الکامل محمد بن عادل

الکامل محمد بن عادل (عربی: الکامل‎؛ زاده ۱۱۸۰ درگذشته ۶ مارس ۱۲۳۸) از سلطان‌های دمشق و مصر بود.

الکامل محمد بن عادل
Al-Kamil Muhammad al-Malik and Frederick II Holy Roman Emperor
پادشاه دمشق
سلطنت۱۲۳۸
پیشینالصالح اسماعيل‎
جانشینعادل دوم
سلطان مصر
سلطنت۱۲۱۸-۱۲۳۸
پیشینعادل یکم
جانشینعادل دوم
فرزند(ها)As-Salih Ayyub
عادل دوم
نام کامل
الملک الکامل ناصر الدین ابو المعلی محمد
Dynastyایوبیان
پدرعادل یکم
زادروز۳۰ مارس ۱۱۷۷
قاهره, ایوبیان
مرگ۶ مارس ۱۲۳۸
دمشق, ایوبیان
دین و مذهبسنی

منابع

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Al-Kamil». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۳۰ مارس ۲۰۱۴.
  • «Al-Kamil». دریافت‌شده در ۳۰ مارس ۲۰۱۴.
الصالح ایوب

الصالح ایوب (عربی: الملك الصالح نجم الدين ايوب‎؛ ۵ نوامبر ۱۲۰۵ – ۲۲ نوامبر ۱۲۴۹)، سلطان ایوبی با لقب ابوالفتح بود که از سال ۱۲۴۰ تا ۱۲۴۹ سلطان ایوبیان مصر بود. وی قبل از رسیدن به سلطنت امیر ایوبی دمشق بود.

ایوبیان

ایوبیان (عربی: الأیوبیون‎)، یک دودمان کرد مسلمان سنی مذهب بود که صلاح‌الدین ایوبی به مرکزیت مصر بنیاد گذاشت. این سلسله در طول قرون ۱۲ و ۱۳ میلادی بر بخش عظیمی از خاورمیانه حکم می‌راند. این سلسله پس از دودمان فاطمیان و زنگیان به حکومت رسید و دست به فتوحات گسترده‌ای در سراسر خاورمیانه زد. سرانجام صلاح‌الدین با شکست پادشاهی اورشلیم در جنگ حطین سرزمین مقدس را ضمیمه خاک ایوبیان کرد.

بیبرس

ظاهر بیبَرس بُندُقداری چهارمین سلطان از ممالیک بحری مصر بود که از ۶۵۸ تا ۶۷۶ق. بر مصر و شام حکمرانی کرد. ممالیک بحری، بردگانی ترک بودند که در آغاز به دست پادشاهان ایوبی و سپس پادشاهان مملوکی صالحی برای تأمین نیروی نظامی خریداری شدند و به تدریج به مناصب عالی حکومتی رسیدند.

جنگ صلیبی ششم

جنگ صلیبی ششم (انگلیسی: Sixth Crusade) یا جنگ صلیبی فریدریش دوم (انگلیسی: Frederick II's Crusade) در تلاشی مجدد برای بدست آوردن اورشلیم به سال ۱۲۲۸ آغاز گردید و در سال ۱۲۲۹ خاتمه یافت. پس از گذشت ۷ سال از جنگ صلیبی پنجم که به شکست صلیبیون انجامید، فریدریش دوم، امپراتور مقدس روم، جنگ صلیبی جدیدی را جهت تصرف مجدد پادشاهی اورشلیم آغاز کرد که در حقیقت نه یک جنگ صلیبی تمام عیار بلکه مکاتبات دوستانه و حاکی از تعارف بین امپراتور فریدریش و سلطان کامل ایوبی بود. بعد از این مکاتبات و عقد صلح نامه‌ای جدید، اورشلیم و تعدادی از مناطق اطراف آن برای مدت حدود ۱۵ سال در اختیار مسیحیان قرار گرفت، هر چند مسلمین نیز مجاز بودند که به راحتی و بدون دردسر به بیت‌المقدس و مسجدالاقصی در جهت زیارت بروند.

