن عسکری چنین گفتند که «وی پسری داشته که جانشینی مشروع برای امامت است». طبق گفتهٔ عثمان بن سعید، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود، چرا که ترس آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد. دیدگاه این گروه که در ابتدا دیدگاه اقلیت شیعه بود، به‌مرور به دیدگاه تمامی شیعیان امامی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی‌اند.

از دیدگاه تاریخی، باور به دوازده امام و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است به‌طور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافت. به نظر می‌رسد مدتی طول کشید تا این نظریه به صورتبندی نهایی خود برسد و پس از آن هم توجیه‌ها و تبیین‌های دینی گسترده‌ای در موردش ارائه شد. شیعیان با دو رویکرد حدیثی و کلامی به تبیین نظریهٔ غیبت برخاستند. کلینی (و. ۳۲۹ ه‍.ق / ۹۴۱ م). در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی —که در خلال دوره سفرا (موسوم به غیبت صغرا) گرد آورد— به موضوع غیبت و علت آن پرداخت. به‌خصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریه غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغرا» و «غیبت کبرا» را به کار برد. پس از وی ابن بابویه (و. ۹۹۱–۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید. از دیگر سو، متخصصان علم کلام از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه‍.ق / ۱۰۲۳ م). و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴–۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.

فروع دین

در اصطلاح دین اسلام فروع دین را بر مسائلی اطلاق می‌کنند که به عمل و عبادات مربوط است. به طور کلی احکام شرعی اسلام یا متعلق به عمل و طاعات است یا متعلق به معرفت و اعتقاد، قسمت اول را احکام فرعی یا عملی و قسمت دوم را احکام اصلی یا اعتقادی می‌گویند.

محمد تقی

محمد بن علی بن موسی (زاده ۹ رجب سال ۱۹۵ در مدینه - درگذشته ۳۰ ذی‌القعده سال ۲۲۰ در بغداد) مکنّی به ابوجعفر، ملقب به جواد (بخشنده) و تقی (پرهیزگار)، نهمین امام شیعیان دوازده‌امامی بعد از پدرش علی بن موسی الرضا و پیش از پسرش هادی می‌باشد.

محمد تقی در سال ۱۹۵ هجری در مدینه به دنیا آمد و در دوران کودکی، پدرش از دنیا رفت. دورنمای یک امام نابالغ تردیدهای زیادی در جامعه شیعه ایجاد کرد. شیعیانی که بلوغ را لازمه امامت می دانستند به سمت احمدبن موسی، عموی جواد تمایل پیدا کردند و فرقه احمدیه را شکل دادند و یا معتقد شدند امامت با کاظم، خاتمه پیدا کرده و فرقه واقفیه را تشکیل دادند. در مقابل حامیان جواد استدلال می کردند که علم امامت ربطی به سن و سال ندارد، همانطور که در کودکی به برخی پیامبران چون عیسی وحی شده است. فقهای شیعه در موقعیتهای مختلف از جمله موسم حج با طرح سوالهایی جواد را آزمایش می کردند و پاسخهای جواد باعث شد اکثریت شیعه به امامتش معتقد بمانند.عباسیان که ازدواج جواد با دختر مامون و ورودش به دستگاه خلافت را بر خلاف منافع خود می دانستند، با برگزاری مناظره های علمی سعی داشتند او را تحقیر کنند اما جواد با وجود خردسالی به همه این سوالات پاسخ می داد.

در نهایت مأمون او را به بغداد فراخواند و دخترش، ام فضل، را به ازدواج او درآورد. بعدها جواد اجازه پیدا کرد به مدینه برگردد اما ام فضل، که از او صاحب فرزند نمی شد، با او سر ناسازگاری گذاشته بود. جواد با یکی از کنیزانش به نام سمانه ازدواج کرد. هادی، امام دهم، حاصل این ازدواج می باشد. بعد از مرگ مأمون، جواد که مورد سوء ظن واقع شده بود دوباره به بغداد فراخوانده شد و بنا به برخی روایات شیعی، به تحریک خلیفه جدید، معتصم، و به دست همسرش ام فضل مسموم شد. جواد با ۲۵ سال عمر، کوتاه‌ترین دوران زندگی را در بین ائمه شیعیان دوازده امامی به خود اختصاص داده است.

اصول
فروع
عقاید برجسته
چهارده معصوم
صحابه
علما
رویدادها
آیات
و روایات
ادعیه و مناسک
کتاب‌ها
مکان‌های مقدس
روزهای مقدس
شاخه‌ها
منابع اجتهاد
وابسته
موضوعات اسلام
عقاید
تاریخ
منابع دینی
مذهب‌ها
مسلمانان
زندگی و فرهنگ
شریعت و فقه
علوم
رابطه با دیگر ادیان
موضوعات مرتبط
بزرگان اسلام
پیامبر و
خلفای راشدین
پنج‌تن
امامان شیعه
اهل بیت
صحابه
صحابیات

به زبان‌های دیگر

This page is based on a Wikipedia article written by authors (here).
Text is available under the CC BY-SA 3.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.