آشور

آشور (به فارسی باستان: آثورا 𐎠𐎰𐎢𐎼𐎠 (Aϑurā)[۱]) نام سرزمینی قدیمی است که در بخش میانی رود دجله و کوهستان‌های مجاور آن قرار داشته‌است. اسم آشور از نام یک رب‌النوع گرفته شده و پایتخت آن نخست شهر آشور بود که در ساحل رود دجله در جنوب موصل امروزی قرار داشت و سپس شاروکین و بعداً کالح و پس از آن نینوا (موصل امروزی) بوده‌است.

آشوریان
امپراتوری نوآشوری
۹۳۴ پیش از میلاد–۶۰۹ پیش از میلاد
 

 

 

Location of آشور
نقشهٔ امپراتوری آشور و متصرفاتش
پایتخت شهر آشور و نینوا
زبان‌(ها) زبان آرامی
دین آشوری-بابلی
دولت پادشاهی
پادشاه
 - ۹۳۴–۹۱۲ پیش از میلاد آشوردان دوم (نخستین)
 - ۶۱۲–۶۰۹ پیش از میلاد آشوراوبالیت دوم (آخرین)
دوره تاریخی عصر آهن
 - آشوردان دوم ۹۳۴ پیش از میلاد
 - نبرد نینوا ۶۱۲ پیش از میلاد
 - نبرد مگیدو ۶۰۹ پیش از میلاد
به دنبال آن
پادشاهی ماد
امپراتوری بابل نو
پادشاهی الیپی
کنفدراسیون قبایل الیپی
Ashur god
ایزد آشور که خدای آشوری‌ها از ۲۶ قرن قبل از میلاد تا قرن هفتم قبل از میلاد بوده‌است. طرح ایزدآشور از حوروس که او نیز بت و خدای مصر بود برگرفته شده است.

ساکنان

آشوری‌ها اصولاً از نژاد سامی بودند و زبان آنان با سایر زبان‌های سامی، مانندِ عربی و عبری هم‌ریشه است. دولت آشور دولت مهمی بود که در خاورمیانه قدیم تشکیل شد و در آغاز تابع بابل بود. در سال ۱۸۰۰ پ. م فرمانروایان اولیه آشوری شهرهای آشور، نینوا و اربیل را متحد کردند و سلسله‌های پادشاهی آشور بعد از سال ۱۴۲۰ ق. م شکل گرفتند.

آشور در آغاز یکی از استان‌های کشور بابل بود. آشوری‌ها وقتی که متحد گردیده و از بابل جدا شدند چون سرزمینشان مانند بابل حاصلخیز نبود ناچار شدند که از دسترنج دیگران استفاده کنند، این بود که باج‌گیری و دست اندازی به سرزمین‌های دیگر را در پیش گرفتند. نتیجتاً دولت آشور یک دولت حرفه‌ای جنگجو و متجاوز شد. از خصایص آشوری‌ها شقاوت و بی رحمی آن‌ها نسبت به دشمنان است. آشور حدود هزار سال دوام کرد و حدود کشور از خاور و غرب توسعه یافت و لبنان و سوریه و فلسطین و مصر امروزی در تصرف آشوریان بود. آشور سرانجام در ۶۱۲ پ. م مغلوب دولت ماد شد.

تاریخ آشور

  • منابع میخی سومری و اکدی قدیم- قرن ۲۳ پ.م. - قدیمترین اطلاعات در رابطه با تاریخ آشور هستند و مدارک زیر جزیی از منابع مزبور است:
  1. فهرست اسامی فرمانفرمایان کوتی که علی‌الظاهر منشأ آن اطلاعات رسمی بوده و بخشی از آنچه را اصطلاحاً فهرست سلطنتی سومر می‌نامند تشکیل می‌داده‌است.
  2. شرح شاعرانه‌ای در بارهٔ جنگ اوتوهگال پادشاه سومری شهر اور با تیریکان پادشاه کوتی. یادداشت وقایعی که کاهنان غیبگو در آن باره پیش‌گویی کرده‌اند.

در میان‌رودان- بین‌النهرین ـ قدیم مبدأ تاریخی وجود نداشت و سال شماری از روی وقایع بر جسته به عمل می‌آمد و هر سال به نام واقعه‌ای بر جسته که وقوع یافته بوده نامیده می‌شد. از آنجمله بود وقایع مربوط به لشکر کشی‌های سلاطین سومر و اکد به جبال زاگرس.

  • منابع میخی آشور مربوط به هزارهٔ دوم پیش از میلاد بسیار قلیل است و تقریباً تنها از کتیبه‌های پادشاهان تشکیل شده و مربوط به مراسم و سازمان مذهبی می‌باشد و فقط به‌طور ضمنی - آن هم کلی- نتایج پیروزی‌های عمدهٔ پادشاه را ذکر می‌کنند.
  • کتیبه‌های آشوری مربوط به قرن نهم تا هفتم پیش از میلاد صورت دیگری دارد. برخی از آن‌ها به لسانی شیوا، اطلاعات فراوان دربارهٔ کشورهایی که پادگان و اقامت دسته‌جات جنگی آشور بوده، بدست می‌دهند. کتیبه‌های این عهد به چند نوع یا دسته منقسم می‌گردد:
  1. نامه‌هایی به خدا- گزارش‌های مشروح دربارهٔ یکی از لشکر کشی‌ها که به عنوان معبد خدای بزرگ آشور می‌باشد. گزارش‌های مزبور را کاتبان ادیب تنظیم نموده و مبتنی بر یادداشت‌های اصلی دبیران شاهی و صورت‌های غنایم بوده‌است.
  2. سال نامه‌ها- یا شرح لشکر کشی‌های سالیانهٔ پادشاهان که از روی گزارش‌های بدوی خلاصه و تنظیم گشته‌است و برخی بخش‌های آن مختصر و ساده و از تحریف خالی نمی‌باشد.
  3. کتیبه‌های بازدید کلی- مجموعی از شروح لشکر کشی‌های یک پادشاه از لحاظ جغرافیایی، نه تقدم و تاَخر تاریخی.
  4. کتیبه‌های پیروزی- که فقط حاوی نتایج پیروزی‌ها به‌طور اختصار می‌باشد و ترتیبی در آن مراعات نگشته‌است.