در ۱۲۲۲ میلادی، جان برین، به قصد تحریک پاپ و پادشاهان غرب اروپا برای تدارک جنگ جدیدی با مسلمانان و نیز یافتن همسر مناسبی برای دخترش یولاند، که وارث تاج و تخت اورشلیم بود، راهی اروپا شد. او و کاردینال پلاجیو دراواخر مه ۱۲۲۲ با پاپ هونوریوس ملاقات کردند و نظر مساعد وی را برای تدارک جنگ صلیبی جدید به دست آوردند. همزمان، جان برین، یولاند را به همسری فردریش دوم، امپراتور پر قدرت مقدس روم، درآورد. فردریش از نمایندگان پاپ که در ژوئیه ۱۲۲۵ به دیدارش رفته بودند، خواست تا حمله به مشرق زمین را دو سال به تعویق بیندازند که پاپ این درخواست وی را پذیرفت.

دو سال بعد، پاپ جدید، گریگوری نهم، از فردریش خواست که به وعده‌اش عمل کند. امپراتور مقدس روم، که به پادشاه اورشلیم ملقب شده بود، پس از تعلل بسیار، راهی شرق شد، اما در میانه راه بیمار شد و از این‌رو، فرماندهی سپاهش را بر عهده بطرک اورشلیم گذاشت و پاپ را نیز از ماجرا مطّلع ساخت. پاپ اقدام امپراتور را نوعی خودداری از رفتن به مشرق دانست و وی را در نوامبر ۱۲۲۷ تکفیر کرد و از شرکت در جنگ‌های صلیبی محروم ساخت. با این حال، در ژوئن ۱۲۲۸، فردریش بدون توجه به فرمان تحریم، با پانصد تن از سواران خود راهی مشرق شد. وی برای اثبات حق حاکمیتش بر جزیره قبرس، حدود یک ماه در آن‌جا اقامت گزید و سپس در سپتامبر ۱۲۲۸ به سمت عکا حرکت کرد. فردریش، به رغم علاقه‌اش به مسلمانان و طرد شدن از طرف پاپ و کمبود نیروی نظامی، بر آن شد تا به حمله‌اش جنبه سیاسی بدهد. شرایط زمانی نیز به او یاری رساند؛ چه، پس از اخراج صلیبیان از مصر، از اواخر ۱۲۲۳ به تدریج میان فرزندان ملک عادل اختلافات شدیدی رخ نمود؛ ملک کامل از فردریش و ملک معظم از جلال‌الدین خوارزمشاه، یاری خواست. فردریش پس از ورود به عکا، با اعزام پیکی نزد ملک کامل به او یادآوری کرد که در پاسخ به درخواست استمداد او آمده و اینک او باید به وعده‌هایش مبنی بر تسلیم اورشلیم عمل کند. پس از مذاکرات طولانی بالاخره در ۱۸ فوریه ۱۲۲۹ قرارداد صلحی به مدت ده سال و پنج ماه میان فردریش دوم و ملک کامل منعقد گردید و به موجب آن شهر اورشلیم و بیت‌لحم، به شرط آنکه بناهای مقدس عیسوی آن نوسازی نشود، به صلیبیون واگذار گردید؛ که این معاهده با مخالفت عمومی مسلمانان روبه‌رو شد. ملک ناصر داود، حاکم دمشق، از شیخ شمس‌الدین سبط ابن جوزی خواست تا در جامع دمشق، با برانگیختن احساسات مردم، به تقبیح این معاهده بپردازد. دیگر گروه ناراضیان، صلیبیون بودند که دستاورد بزرگی را که فردریش بدون جنگ به دست آورده بود، به درستی درنیافتند و حتی پاپ علیه املاک فردریش در ایتالیا اقداماتی کرد که وی را ناگزیر نمود در ۱۲۲۹ به اروپا بازگردد. بدین‌ترتیب، ششمین جنگ صلیبی به پایان رسید.

جنگ صلیبی پنجم

جنگ صلیبی پنجم (انگلیسی: Fifth Crusade) یا پنجمین جنگ صلیبی که از سال ۱۲۱۳ تا ۱۲۲۱ م (۶۱۰ - ۶۱۸ ه‍.ق) ادامه یافت، تلاش جدید کشورهای مسیحی اروپایی در جهت بازپس‌گیری اورشلیم و سایر سرزمین‌های مقدس از دولت قدرتمند ایوبیان حاکم بر مصر و شام بود. پاپ اینوسِنت سوم در ۱۲۱۳ م، به‌قصد جبران جنگ صلیبی چهارم، خواستار جنگی دیگر گردید. در نتیجه، اقدامات وسیعی برای تدارک این حمله در سرزمین‌های اروپایی انجام گرفت. با درگذشت پاپ در مهٔ ۱۲۱۶ م، جانشین وی، هونوریوس سوم، آغاز حملهٔ جدید را به جان بِریَن، پادشاه اورشلیم، اطلاع داد. آندراش دوم، پادشاه مجارستان، و بسیاری از اُمرا و تیول‌داران اروپا برای شرکت در این حمله اعلام آمادگی کرده و در نتیجه سپاه ۱۵ هزار نفرهٔ صلیبی، به فرماندهی آندراش دوم و لِئوپولد ششم، دوک اتریش، در پاییز ۱۲۱۷ م به عکا رسید و در آن‌جا نیز هیو یکم، پادشاه قبرس، به آن‌ها پیوست.

ملک عادل، سلطان ایوبی، که در این هنگام در مصر به سر می‌بُرد، عازم شام شد و در ناحیهٔ بَیسان اردو زد، اما از ترس شکست از سپاه ۱۵ هزار نفرهٔ صلیبیون در بَیسان نجنگید و تا جنوب دمشق عقب‌نشینی کرد. با عقب‌نشینی او، صلیبیون به سمت شمال لشکر کشیدند و به بَیسان حمله بردند و از آن‌جا تا بانیاس را تصرف نمودند. آن‌گاه بانیاس را محاصره نمودند، که چون بی‌نتیجه ماند، به عکا بازگشتند. سپس راهی قلعهٔ باتور شدند، اما با وجود ۱۷ روز محاصره، موفق به فتح آن نگردیدند. در همان زمان، سپاهیان مجارستانی، برخلاف توصیه‌های پادشاه اورشلیم و دیگر امیران صلیبی، به دشت بِقاع در لبنان یورش بردند و به سختی شکست خوردند. این واقعه و نیز یک حملهٔ ناموفق دیگر، سبب شد پادشاه مجارستان — که برای ادای نذرش (جنگیدن با مسلمانان) راهی جنگ صلیبی شده بود — ناگزیر شد در اوایل ۱۲۱۸ م به کشورش بازگردد. در این میان، پادشاه اورشلیم به فکر افتاد از نیروهای صلیبی — که پی‌درپی به‌دستور پاپ راهی شام می‌شدند — برای حمله به مصر مدد جوید.

جان بِریَن همانند ریچارد، پادشاه انگلستان، کلید فتح اورشلیم و تمام سرزمین شام را چیرگی بر مصر می‌دانست؛ از این‌رو، پس از کسب موافقت فرماندهان دو فرقه دینی–نظامی شوالیه‌های هوسپیتالر (در منابع اسلامی: اِسبِتاریه) و شوالیه‌های معبد (در منابع اسلامی: داویه) و تهیهٔ تدارکات لازم در ۷ مهٔ ۱۲۱۸ م راهی شهر دِمیاط در مصر شد. مصریان از دیرباز بر کنار مصب رود نیل، برجی به نام برج سلسله ساخته بودند و از آن تا دیوارهای دِمیاط زنجیرهای سنگینی وصل کرده بودند تا مانع ورود کشتی‌های دشمن به رود نیل شود. صلیبیون که به اهمیت تصرف برج سلسله برای تصرف دِمیاط پی برده بودند، به آن حمله کردند و پس از تحمل تلفات سنگین، سرانجام در ۲۱ اوت ۱۲۱۸ م برج را به تصرف خود درآوردند و راه ورود به مصر برایشان گشوده شد. ملک العادل، پس از شنیدن خبر سقوط دِمیاط، از شدت اندوه درگذشت و پسرش، المُعظم عیسی، جانشین وی در شام شد.