به استثنای متون دستهٔ اول که مانند اسناد میخی عادی بر صفحات سفالین منقور می‌شده دیگر نوشته‌ها بر استوانه‌ها، مخروط‌ها یا منشورهای سفالین و صفحات سنگ نقر می‌گشت و عادت به مناسبت ساختمان عمارتی در پی آن قرار داده می‌شد. بانیان آن می‌پنداشتند که وقتی ساختمان کهنه شد و فروریختن آغاز کرد یکی از پادشاهان آینده تصمیم به تجدید بنای آن گرفته و دیوارها را برداشته کتیبه را مکشوف خواهد ساخت و خاطرهٔ اعمال پادشاهان بدین نحو محفوظ خواهد ماند. کتیبه‌های پیروزی یا فتح‌نامه‌ها بر روی کار و نمای سنگی اتاق‌های کاخ‌ها نیز در جای نمایانی نقر می‌شد.

نخستین دورهٔ تهاجم آشور

دو رجال از ماد و آشور
پیشوایان اتحادیه قبایلی ماد برای جنگ با آشور

لشکرکشی‌های سلاطین آشور که در قرن نهم پ.م. در نقاط زاگرس تجدید گشت - همچون گذشته - جنبهٔ دستبرد داشت و هدف آن بیشتر غارت دام‌ها و گرفتن اسیر و برده بود. هر بار که لشکریان آشور نزدیک می‌شدند[۲] بوسیلهٔ آتشی که در قلل می‌افروختند از نزدیکی ایشان با خبر می‌شدند. بیشتر ساکنان دهکده‌های خویش را ترک گفته دام‌ها را به قلل صعب‌الوصول کوه‌ها سوق می‌دادند و دشمن علی‌الرسم جسارت نمی‌کرد ایشان را تعاقب کند. عادهً مردم از ماندن در دهکده‌های مستحکم خویش امتناع می‌ورزیدند زیرا با اینکه نقاط مزبور با حصاری محصور و برای دفاع در مقابل حملهٔ دهکده‌های مجاور یا امارت‌های کوچک کافی بود، آنقدر قدرت و استحکام نداشت که محاصرهٔ منظم لشکریان آشور را که با بهترین وسایل فنی زمان خویش مجهز بودند تحمل کند؛ و در نتیجه در پناه بردن به کوه‌ها امید بیشتری برای حفظ افراد و دام‌ها وجود داشت؛ ولی چون نیروهای تولیدی ترقی و تکامل یافتند اموال و ثروت‌هایی به وجود آمد که بردن آن به کوه‌ها متعذر بود و به هر تقدیر اِعمال چنین شیوه‌ای از تجاوز آتی نمی‌توانست جلوگیری کند. نخستین هدف تهاجم آشوریان زاموآ[۳] بود. در آن زمان از دریاچه اورمیه تا بخش علیای رود دیاله را به این نام زاموآ می‌نامیدند.[۴] در پایان قرن دهم پ.م. آداد نراری دوم پادشاه آشور - ۹۱۱ تا ۸۹۰ پ.م. - ناحیه‌ای از آن سوی زاب سفلی - مرز کشور لولومیان - از هابهی و زاموآ تا گردنه‌های کشور نامار را درنوردید و قبل از آن نیز بسوی سرچشمهٔ زاب بزرگ[۵] رفته به کشور مهری که در نزدیکی کرانه‌های غربی دریاچهٔ اورمیه واقع بود رسید. در عهد پادشاهان بعدی آشور توکولتی نینورتای دوم که در سال - ۸۸۵ پ.م. - لشکر کشید و آشورناسیراپال دوم که در سال - ۸۸۳، ۸۸۱، ۸۸۰ پ.م. - لشکر کشید تجاوز و لشکرکشی به اراضی زاگرس دوام یافت ولی لشکرکشی‌های آشور ناسیرپال دوم از دیگر تجاوزات جدی‌تر بود.

دورهٔ دوم تهاجم آشور - تیگلت پیلسر

تهاجم آشور در سال - ۷۴۴ پ.م. - با حمله به نامار آغاز گردید. لازم است ذکر شود که تیگلت پیلسر سوم و جانشینان وی نسبت به سرزمین مفتوح رفتاری جز آنچه شاهان پیشین داشتند پیش گرفتند. پیشتر بخش عظم ساکنان ناحیهٔ تسخیر شده را سر می‌بریدند و فقط عدّ هٔ معدودی افراد کار آمد را، برهنه کرده طوق و زنجیر بر گردن‌شان نهاده به بردگی می‌بردند ولی از زمان سلطنت تیگلت پیلسر سوم تشخیص دادند که این شیوه نامناسب و از لحاظ نتایج حاصله برای طبقهٔ حاکمه و دولت آشور کم سود است. این بار چون توانسته بودند سرزمین مفتوح را جزو خاک آشور سازند، مردم آن دیار را در محل باقی گذاشته مالیات‌های سنگین بر ایشان وضع می‌کردند یا - در بیشتر موارد - ایشان را، به شیوه‌ای متشکل، با بخشی از اثاث البیت و لوازم و کودکان و غیره، به نقاطی که قبلاً بر اثر لشکرکشی‌های آشور ویران و غیر مسکون شده بوده تبعید می‌نمودند و به جای آنان ساکنان نقاطی را که در دیگر مرزهای پادشاهی خویش مسخر کرده بودند، متمکن می‌ساختند. بدین طریق بهره‌برداری عقلایی‌تری از اراضی امپراطوری آشور تأمین می‌شد و عواید آن منظمتر وصول می‌گردید و انتقال و تغییر محل مردم امکان تبانی و مقاومت در برابر متجاوزان را برای مردم دشوار می‌ساخت.