در همان زمان الکامل محمد، پسر دیگر ملک العادل و حاکم مصر، تلاش‌های مؤثری برای جلوگیری از ورود صلیبیون به مصر کرد، اما وقتی از توطئهٔ احمد بن مَشطوب، یکی از پرنفوذترین امرای اَیوبی علیه خود آگاه شد، اردوگاهش در عادلیه (میان فارَسکور و دِمیاط) را مخفیانه ترک کرد و به شهر اَشموم طنّاح گریخت. در اثر این اقدامِ کامل، سپاهیانش متفرق شدند و صلیبیون توانستند اردوگاه مسلمانان را به تصرف درآورند. دو روز پس از این حادثه، ملک المعظم به یاری برادرش شتافت و مخالفان وی را زندانی و تبعید کرد و مجدداً سپاهی را برای مقابله با صلیبیون تدارک دید. پیشتر الکامل، هفتاد پیک نزد حاکمان جهان اسلام، برای استمداد فرستاده و به همه یادآوری کرده بود که سقوط مصر به‌معنای به‌خطر افتادنِ سایر نواحی اسلامی خواهد بود. از این‌رو، نیروی کمکیِ بسیاری به مصر آمد، همچنان که نیروهای کمکی زیادی نیز به اردوگاه صلیبیون رسید. الکامل از ترس سقوط دِمیاط و دیگر شهرهای مصر به‌دست صلیبیون، به آنان پیشنهاد کرد در ازای عقب‌نشینی صلیبیون از مصر، اورشلیم و بخش اعظم سرزمین فلسطین را به آنان واگذار کند. هرچند جان بِریَن و یارانش این پیشنهاد را پذیرفتند، ولی کاردینال پِلاجیو گالوانی، نمایندهٔ پاپ و برخی از سران سپاه — که خواهان امتیازات بیشتری چون واگذاری قلعهٔ کَرَک و سیصد هزار دینار وجه نقد نیز بودند — آن را رد کردند.

با وجود مقاومت سرسختانهٔ مردم دِمیاط، سرانجام این شهر، بر اثر شیوع بیماری و قحطی و فشار شدید صلیبیون در ۵ نوامبر ۱۲۱۹ م سقوط کرد و سپاه صلیبی پس از ورود، شهر را غارت نمود. پس از تصرف دِمیاط، میان جان بِریَن و کاردینال پِلاجیو بر سر حاکمیت شهر اختلاف شدیدی رخ داد، که به نفع جان بِریَن پایان یافت؛ اما چندی بعد، وی به‌علت مرگ پدر همسرش، پادشاه کیلیکیه، مجبور به بازگشت به عکا شد و فرماندهی صلیبیون در مصر به پِلاجیو رسید. پِلاجیو پس از رسیدن لویی یکم، دوک باواریا، در رأس سپاهی بزرگ به دِمیاط، تصمیم گرفت در تابستان ۱۲۲۱ م به قاهره حمله کند و بدین منظور، جان بِریَن را نیز به یاری فراخواند. از آن‌سو، الکامل، پس از اشغال دِمیاط، اردوگاهش را به شهر نوساز منصوره منتقل کرد تا مانع حرکت صلیبیون به‌سوی قاهره شود. امیران سرزمین‌های اسلامی، از جمله ملک المعظم و ملک الاشرف، که خطر سقوط قاهره را کاملاً درک می‌کردند، در رأس سپاهیان‌شان با شتاب راهی مصر شدند. مصریان پس از تخریب سدهایی که بر روی رود نیل ساخته بودند و قرار دادن صلیبیون در راهی باریک، آن‌ها را محاصره کردند؛ تا اینکه صلیبیون تقاضای صلح کردند. جان بِریَن به اردوگاه سپاه ایوبیان آمد و در ۲۰ اوت ۱۲۲۱ م قرارداد صلحی را امضا کرد که بر اساس آن مقرر شد در مقابل تعرض نکردن مسلمانان به جانِ صلیبیون، آن‌ها دِمیاط را به مسلمانان پس دهند و از مصر خارج شوند و برای هشت سال صلح برقرار شود. صلیبیون در ۷ سپتامبر ۱۲۲۱ م شهر دِمیاط را به ایوبیان واگذار کردند و از راه دریا به عکا بازگشتند. بدین ترتیب، پنجمین حملهٔ صلیبی، برای گرفتن اورشلیم نیز ناکام ماند.

صلاح‌الدین ایوبی

صلاح‌الدین یوسف اَیّوبی با لقب‌های ابوالمُظَفَّر و المَلِکُ الناصر (۱۱۳۷، تکریت – ۱۱۹۳، دمشق) که عموماً با نام‌وارهٔ صلاح الدّین شهرت دارد، بنیان‌گذار دولت ایّوبیان مصر و شام بود. او را از فرمانروایان بزرگ اسلامی در نیمهٔ دوم سدهٔ ششم هجری می‌دانند که صلیبیان را در نبرد حِطّین شکست داد و اورشلیم را در سال ۱۱۸۷ از آنان بازپس گرفت. در جنگ سوم صلیبی با ریچارد یکم شیردل صلح کرد؛ شش سال بعد در دمشق درگذشت و در مسجد جامع اموی دفن شد.در باب نسب وی اختلافات زیادی وجود دارد. برخی وی را با اصالتی کرد و برخی دیگر وی را عرب می‌دانند که قدرت و فتوحات وی سرزمین‌های مصر و شام و شمال عراق و یمن و حجاز را دربر گرفت. وی پیش از رسیدن به سلطنت، در دمشق ملقب به صلاح‌الدین گردید و سپس در مصر ملقب به «الملک الناصر» گردید. او توانست اغلب سرزمین‌های پادشاهی بیت‌المقدس و شهر قدس را آزاد سازد و این باعث آغاز جنگ سوم صلیبی به فرماندهی پادشاه فرانسه و انگلستان و آلمان گردید.