در سال - ۷۴۴ پ.م. - لشکریان آشور که ظاهراً از سال پیش آمادهٔ سفر جنگی خویش گشته بودند[۶] بسوی بخش علیای رود دیاله حرکت کرده وارد سرزمین پارسوآ[۷] شدند. در سرزمین مزبور، مردم بومی غیر ایرانی متمکن بودند[۸] و در اواخر قرن نهم پ.م. نیز چنین بوده. اینان چند دولت بسیار کوچک داشتند و سال نامه‌ها ایشان را، بنام مؤسسان سلاله‌هایشان می‌خوانند بیت زاتی، بیت کاپسی، بیت سانگی یا بیت ساکّی و بیت تزّکّی. جریان عملیات جنگی واجد خصوصیاتی بود که پیشتر از آن سخن رفت؛ به این معنی که ساکنان محل در کوه‌ها پنهان شدند و در موارد نادر به قلعه‌ها پناه برده کوشیدند محاصره را تحمل و مقاومت کنند و آشوریان نیز دهکده‌ها و نقاط مسکونی را که به تصرف درمی‌آوردند سوزانده و هر جه و هر که به دستشان می‌افتاد ضبط و سیر می‌کردند.[۹] آشوریان بعضی از فرمانفرمایان را نیز اسیر کردند.[۱۰] دیگر شاهان توانستند با کسان خویش در کوه‌ها پنهان شوند. چنانچه اسیران به گروه‌هایی که سخت با آشوریان دشمنی می‌ورزیدند منتسب می‌بودند ایشان را با سخت‌ترین شکنجه‌ها می‌کشتند و بر نیزه می‌نشاندند. بخشی از سرزمین مفتوح جزو خاک آشور گشت و حاکم‌نشین پارسوآ نامیده شد و مرکز آن دژ نیکور[۱۱] بود.

از آنچه گفته شد چنین بر می‌آید که لشکرکشی تیگلت پیلسر سوم با لشکرکشی‌های دیگر پادشاهان آشور در قرن نهم پ.م. تفاوتی نداشته‌است؛ ولی مع‌هذا خصوصیات جدیدی این لشکرکشی را ممتاز می‌سازد. تیگلت پیلسر سوم در بیت زاتّی - که ناحیه‌ای بود جزو حاکم‌نشین نوین - عده‌ای از اسیران را آزاد کرد ولی قبلاً انگشتان ایشان را قطع کرد تا به کار جنگ نخورند ولی در ایالت نو بنیاد آشور (پایتخت) بمنزلهٔ کارگر و موضوع بهره‌کشی مورد استفاده قرارگیرند. تیگلت پیلسر سوم کوشید حتی در اراضیی که مستقیماً جزو متصرفات آشور نشده بوده نیز استثمار و بهره‌کشی منظّم از مردم را روبراه نماید یعنی خراج سالیانه‌ای بر ایشان وضع کند. مثلاً در بیت کاپسی چنین کرد و باتتانو[۱۲] شاه آنجا، داوطلبانه پرداخت خراج و مالیات و عوارض را به عهده گرفت و تیگلت پیلسر سوم در عوض متعرض دژ وی موسوم به کارکاریخوندیر[۱۳] نگردید.

سلاطین آشور

پانویس

  1. دانشگاه فرانکفورت آلمان. "Old Persian Corpus, Part No. 8, Text: DB1". http://titus.uni-frankfurt.de. External link in |وبگاه= (help)
  2. به احتمال قوی همچنانکه در اورارتو نیز متداول بود
  3. یا کشور لولومیان که در آن عصر عادهً لولوبیان را چنین می‌خواندند
  4. نواحی ۳و ۵ و ۶ نقشه کتاب تاریخ ماد
  5. زاب علیا
  6. خبر مربوط به ساختمان دژهایی که به منزلهٔ پایگاه‌های سوق‌الجیشی بوده‌اند و اسکان ناحیهٔ زاموآ توسط مهاجران بابلی حاکی از این موضوع می‌باشد
  7. زاموای جنوبی سابق
  8. یکجا نشینان و مهاجران آریایی شاید پارسیان
  9. نقاط مسکونی نی کور (نیککور) ساسیاشو، توتاشدی، کوشیاناش، خارشو، یا حارسو یا آرسیتا، شاناشتیکو، کیش کی تارا، خارشای، آیوباک و غیره که ظاهراً متعلق به توناکو پادشاه پارسوآ بوده‌اند. وی دژ کیت پاتیا «در کتیبه‌های سارگون دوم کیت پات آمده» را در جبال قافلانکوه در قزل بوندا از سلالهٔ مجاور بیت آبدادان متنزع و متصرف گردید. سال نامه‌های تیگلت پیلسر سوم در شمار آنچه بدست آورده بودند از اسبان و قاطران و دام‌های شاخ‌دار کوچک و بزرگ و شتران دو کوهان و پیشه وران صحبت می‌دارد.
  10. مثلاً کاکی شاه بیت زاتی و می‌تاکی شاه بیت سانگی
  11. Nikur
  12. Battanu,
  13. Karkarixundir

جستارهای وابسته

منابع

  • بسیاری از متون را ای.م.دیاکونوف ترجمه کرده و منتشر نموده‌است. تاریخ ماد ص ۱۳٬۱۴٬۱۵٬۴۱۸. شابک ‎۹۶۴-۴۴۵-۱۰۶-۶
  • راوندی مرتضی. تاریخ اجتماعی ایران. جلد ۱، ۱۸۱–۱۸۳

پیوند به بیرون

پلنگینه پوش.jpeg
جنگجوی ماد یا ماننا
آداد-نراری سوم

آداد-نراری سوم از سال ۸۱۱ تا سال ۷۸۳ پیش از میلاد پادشاه آشور بود.

او در دوران کودکی وارث تخت و تاج آشور شد. در واقع در اوایل کار، مادرش ملکه سمیرامیس امور مُلک را اداره می‌کرد. سمیرامیس و پسرش بارها علیه ماد و ماننا لشکر کشی کردند. در سال‌های ۸۰۹ و ۸۰۷ پ.م. علیه ماد و سال ۸۰۶ پ.م. علیه ماننا و در سال‌های ۸۰۰، ۷۹۹، ۷۹۷ پ.م. علیه نامرو و در سال‌های ۷۹۳، ۷۹۲، ۷۸۸ پیش از میلاد. آشوریان قصد داشتند سرزمین ماد را کاملاً مطیع و منقاد خویش سازند. دوران حکومت آداد نراری سوم با آغاز تهاجم مینوآ پادشاه اورارتو به اراضی پیرامون دریاچه اورمیه مصادف بود. به احتمال قوی سمیرامیس و آدادنراری با پادشاه مزبور دو بار در ماننا، پنج بار در جنوب دریاچه وان در خوبوشکیه و یک بار در درّه علیای فرات پیکار کردند.

در ۸۱۰ پیش از میلاد آداد-نراری سوم به ماد لشکر کشید و صفحات غربی فلات ایران را تصرف کرد.

آشور-ناصیر-پال دوم

آشور-ناصیر-پال دوم (Aššur-nāșir-apli, Ashur-nasir-pal) (در برخی منابع نام او به صورت‌های: آشورنصیرپال یا آشور ناسر پال یا آسور نصر پال و امثال آن هم آمده‌است، ولی تلفظ درست آن آشور-ناصیر-اپلی است)، نخستین پادشاه بزرگ آشور است که پس از پدرش توکولتی-نینورت ی دوم به حکومت رسید و از ۸۸۳ تا ۸۵۹ پیش از میلاد پادشاهی کرد. او بزرگترین پسر توکولتی-نینورت ی دوم بوده‌است. وی شورش‌های محلی را فرو نشاند، مناطق و سرزمین‌های دیگری را به امپراتوری آشور علاوه کرد و راه را برای پیشرفت و درخشش شاهان بعدی هموار نمود. معنای نامش یعنی: "آشور (یکی از خدایان آشوریها) نگهبان وارث (یا جانشین) است. "

آشوربانی‌پال

آشوربانی‌پال (به اکدی:Aššur-bāni-apli) (به آرامی: ܐܵܫܘܿܪ ܒܵܢܝܼ ܐܵܦܠܝܼ) از ۶۶۹ تا ۶۲۵ یا ۶۳۱ ق.م. پادشاه آشور بود. آشوربانی‌پال آخرین فرمانروای مقتدر آشوریان بود که جانشین پدرش اسرحدون شد. معنای نامش یعنی: "آشور به وجود آورندهٔ یک وارث (جانشین) است." در کتاب مقدس نام او به صورت "Asenappar" آمده‌است. ژوستینوس تاریخ‌نگار رومی نام او را به صورت "سارداناپالوس" نوشته‌است.

در سال ۶۳۹ پیش از میلاد آشوربانیپال شاه آشور، ایلام را شکست داد و شوش را غارت کرد. پس از این جنگ، ایلام هرگز به عنوان یک قدرت مستقل ظاهر نگردید.

استان حکاری

حَکّاری نام یکی از استان‌های ترکیه است که مرکز آن هم شهری است به همین نام. استان حکاری از شرق با آذربایجان غربی و شهرستان ارومیه ،از غرب با استان شیرناک ،از شمال با استان وان و از جنوب با اقلیم کردستان‌ عراق همسایه است. به نام حکاری.

اسرحدون

اسرحدّون یا آسرحدّون (ریخت یونانی و توراتی:Esarhaddon یا Asarxaddon؛ به اکدی:Aššur-aha-iddina، معنا: آشور برادری به من داده است.) شاه آشور در بین سال‌های ۶۸۰ تا ۶۶۹ پیش از میلاد بود. او کوچک‌ترین پسر سناخریب پادشاه آشور و همسر دوم آرامی‌اش شهبانو نقیعه و پدر آشوربانیپال بود. وی پس از کشتن دو برادرش در نینوا شاه شد که این واقعه باعث شد تا امپراتوری آشور به جنگ داخلی و هرج و مرج فرورود.