.او در دوران حکومتش دو هدف عمده را دنبال می‌کرد: استوار ساختن قدرت حکومت برای خود و خاندان ایوبی، جنگ با صلیبیون؛ که به هر دو، تا حدود زیادی دست یافت.

عادل دوم

عادل دوم (عربی: العادل سيف الدين أبو بكر بن الكامل‎ (حدود ۱۲۲۱ میلادی - ۹ فوریه ۱۲۴۸ میلادی) سلطان مصر از دودمان ایوبی بود که بعد از درگذشت پدرش کامل در سال ۶۳۵ هجری به حکومت رسید. وی ششمین سلطان ایوبی مصر بود. در زمان عادل دوم به دلیل عدم توجه وی به امور کشوری هرج و مرج حاکم گردید. او خیلی زود از سلطنت خلع شد و نهایتاً در ۲۷ سالگی درگذشت.

عادل یکم

عادل یکم (عربی: العادل‎؛ ژوئن ۱۱۴۵ – اوت ۱۲۱۸)، حاکم مصر و مناطق کردنشین سوریه و یکی از فرماندهان سپاه صلاح‌الدین ایوبی طی جنگ صلیبی دوم و جنگ حطین بود.

قلج ارسلان یکم

قلج ارسلان یکم (به ترکی استانبولی: Kılıç Arslan) یکی از سلاطین سلجوقیان روم از سال ۱۰۹۲ تا ۱۱۰۷ می‌باشد. وی در طول نخستین جنگ صلیبی حکومت می‌کرد. او حکومت سلجوقیان روم را پس از مرگ ملکشاه یکم دوباره ایجاد کرد و صلیبیون را در طول جنگ‌های صلیبی سه مرتبه شکست داد.

قلج ارسلان پس از مرگ پدرش سلیمان یکم در سال ۱۰۸۶ به یک گروگان بزرگ برای ملکشاه تبدیل شد. اما زمانی که ملکشاه درگذشت، ارسلان با هدایت یک ارتش ترک به نیقیه (ایزنیک) رفت و جایگزین امین غزنی فرماندار ملکشاه شد.

پس از ملکشاه قبایلی مانند دانشمندیان، سلتوقیان، چاکا، تنگریبیرمیش بیگیان و آل ارتق برای استقلال خود به رقابت پرداختند. آلکسیوس یکم با دختر امیر چاکا ازدواج کرد و با آن‌ها متحد شد. قلج ارسلان با دریافت نامه‌ای از سوی آلکسیوس یکم به چاکا دعوت شد. وی با ارتشی به سمت سمیرانا پایتخت چاکا حرکت کرد. در آنجا ضیافتی برپا شد و او پدرزن خود را به چادر آورد و درحالی که مست بود او را کشت.

پس از جنگ‌های صلیبی او به سمت شرق به حران و دیاربکر رفت. در ۱۱۰۷ او قصد داشت موصل را فتح کند اما توسط محمد یکم سلجوقی با پشتیبانی آل ارتق در حوالی رودخانه خابور شکست خورد. قلج ارسلان در حین فرار از رودخانه کشته شد.