امپراتوری آشور

این مقاله به تاریخ امپراتوری آشور می‌پردازد. اقوام سامی از دیرباز در جستجوی آب و علفزار از جنوب شبه جزیره عربستان به سوی شمال این شبه جزیره حرکت می‌کردند و در شمال سکنی می‌گزیدند. البته تاریخ دقیق این حرکت و نیز مدت زمان آن مشخص نیست، امّا آثار و شواهدی در دست است که نشان می‌دهند این توده‌های متراکم در اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد به میانرودان رسیدند و دنباله آنان همچنان به صورت سیلی از جنوب به طرف شمال در حرکت بودند. آشوری‌ها به‌سرعت شروع به ساخت شهرهای جدید کردند و به‌تدریج بر پیشرفت آنان در تمام زمینه‌های فرهنگی و نظامی افزوده شد.

امپراتوری آشوری نو

امپراتوری آشوری نو حکومتی سلطنتی بود که بین سال‌های ۹۱۱ تا ۶۱۲ پیش از میلاد در قسمت‌های زیادی از خاورمیانه کنونی حکومت می‌کرد.

بور ساگاله

بور-ساگاله (به انگلیسی: Bur-Sagale ,Bur-Saggile ,Pur-Sagale ,Par-Sagale) یکی از شناخته شده‌ترین لیموهای «لیست لیموهای آشوری» است. (گونه‌ای اپونیم است، در فارسی اپونیم را نام دهنده یا نام ده می‌گویند)

متون آسوری می‌گویند که در سالی که به نام فرد مزبور است، کسوفی روی داده، دلیل شهرت این سال در تاریخ آشور (و به‌طور کلی در تاریخ خاور نزدیک باستان) هم، وقوع این کسوف است که اصطلاحاً آن را کسوف آسوری یا کسوف بورساگاله می‌نامند (این نام هم مانند بسیاری از موارد مشابه دیگر به صورت‌های مختلف خوانده و تلفظ می‌شود).

اکنون دانشمندان مؤفق شده‌اند تاریخ دقیق این رویداد اخترشناختی را تعیین کنند: ۱۵ ژوئن سال ۷۶۳ پیش از میلاد. این کسوف در سال دهم حکومت آشور دان سوم پادشاه آشور روی داده است.

تمدن بابل

بابل

(به اکدی: باب-ایلی، به معنی دروازهٔ خدا) یکی از تمدن‌های باستانی حوزهٔ میان‌رودان است. بابل در میان‌رودان در حوضهٔ رود فرات قرار داشت. مرکز این تمدن باستانی، شهر بابل بود که امروزه بقایا و آواره‌های به جا مانده از این شهر را تقریباً در ۸۸ کیلومتری جنوب بغداد امروزی و نزدیک شهر حله عراق می‌توان یافت.

تیگلت‌پیلسر سوم

تیگلت‌پیلسر سوم از سال ۷۴۵ تا ۷۲۷ پادشاه آشور بود. نیرومندی مجدد آشور مقارن با فرمانروایی وی می‌باشد. این پادشاه، چنان‌که بعد شرح آن خواهد آمد، ظاهراً در طی نخستین لشکرکشی خویش علیه ماد در سال ۷۴۴ با ماننا تماس عملیاتی داشته‌است. همچنین شکست سختی که از طرف لشکریان تجدید سازمان یافتهٔ تیگلات-پیلسر سوم در سال ۷۴۳ به اورارتو وارد آمد، به دعاوی اورارتو در مورد حکومت بر ماننا پایان بخشید.

نام تیگلت‌پیلسر به معنای «توکل می‌کنم بر پسر اشارا» است (اشارا معبد بزرگ ایزد آشور و واقع در شهر آشور بود).

خشتریته

خشتریته (Xšathrita) (کشاتریتی، خشثریتا و صورت‌های مشابه بسیار دیگر) نام یکی از پادشاهان سلسهٔ ماد، از سلسله‌های پادشاهی ایران است. پس از دیاکو رهبری ماد را خشتریته در دست گرفت. به دنبال حمله مجدد آشور به اراضی ماد، خشتریته برای پایان دادن به حملات آشور با ماننا و کیمریان پیمان دوستی بست و عملاً با آشور وارد جنگ شد. خشتریته در سال ۶۲۵ پ.م. در گذشت.

سارگون دوم

سارگون دوم امپراتور آشور (۷۲۲–۷۰۵ ق‌م) و بنیان‌گذار سلسله سارگون. در زمان سارگون دوم، دولت آشور که قدرتمند شده بود، پیشروی خود را به داخل فلات ایران ادامه داد. قدیمی‌ترین مطلب مربوط به شهر تبریز، در کتیبه سارگن دوم پادشاه آشور آمده‌است که آن را شهری بزرگ، آباد و دارای باروی تو در تو وصف کرده‌است.

شهر ایزیرتا (یا ایزیرتو) که سقز کنونی باشد، قبل از اولین اتحاد اتحادیه قبایل ماد به عنوان پایتخت ماننا شناخته می‌شده‌است. گفته شده که این شهر با نام ایزیرتا در زمان نخستین اتحادیهٔ ماد، پایتخت مادها بود. سرکردگان ماد در اطراف این شهر استحکاماتی برای خود ساختند که از آن جمله زیویه و قپلانتوی کنونی را می‌توان نام برد.

سده ۸ (پیش از میلاد)

(سده نهم پ.م. - سده هشتم پیش از میلاد مسیح - سده هفتم پ.م. - سده‌های دیگر)

سده هشتم پیش از میلاد در مصر باستان دربردارنده دگرش‌های بزرگی بود. دودمان‌های بیست‌ودوم و بیست‌وسوم پادشاهی این کشور از نوبه بر مصر چیره شدند. آشور نیز اسرائیل را همچون دیگر همسایگانش شکست‌داد. سندهای دیرپا نشان از هستی بازی‌های المپیک را در یونان باستان می‌دهند و از آن دسته دوندگی بوده‌است. همچنین یونانی‌ها دست به ساخت زیست‌بوم‌هایی در کرانه‌های دریای سیاه و دریای مدیترانه زدند. همچنین در این سده روم پا به جهان گذارد. نخستین خورشیدگرفتگی ثبت‌شده در تاریخ چین نیز در این سده روی‌داد. اوپانیشاد نوشته مقدس هندوان نیز در پایان این سده نوشته‌شده‌است.

فرورتیش

فرَوَرتیش (فارسی باستان: فْرَوَرتی، اوستایی: فْرَوَشی، یونانی: فرااُرتِس، بابلی: پَرومَرتیش، عیلامی: پیرومَرتیش) دومین شاه ماد بود. به گفتهٔ هرودوت فرورتیش پسر دیاکو بود و قبایل مادی را متّحد و به یک کشور تبدیل کرد.

وی که به همراه دیاکو و خانواده‌اش به آشور تبعید شده بود، به احتمال قوی در خاک آشور تربیت شد. بعدها وی خداوند ده ایالت بیت کاری در ناحیهٔ همدان کنونی، به مرکزیت کار-کشی شد. گمان می‌رود آشوریان خود از روی عمد وی را به این مقام منصوب کرده‌باشند تا اولاً وی را از جایی که نفوذ و ریشهٔ محلی داشته‌است دور کرده باشند، ثانیاً بر این باور بودند که فرورتیش که دست‌پرورده و دست‌نشاندهٔ خودشان است — مانند سایر پیشوایان، شاهکان و شاهان دست‌نشانده — در ادامه سیاست‌هایی را دنبال خواهد کرد که به نفع آشوریان باشد.فرورتیش با آنکه سرنوشت اسارت پدرش دیاکو را دیده بود، همان راه پدرش را دنبال کرد و به آشور اعلان جنگ داد. برای این کار ابتدا پارس‌ها را تحت انقیاد خود درآورد و سپس با جلب یاری خداوندان پیشین‌ده دو ایالت مجاور خود قیامی را علیه آشور ترتیب داد. قیام به سرعت گسترش یافت و آشوریان قست اعظم سرزمین ماد را که در تصرف خود داشتند، از دست دادند. با مذاکرات آشور با سکاها — که متحد مادها در این قیام بودند — و خروج آن‌ها از اتحاد با مادها به نفع آشوریان، جریان قیام ناتمام ماند.

از آن تاریخ به بعد فرورتیش توانست مهم‌ترین نواحی ماد را از زیر یوغ آشور نجات دهد و در سه ایالت بیت کاری، مادای و ساپاردا دولت واحدی تأسیس کند و پادشاهی مستقل ماد را برپا کند.

در جریان یک کشمکش داخلی در آشور، فرورتیش فرصت را برای حملهٔ دوباره به آشور مناسب دید و بدین ترتیب در سال ۶۵۳ پیش از میلاد مجدداً به آشور یورش برد ولی کشته شد. بدین ترتیب ۲۲ سال حکومت وی بر مادها پایان یافت. برخی از مورخین معتقدند علی‌رغم شکست فرورتیش از آشوریان، این جنگ زمینه‌ساز نبردی شد که پسرش هووخشتره آن را تا سقوط دولت آشور در پیش گرفت. پس از فرورتیش، هووخشتره جانشین او شد و مدت ۴۰ سال حکومت کرد.

منائیان

مننا (ماننا) در آغاز هزارهٔ‌یکم پیش از میلاد یکی از کوچکترین تشکیلات دولتی لولویی و کوتی بود و جدا از اتحادیه قبایل ماد وجود داشت. آنها نخستین قبایلی بودند که تشکیلات دولتی را در جلگه جنوبی دریاچه ارومیه تشکیل دادند و از قرن‌ هشتم پ. م. بارها با آشور و اورارتو به مبارزه برخاستند و در واقع مغلوب هیچ‌یک از دولت‌های مزبور نشدند. با این وجود دولت مننا به مراتب کمتر از دیگر دول بزرگ آن زمان یعنی آشور، اورارتو، ایلام و فریجیه (فریگیا، فریگیه) شهرت داشت.

میتانی

تمدن میتانی یکی از تمدن‌های باستانی هورانی در غرب ایران و شمال میانرودان

و جنوب آناتولی بوده‌اند. میتانی‌ها که مردمانی با زبان هوری، زبانی غیر سامی و هندواروپایی در شمال میانرودان بودند، توسط طبقه‌ای از اشراف با ریشهٔ نامشخص متحد گشته و قدرت خود را در جنوب ترکیه و شمال سوریه و عراق امروزی در هزارهٔ دوم پیش از میلاد مسیح گسترش دادند.خاندان شاهی میتانی بعد از کاسی‌ها که بابل را گشوده و در سده‌های ۱۲ تا ۱۵ پیش از میلاد در فهرست خدایان میتانی، نام چهار خدا (میترا، ورونا، ایندرا، نستیا) ذکر شده که اسم‌های قدیمی دارند و در ریگ ودا هم ذکر شده‌است.

نینوا

نینوا پایتخت باستانی دولت آشور بود و بر کرانهٔ رود دجله در عراق کنونی قرار داشت. شهر نینوا در سال ۶۱۲ پیش از میلاد به دست اقوام ماد و بابل (مادی‌ها و بابلی ها) ویران شد. آشوری‌ها شهرهای بسیاری بنا کرده بودند، اما بزرگترین شهر بنا شده توسط آنان در آن زمان نینوا محسوب می‌شد.