محاصره اورشلیم (۱۲۴۴)

محاصره اورشلیم پس از جنگ صلیبی ششم رخ داد، هنگامی که خوارزمشاهیان شهر را در ۱۵ ژوئیه ۱۲۴۴ فتح کردند.فریدریش دوم فرماندهی جنگ صلیبی ششم برای سرزمین مقدس را در ۱۲۲۸ میلادی برعهده داشت. اندازه ارتش فردریش دوم و شهرتش برای به دست آوردن اورشلیم، بیت‌لحم، ناصره و برخی از نقاط دیگر در بین جوامع اسلامی کافی بود. طبق معاهده‌ای که الکامل محمد بن عادل برقرار کرد این امر میسر گردید. با این حال، اورشلیم برای مدت طولانی در دست مسیحیان باقی نماند. ایوبیان از قبیله آزاد خوارزم که توسط مغول‌ها ویران شده بود برای تسخیر مجدد شهر دعوت کرد. در زمان محاصره و تسخیر شهر در اوت ۱۲۴۴ خوارزمشاهیان اورشلیم را به طور کامل ویران کردند و مسلمانان و مسیحیان شهر را به دلیل تخریب و ویرانی ترک کردند. جنگ صلیبی هفتم به دستور لوئی نهم بخاطر این قتل‌عام انگیزه پیدا کرد اما نیروهای کم ایوبیان با کمک نیروهای قدرتمند مملوک که از حریفان اصلی صلیبیون در جنگ‌های صلیبی ۱۲۵۰ بودند، کامل شده بود.

محاصره دمیاط (۱۲۱۸–۱۹)

محاصره دمیاط (انگلیسی: Siege of Damietta)، قسمتی از جنگ صلیبی پنجم که در سال ۱۲۱۸ رخ داد. در این زمان دمیاط تحت فرمان ایوبیان و سلطان الکامل محمد بن عادل بود که در سال ۱۲۱۸ توسط صلیبیون محاصره و در سال ۱۲۱۹ فتح شد.

در آغاز جنگ صلیبی پنجم، صلیبیون توافق کردند که جنگ جدید را از مصر و شهر بندری دمیاط آغاز کنند که در کنار رود نیل واقع شده بود. طبق نقشه صلیبیون، پس از فتح این شهر، راه حمله به سمت عکا و اورشلیم برای صلیبیون مهیا می‌شد بنابراین اولیه جنگ خود را در دمیاط آغاز کردند.

معاهده یافا

معاهده یافا (انگلیسی: Treaty of Jaffa) موافقت‌نامه‌ای بود که در جریان جنگ‌های صلیبی و در ۲ سپتامبر ۱۱۹۲ (اندکی پس از نبرد یافا) میان صلاح‌الدین ایوبی فرمانده مسلمانان و ریچارد یکم انگلستان به امضا رسید. طرفین توافق کردند که به مدت سه سال میان ارتش دو طرف آتش‌بس برقرار شود. این معاهده به جنگ سوم صلیبی پایان داد. در سال ۱۲۲۹ معاهده مشابه دیگری در همین شهر میان فریدریش دوم، امپراتور مقدس روم رهبر جنگ صلیبی ششم و الکامل محمد بن عادل از مصر به دست آمد.

منصور قلاوون

منصور قلاوون (عربی: قلاوون الصالحي‎؛ c.1222 – ۱۰ نوامبر ۱۲۹۰)، یکی از سلاطین ممالیک مصر بود که از سال ۱۲۷۹ تا ۱۲۹۰ حکومت می‌کرد.

نورالدین زنگی

نورالدین زنگی (۱۱۱۸ فوریه ۱۵ می ۱۱۷۴)، از حاکمان ترک حکومت زنگیان بود که بر سوریه حکومت می‌کرد. او از سال ۱۱۴۶ تا ۱۱۷۴ حاکم بود.

نور الدین، پسر دوم از عماد الدین زنگی، او در زمان، جنگهای صلیبی حضور در سوریه بود. پس از مرگ پدرش در ۱۱۴۶، نور الدین و برادرش بزرگتر سیف الدین غازی پادشاهی را بین خود تقسیم کردند، نور الدین حکومت حلب و سیف الدین غازی ( غزوه کننده با کافران) حکومت خود را در موصل ایجاد کرد. نور الدین به محض این که حکومتش را آغاز کرد به انطاکیه حمله کرد، و قلعه‌های متعدد در شمال سوریه متصرف کرد، در حالی که در همان زمان، Joscelin II حاکم ادسایی تلاش می‌کرد برای بازیابی شهرهای از دست رفته، ولی سرانجام شهر ادسایی توسط زنگیان در سال ۱۱۴۴ فتح شده نور الدین تمام جمعیت مسیحی شهر ادسایی را، به دلیل کمک به Joscelin مجازات کرد.

به زبان‌های دیگر

This page is based on a Wikipedia article written by authors (here).
Text is available under the CC BY-SA 3.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.