واژه «نینوا» بر خلاف آنچه برخی تاریخ‌نگاران می‌پندارند، از نام نین که نام یکی از خدایان آشور بوده یا از نام نینوس گرفته شده‌است، اما نینوا یک اسم خاص است که زادگاه دلاوران نامداری بوده، این شهر در ۱۲۴۸ پیش از میلاد پایتخت آشوریان شد.

هووخشتره

هُووَخْشَتْرَه (پارسی باستان: hUvaxštra، اکدی: mÚ-ak-sa-tar و mUk-sa-tar، عیلامی: mÚ-ak-sa-tar, mUk-sa-tar و mÚ-ma-ku-iš-tar، فریگی باستان: Ksuwaksaros، یونانی: Kyaxárēs) سومین شاه ماد است که در سال ۶۲۵ پیش از میلاد به سلطنت رسید و تا سال ۵۸۵/۴ پیش از میلاد حکومت کرد. ماد در دوران حکومت هووخشتره از مرزهای جغرافیایی قومی خود فراتر رفت و بسیار گسترش یافت و به بزرگ‌ترین امپراتوری زمان خود تبدیل شد، که از سمت مغرب تا رود هالیس (قزل‌ایرماق) و از سمت مشرق تا آمودریا یا سیردریا می‌رسید. برخی از پژوهشگران نام وی را برگرفته از دو واژه پارسی باستان هو (خوب) و خشثره (شاه) دانسته اند که در کل به معنی "پادشاه خوب" است. دربارهٔ زندگی هووخشتره منابع اندکی موجود است، که شامل منابع آشوری و رویدادنامه‌های بابلی، منابع یونانی به‌ویژه تاریخ هرودوت و گزارش‌هایی پراکنده از منابع یهودی می‌شود.

هووخشتره، نخست سکاها را که پس از مرگ پدرش فرورتیش بر ماد سلطه یافته‌بودند، شکست داد. پس از آن برای مقابله با آشوریان، نیروی نظامی مجهزی تشکیل داد؛ زیرا سربازان طوایفی که به‌همراه سرکردگان خود در هنگام جنگ به اردو می‌پیوستند، هرگز از عهدهٔ یک سپاه منظم برنمی‌آمدند. به همین خاطر ابتدا ارتش ماد را تجدید سازمان و نوسازی کرد و به جای تقسیمات سابق عشیرتی، آن‌ها را بر حسب نوع سلاح تقسیم‌بندی کرد و این خود استعداد جنگی آن‌ها را بسیار بالا برد. هووخشتره سپس با دولت بابل متحد شد و با نیروی نظامی خود به سوی سرزمین آشور حرکت کرد. در سال ۶۱۴ پیش از میلاد از کوه‌های زاگرس گذشت و ضمن تسخیر آبادی‌های آشوری سر راه، شهر آشور، پایتخت باستانی دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، نبوپَلَّسَر (پادشاه بابل) در شهر آشور به دیدار هووخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی ماد و بابل تجدید شد. در سال ۶۱۲ پیش از میلاد هووخشتره و نبوپلسر توانستند با حمله به نینوا (پایتخت آشوریان) و فتح آن، به عمر امپراتوری آشور خاتمه دهند.

پس از فتوحات و پیروزی‌های فراوان، هووخشتره این بار متوجه غرب و لیدیه و شهرهای تجاری یونان باستان در آسیای صغیر شد. وی با آلیات شاه لیدیه جنگید و توانست سرزمین‌های بالای رود هالیس را تصرف کند. جنگ بین مادها و لیدی‌ها سرانجام در سال ۵۸۵ پیش از میلاد مسیح به‌دلیل خورشیدگرفتگی ناگهانی پایان یافت و هووخشتره هم در همان سال یا سال بعد از آن درگذشت و پس از وی، پسرش ایشتوویگو به پادشاهی رسید و ۳۵ سال سلطنت کرد. بنا بر گفتهٔ ایگور دیاکونوف، آرامگاه هووخشتره در قزقاپان، مقبره‌ای صخره‌ای در استان سلیمانیه در کردستان عراق است.

پارسوآش

پارسوا یا پارسواشparsua در کتیبه‌های پادشاه آشور شمشی اداد پنجم ۸۲۳ تا ۸۱۰ پیش از میلاد و در کتیبهٔ سناخریب در سال ۶۹۱ پیش از میلاد به مناسبت نبرد در حلوله و همچنین در یک رشته از نامه‌های آرشیو، پادشاهان آشور که مربوط به حوادث ۶۵۳ تا ۶۵۲ پیش از میلاد است، به عنوان یکی از ایالات منتهی عیلامی ذکر شده‌است.نام‌های جغرافیایی پارشوا، پارسوا، پارسواش و پارسوماش و انتساب آن‌ها به پارسی‌ها ومراحل مختلف مهاجرت آن‌ها به فلات ایران را نشان می‌دهد. با توجه به این برداشت، نظریه ای مطرح شده که بر اساس آن پارسی‌ها ابتدا از طریق کناره غربی دریاچه ارومیه و منطقه قفقاز وارد شمال غرب ایران شده و در جنوب دریاچه ارومیه و ایالت پارشوا که در متون اورارتویی به آن اشاره شده، مستقرشدند. با توجه به تصرف منطقه توسط اورارتو) حدود۸۲۰ق. م(پارسی‌ها مجبور شدند به مناطق جنوبی‌ترمهاجرت کرده و درمحدودهای از شمال ماهیدشت تا منطقه سنندج در کردستان که منابع آشوری از آن بارها به عنوان پارسوا یاد کرده‌است، استقرار پیدا کنند. با توجه به لشکرکشی‌های مکرر آشوری‌ها به غرب ایران وضمیمه کردن پارسوا به قلمرو آشور، پارسی‌ها دوباره مجبور شدند به مناطق جنوبی‌تر ومجاور قلمرو ایلام و استان کنونی فارس مهاجرت کنند

لوئیس لوین انتهای شمالی دشت ماهیدشت را که راه‌های خوبی آن نمری مربوط می‌کند و در آن تپه‌های تاریخی مهمی وجود دارد برای این ایالت تعیین نموده‌است

نامبرده در نوشته‌های جدیدتر خود ناحیه ماهیدشت شمالی و حوالی روانسر را بهترین گزینه دانسته‌است بر اساس‌همین جایابی، پارپولا در اطلس تاریخی شرق نزدیک در دوره آشور جدید، نیکور پایتخت پارسوا را در روانسر امروزی جایابی کرده‌است. این جایابی مرزهای شمالی پارسو( با توجه به وسعت این ایالت و مجاورت آن با مانّا) تامنطقه سنندج و مناطق شرقی‌تر آن می‌توانست کشیده شده باشد. بررسی و مطالعه ارتباط پارسوا با پارسوماش

در خصوص ارتباط پارسوا با پارسوماش نظریات متفاوتی وجود دارد. کایلر یانگ ولوئیسلوین به نوعی این دو را یکی می‌پندارند و لوین اشاره می‌کند:در اواخر دوره آشورجدیداشارات به پارسوا در منطقه غرب ایران (استانکردستان) ناپدید شده تا اینکه دوباره در دوره آشوربانیپال در مناطق خیلی جنوبی‌تر و استان فارس به آن اشاره می‌شود. در همین‌جا لوین تأکید می‌کند درکتیبه‌های آشوربانیپال است. کایلر یانگ در مقاله نخست خود که به مهاجرت ایرانی‌ها به منطقه زاگرس اختصاص دارد ، به‌طور خلاصه ضمن اعتقاد به این مسئله که پارشوای شمال غرب، پارسوای غرب و پارسوماش جنوب غربی ایران در ارتباط باپارسی‌ها قرار دارند، به این نتیجه رسیده که:سه پارسوا یا سه گروه از پارسی‌ها در غرب ایران و تقریباً به صورت همزمان وجود داشته‌اند؛ یکی در شمال غرب، دیگری در مرزهای ایلام و آخری در فارس. بر اساس نوشته یانگ مهاجرتی از شمال غرب، به غرب و سپس جنوب غربی ایران صورت نگرفته و اشاراتی که در این زمینه وجود دارد، نتیجه برداشت نادرست از منابع است. یانگ در مقاله جدید خود نظری تقریباً متفاوت ارائه می‌کند. او در اینجاضمن یکی شمردن ایالت‌هایااسامی پارسوا، پارسواش وپارسوماش محل آن را در زاگرس مرکزی جایابی کرده و هرگونه ارتباط این اسامی را باجنوب غربی ایران و پارس دوره بعد رد می‌کند و پارسوماش کتیبه سناخریب وآشوربانیپال را نیز در زاگرس مرکزی جایابی کرده و کوراش را نیز حاکم همین منطقه می‌داند. او تأکید می‌کند:پارسوای (زاگرس مرکزی) که به نظر او با پارسوماش یکی‌است (نمی‌توانسته هیچ ارتباط مستقیمی‌ با پارسه(Parsa)در فارس که در زمان داریوش هخامنشی ایجاد شد داشته باشد ؛ امیلی کورت نیز به‌طور ضمنی این نظریه را که تمامی اسامی مورد بحث تنها به یک ایالت در غرب ایران اشاره دارند، تأیید کرده‌است)یانگ برای توجیه جایابی پارسوماش در زاگرس مرکزی دلایلی ذکر می‌کند:مکانی‌در زاگرس مرکزی ( منطقه اردلان)برای پارسوای آشوربانیپال کاملاً متقاعدکننده است. آشوربانیپال درتوصیف شکست و ویرانی ایلام) سال۶۴۶ق. م (اغراق زیادی کرده‌است. داده‌های باستان شناسی‌چنین ویرانی‌را تأیید نمی‌کنند و سلسله ایلام بعد از این تاریخ نیز به حیات خود ادامه داده‌است. از طرف دیگر پارس از سرزمین جلگه ای ایلام فاصله زیادی داشته و اغلب از یورش دشمنان بین‌النهرینی خود در امان بوده‌است. از این رو به نظرنمی‌رسد پادشاه پارس که بر ناحیه نزدیک انشان حکومت می‌کرد، این قدر ترسیده باشدکه پسر خود را به عنوان گروگان به دربار آشور فرستاده باشد. پادشاه پارسوای زاگرس مرکزی می‌توانست از لشکرکشی آشوری‌ها بیشتر متأثر شده باشد. پادشاهان این ناحیه زاگرس به صورت سنتی متحد ایلام و بابل در برابر آشور بودند و نزدیکی آن‌ها به آشورمی‌توانست زمینه ترس آن‌ها را فراهم کند.به احتمال قوی پارس بعدی در انشان است در زمان داریوش هخامنشی ایجاد شده و جنوب غرب ایران واستان فارس فاقد هر گونه اثری از مهاجرت اقوام آریایی در عصر آهن و بعد از آن بوده‌است.

حاکمان آشور
سال‌های میانه
سال‌های میانه
سال‌های آخر
عصر آهن

به زبان‌های دیگر

This page is based on a Wikipedia article written by authors (here).
Text is available under the CC BY-SA 3.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.